جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در حال تغییر شکل بازارهای انرژی جهانی، مسیرهای حمل و نقل و توجه به سیاست خارجی به شیوههایی است که پیامدهای قابل توجه و نادیدهگرفتهشدهای برای تعامل ایالات متحده با آفریقا به همراه دارد. شوکهای اقتصادی مستقیم به کشورهای آفریقایی نابرابر اما واقعی هستند، بهطوریکه واردکنندگان غذا و کشورهای آسیبپذیر سختترین ضربات را متحمل میشوند. با این حال، خطر عمیقتر در حواسپرتی استراتژیک نهفته است. ظرفیت ایالات متحده، زمان رهبری، سرمایه دیپلماتیک و احتمالاً بودجه آن در حال کشیده شدن به سمت خاورمیانه در لحظهای است که رقابت برای مواد معدنی آفریقایی، مسیرهای تجاری و اتحادهای سیاسی هرگز به این شدت نبوده است.
چین، روسیه، فرانسه، امارات متحده عربی و هند همه در حال تسریع حضور خود در قاره هستند و گزینههای معتبرتری را به دولتهای آفریقایی نسبت به شراکت آمریکایی ارائه میدهند. خطر این است که ایالات متحده اشتباه اوایل دهه ۲۰۰۰ خود را تکرار کند، زمانی که جنگ عراق بهطور قابل توجهی بر حرکت رو به جلو در زمان آغاز شراکت جدید برای توسعه آفریقا تأثیر گذاشت. توقف در تعامل ایالات متحده با آفریقا اکنون هزینه فرصت ژئوپلیتیکی بسیار بالاتری نسبت به دو دهه پیش خواهد داشت. این قاره ۳۰ درصد از ذخایر معدنی حیاتی جهان را در خود جای داده است و به همین دلیل در زنجیرههای تأمین برای دفاع، انرژی و فناوری پیشرفته مرکزی است. اگر واشنگتن نتواند در میانه درگیری ایران تمرکز خود را حفظ کند، زمینی را واگذار خواهد کرد که بازپسگیری آن بسیار دشوارتر خواهد بود.
تعامل ایالات متحده با آفریقا با حواسپرتی جدیدی مواجه است
جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در حال تغییر شکل بازارهای انرژی جهانی، مسیرهای حمل و نقل و توجه به سیاست خارجی به شیوههایی است که پیامدهای قابل توجه و نادیدهگرفتهشدهای برای روابط ایالات متحده و آفریقا به همراه دارد. شوکهای اقتصادی مستقیم به آفریقا واقعی هستند، اما ایالات متحده خود با خطرات بزرگی از حواسپرتی استراتژیک در لحظهای مواجه است که رقابت برای مواد معدنی، تجارت و اتحاد با کشورهای آفریقایی در اوج خود است. چین، فرانسه، روسیه، امارات متحده عربی و هند در حال تسریع تعامل خود در قاره هستند، به این معنی که هر گونه عقبنشینی یا توقف در تعامل ایالات متحده با آفریقا هزینه فرصت ژئوپلیتیکی بالایی به همراه خواهد داشت.

رقبا در حال تعمیق نفوذ خود در آفریقا هستند
عدم قطعیت بالا در مورد تعهد ایالات متحده، تلاشهای موجود دولتهای آفریقایی برای تنوع بخشی به شراکتها را تسریع خواهد کرد. اجلاس اخیر تجارت آفریقا در فرانسه منجر به اعلام ۲۷ میلیارد دلار سرمایهگذاری شد، در حالی که روسیه دامنه امنیتی خود را در ساحل گسترش داده است. امارات متحده عربی به طور چشمگیری سرمایهگذاری خود در آفریقا را افزایش داده و به ۹۷ میلیارد دلار رسیده است که سه برابر مجموع چین در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ است، در حالی که چین در زیرساختها و معادن تسلط دارد و دسترسی به تجارت بدون تعرفه را به تمام ۵۳ کشور آفریقایی که با آنها روابط دیپلماتیک دارد، گسترش داده است. این روابط به کشورهای آفریقایی گزینههای قویتری برای تعامل با ایالات متحده ارائه میدهد.
