خاورمیانه شاهد ظهور یک رقابت استراتژیک جدید است که میتواند توازنهای منطقهای را تغییر دهد و مدیریت ائتلافهای آمریکایی را مورد آزمایش قرار دهد. تنشهای ترکیه و اسرائیل از تنشهای دیپلماتیک به یک رویارویی نظامی بالقوه افزایش یافته است، که ناشی از دیدگاههای متضاد برای سوریه پس از اسد و عزم اسرائیل برای حفظ آزادی عمل است.
حمله اسرائیل به پایگاه هوایی ابوالظهور در تاریخ ۱۸ اوت، چند ساعت پس از بازدید یک هیئت نظامی ترکیه، نشان داد که اسرائیل همکاری نظامی ترکیه با دمشق را تهدیدی میداند. آنکارا این توجیه را رد کرد و هشدار داد که هواپیماهایش میتوانستند به حالت آمادهباش درآیند، که خطر برخورد تصادفی را افزایش میدهد. بهطور تاریخی، ترکیه و اسرائیل همکاری نزدیکی داشتند، اما جنگ غزه و انتقادات شدید اردوغان این پایه را ویران کرد.
اکنون سوریه به عرصه اصلی تبدیل شده است، جایی که ترکیه به دنبال یک دولت مستقل و یکپارچه است که با آنکارا متحد باشد، در حالی که اسرائیل یک سوریه ضعیف و تکهتکه را ترجیح میدهد که نتواند عملیات آن را محدود کند. واشنگتن با یک معضل مواجه است: باید بین یک متحد ناتو و نزدیکترین شریک منطقهای خود میانجیگری کند. یک مکانیسم سهجانبه کاهش تنش هیچ نتیجه ملموسی به همراه نداشته و رقابت زیرساختی بر سر نظم پس از اسد همچنان حلنشده باقی مانده است. بنابراین، تنشهای ترکیه و اسرائیل نمایانگر یک خط fault استراتژیک هستند که میتواند ایالات متحده را مجبور به انتخاب طرف کند اگر ماده ۵ فعال شود، و این موضوع کاهش تنش را به یک اولویت فوری تبدیل میکند.
تنشهای ترکیه و اسرائیل به نظامیگری گرایش پیدا میکند
یک بحران جدی بیندولتی دیگر در افق خاورمیانه به نظر میرسد که این بار اسرائیل را در برابر ترکیه قرار میدهد. این موضوع دو سال پیش با بیانیه رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، در اکتبر ۲۰۲۴، درست قبل از حمله شورشیان که باعث سقوط رئیسجمهور سوریه بشار اسد شد، پیشبینی شده بود که گفت: “هدف بعدی اسرائیل ترکیه خواهد بود.”
حمله هوایی اسرائیل به پایگاه هوایی ابوالظهور در سوریه در تاریخ ۱۸ اوت ممکن است در نهایت به عنوان آغاز تحقق آن پیشگویی و لحظهای که تنش طولانیمدت در روابط اسرائیل و ترکیه بعد نظامی مشخصی به خود گرفت، به یاد آورده شود. این پایگاه که تقریباً ۵۰ مایل از مرز ترکیه فاصله دارد، تنها چند ساعت قبل از این حمله توسط یک هیئت نظامی ترکیه که در حال بررسی کارهای بازسازی بود، بازدید شده بود. اسرائیل بعداً اعلام کرد که به دلیل نزدیک بودن سوریه به نقض یک توافق امنیتی با اجازه دادن به استقرار نظامی ترکیه در آنجا، اقدام کرده است. ترکیه و سوریه توجیه اسرائیل را رد کردند.
واکنش تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و نماینده ویژه رئیسجمهور دونالد ترامپ برای سوریه، قابل توجهتر بود. باراک فاش کرد که آنکارا از عملیات اسرائیل مطلع نشده بود و بنابراین میتوانست بهطور منطقی نزدیک شدن هواپیماهای اسرائیلی به مرز ترکیه را به عنوان یک تهدید تفسیر کند و جنگندههای خود را به حالت آمادهباش درآورد. او فراتر رفت و پیشنهاد کرد که یکی از توضیحات ممکن این است که اسرائیل در حال “تحریک ترکیه” به یک درگیری نظامی بوده است.
