انتخابات پارلمانی عراق که در تاریخ 11 نوامبر 2025 برگزار شد، نقطه عطفی در تاریخ دولت عراق پس از 2003 به شمار میرود. در نگاه اول، این انتخابات روند disengagement سیاسی را معکوس کرد؛ تعداد نامزدهای پارلمانی به طور قابل توجهی نسبت به انتخابات قبلی افزایش یافت (7,926 نامزد برای 329 کرسی پارلمانی رقابت کردند)، به همراه افزایش چشمگیر هزینههای انتخاباتی که به میلیاردها دلار تخمین زده میشود و افزایش نرخ مشارکت رأیدهندگان که فراتر از انتظارات بود. با این حال، صرفاً خواندن ارقام کلی منتشر شده توسط کمیسیون مستقل انتخابات (IHEC) بدون بررسی جزئیات زیرین میتواند برداشتهای نادرست و نتایج نادرستی درباره معنای آخرین انتخابات عراق برای ترجیحات سیاسی عراقیها به همراه داشته باشد.
محاسبه مجدد مشارکت رأیدهندگان
تحلیل دقیقتر اعداد نشان میدهد که فاصله زیادی بین جمعیت بزرگسال عراق و کسانی که در نهایت رأی دادند وجود دارد. انتخابات 2025 عراق به طور کامل بر اساس رأیگیری الکترونیکی برگزار شد، که نیازمند این بود که تمام عراقیها کارت رأی الکترونیکی دریافت کنند تا واجد شرایط رأیگیری باشند. تقریباً 7.8 میلیون عراقی در سن رأیگیری این کارت را دریافت نکردند—یا به دلیل ناکامیهای اداری و لجستیکی یا عدم تمایل به مشارکت.
بنابراین، با وجود افزایش مشارکت “رأیدهندگان واجد شرایط” که کارتهای بیومتریک داشتند، 21.4 میلیون رأیدهنده در این انتخابات به طرز پارادوکسیکالی کمتر از بیش از 22.1 میلیون رأیدهنده در انتخابات قبلی در سال 2021 بودند. این کاهش به ویژه با توجه به رشد قابل توجه جمعیت در چهار سال گذشته، که بیش از 4 میلیون عراقی دیگر در سن رأیگیری وجود دارد، قابل توجه است. بر این اساس، تنها 73% از بزرگسالان عراقی “رأیدهندگان واجد شرایط” با کارتهای بیومتریک بودند در مقایسه با 88% در سال 2021. بنابراین، در حالی که کمیسیون عالی انتخابات عراق نرخ مشارکت حدود 56% را بر اساس تعریف خود از رأیدهندگان واجد شرایط اعلام کرد، نرخ مشارکت انتخاباتی نسبت به کل تعداد عراقیهای بالای 18 سال تنها 41% است.
نشانه دیگری از بدبینی سیاسی، تعداد بالای رأیهای باطل در این سال است. 730,000 رأی باطل—6% از کل آرا—احتمالاً نه تنها نشاندهنده خطاهای رأیگیری بلکه نشاندهنده تمایل عمدی به تحریم انتخابات توسط کسانی است که ظاهراً مجبور به رفتن به پایگاههای رأیگیری بودند، به ویژه در رأیگیری ویژه که شامل نیروهای مسلح عراقی، عراقیهای آواره و زندانیان میشود. وقتی این آرا باطل حذف میشوند، نرخ مشارکت بزرگسالان عراقی به 38.5% کاهش مییابد، که نزدیک به نرخ مشارکت انتخابات قبلی است که به رأیگیری با کارت بیومتریک متکی بود.
