تروریسم یهودی از یک چالش محلی به یک تهدید استراتژیک برای بنیادهای دموکراتیک اسرائیل و ظرفیت آن برای حکومت تبدیل شده است. دادههای نیمه اول سال ۲۰۲۶، ۶۶۰ جرم ملیگرایانه را ثبت کرده است که نسبت به دوره قبلی ۶۳ درصد افزایش یافته و در کنار آن ۱۴۰ فلسطینی زخمی و شش کشته گزارش شده است. حملات به سربازان و پلیس ۳۶ درصد افزایش یافته است، به طوری که افسران فرماندهی مرکزی گزارش میدهند که تا ۸۰ درصد از ورودیهای ثبت شده در برخی از یگانها به تروریسم یهودی مربوط میشود.
عدم موفقیت دولت در تعقیب، محکومیت و محدود کردن مرتکبین، تنها ضعف عملیاتی را نشان نمیدهد بلکه محیط سیاسی را منعکس میکند که از نهادهای امنیتی حمایت نمیکند و اجرای انتخابی را تحمل میکند. این الگو انحصار دولت بر استفاده از زور را تضعیف کرده، قدرت فلسطینیها را ضعیف میکند و چرخهای خودتقویتکننده از خشونت ایجاد میکند که منابع نظامی را منحرف کرده و دعوت به انزوا بینالمللی میکند. این پدیده همچنین توانایی اسرائیل را برای چارچوببندی عملیات در لبنان، غزه و سوریه به عنوان دفاع از خود پیچیده میکند. بدون اجرای قاطع، محکومیت سیاسی و اصلاحات نهادی، کشور با بحرانی از مشروعیت روبرو خواهد شد که هیچ پیروزی نظامی نمیتواند آن را جبران کند. بنابراین، ریسکهای استراتژیک فراتر از قانون و نظم به بقای شخصیت دموکراتیک اسرائیل و موقعیت آن در میان متحدان گسترش مییابد.
تروریسم یهودی دموکراسی اسرائیل را تهدید میکند
تروریسم یهودی از یک مشکل محلی به یک تهدید استراتژیک متمایز برای دولت اسرائیل و شخصیت دموکراتیک آن تبدیل شده است. ترکیب مخرب اجرای ناکافی، عدم حمایت سیاسی از نهادهای امنیتی و ضعف سیستمهای قضایی و اجرای قانون، واقعیتی را ایجاد کرده است که با بیقانونی، عدم شناسایی نهادهای دولتی و از دست دادن انحصار دولت بر استفاده از زور مشخص میشود. عدم پاسخ قاطع اسرائیل به این پدیده، شواهدی است که نشان میدهد این یک سیاست از بالا هدایت شده است.
این واقعیت تهدیدی چندبعدی برای اسرائیل ایجاد میکند: یک تهدید امنیتی—که توجه و نیروهای ارتش اسرائیل را به سمت مقابله با تروریسم یهودی منحرف میکند و نیازهای دفاعی در سایر عرصهها را تحت تأثیر قرار میدهد، در حالی که ارتش را تحت فشار عملیاتی مداوم قرار میدهد.
علاوه بر این، خطر شورش خشونتآمیز در یهودا و سامره در حال افزایش است، در کنار فروپاشی مکانیسمهای تثبیتکننده فلسطینی؛ تهدیدی برای حکمرانی و جامعه—تضعیف سیستمهای اجرای قانون، کاهش احترام به ذهنیت دولتی و اجازه دادن به نفوذ خشونت به طور خطرناک به جامعه اسرائیلی به گونهای که میتواند عملکرد دولت را فلج کند؛ و تهدیدی بینالمللی—تصویر اسرائیل به عنوان یک دولت تهاجمی، سرکوبگر و نژادپرست، مشروعیت استفاده از زور را تضعیف کرده و به شدت به جایگاه آن در منطقه و در سطح جهانی آسیب میزند و خطر انزوا دیپلماتیک حاد را افزایش میدهد.
ما نسبت به تهدیدی برای توانایی اسرائیل در حکمرانی و عملکرد هشدار میدهیم. همانطور که تاریخ به ما میآموزد، دموکراسیهایی که نتوانند نیروهای رادیکال درون خود را مهار کنند، زنده نمیمانند.