در حالی که ایالات متحده اخیراً اقداماتی امیدوارکننده انجام داده است، از جمله اجلاس کسب و کار ایالات متحده-آفریقا در لواندا و انتصاب یک دستیار وزیر امور خارجه جدید برای آفریقا، تاریخ نشان میدهد که وقتی بحرانها توجه آمریکاییها را به سمت دیگری میکشاند، آفریقا بهای آن را با پیشرفت کندتر و تعهدات ضعیفتر میپردازد. نگرانیهای اولیه در سال ۲۰۰۳ مبنی بر اینکه جنگ در عراق پیشرفت در شراکت جدید برای توسعه آفریقا را مختل خواهد کرد، پیشبینیگر بود. علاوه بر خطرات برای کشورهای آفریقایی، جنگ ایران همچنین هزینههای بلندمدت برای منافع ایالات متحده در این قاره به همراه دارد.
حرکت مثبت متوقف میشود
قبل از شروع جنگ، تعامل ایالات متحده در آفریقا نشاندهنده حرکت مثبت بود، از ۲.۵ میلیارد دلار قراردادهای تجاری که در هفدهمین اجلاس کسب و کار ایالات متحده-آفریقا در لواندا، آنگولا، ایجاد شد، تا بخش مختصری از استراتژی امنیت ملی جدید در مورد آفریقا. اگرچه این بخش محدود و در صفحه پایانی قرار داشت، اما با این حال تعهد به تجارت، سرمایهگذاری، انرژی و تعامل در مورد معادن حیاتی را نشان میداد. به تازگی، یک دستیار وزیر امور خارجه برای آفریقا منصوب شده است که نشان میدهد دولت قصد دارد تعامل خود را با این قاره افزایش دهد. جنگ در خاورمیانه چه معنایی برای روابط ایالات متحده و آفریقا دارد؟
شوک اقتصادی بر واردکنندگان غذا تأثیر میگذارد
شوک اقتصادی مستقیم جنگ بر کشورهای آفریقایی واقعی اما نابرابر است. صندوق بینالمللی پول پیشبینی خود از رشد آفریقای زیر صحرایی را به میزان ۰.۳ درصد کاهش داده و پیشبینی میکند که تورم منطقه به شدت از ۳.۴٪ در سال ۲۰۲۵ به ۵٪ تا پایان سال ۲۰۲۶ افزایش یابد. افزایش قیمت نفت بیشترین آسیب را به واردکنندگان خالص غذا وارد میکند. فقیرترین افراد در این کشورها که درصد بیشتری از درآمد خود را صرف غذا میکنند، به ویژه آسیبپذیر هستند.
شش کشور در جهان با بحرانهای غذایی موجود و وابستگی بالا به واردات غذا مواجه هستند و سه مورد از این کشورها—جمهوری آفریقای مرکزی، سومالی و سودان جنوبی—در آفریقا قرار دارند. افزایش قیمت نفت همچنین به افزایش هزینههای کودهای شیمیایی منجر میشود که تأثیر آن به فصل برداشت بعدی گسترش خواهد یافت.
برخی از کشورهای صادرکننده نفت مانند نیجریه، آنگولا یا الجزایر ممکن است در کوتاهمدت افزایش درآمد را تجربه کنند، اما این امر احتمالاً به توسعه ساختاری منجر نخواهد شد مگر اینکه سرمایهگذاری و اصلاحات حکمرانی صورت گیرد. در حالی که تهدید ناامنی غذایی واقعی و پرهزینه است، به طور کلی، آفریقا نسبت به آنچه که معمولاً به تصویر کشیده میشود، مقاومتر است، به این معنی که قاره به طور کلی ممکن است با فاجعه مستقیم ناشی از جنگ مواجه نشود، اما اثرات آن احتمالاً در کشورهای آسیبپذیر متمرکز خواهد شد.
