هدف استراتژیک پایگاههای آمریکایی در خلیج در ماههای پس از آغاز عملیات نظامی واشنگتن و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ دچار تحول عمیقی شده است. تأسیساتی که زمانی برای نمایش قدرت و اطمینان بخشی به متحدان طراحی شده بودند، اکنون به عنوان اهداف اصلی مورد حمله قرار میگیرند. حملات تلافیجویانه ایران به تأسیسات راداری، ستادهای دریایی، انبارها و مراکز لجستیکی در قطر، بحرین و کویت آسیب رسانده و آسیبپذیری استقرارهای متمرکز پیشرفته را نمایان کرده است.
پنتاگون اکنون در حال بررسی یک حضور کوچکتر و پراکندهتر یا تغییر نیروها به سمت غرب است، ارزیابی که پیامدهایی فراتر از لجستیک پایگاهها دارد. این بحث به هسته تعهد امنیتی آمریکا به خلیج میپردازد و آزمایش میکند که آیا دههها ساختار بازدارندگی میتواند در برابر یک دشمن که حاضر است به طور مستقیم به کشورهای میزبان حمله کند، دوام بیاورد. دولتهای خلیج فارس در حال حاضر در حال بازنگری محاسبات خود هستند و از طریق فرماندهی نظامی یکپارچه شورای همکاری خلیج فارس به دنبال دفاع جمعی هستند و در عین حال تأمینکنندگان تسلیحاتی را متنوع کرده و به بررسی چارچوبهای امنیتی جایگزین مانند توافق دفاع مشترک مکه میپردازند.
سؤال دیگر این نیست که آیا پایگاههای آمریکایی در خلیج میتوانند از تجاوز ایران جلوگیری کنند، بلکه این است که آیا حضور آنها اکنون آن را دعوت میکند. این وارونگی به منطق بنیادی حضور پیشرفته آمریکاییها در منطقه چالش میکشد و نیاز به بررسی آنچه پس از کاهش حضور آمریکا میآید را اجتنابناپذیر میسازد. آینده پایگاههای آمریکایی در خلیج اکنون تعادل قدرت را در سراسر خاورمیانه شکل میدهد.
پایگاههای آمریکایی در خلیج به اهداف ایرانی تبدیل میشوند
برای بیش از چهار دهه، پایگاههای آمریکایی در خلیج به دنبال جلوگیری از تهدیدات، ارائه تضمینهای امنیتی به متحدان منطقهای و نمایش قدرت در سراسر خاورمیانه بودهاند.
اما جنگ با ایران اکنون بر آینده آنها تردید ایجاد کرده است.
جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران که در ۲۸ فوریه آغاز شد، منجر به حملات تلافیجویانه ایران علیه پایگاهها و داراییهای آمریکایی در خلیج شده و آسیبپذیری آنها را نمایان کرده و آنها را از داراییهای استراتژیک برای کشورهای خلیج به اهداف تبدیل کرده است.
با افزایش تنشها میان ایالات متحده و ایران، با تحریمهای اقتصادی شدیدتر و توقف مذاکرات در میان آتشبس شکننده، گزارشها حاکی از آن است که واشنگتن اکنون به بررسی آینده پایگاههای خود در منطقه پرداخته است.
گزارشهای اخیر نشان میدهد که پنتاگون در حال ارزیابی مجدد حضور نظامی خود در خاورمیانه پس از حملات ایران به پایگاههای خلیج فارس است و به بررسی استقرار کمتر و پراکندهتر یا انتقال نیروها به سمت غرب میپردازد.
چرا واشنگتن در حال بازنگری در حضور خود است
اگرچه هیچ تصمیم رسمی اتخاذ نشده است، اما چنین ارزیابی فراتر از لجستیک و زیرساختها میرود. ریسکها بسیار بالاتر است، زیرا بر آینده سیاست ایالات متحده در خلیج فارس تأثیر میگذارد و میتواند توازن قدرت را در سراسر خاورمیانه تغییر دهد.
امروز ایالات متحده حدود ۵۰,۰۰۰ نیرو در نزدیک به ۲۰ پایگاه نظامی در داخل و اطراف خلیج فارس مستقر دارد. تأسیسات اصلی آن شامل پایگاه العُدَید در قطر، NSA بحرین، کمپ آریفجان و کمپ بوهیرینگ در کویت، الذَفرا در امارات متحده عربی و پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در عربستان سعودی است.