افزایش خشونت مهاجران در کرانه باختری
روندهای تشدید و ناتوانی نهاد امنیتی—ارتش اسرائیل، شین بت (سازمان امنیت اسرائیل) و پلیس اسرائیل
افزایش جرم ملیگرایانه یهودی: طبق دادههای نهاد امنیتی، در نیمه اول سال 2026، 660 مورد جرم ملیگرایانه ثبت شده است—افزایشی 63 درصدی نسبت به نیمه دوم سال 2025 (405 مورد) و افزایش 50 درصدی نسبت به دوره مشابه سال گذشته.
تلفات و خسارات مالی نیز ثبت شده است: در نیمه اول سال 2026، 140 فلسطینی زخمی و 6 نفر در اقدامات تروریسم یهودی کشته شدند. دفتر هماهنگی امور انسانی سازمان ملل (OCHA) به طور میانگین 6 مورد در روز را گزارش میدهد—تعداد بیسابقهای از حملات مهاجران که منجر به تلفات یا خسارات مالی شده است. فشار و خشونت هزاران فلسطینی را از جوامع دامداری و کشاورزی در منطقه C آواره کرده است.
آسیب مستقیم به نیروهای امنیتی اسرائیل: حملات هدفمند توسط شهرکنشینان علیه سربازان و افسران پلیس به میزان تقریبی ۳۶٪ افزایش یافته است، به طوری که در نیمه اول سال ۲۰۲۶، ۴۵ حادثه ثبت شده است، در مقایسه با ۳۳ حادثه در دوره مشابه در سال ۲۰۲۵. این حوادث شامل پرتاب سنگ به نیروهای ارتش اسرائیل، درگیریهای فیزیکی، مسدود کردن جادهها، پنچر کردن لاستیکهای وسایل نقلیه نظامی (از جمله وسایل نقلیه متعلق به فرماندهان گردان) و مداخله در عملیات تخلیه یا امنیتی بوده است. در بحثهای پشت درهای بسته، افسران ارشد در فرماندهی مرکزی گزارش دادهاند که تا ۸۰٪ از ورودیهای ثبت شده در برخی گردانها به جرایم ملیگرایانه یهودی مربوط میشود. نیاز به تغییر استقرار نیروها برای مدیریت این درگیریها، ارتش را مجبور کرده است تا دستگیریهای برنامهریزی شده مظنونین فلسطینی را لغو کند.
سقوط خودباوری اسرائیل
مشکل تنها در مقیاس رو به رشد خشونت نیست، بلکه در اجرای ناکافی و باد پشتی که آن را ممکن میسازد نیز هست. عدم حمایت سیاسی مستمر از ارتش اسرائیل، شین بت و پلیس اسرائیل، توانایی آنها را برای مختل کردن و ریشهکن کردن این پدیده تضعیف میکند. ظاهراً تأیید شده است که فشار مستمر میتواند بر جوامع فلسطینی اعمال شود، ساختمانهای فلسطینی در منطقه C ممکن است تخریب و آتش زده شوند و واقعیتهای موجود در زمین ممکن است تغییر کند، همه اینها به منظور بیرون راندن فلسطینیانی که در منطقه C زندگی و کار میکنند و آمادهسازی این سرزمین برای اعمال حاکمیت اسرائیل.
شکست مرکزی در این رفتار نهفته است که یک لکه اخلاقی محسوب میشود. فراتر از آن، این رفتار از بیتوجهی به زنجیره واکنشها و پیامدهای همراه رنج میبرد، هم در عرصه داخلی اسرائیل و هم در عرصه بینالمللی.
فرمانده فرماندهی مرکزی ارتش اسرائیل، ژنرال آوی بلوت، در نامهها و جلسات اشاره کرده است که خشونت “در خلأ رخ نمیدهد و از حمایت عمومی تغذیه میشود.” ارتش اسرائیل معتقد است که عدم صدور محکومیتهای قاطع از سوی حاخامها، رهبران شهرکها و سیاستمداران، فعالیتهای افراطیگرایانه در میدان را مشروعیت میبخشد. به این ترتیب، اعمال انتقامجویانه یهودیان در پاسخ به تروریسم فلسطینی به طور فزایندهای عادی و مشروعیت مییابد، حتی اگر به طور بیرحمانهای به افراد بیگناه آسیب برساند.