با این حال، حتی این عدد ممکن است به دلیل دو رویداد عمده در روز انتخابات که احتمالاً بر رفتار رأیدهندگان تأثیر گذاشته است، به طور غیرواقعی بالا رفته باشد، به ویژه در بغداد و جنوب. اولین رویداد، انتشار مجدد و ترویج در شبکههای اجتماعی یک ویدئوی قدیمی از نماینده مرجعیت دینی عالی در نجف، شیخ عبدالمهدی الکربلایی، بود که رأی خود را در انتخابات میداد. بسیاری بر این باور بودند که این ویدئو در آن روز گرفته شده و آن را به عنوان دعوتی از مرجعیت دینی شیعه عراق برای مشارکت در انتخابات تفسیر کردند. این ویدئو به قدری توجه جلب کرد که واکنشی از سوی رهبر شیعه محبوب سید مقتدی صدر که در حال تحریم انتخابات بود، به همراه داشت که گفت: “ما امیدوار بودیم که شما بهتر از این برای نجات عراق عمل کنید.” تأثیر این ویدئو با افزایش چشمگیر تعداد رأیدهندگان که در نیمه دوم روز انتخابات رخ داد، نشان داده میشود. در برخی مناطق، به ویژه در بغداد و مناطق جنوبی میسان، نجف، ذیقار و بغداد الروسافا، نرخهای مشارکت در شش ساعت آخر روز انتخابات تقریباً 150% افزایش یافت.
class=”MsoNormal”>متغیر کلیدی دوم افزایش نجومی تعداد ناظران انتخاباتی در محلهای رایگیری بود، از چند هزار در انتخابات گذشته به حدود دو میلیون. این ناظران کارگران مزدبگیر بودند و حضورشان تضمینکننده دو میلیون رای در صندوقهای رای بود با توجه به این انتظار که آنها برای دریافت پرداخت رای خواهند داد.
تمام این عوامل نشان میدهد که با وجود نرخ بالای گزارش شده مشارکت، تمایل عراقیها برای شرکت در انتخابات در واقع کاهش یافته است، که بازتابدهنده یک روحیه منفیتر عمومی نسبت به انتخابات بهویژه و نسبت به فرآیند دموکراتیک بهطور کلی است—نظری که همچنین به وضوح در دادههای روند ۲۳ سال نظرسنجی عمومی IIACSS قابل مشاهده است.
رایهای از دست رفته و نمایندگی نامتعادل فرقهای
تصویر با مقایسه تعداد کل آرای بهدستآمده توسط احزابی که میتوان آنها را به عنوان شیعه، سنی یا کردی طبقهبندی کرد، به تخمینهای تقریبی از رایدهندگان مربوطه در هر استان، منطقه و زیرمنطقه پیچیدهتر میشود—که بر اساس توزیعهای جمعیتی جغرافیایی ثبتشده در سرشماری ۲۰۲۴ و اطلاعات جمعیتی جمعآوریشده در طی هزاران نظرسنجی IIACSS محاسبه شده است. اعضای پارلمان که میتوان آنها را به عنوان اعضای احزاب شیعه طبقهبندی کرد، ۵.۵ میلیون رای جمعآوری کرده و ۱۸۸ کرسی یا ۵۸٪ از پارلمان را بهدست آوردند—هشت کرسی کمتر از انتخابات قبلی. در مورد احزاب و ائتلافهایی که میتوان آنها را به عنوان سنی طبقهبندی کرد، ۲.۷۵ میلیون رای ۷۷ کرسی (۲۳٪ از کرسیهای پارلمان) تولید کرد. در همین حال، احزاب کردی مجموعاً ۲.۱ میلیون رای جمعآوری کرده و ۵۴ کرسی (۱۶٪ از کل کرسیهای پارلمان) را بهدست آوردند.
مقایسه این نتایج با تخمینهای جمعیتی کشور نشاندهنده تفاوتهای قابل توجهی در قدرت رایگیری هر گروه است. در حالی که هر ۲۹,۰۰۰ رای شیعه موفق به تأمین یک کرسی پارلمان شد، هر کرسی سنی به ۳۵,۰۰۰ رای نیاز داشت در حالی که برای تأمین یک کرسی برای احزاب کردی به ۴۰,۰۰۰ رای نیاز بود. این ویژگیها نشان میدهد که ۴۵٪ از رایدهندگان که شیعه بودند، سرنوشت ۵۸٪ از کل کرسیهای پارلمان را تعیین کردند، در حالی که ۵۵٪ از رایدهندگان سنی، کردی و اقلیت فقط ۴۲٪ از کرسیهای پارلمان را تعیین کردند.