اگرچه طبق برخی برآوردها حدود ۸۰-۹۰٪ حملات دفع شده است، ایران حداقل ۱۵ پایگاه نظامی ایالات متحده را آسیبدیده کرده است، از جمله رادارها و سیستمهای هشدار زودهنگام در العُدَید در قطر، ستاد نیروی دریایی، انبارها و زیرساختهای ارتباطی در بحرین، و تأسیسات هوایی، لجستیک و پشتیبانی در کویت.
مدل بازدارندگی محدودیتهای خود را نشان میدهد
جنگ با ایران محدودیتهای ارزش بازدارندگی شبکه پایگاههای ایالات متحده در خلیج فارس را نمایان کرده است. حضور آنها تضمینی برای حفاظت کشورهای خلیج فارس از حملات ایران نبود؛ بلکه میزبانی از نیروهای ایالات متحده کشورهای خلیج فارس را به هدفی برای انتقامجویی ایران تبدیل کرد.
با این حال، سیستم دفاع هوایی یکپارچهای که با حمایت ایالات متحده توسعه یافته است، احتمالاً از تلفات و خسارات جدیتر جلوگیری کرده است.
کریستیان الکساندر، پژوهشگر ارشد در مؤسسه امنیت و دفاع ربدان، به روزنامه نیو عرب گفت که انتقامجویی ایران محدودیتهای مدل بازدارندگی سنتی را نمایان کرده است، اما “حضور پیشرفته” هنوز ارزش نظامی عظیمی را فراهم میکند.
او افزود: “بازدارندگی اکنون باید با پراکندگی، زیرساختهای مقاوم، دفاعهای لایهای موشکی و پهپادی، افزونگی و همچنین درکهای سیاسی بسیار واضحتری درباره زمان و چگونگی دفاع نیروهای آمریکایی از کشورهای میزبان تکمیل شود.”
جنگ با ایران محدودیتهای ارزش بازدارندگی شبکه پایگاههای آمریکایی در خلیج فارس را نمایان کرده است. [Getty]
تعهد تضعیفشده، نگرانیهای همپیمانان خلیج فارس را به همراه دارد
حضور نظامی بالقوهای که از خلیج دورتر باشد، نمایانگر تغییر عمدهای در سیاست خلیج فارس ایالات متحده خواهد بود. از پایان جنگ جهانی دوم، حضور نظامی ایالات متحده در خلیج به تدریج در طول سالها گسترش یافت و پس از جنگ خلیج 1990-91 بهطور بیشتری نهادینه شد.
این درگیری شراکتهای منطقهای، استقرارهای پیشرفته، شبکههای لجستیکی و تجهیزات پیشموقعیتیابیشده را برای بازدارندگی تهدیدات و پاسخ سریع به بحرانها تقویت کرد.
اما امروز، عدم قطعیت در مورد آینده پایگاههای آمریکایی در خلیج که تحت تأثیر ایران قرار گرفتهاند، ممکن است بهعنوان تضعیف تعهد ایالات متحده به این منطقه تلقی شود. این امر چندان تعجبآور نخواهد بود، با توجه به اینکه استراتژی امنیت ملی ترامپ که در دسامبر 2025 منتشر شد، تأکید میکند که خاورمیانه دیگر اولویت استراتژیک برتر واشنگتن نیست.
گریگوری گاس III، پژوهشگر وابسته در مؤسسه خاورمیانه، به روزنامه The New Arab گفت که پایگاههای آمریکایی در کویت، قطر و بحرین مدتهاست که توسط آن دولتها بهعنوان نشانهای از تعهد واشنگتن به دفاع از آنها تلقی میشود.
او هشدار داد که بسته شدن پایگاهها میتواند بهعنوان سیگنالی تفسیر شود که ایالات متحده دیگر به امنیت آنها متعهد نیست، که میتواند منجر به این شود که کشورهای خلیج فارس “بلافاصله روابط خود با ایران را بازنگری کنند و نیاز به پیروی از خط ایران را بهطور مستقیمتر از آنچه که ممکن است در غیر این صورت انجام دهند، احساس کنند”.