افسران فرماندهی مرکزی همچنین اذعان کردهاند که به دلیل عدم کفایت اختیارات و کمبود ابزارهای قانونی و اجرایی، “هر روز در اجرای قانون شکست میخورند”. فعالانی که احکام restraining دریافت میکنند یا دستگیر میشوند، به سرعت توسط دادگاهها آزاد میشوند و به میدان بازمیگردند. یک تحلیل از دادههای اجرای قانون در مورد شهروندان اسرائیلی در یهودا و سامره (۲۰۰۵–۲۰۲۵) نشان میدهد که تقریباً ۹۴٪ از پروندههای تحقیقاتی که پس از جرایم با انگیزه ایدئولوژیک گشوده میشوند، بدون صدور کیفرخواست بسته میشوند. تنها حدود ۳٪ از تمام پروندهها به محکومیت منجر میشود. عدم حمایت سیاسی از ارتش و ناکامی در محکوم کردن این پدیده نیز فعالان را جسورتر میکند.
استقرار گسترده واحدهای دفاع سرزمینی و گروههای امنیتی اضطراری جامعه—که توسط ساکنان مسلح محلی که به عنوان ذخیرهنظامیان در مناطقی که زندگی میکنند، خدمت میکنند—مرز بین حوزههای غیرنظامی و نظامی-عملیاتی را محو کرده و تنش را تشدید میکند. افسران گزارش میدهند که تلاشها برای حفظ حاکمیت قانون با اتهاماتی مبنی بر درگیر شدن در “گفتمان ۶ اکتبر” یا برچسبگذاری به عنوان “چپگرا” مواجه میشود.
تروریسم یهودی با آنچه جامعه بینالمللی به عنوان “خشونت دولتی” میشناسد، در هم تنیده است. تصرف زمین از طریق “مزارع کشاورزی” و پایگاههای غیرقانونی به عنوان یک وسیله مرکزی برای بیخانمان کردن فلسطینیها از زمینهایشان عمل میکند، با حمایتهایی که از طریق بودجههای دولتی و زیرساختها ارائه میشود. این اقدامات “طرح قاطع” را پیش میبرد و شرایط را برای اخراج فلسطینیها و اعمال حاکمیت بر یهودا و سامره فراهم میکند. در این واقعیت، محدود کردن تروریستهای یهودی به عنوان تضاد با سیاست دولت در تعمیق کنترل اسرائیل بر این سرزمین تلقی میشود.
اسرائیل نمیتواند خود را به عنوان یک دولت حاکم بر اساس حاکمیت قانون، با ارتش غیرحزبی و سیستمی که با مسئولیت مشترک و حمایت متقابل بین زیرسیستمهای خود (ارتش، پلیس، شین بت و دولت) مشخص میشود، در نظر بگیرد، در حالی که به طور همزمان به اجرای انتخابی تن میدهد، بیتحرک میماند و حقایق را محو میکند. زمانی که خشونت با انگیزه ایدئولوژیک از مصونیت de facto یا حمایت سیاسی برخوردار باشد، قدرت فرماندهی، انضباط نظامی و انحصار دولت بر استفاده از زور تضعیف میشود.

نابینایی نسبت به تأثیر تروریسم یهودی بر محیط استراتژیک
تروریسم و خشونت علیه فلسطینیان در یهودا و سامره، به همراه جابجایی جوامع و آسیب به معیشت آنها، مشروعیت تشکیلات خودگردان فلسطینی را تضعیف کرده و توانایی آن را برای حفاظت از جمعیت تحت مسئولیتش کاهش میدهد.
این تحولات با اقدامات عمدی برای تضعیف تشکیلات خودگردان، از جمله عدم پرداخت درآمدهای مالیاتی، تشدید شده است که بحران مالی آن را وخیمتر کرده و تنها قادر به پرداخت ۵۰٪ تا ۷۰٪ از حقوق کارکنانش شده است. این سیاست که با آرزوهای برخی از بازیگران اسرائیلی برای تضعیف تشکیلات خودگردان و حتی به سقوط آن منجر میشود، تمام پیامدهای آن برای اسرائیل را نادیده میگیرد: از نیاز به پذیرش مسئولیت نیازهای تقریباً سه میلیون فلسطینی تا عمیقتر شدن انزوا در عرصههای منطقهای و بینالمللی و افزایش درخواستها برای تحریم آن.