این نابرابریها بازتابدهنده تفاوت در نرخهای مشارکت در مناطقی است که هر گروه اکثریت دارد؛ نرخهای مشارکت در مناطق اکثریت شیعه پایینترین و در مناطق کردی و سنی بالاتر بود و بدین ترتیب «قیمت» رایدهی هر کرسی برای احزاب فرقههای اخیر را افزایش داد. این نابرابری همچنین ممکن است بازتابدهنده اختلاف بین تعداد کرسیهای فعلاً تخصیصیافته به هر استان یا درون هر استان، بر اساس تخمینهای جمعیتی قبلی، و ترکیب جمعیتی کنونی عراق باشد. این یافتهها نیاز فوری به بازنگری در تعداد کرسیهای هر استان نسبت به سرشماری جمعیتی اخیر ۲۰۲۵ را نشان میدهد.
علاوه بر این، قانون رایگیری کنونی عراق باعث شد بخش قابل توجهی از آرای بهدستآمده به نامزدهای بازنده «از دست برود». اعضای پارلمان شیعه برنده ۱.۸۹ میلیون رای (در مقابل تخمین ۵.۵-۵.۷ میلیون رای شیعه دادهشده) بهدست آوردند، در حالی که نمایندگان سنی برنده ۹۶۰,۰۰۰ رای (در مقابل ۲.۶۵-۲.۸۵ میلیون رای دادهشده) و نمایندگان کردی تقریباً ۱.۱ میلیون رای (در مقابل ۲.۱-۲.۲ میلیون رای دادهشده) بهدست آوردند. بهطور کلی، نمایندگان شیعه تنها حدود ۳۴٪ از کل رایدهندگان شیعه را نمایندگی میکنند و نمایندگان سنی جدید حدود ۳۵٪ را نمایندگی میکنند، در حالی که نمایندگان کردی اراده حدود ۵۰٪ از رایدهندگان مربوطه خود را نمایندگی میکنند.
class=”MsoNormal”>در اینجا دوباره، و با وجود نرخ بالای مشارکت گزارش شده، نمایندگان منتخب کمتر از پارلمان قبلی رأی دریافت کردند—۳,۹۷۶,۴۵۰ در مقابل ۴,۰۶۶,۰۰۰. این اختلاف نشاندهنده تفاوتهای بین قانون قبلی (رأیگیری غیرقابل انتقال واحد SNTV که در آن هر رأیدهنده یک رأی به یک نامزد میدهد در حالی که چندین کرسی باید در هر حوزه انتخاباتی پر شود) و قانون انتخاباتی کنونی (نسبتی) است که در آن کرسیها به طور نسبی بین نامزدها توزیع میشود. افزایش در مشارکت “رأیدهندگان واجد شرایط” به بهبود نمایندگی رأیدهندگان در پارلمان منجر نشد، که هدف اساسی هر فرآیند انتخاباتی است.
در واقع، تعداد زیادی از رأیهای از دست رفته توسط برخی از بلوکهای انتخاباتی به دلیل قانون انتخاباتی جدید میتوانست معادله انتخاباتی را به طور کامل تغییر دهد. تنها دو بلوک موفق شدند از آستانه یک میلیون رأی عبور کنند: بلوک بازسازی و توسعه شیعه ال-Sudani (۱.۳ میلیون) و حزب دموکرات کردستان (۱.۰۴ میلیون). با این حال، این دو نهاد همچنین از بزرگترین بازندگان رأیها بودند. بلوک بازسازی و توسعه ۷۳۴,۰۰۰ رأی، یا ۵۷٪ از کل رأیدهندگان خود را از دست داد، در حالی که بلوک حزب دموکرات کردستان ۵۴۴,۰۰۰ رأی به نمایندگی از ۵۲٪ از کل رأیدهندگان خود را از دست داد. شانس بلوک صادقون نیز بهتر نبود، زیرا ۶۸٪ از کل رأیهای آن هدر رفت، در حالی که تَقَدُّم ۵۰۰,۰۰۰ رأی (۵۴٪) از کل رأیهای خود را از دست داد.