حواسپرتی استراتژیک دیپلماسی را تضعیف میکند
خطر بزرگتر و شاید پایدارتر این است که جنگ به عنوان یک حواسپرتی استراتژیک از درگیر شدن با قاره آفریقا در یک لحظه بحرانی عمل میکند. جنگ منابع محدود سیاست خارجی ایالات متحده را از جمله توجه، زمان رهبری ارشد، سرمایه دیپلماتیک و احتمالاً بودجه، از آفریقا دور میکند.
معاون وزیر نیز به تازگی به سمت خود منصوب شده است، به این معنی که او به سختی زمان کافی برای برقراری روابط داشته است. در عین حال، از تاریخ 21 اوت 2026، 19 ماه پس از آغاز دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، 37 پست سفارت ایالات متحده که شامل 40 کشور آفریقایی میشود، خالی بود، از جمله پستهایی که دولت ترامپ نامزدهایی برای آنها معرفی کرده بود که هنوز توسط سنا تأیید نشده بودند. تعداد سفارتهای ایالات متحده که ویزا پردازش میکنند نیز از 50 به 20 کاهش یافته است. این پسرفت دیپلماتیک تعامل دولتها و بازرگانان آفریقایی با ایالات متحده را دشوارتر میکند.
رقابت بر سر مواد معدنی حیاتی گسترش مییابد
مواد معدنی حیاتی واضحترین آسیبپذیری در این حواسپرتی استراتژیک هستند. ایالات متحده در سال 2024، 50 ماده معدنی را به عنوان حیاتی شناسایی کرد و برای 12 مورد از آنها به طور 100% به واردات وابسته است و برای 28 مورد دیگر بیش از 50% به واردات خالص وابسته است که این موضوع نگرانی جدی اقتصادی و امنیتی را نمایان میکند.
با این حال، تنها 4% از سرمایهگذاری مستقیم خارجی ایالات متحده در آفریقا در سال 2023 به پروژههای مواد معدنی حیاتی اختصاص داشت، در حالی که آفریقا 30% از ذخایر مواد معدنی حیاتی جهان را در اختیار دارد. به طور مقایسهای، شرکتهای چینی تا 80% از تولید مواد معدنی حیاتی در جمهوری دموکراتیک کنگو (DRC) را کنترل میکنند، که بخش عمدهای از تولیدات در چین فرآوری میشود.
در حالی که واشنگتن انرژی خود را بر روی جنگ با ایران و دیگر بحرانهای جهانی متمرکز کرده است، ادامه سرمایهگذاری ناکافی ایالات متحده در آفریقا خطر گسترش برتری چین در زنجیره ارزش مواد معدنی حیاتی و تضعیف دسترسی ایالات متحده به زنجیرههای تأمین، شراکتها و نفوذی که آینده اقتصاد جهانی را شکل خواهد داد، را به همراه دارد.
ایالات متحده علاقهمندی صریحی به سرمایهگذاری در شراکتها با آفریقا در زمینه مواد معدنی حیاتی نشان داده است، همانطور که در تمرکز استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵ بر روی آنها مشهود است. با این حال، تأمین این شراکتها نیاز به تعامل مستمر و در سطح بالا دارد که جنگ در خاورمیانه آن را تضعیف میکند. به همین ترتیب، در حالی که قانون رشد و فرصت آفریقا تا دسامبر ۲۰۲۶ تمدید شده است، عدم تمدید بلندمدت همچنان عدم قطعیت را برای سرمایهگذاران و دولتها افزایش میدهد و هر ماه تأخیر زمان بیشتری را برای چین، اتحادیه اروپا، کشورهای خلیج فارس و دیگر سرمایهگذاران فراهم میکند تا به پر کردن این خلأ ادامه دهند و شراکتهای خود را عمیقتر کنند.