علاوه بر این، از دست دادن حاکمیت تشکیلات خودگردان تهدید امنیتی فوری ایجاد میکند. با تضعیف توانایی آن برای حفاظت از جمعیت فلسطینی، نگرانیها افزایش مییابد که دستگاههای امنیتی آن از انجام عملیات ضدتروریسم، هماهنگی و همکاری با ارتش اسرائیل دست بردارند و حتی ممکن است سلاحهای خود را علیه سربازان و اسرائیلیها در منطقه در پاسخ به حملات به فلسطینیها به کار ببرند. در عین حال، خلأ حاکمیتی و آسیب به پیوستگی سرزمینی فلسطینیها، به ظهور دوباره گروههای مسلح—مانند تنزیم یا سلولهای محلی—که به تشکیلات خودگردان پاسخگو نیستند و ممکن است اقدام به انتقامگیری و پاسخهای خشونتآمیز به حملات یهودیها به روستاها کنند، تشویق میکند.
اختصاص نیروهای ارتش اسرائیل برای مقابله با شورشیان یهودی، تمرکز عملیاتی ارتش را تضعیف کرده و نظم نبرد موجود برای جلوگیری از تروریسم فلسطینی و انجام مأموریتها در عرصههای دیگر را کاهش میدهد. این یک چرخه خودتقویتکننده ایجاد میکند: تروریسم یهودی، مکانیزمهای تثبیتکننده در عرصه یهودا و سامره را تضعیف کرده، انگیزه فلسطینیها برای درگیر شدن در خشونت را افزایش میدهد و نیاز به اقدام نظامی گستردهتر اسرائیل را ضروری میسازد. این امر به نوبه خود، تعداد تلفات و تنشها را افزایش میدهد و تشخیص بین جمعیت بیگناه و عناصر تروریستی را دشوار میسازد.
این تشدید ممکن است به قدس شرقی، به ویژه کوه معبد، که در حال حاضر تحت تحریکات افراطگرایان یهودی قرار دارد، سرایت کند و همچنین به خود اسرائیل و دیگر عرصهها. این وضعیت میتواند به ایران، حزبالله، حوثیها، شبهنظامیان شیعه، ترکیه و قطر فرصتها و انگیزههای بیشتری برای اقدام علیه اسرائیل از طریق مجموعهای از روشها ارائه دهد.

همپیمانان در حمایت از اسرائیل با مشکل مواجهاند
عواقب منطقهای و بینالمللی: تنش و حوادث خشونتآمیز فزاینده در یهودا و سامره، هماهنگی امنیتی اردن و مصر با اسرائیل را دشوار میسازد. همچنین، این وضعیت چشماندازهای گسترش “توافقات ابراهیم” به کشورهای دیگر و ایجاد همکاری منطقهای علیه ایران را کاهش میدهد.
علاوه بر این، تروریسم یهودی به همراه سیاست شهرکسازی بدون کنترل، به یکی از مؤثرترین ابزارها در کمپین بینالمللی علیه اسرائیل تبدیل شده است. این کمپین اسرائیل را به عنوان یک دولت تهاجمی، سرکوبگر و نژادپرست به تصویر میکشد که به طور مؤثری ایدههای پاکسازی قومی فلسطینیها را پیش میبرد.
عدم پاسخ قاطع اسرائیل به این پدیده، دلیلی بر این است که این یک سیاست از بالا هدایت شده است که در عمل، در معرض تحریمهای احتمالی علیه افراد و نهادها در دولت اسرائیل، فشار قانونی و دیپلماتیک، و افزایش نظارت بر همکاریهای امنیتی و اقتصادی کشورهای دیگر با اسرائیل قرار میگیرد.
هر چه تروریسم یهودی بدون پاسخ مؤثر برای ریشهکن کردن آن ادامه یابد و هر چه ناکامی و عدم اراده مقامات دولتی در مواجهه با آن بیشتر نمایان شود، framing اقدامات اسرائیل در عرصههای دیگر، از جمله لبنان، نوار غزه و سوریه، به عنوان اعمال دفاع از خود دشوارتر خواهد شد و جلب حمایت از ایالات متحده و اروپا نیز مشکلتر خواهد بود.
تروریسم یهودی نیازمند اقدام فوری است
در نتیجه، تروریسم و جرم ملیگرایانه یهودی تهدیدی استراتژیک به شمار میرود که قادر است امنیت ملی دولت اسرائیل، حاکمیت قانون، بنیانهای دموکراتیک و ارزشهای انسانی بنیادی را که هم در سنت یهودی و هم در اعلامیه استقلال ریشه دارد، تضعیف کند.