کشورهای خلیج فارس به دنبال خودکفایی استراتژیک هستند
در همین حال، همپیمانان آمریکایی در خلیج فارس به دنبال خودکفایی استراتژیک بیشتری از طریق دفاع جمعی هستند.
این شامل فرماندهی نظامی یکپارچه شورای همکاری خلیج فارس، سیستمهای هشدار اولیه مشترک و تمرینات مشترک است، در حالی که همچنین خریدهای تسلیحاتی از ترکیه، اروپا، پاکستان، کره جنوبی و چین را متنوع میکنند و شراکتهای دفاعی که با توافق اخیر دفاع مشترک مکه با پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه نمایان شده است.
اما با توجه به وابستگی مداوم آنها به سیستمها، آموزش و زیرساختهای ایالات متحده، این تحرکات به احتمال زیاد در کوتاهمدت جایگزین نقش واشنگتن نخواهد شد.
برخی از کارشناسان هرگونه کاهش حضور ایالات متحده را موقتی میدانند و احتمال بازگشت آن را بالا میدانند. “زمانی که جنگ بین ایالات متحده و ایران حل و فصل شود، این پایگاهها به عنوان بخشی از ترتیبات مختلف به وجود خود ادامه خواهند داد”، احمد ابودوح، پژوهشگر وابسته در چتم هاوس، به The New Arab گفت.
یکی از مدلها، که او پیشنهاد کرد، میتواند ترتیبات ایالات متحده با متحدان اروپایی را تکرار کند: لزوماً پایگاهها نیستند بلکه توافقهای استقرار هستند، به طوری که “ایالات متحده حق دارد نیروهای خود را به درخواست این کشورها مستقر کند”، در کنار همکاری صنعتی مستمر، تبادل اطلاعات، قابلیت همکاری و ادغام عملیاتی.
در نتیجه، چنین تحرکاتی به سمت استقلال از تضمینهای نظامی ایالات متحده احتمالاً منجر به کاهش سرمایهگذاری آمریکایی در پایگاههای خلیج فارس خواهد شد، با این حال واشنگتن از یک ضامن به یک شریک تبدیل میشود.
گریگوری گاس III، پژوهشگر وابسته در موسسه خاورمیانه، به The New Arab گفت که پایگاههای ایالات متحده در کویت، قطر و بحرین مدتهاست که به عنوان نشانهای از تعهد واشنگتن به دفاع از این دولتها دیده میشود.
او هشدار داد که بسته شدن پایگاهها میتواند به عنوان نشانهای تفسیر شود که ایالات متحده دیگر به امنیت آنها متعهد نیست، که میتواند منجر به “محاسبه مجدد فوری” روابط کشورهای خلیج فارس با ایران شود و آنها را وادار کند تا خط ایران را به طور مستقیمتر دنبال کنند تا شاید در غیر این صورت انجام دهند.
در همین حال، متحدان ایالات متحده در خلیج فارس به دنبال خودکفایی استراتژیک بیشتر از طریق دفاع جمعی هستند.
این شامل فرماندهی نظامی یکپارچه شورای همکاری خلیج فارس، سیستمهای هشداردهی مشترک و تمرینات مشترک است، در حالی که همچنین خریدهای تسلیحاتی از ترکیه، اروپا، پاکستان، کره جنوبی و چین را متنوع میکند و شراکتهای دفاعی که با توافق اخیر دفاع مشترک مکه با پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه نمونهسازی شده است.
اما با توجه به ادامه وابستگی آنها به سیستمها، آموزش و زیرساختهای ایالات متحده، این تحولات در کوتاهمدت به احتمال زیاد جایگزین نقش واشنگتن نخواهد شد.

“سرمایهگذاری آمریکایی در پایگاههای نظامی در منطقه خلیج فارس به احتمال زیاد به طور قابل توجهی کاهش خواهد یافت، زیرا این منطقه از نظر امنیتی به طور فزایندهای مستقلتر از ایالات متحده میشود”، دانیه آراسی، رئیس برنامه و تحلیلگر ارشد در مؤسسه نیولاینز برای استراتژی و سیاست، به العرب جدید گفت.
“در عین حال، تعامل ایالات متحده ادامه خواهد داشت و به سمت آموزش نظامی، شراکتها و تقویت ظرفیت نظامی منطقه بدون لزوماً مستقر کردن نیروها در زمین، به همراه تعامل اقتصادی و انرژی بیشتر تغییر خواهد کرد.”