با در نظر گرفتن تمام این تحولات، پارلمان کنونی تنها یکسوم از ۲۱ میلیون عراقی که در انتخابات رأی دادند را نمایندگی میکند، یا ۱۳٪ از کل جمعیت بزرگسال عراقی—هشداری برای سیاستمدارانی که از افزایش تعداد شرکتکنندگان خوشحال هستند. با توجه به درصد کوچک عراقیهای واجد شرایط رأیگیری که در پارلمان جدید واقعاً نمایندگی میشوند، نمایندگان احتمالاً با وظیفه دشواری در قانع کردن عراقیها مواجه خواهند شد که این انتخابات بهترین سیاستمداران ممکن را برای آنها به ارمغان آورده است.
کدام احزاب در انتخابات جدید بهرهمند شدند؟
هم اراده سیاسی عراقی و هم سیستم انتخاباتی جدید ترکیب این پارلمان جدید را به طور قابل توجهی تغییر داد. تا به حال، احزاب اسلامی در انتخابات پس از ۲۰۰۳ نسبت به احزاب مدنی موفق بودند (“غیرمذهبی” در اینجا به نوعی نادرست خواهد بود به دلیل عدم وجود ویژگی صریح غیرمذهبی آنها). اسلامگرایان حدود دو سوم از اولین دوره پارلمانی و ۵۴٪ از دوره دوم پارلمانی را تشکیل دادند و دوباره به ۶۱٪ از کرسیها در دوره سوم رسیدند. قدرت آنها در دوره پس از ۲۰۰۳ به حدی بود که برخی عراقیها ایالات متحده را به توطئهای برای «اسلامیزه کردن» عراق متهم کردند، که نشاندهنده نقش عمدهای بود که این احزاب در این دوره درک میشدند.
با این حال، رأیدهنده عراقی در دوره ۲۰۱۸ به جنبشهای اسلامی روی گردان شد و آنها را مسئول ناکامیهایی دانست که عراق از سال ۲۰۰۳ متحمل شده بود، زمانی که احزاب مدنی موفق به تشکیل اکثریت ساده در پارلمان (۵۲٪) شدند. ناامیدی مداوم از سیستم سیاسی بعدها در قیام تشرینی ۲۰۱۹ بروز کرد. این روند در انتخابات ۲۰۲۱ ادامه یافت، که به عنوان یک کودتای بنفش علیه طبقه سیاسی حاکم شناخته شد. سپس، جنبشهای مدنی با تصاحب ۵۷٪ از کرسیهای پارلمان موفقیت بیسابقهای کسب کردند، در حالی که گروههای اسلامی تنها ۴۰٪ را در اختیار داشتند. این تغییر با وجود اینکه اکثر احزاب مدنی انتخابات را تحریم کردند، در حالی که تمام گروههای سیاسی اسلامی (شیعه، سنی و کردی) شرکت کردند، رخ داد.
class=”MsoNormal”>با این حال، این انتخابات اخیر این روند را تغییر داده است. تحریم انتخابات 2025 توسط نیروهای مدنی از طریق یک کمپین بزرگ که توسط تأثیرگذاران و نخبگان عراقی رهبری میشود، شکست نمایندگان مدنی و تشرینی در پارلمان 2021 و موفقیت احزاب اسلامی با تجربه در راهاندازی کمپینی برای شیطانی کردن تشرینیها و نیروهای مدنی، همگی منجر به کاهش دستاوردهای احزاب غیر اسلامی از پارلمان 2021 شد، که از 57% به 44.6% در پارلمان آینده کاهش یافته است.