جنگ ایران اختلال در تأمین انرژی و مواد معدنی جهانی را نیز بیشتر ارزش استراتژیک آفریقا را به عنوان یک تأمینکننده انرژی جایگزین افزایش میدهد. با تفکر و اقدام هماهنگ، این بحران میتواند موجب تسریع در ضرورت تعامل عمیقتر ایالات متحده و آفریقا شود.

حفظ تعامل ایالات متحده و آفریقا نیاز به اقدام دارد
برای اطمینان از اینکه این جنگ منجر به تضعیف بیشتر تعامل ایالات متحده در آفریقا نشود، ایالات متحده باید به توصیههای زیر توجه کند.
نهادینهسازی تعامل در سطح بالا بین ایالات متحده و آفریقا برای جلوگیری از حواسپرتی استراتژیک و پیشبرد منافع اقتصادی و امنیتی مشترک. استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵ و اظهارات معاون جدید وزیر امور خارجه برای آفریقا اهمیت کشورهای آفریقایی را برای منافع اقتصادی و امنیتی ایالات متحده نشان میدهد. با این حال، حفاظت از اولویتها در قاره به بیش از فقط بلاغت نیاز دارد. همانطور که «چرخش» رئیسجمهور باراک اوباما به سمت منطقه آسیا-اقیانوسیه توسط درگیریها در اروپا و خاورمیانه تضعیف شد، جنگ کنونی با ایران تلاشها برای سیاست جدید آفریقا را به خطر میاندازد.
استفاده از نقش مهم معاون وزیر امور خارجه در امور آفریقا یکی از راهها برای اطمینان از این است که این تلاشها در کانون توجه باقی بمانند. به عنوان دیپلمات ارشد ایالات متحده در آفریقا در این دولت، معاون وزیر امور خارجه میتواند منافع ایالات متحده را با سفر به آفریقا و رهبری مذاکرات ارشد با رهبران آفریقایی و همچنین حفاظت از بودجه آژانس برای فعالیتهای مرتبط با آفریقا پیش ببرد.
دولت همچنین باید برگزاری یک اجلاس دیگر رهبران ایالات متحده و آفریقا را در نظر بگیرد، مشابه اجلاسهای برگزار شده در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۱۴، که ترجیحاً در سال آینده برگزار شود. در گذشته، این اجلاسها منجر به سرمایهگذاریهای میلیون دلاری شدهاند و یک اجلاس جدید میتواند بر اساس تعامل اخیر ترامپ با برخی از رهبران آفریقایی در سال ۲۰۲۵ بنا شود. دولت همچنین باید بر اجرای توافقنامههای صلح دسامبر ۲۰۲۵ بین جمهوری دموکراتیک کنگو و رواندا تأکید کند و اطمینان حاصل کند که مشارکت قوی در اجلاس تجاری ایالات متحده و آفریقا که در دسامبر ۲۰۲۶ در موریس برگزار میشود، داشته باشد. این تلاشها به طور مشترک اعتبار ایالات متحده را تقویت کرده، تعامل در سطح بالا را حفظ کرده و نشان میدهد که تعهدات استراتژیک به آفریقا همچنان یک اولویت است، علیرغم بحرانهای ژئوپلیتیکی رقیب.
تبدیل بحران ایران به یک فرصت برای تسریع سرمایهگذاریهای ایالات متحده در آفریقا در زمینه مواد معدنی حیاتی و شراکتهای امنیت انرژی در میان رقابت فزاینده با چین. در حالی که ایالات متحده به نفت خلیج فارس برای تأمین نیازهای انرژی خود وابسته نیست، بسیاری از متحدان آن در آسیا به این نفت وابسته هستند.