هرچند انگیزه دقیق اسرائیل چه بوده باشد، این حادثه نشان میدهد که چگونه چشمانداز استراتژیک در خاورمیانه به طور رادیکالی تغییر کرده است. ترکیه و اسرائیل زمانی ارکان یک همراستایی غیررسمی منطقهای بودند. در دهه ۱۹۹۰، نهادهای نظامی آنها بهطور نزدیک همکاری میکردند، روابط اطلاعاتی قابل توجهی وجود داشت و هر دو یکدیگر را به عنوان وزنههای مفید در برابر همسایگان خصمانه میدیدند. اما این رابطه تحت ریاستجمهوری اردوغان به شدت deteriorated شد، به ویژه پس از حادثه مروارید آبی در سال ۲۰۱۰ که در آن حملات اسرائیل ۱۰ شهروند ترکیه را کشت. با این حال، دورههای تنش به طور مکرر با تلاشهایی برای آشتی دنبال میشد. به تازگی در سال ۲۰۲۲، دو دولت روابط دیپلماتیک کامل را از سر گرفتند.

از متحدان به دشمنان
ویرانی غزه توسط اسرائیل که بیش از ۷۰,۰۰۰ فلسطینی را کشت و بیشتر از دو میلیون سکنه آن را آواره کرد، آن نرمالسازی شکننده را از هم پاشید. اردوغان به یکی از بیرحمترین منتقدان سیاست پاکسازی قومی اسرائیل در غزه تبدیل شد و آنکارا تجارت مستقیم با اسرائیل را معلق کرد. مقامات اسرائیلی نیز به تدریج ترکیه را نه تنها به عنوان یک دولت غیر دوستانه، بلکه به عنوان یک رقیب استراتژیک بالقوه توصیف کردند.
سوریه به میدان نبرد تبدیل میشود
اما اکنون عرصه رویارویی احتمالی اسرائیل و ترکیه از غزه به سوریه منتقل شده است که از نظر استراتژیک برای ترکیه اهمیت بسیار بیشتری دارد. سرنگونی بشار اسد و نصب دولت تحت رهبری احمد الشراعه به طرز چشمگیری موقعیت ترکیه را در سوریه تقویت کرد. آنکارا به یکی از شرکای اصلی سیاسی و نظامی دمشق تبدیل شده و به سوریه در تلاش برای بازسازی نیروهای مسلح و نهادهای دولتی خود آموزش و کمک میکند. اسرائیل این توسعه را از دیدگاه کاملاً متفاوتی میبیند. این کشور میخواهد آزادی عمل نظامی خود را در داخل سوریه حفظ کرده و از ظهور قابلیتهای نظامی، چه سوری و چه ترکی، که میتواند عملیات اسرائیلیها را در سوریه محدود کند، جلوگیری کند.
نتیجه این وضعیت برخورد دو مفهوم ناسازگار از آینده سوریه است. ترکیه به دنبال احیای یک دولت سوریه با حاکمیت و یکپارچگی سرزمینی است که به شدت به آنکارا مرتبط باشد. اسرائیل یک سوریه ضعیف و غیرمتمرکز را ترجیح میدهد که در آن هیچ نیروی نظامی قدرتمندی نتواند خود را مستقر کند و آزادی عمل اسرائیل را محدود کند. حضور نظامی مداوم اسرائیل در بخشهایی از جنوب سوریه و حملات مکرر آن به زیرساختهای نظامی سوریه ارزیابیهای ترکیه را تقویت میکند که اسرائیل قصد دارد سوریه را نظامی ضعیف و سرزمینی تکهتکه نگه دارد.
اسرائیل خط قرمزی ترسیم میکند
این موضوع حمله به ابوالظهور را به ویژه مهم میسازد. اسرائیل به یک کاروان تسلیحاتی ایرانی یا تأسیسات حزبالله حمله نکرد، که توجیه آشنا برای عملیاتهای اسرائیلی در سوریه تا کنون بوده است. این کشور به زیرساختهایی حمله میکرد که بازسازی آن توسط ارتش ترکیه در حال انجام بود. وزیر امور خارجه سوریه اعلام کرده است که دمشق بهطور صریح به اسرائیل اطلاع داده که هیچ پایگاه دائمی ترکی در این محل برنامهریزی نشده است.
بنابراین پیام ضمنی اسرائیل به نظر میرسد که گستردهتر است: محدودیتهایی برای نقش نظامی ترکیه در سوریه وجود دارد که اسرائیل اجازه نخواهد داد از آن فراتر رود. این یک پیشنهاد خطرناک است که به ترکیه خطاب میشود. بر خلاف ایران، ترکیه یکی از اعضای ناتو است و دارای یکی از بزرگترین و پیشرفتهترین نیروهای مسلح منطقه است. علاوه بر این، موقعیت استراتژیک آنکارا به تازگی با توافق دفاع مشترک مکه با عربستان سعودی و پاکستان تقویت شده است که اعلام میکند هر حمله مسلحانه به هر یک از این سه کشور به عنوان حمله به همه آنها تلقی خواهد شد (اگرچه حملات اخیر حوثیها به عربستان سعودی ممکن است به زودی این تعهد را به آزمون بگذارد).