با این حال، کاهش نفوذ نیروهای مدنی به افزایش قابل توجهی برای احزاب اسلامی منجر نشد، که تنها 39% از کرسیها را به دست آوردند. مجموع آرا نیز کاهش یافته است؛ طبق آمار کمیسیون انتخابات، تمامی گروههای اسلامی در انتخابات به طور کلی حدود 3.5 میلیون رأی، یا 33% از کل آرا را به دست آوردند (به شکل 3 توجه کنید) — که کاهش جزئی از 34% در 2021 است. این نشاندهنده میزان سازماندهی جنبشهای اسلامی و توانایی آنها در استفاده مؤثر از پایگاههای مردمی خود است، حتی در حالی که حمایت کلی آنها کاهش مییابد. علاوه بر این، اکثریت قاطع اسلامیها که هنوز در پارلمان هستند، شیعه هستند — حزب اسلامی سنی شرکت نکرد و احزاب اسلامی کردی تنها پنج کرسی به دست آوردند. با این حال، اسلامیهای شیعه نیز به مرور زمان با ضررهای انتخاباتی روبرو هستند و اکنون تنها 66% از کل کرسیهای اختصاص یافته به شیعهها در سراسر عراق را نمایندگی میکنند. بنابراین واضح است که ضرر غیر اسلامیها به سود انتخاباتی اسلامیها در انتخابات 2025 تبدیل نشده است — پس چه اتفاقی افتاده است؟
پدیده احزاب و بلوکهای مختلط یا با هویت نامشخص — که شامل سیاستمدارانی است که خواستار دولتهای دینی و مدنی هستند — شاهد رشد قابل توجهی بوده است. آنها اکنون 19% از کرسیها را در اختیار دارند در حالی که تنها 2-4% از کرسیها را در سه پارلمان قبلی (2014، 2018، 2021) در اختیار داشتند. این جنبشها معمولاً فاقد یک ایدئولوژی روشن فکری هستند و عمدتاً بر اساس اتحادهای انتخاباتی موقت بین هر دو نوع سیاستمدار ساخته شدهاند. بلوک بازسازی و توسعه شاید بهترین مثال از این طبقهبندی باشد، که شامل حزب اسلامی جند الامام به رهبری احمد الاسدی و ائتلاف سکولار واتنیا به رهبری علاوی است. این بلوکها ترکیبی جذاب برای عراقیها را نمایندگی میکنند: تفکر مدنی یا سکولار با ارزشهای دینی محکم و واضح.
با این حال، نفوذ کلی اسلام سیاسی بر سیاست عراقی به طور متناسب کاهش نیافته است. اسلام سیاسی، به ویژه در سمت شیعه، هنوز کلیدهای دولت را در تمامی نهادهای دولتی در اختیار دارد. هیچ مدرکی بهتر از این نیست که چارچوب هماهنگی شیعه، با بیش از دو سوم اعضای آن که در دسته اسلامی قرار میگیرند، چون بلوک آنها کنترل انتخاب نخستوزیر و همچنین روسای جمهوری و پارلمان را در اختیار دارد.
نمایندگی گروههای مسلح در پارلمان 2025
گروههای مسلح نیز در این پارلمان اخیر سهم بیشتری از کرسیها را نسبت به پایگاه رأیدهندگان خود به دست آوردهاند. با وجود اینکه قانون اساسی عراق به وضوح در ماده نهم خود تأسیس گروههای مسلح خارج از دامنه دولت را رد میکند و همچنین اعضای نیروهای مسلح را از شرکت در انتخابات به طور کلی منع میکند، مشارکت گروههای مسلح از ابتدا وجود داشته است. نیروهای بدر و ارتش مهدی در اولین انتخابات عراقی که در سال 2005 برگزار شد، در فهرست ائتلاف عراقی متحد شرکت کردند و مقام اول را به دست آوردند و دولت را تشکیل دادند.