تسلیم به واقعیتی که با حکمرانی آسیبدیده و بیتوجهی به قانون مشخص میشود، به همراه ناکارآمدی سیستمهای امنیتی و اجرای قانون و فرسایش ذهنیت دولتی، به شدت توانایی اسرائیل را برای عملکرد به عنوان یک دولت مسئول که تحت حاکمیت قانون اداره میشود و کنترل بر نیروی استفاده شده به نام خود را اعمال میکند، مختل میسازد.
این ناتوانی، فروپاشی سیستمهای داخلی اسرائیل را تسریع میکند، مشروعیت آن را فرسایش میدهد، آن را در عرصه بینالمللی منزوی میسازد و به شدت به موقعیت آن در جامعه ملل آسیب میزند. همانطور که تجربه تاریخی نشان میدهد، دموکراسی که وظیفه خود را برای دفاع از خود و اجرای قانون در برابر نیروهای رادیکال درون خود تسلیم میکند، بقای خود را به خطر میاندازد.
اقدامات ضروری و فوری:
1- اقدام قاطع علیه تروریسم یهودی و جرم ملیگرایانه: نهادهای امنیتی و سازمانهای اجرای قانون باید به طور سیستماتیک، مداوم و بیطرفانه عمل کنند تا از خشونت ملیگرایانه جلوگیری کرده و آن را خنثی کنند، حوادث را بررسی کرده و مسئولان را مورد پیگرد قرار دهند. دولت ابزارهای عملیاتی، اطلاعاتی و قانونی قابل توجهی در اختیار دارد. این ابزارها باید به صورت هماهنگ به کار گرفته شوند، با منابع کافی پشتیبانی شوند و اثربخشی آنها باید بر اساس نتایج قابل اندازهگیری ارزیابی شود.
2- تأسیس یک گروه کاری بینسازمانی: باید یک گروه کاری دائمی عملیاتی و اطلاعاتی تأسیس شود که فرماندهی مرکزی ارتش اسرائیل، پلیس اسرائیل در مناطق یهودا و سامره، شین بت، اداره مدنی و دفتر وکیل دولت را گرد هم آورد. این گروه باید بر اساس یک تصویر اطلاعاتی مشترک، اهداف و زمانبندیهای قابل اندازهگیری و مسئولیتهای به وضوح تعریف شده عمل کند. فعالیتهای عملیاتی باید با فرمانده فرماندهی مرکزی ارتش اسرائیل هماهنگ شود.
۳-حمایت سیاسی از اجرای قانون: رهبری سیاسی باید به ارتش اسرائیل، شین بت، پلیس و مقامات دادستانی حمایت عمومی و عملی واضحی در اجرای اختیارات قانونی خود ارائه دهد. این شامل خودداری از مداخله سیاسی در تصمیمات اجرایی فردی و عدم بیاعتبار کردن فرماندهان، بازرسان و دادستانها به خاطر انجام وظایفشان میباشد.
فاصلههای بین ماهیت در حال تحول تهدید و توانایی سیستمهای امنیتی و اجرای قانون برای پاسخگویی مؤثر باید بهطور سیستماتیک ارزیابی شود و باید بین فاصلههای مربوط به اختیارات، سیاست، منابع و اجرا تمایز قائل شد. در مواردی که چارچوب موجود پاسخ کافی را ارائه نمیدهد، تنظیمات لازم باید انجام شود تا مکانیزمهای اجرایی تقویت شوند و در صورت لزوم، اختیارات اضافی بهطور هدفمند و متناسب توسعه یابد، مشروط به بررسی قضایی.
۴-تحت فرماندهی کامل ساختارهای دفاعی شهرکها به مقامات دولتی: نقشهای گردانهای دفاعی منطقهای و گروههای اضطراری امنیتی جامعه باید بهطور دقیق تعریف شود، حدود اختیارات آنها روشن گردد و فعالیتهای آنها به دفاع از جوامع و انجام مأموریتهای صریحاً مجاز شده توسط ارتش اسرائیل محدود شود. آنها باید از شرکت مستقل در عملیات اجرای قانون، درگیریها یا فعالیتهای غیرنظامی یا ایدئولوژیک خارج از زنجیره فرماندهی نظامی منع شوند. آموزش، فرماندهی و نظارت، مستندسازی و مکانیزمهای گزارشدهی باید تقویت شوند، از جمله در مورد فعالیتهای آنها و استفاده از سلاحها و تجهیزات ارائه شده توسط دولت.