تنشهای ترکیه و اسرائیل تهدیدی برای ناتو
نه اسرائیل و نه ترکیه واقعاً خواهان جنگ نیستند و اردوغان به provocations مکرر اسرائیل به صورت بیانی پاسخ داده است نه نظامی. اما بازدارندگی زمانی که هر دو طرف معتقدند که منافع استراتژیک حیاتی در خطر است، به طور فزایندهای ناپایدار میشود. ترکیه نمیتواند به طور نامحدود یک وتوی اسرائیلی بر همکاری نظامی خود با یک دولت سوریهای حاکم را بپذیرد، به ویژه زمانی که آنکارا ثبات سوریه را برای امنیت ملی خود ضروری میداند، به خصوص با توجه به حضور کردها در هر دو طرف مرز ترکیه و سوریه.
واشنگتن تلاش میکند تا تنشزدایی کند
به همین دلیل هشدار باراک توجه را میطلبد. واشنگتن در نتیجه در تلاش است تا یک مکانیزم تنشزدایی سهجانبه شامل اسرائیل، ترکیه و سوریه ایجاد کند، اما تاکنون هیچ چیز ملموسی از آن به دست نیامده است. این امر به شدت ضروری است، اما به نشانهها میپردازد نه به بیماری اصلی.
مسئله عمیقتر این است که اسرائیل و ترکیه به طور فزایندهای بر سر ساختار خاورمیانه پس از اسد رقابت میکنند. تخریب غزه توسط اسرائیل بخش زیادی از بنیاد سیاسی روابط آنها را نابود کرد؛ سوریه اکنون این بیگانگی سیاسی را به رقابت استراتژیک تبدیل میکند. آخرین اقدام ترکیه در درخواست یک اعلان قرمز اینترپل علیه نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، به خاطر نقش او در حمله اسرائیلی به ناوگان سُمود در اکتبر ۲۰۲۵ نشانهای از وخامت روابط بین دو کشور است.
خطر رویارویی مستقیم
از زمان حمله ابوالظهور، خطر فوری رویارویی به نظر میرسد که تا حدی کاهش یافته است، هرچند که رقابت نهفته تشدید شده است. مقامات اسرائیلی به وضوح اعلام کردهاند که تأسیس پایگاههای ترکی یا سیستمهای دفاع هوایی در سوریه را خط قرمز میدانند و آمادهاند از نیروی نظامی برای جلوگیری از آن استفاده کنند. در عین حال، آذربایجان نیز تلاش کرده است تا میان آنکارا و اورشلیم میانجیگری کند. بنابراین، حتی اگر دیپلماسی به کاهش خطر برخورد تصادفی کمک کند، سؤال بنیادی همچنان بیپاسخ مانده است: آیا اسرائیل میتواند بر همکاری نظامی ترکیه با دولت جدید سوریه حق وتو داشته باشد؟

در حال حاضر، احتیاط متقابل و میانجیگری آمریکایی احتمالاً از بروز درگیری مستقیم جلوگیری خواهد کرد. اما روند به وضوح خطرناک است. اگر اسرائیل به تعریف نقش در حال گسترش ترکیه در سوریه به عنوان یک تهدید امنیتی ادامه دهد، در حالی که ترکیه به طور فزایندهای اقدامات نظامی اسرائیل را به عنوان تلاشی برای تحمیل نظم منطقهای تفسیر کند، دو قدرت نظامی غیرعرب قویترین در خاورمیانه ممکن است از رقابت به رویارویی منتقل شوند، نتیجهای که میتواند محیط منطقهای ناآرام را به طرز بینهایتی خطرناکتر کند.
علاوه بر این، چنین احتمالی برای ایالات متحده یک معضل بزرگ ایجاد خواهد کرد و آن را مجبور به انتخاب بین یک متحد ناتو و نزدیکترین شریک استراتژیک خود در منطقه خواهد کرد. وضعیت واشنگتن میتواند به ویژه حاد شود اگر در یک درگیری مسلحانه، ترکیه به تضمین دفاع جمعی تحت ماده ۵ پیمان آتلانتیک شمالی استناد کند، که از تمام اعضا میخواهد به هر عضو ناتو که تحت حمله است کمک کنند. با توجه به این واقعیت که دولت ترامپ متعهد به تضمین ثبات در سوریه تحت دولت پس از اسد است، هدفی که با ترکیه مشترک است، باید از تمام نفوذ خود با اسرائیل استفاده کند تا آن را متقاعد کند که درگیری خود با ترکیه را قبل از رسیدن به نقطه غیرقابل بازگشت کاهش دهد.