انتخابات ۲۰۱۸ شاهد ورود گروههای مسلح جدید (بیشتر شیعه) به پارلمان بود که به دلیل مشارکتشان در مبارزه با داعش و صدور قانون بسیج مردمی شماره ۴۰ در سال ۲۰۱۶، برخی از آنها به طور جزئی یا کامل تحت چتر نیروهای امنیتی رسمی عراق قرار گرفتند. در نتیجه، دو طبقهبندی برای این گروهها در عراق شکل گرفت. اولین طبقهبندی، طبقهبندی نظامی آنها بر اساس موقعیتشان در نیروهای مسلح دولتی عراق است:
۱. گروههای مسلح ادغامشده که به طور کامل در نهاد بسیج مردمی ادغام شدهاند
۲. گروههای مسلح هیبریدی که دارای نیروهای مسلح در سیستم بسیج و بالهای مسلح خارج از کنترل دولت هستند
۳. گروههای مسلح مستقل که به دولت عراق مرتبط نیستند
طبقهبندی دوم به حضور این گروهها در سیاستهای انتخاباتی عراق یا عدم آن مربوط میشود. گروههای هیبریدی اکنون در پارلمان نمایندگی دارند، در حالی که سایر گروهها به طور کلی هنوز وارد عرصه انتخاباتی نشدهاند. شکل ۴ نشان میدهد که کرسیهای پارلمانی برای گروههای مسلح در سال ۲۰۱۸ به ۹۹ کرسی (که ۹۷ تای آنها شیعه بودند) رسید که ۳۰٪ از کل کرسیهای پارلمان را نمایندگی میکند. در سال ۲۰۲۱، تعداد آنها به ۹۶ کرسی (که ۹۲ تای آنها شیعه بودند) کاهش یافت که ۲۹٪ از کل کرسیهای پارلمان را نمایندگی میکند. این درصد پس از خروج جنبش صدر، که دارای یک بال مسلح است و در انتخابات قبلی با ۷۳ کرسی پارلمانی در جایگاه اول قرار گرفت، به طور قابل توجهی کاهش یافت. در انتخابات اخیر، کرسیهای گروههای مسلح به ۶۱ کرسی (که ۵۶ تای آنها شیعه بودند) یا ۱۸.۵٪ از پارلمان آینده عراق کاهش یافت که نشاندهنده کاهش قابل توجه وزن نسبی گروههای مسلح است.
با این حال، علیرغم تحریم این انتخابات توسط جنبش صدر، تعداد آرای به دست آمده توسط گروههای مسلح از حدود ۱.۴ میلیون رأی در سال ۲۰۲۱ (شامل آرای جنبش صدر) به تقریباً ۱.۶۲۷ میلیون رأی در این انتخابات افزایش یافت و مجموع کرسیهای تحت کنترل سازمان بدر و عصائب اهل حق از ۱۷ کرسی در سال ۲۰۲۱ به ۴۵ کرسی دو برابر شد. تعداد کرسیهای کتائب حزبالله نیز از یک به ۶ کرسی در این انتخابات افزایش یافت، علاوه بر ورود جدید گروه تیپ امام علی به رهبری شبل الزیدی که ۵ کرسی به دست آورد. همچنین باید توجه داشت که تمام گروههای مسلح با بازوهای سیاسی در پارلمان ۲۰۲۶ به طور مستقیم یا غیرمستقیم به ایران مرتبط هستند که اندازه نفوذ ایرانی در پارلمان آینده را افزایش میدهد.