۵-اجرای فوری علیه پایگاههای غیرمجاز و تجاوزات: پایگاههای غیرقانونی که در منطقه B تأسیس شدهاند (تقریباً ۲۶ مورد، بر اساس دادههای اخیر) باید بدون تأخیر تخلیه شوند و نقاط کانونی تنش و خشونت در اولویت قرار گیرند. در مواردی که شرایط قانونی اجازه میدهد، باید از رویههای تسریعشده برای حذف تجاوزات غیرقانونی اخیر استفاده شود، با زمانبندیهای الزامی و نیاز به ارائه توجیه کتبی برای هرگونه تأخیر. در منطقه A، ممنوعیتهای موجود بر ورود باید بهطور دقیق اجرا شود. در منطقه B، دستورات منطقه نظامی بسته یا دستورات اخراج هدفمند باید بر اساس ارزیابیهای ریسک صادر شود.
6-استفاده متناسب از تدابیر اداری و اجرای دستورات محدودیت: استفاده از بازداشت اداری علیه اسرائیلیها باید تنها در موارد استثنایی که خطرات امنیتی شدید و فوری وجود دارد و هیچ جایگزین مؤثری از طریق فرآیند عدالت کیفری در دسترس نیست، مجاز باشد و مشروط به بررسی قضایی باشد. در عین حال، رعایت دستورات اخراج و محدودیت باید بهطور دقیق اجرا شود. با توجه به مجوز خاص مورد و نظارت قانونی، ابزارهای نظارت فناوری باید برای جلوگیری از نقض این دستورات به کار گرفته شوند.
7-ضبط تجهیزات و داراییها از کسانی که بهطور غیرقانونی از آنها استفاده میکنند: مجوزهای استفاده از سلاحها، وسایل نقلیه، ATVها، دستگاههای ارتباطی و سایر منابع ارائهشده توسط دولت باید بلافاصله در مواردی که شواهدی وجود دارد که نشان میدهد از آنها برای ارتکاب اعمال خشونتآمیز علیه نیروهای IDF یا غیرنظامیان فلسطینی استفاده شده، معلق شود. پس از بررسی فردی، چنین تجهیزاتی باید به دولت بازگردانده شود، مجوزها در صورت لزوم لغو شود و اقدامات کیفری یا انضباطی آغاز گردد. این تدابیر بهمنظور انکار حق قانونی مستعمرهنشینان به دفاع از خود نیست.
8-ثباتبخشی به عرصه فلسطینی و جلوگیری از فروپاشی تشکیلات خودگردان فلسطینی: باید سیاستی تدوین شود تا از فروپاشی اقتصادی و نهادی تشکیلات خودگردان فلسطینی جلوگیری شود، که این امر میتواند خلأ حکومتی و امنیتی ایجاد کند، چرخه خشونت را تشدید کند و بار را بر دوش اسرائیل افزایش دهد. این سیاست باید شامل تنظیم انتقال درآمدهای تصفیه، گسترش فعالیتهای اقتصادی و اشتغال با توجه به بررسیهای امنیتی، تقویت سازوکارهای امنیتی تشکیلات خودگردان فلسطینی در هماهنگی با اسرائیل و بسیج حمایت بینالمللی باشد. این تدابیر باید با درخواستهایی برای اصلاحات حکومتی در تشکیلات خودگردان فلسطینی، شفافیت بودجه و اقدام قویتر علیه تحریک و تأمین مالی تروریسم همراه باشد.
9-بازگرداندن اعتبار بینالمللی: در کنار اجرای تدابیر، نیاز به محکومیت سیاسی واضح، شفافیت در مورد تدابیر اتخاذ شده و نتایج آنها، گفتوگوی فعال با متحدان و بازیگران بینالمللی و اقدام برای رسیدگی به نهادها و زیرساختهایی که خشونت را تغذیه میکنند، وجود دارد. هدف این نیست که “تصویر اسرائیل را بهبود ببخشیم”، بلکه بازگرداندن اعتماد به اسرائیل بهعنوان کشوری است که تحت حاکمیت قانون اداره میشود—پیشنیازی برای تقویت تمایل متحدانش به ایستادن در کنار آن در عرصه بینالمللی و حفظ آزادی عمل آن در مسائل امنیتی.