ایالات متحده میتواند از این متحدان با ایجاد تابآوری بلندمدت از طریق راهحلهای انرژی جایگزین حمایت کند و سرمایهگذاری در مواد معدنی حیاتی آفریقا را به عنوان یک جزء کلیدی از این جایگزینها قرار دهد. به طور مستقیمتر، ایالات متحده همچنین باید به نیاز به مواد معدنی حیاتی برای جایگزینی تجهیزات نظامی خود که در جنگ ایران کاهش یافته است، فکر کند.
تجدید بلندمدت قانون رشد و فرصت آفریقا، شامل یک الحاقیه جدید در مورد مواد معدنی حیاتی، بازارهای جدیدی برای واردات این مواد باز خواهد کرد. با گذشت زمان، استفاده از تأمین مالی و دانش فنی ایالات متحده برای بهبود قابلیتهای پردازش کشورهای غنی از منابع آفریقایی میتواند وابستگی به چین را به ویژه برای کبالت و عناصر نادر زمین کاهش دهد.
استراتژی هماهنگ ضروری میشود
توسعه یک استراتژی و برنامه اقدام هماهنگ ایالات متحده-آفریقا که توسط یک مکانیزم هماهنگی و اجرای مؤثر در سطح کل دولت پشتیبانی شود. استراتژی امنیت ملی 2025 به درستی نیاز به تأکید بیشتر بر تجارت و سرمایهگذاری و شراکتهای مواد معدنی حیاتی را شناسایی میکند، اما ایالات متحده به یک برنامه اقدام نیاز دارد که مشخص کند چگونه و با چه روشهایی میتواند به طور موفقیتآمیزی این اهداف را محقق کند.
دولت اول ترامپ ابتکار Prosper Africa را برای پیشبرد تجارت و سرمایهگذاری دوطرفه ایجاد کرد. اگرچه این ابتکار در اوایل 2025 به عنوان بخشی از کاهش کمکهای خارجی دولت دوم ترامپ متوقف شد، اما این ابتکار یک مکانیزم هماهنگکننده موفق برای 17 آژانس ایالات متحده بود تا روابط تجاری ایالات متحده با کشورهای آفریقایی را تسهیل و تسریع کند.

در آینده، دولت باید مشخص کند که مکانیزم هماهنگی بین نهادهای درگیر در آفریقا—از جمله شرکت تأمین مالی توسعه، وزارت کشاورزی ایالات متحده، وزارت انرژی ایالات متحده، اداره کسبوکارهای کوچک ایالات متحده، و شرکت چالش هزاره و دیگران—چیست و این را در برنامه اقدام بگنجاند. یک برنامه اقدام مشخص با یک مکانیزم اجرای مؤثر به جلوگیری از نقض تعهدات ایالات متحده در زمان وقوع یک شوک خارجی کمک خواهد کرد و نشاندهنده تعهد واقعی به دولتهای آفریقایی خواهد بود.
بزرگترین ریسک جنگ ایران برای روابط ایالات متحده-آفریقا، حواسپرتی استراتژیک است که به رقبای ایالات متحده فرصتی میدهد تا نفوذ خود را در قاره عمیقتر کنند. هزینه تکرار اشتباه اوایل دهه 2000 در از دست دادن شتاب در تعاملات ایالات متحده-آفریقا امروز بسیار بالاتر خواهد بود، با توجه به چالشهای جهانی، افزایش رقابت ژئوپلیتیکی و گزینههای موجود برای کشورهای آفریقایی. اختلالات زنجیره تأمین ناشی از جنگ ایران در واقع استدلال استراتژیک برای شراکتهای مواد معدنی حیاتی ایالات متحده-آفریقا را تقویت میکند اگر واشنگتن تمرکز لازم برای اقدام در این زمینه را داشته باشد، که نیاز به دو برابر کردن تلاشهای تعامل و تطبیق آن با اقدام و منابع کافی دارد.