کل آرای به دست آمده توسط گروههای مسلح در انتخابات ۲۰۲۵ به بیش از ۱.۶۲۷ میلیون رأی رسید که ۱۶٪ از کل آرای معتبر را نمایندگی میکند، که از این تعداد ۴۵۰,۰۰۰ رأی کرسیهایی را به خود اختصاص داد که ۱۱٪ از کل آرای برندگان پارلمان را شامل میشود. با این حال، اگر نرخ مشارکت واقعی در این انتخابات و همچنین نرخ تحریم در مناطق جنوبی که این گروهها به آن تعلق دارند را در نظر بگیریم، واضح است که این گروهها کمتر از ۱۰٪ از کل رأیدهندگان شیعه را جذب کردهاند. با این وجود، حضور نمایندگان این گروهها در مهمترین نهاد قانونگذاری عراق و وابستگیهای دینی (و گاهی سازمانی) آنها خارج از عراق، وزن سیاسی و نفوذ آنها بر آینده عراق را بسیار بیشتر از حمایت کم مردمی آنها میسازد.
افزایش نرخ مشارکت در انتخابات اخیر عراق نباید با رضایت خیابانی عراقیها از فرآیند سیاسی و دموکراتیک در عراق اشتباه گرفته شود. افزایش نرخ عدم مشارکت، فراوانی برگههای باطل، و پول سیاسی که به ویژه از طریق استخدام تعداد زیادی از “ناظران” انتخاباتی توسط احزاب ثروتمند پمپاژ میشود، همگی نشاندهنده نقصهای ساختاری و عملکردی در فرآیند انتخاباتی عراق هستند.
تعداد بالای آراء گمشده از سوی کسانی که رأی خود را به صندوق انداختند، نشاندهنده یک مشکل دیگر است. اگرچه قانون انتخابات عراق تقریباً برای هر دوره انتخاباتی بهطور مداوم تغییر میکند، اجرای قانون “تناسبی” کنونی نیاز به بازنگری جدی در روش محاسبه کرسیهای برنده و تعداد حوزههای انتخاباتی دارد، زیرا به نظر میرسد قانون قبلی نزدیکتر به نمایندگی از خیابان عراقی و اجزای مختلف آن بوده است. در اینجا، دادههای اخیر سرشماری جمعیت که در سال ۲۰۲۴ انجام شده باید مدنظر قرار گیرد، زیرا مقایسه ارقام آن با تعداد کرسیهای تخصیصیافته به هر استان بهطور جدی نیاز به بازنگری دارد تا نمایندگی تناسبی عادلانهتری را تضمین کند.
این مسائل بر ترکیب پارلمان جدید عراق تأثیر گذاشته است؛ نتایج انتخابات نشاندهنده شکست واضح هر دو جریان مدنی و اسلامی در جلب اعتماد رأیدهندگان عراقی است، که به نظر میرسد بیشتر به احزاب غیرایدئولوژیک که اعتقاد صریح به اسلام را با یک دولت مدنی ترکیب میکنند، تمایل دارند. و با وجود کاهش نسبی در تعداد کرسیها و آراء بهدستآمده توسط نمایندگان گروههای مسلح در عراق که نشاندهنده علاقه محدود رأیدهندگان عراقی است (بهویژه در جنوب عراق)، تأثیر سیاسی بالقوه این گروهها در داخل پارلمان عراق و بنابراین بر دولت عراقی که قرار است تشکیل شود، به نظر میرسد این بار بیشتر باشد.
دولت آینده بدون شک با انتخابهای بسیار دشواری در نحوه حفظ تعادل ظریف بین رضایت این گروهها از یک سو و رضایت خیابان عراقی که بهطور کلی این گروهها را رد میکند از سوی دیگر، مواجه خواهد شد. علاوه بر این، باید پاسخی به فشارهای آمریکایی، بینالمللی و حتی منطقهای برای انحلال این گروهها و حذف آنها از صحنه سیاسی عراق ارائه دهد. در این زمینه بهطور خاص، روزهای آینده اندازه تأثیر سیاسی این گروهها در فرآیند تشکیل دولت جدید و میزان تأثیر آنها در انتخاب موقعیتهای کلیدی رهبری که در حال حاضر در حال بحث هستند، را آشکار خواهد کرد.