نظم امنیتی جدید با محدودیتهای سخت مواجه است
علاوه بر تقویت اتحادهای نظامی، تنوع در تأمین تسلیحات و گسترش تولید سلاحهای داخلی، کشورهای خلیج فارس ممکن است به دنبال توافقهای امنیتی با ایران باشند در حالی که حضور نظامی ایالات متحده کاهش مییابد. ابودوح پیشنهاد کرد که چین میتواند به تسهیل مذاکرات امنیتی منطقهای کمک کند، همانطور که در سال 2023 در میانجیگری نزدیکی سعودی-ایرانی کمک کرد، هرچند کشورهایی مانند پاکستان، عمان، عراق یا قطر میتوانند نقش اصلی میانجیگری را بر عهده بگیرند.
“به نظر من، تمام این ابعاد تعیینکننده آنچه است که امنیت در آینده، در یک ساختار امنیتی پس از ایالات متحده، به نظر میرسد”، او گفت.
با این حال، آراسی استدلال میکند که تلاشهای کشورهای خلیج فارس برای دور زدن تنگه هرمز و ساخت چارچوبهای امنیتی جایگزین مانند توافق مکه به طور قابل توجهی اقتصاد و نفوذ ایران را تضعیف خواهد کرد و او معتقد است که ایران اعتماد کشورهای کلیدی خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی را از دست داده است.
“من فکر میکنم ایرانیها کشورهای عربی و خلیج فارس را از دست دادهاند. آنها دیگر نمیتوانند آنها را بازگردانند. این گزینهای روی میز برای آنها نیست”، او گفت.
آینده پایگاههای ایالات متحده در خلیج فارس نامشخص است
چشمانداز یک نظم امنیتی جدید در خلیج فارس با حضور کاهشیافته ایالات متحده ممکن است با محدودیتهای قابل توجهی مواجه شود. دفاع خلیج فارس همچنان fragmented است و کشورهای این منطقه هنوز به شدت به حمایت ایالات متحده وابستهاند.
<p
در حالی که کشورهای دیگر میتوانند قابلیتهای خاصی را ارائه دهند، “هیچیک در حال حاضر ترکیب اطلاعات، لجستیک، قدرت دریایی، قدرت هوایی، فرماندهی و کنترل، و پیشبرد نیروی جهانی که واشنگتن ارائه میدهد را فراهم نمیکند”، الکساندر گفت. “هیچ جایگزین قابل اعتمادی در حال حاضر بهطور گستردهای ایالات متحده را جایگزین نمیکند.”
علاوه بر این، ساخت قابلیتهای داخلی یا ایجاد شراکتهای جایگزین برای جبران کمبودها زمان قابل توجهی خواهد برد.
در منطقه وسیعتر، کاهش حضور ایالات متحده میتواند اسرائیل را به اتخاذ موضعی قاطعتر ترغیب کند و در عین حال کشورهای منطقه را وادار به احتیاط در برابر آن کند. این تغییر در حال حاضر تنشها بین ترکیه و اسرائیل را تشدید کرده است، بهویژه در مورد سوریه، زیرا آنکارا نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را گسترش میدهد و اسرائیل از افزایش دخالت نظامی ترکیه در آنجا نگران است، در حالی که کشورهای خلیج فارس ممکن است کمتر تحت تأثیر اسرائیل قاطعتر قرار گیرند، که با توافقات ابراهیم محافظت شده است.
با این حال، رویکرد آنها به ایران به اعتماد به تعهدات امنیتی ایالات متحده بستگی خواهد داشت، گاز III توضیح داد. در حالی که کشورهای خلیج فارس احتمالاً به دنبال درک و توافق با تهران هستند، صرفنظر از اینکه جنگ چگونه به پایان میرسد، اعتماد به یک رابطه دفاعی قابل اعتماد ایالات متحده آنها را کمتر در برابر ایران سازشپذیر میکند، در حالی که تردید در مورد تعهد واشنگتن به امنیت آنها میتواند به امتیازات بسیار بیشتری منجر شود.

مدل دسترسی توزیعشده در حال gaining traction
الکساندر استدلال میکند که محتملترین جایگزین برای پایگاههای بزرگ و دائمی ایالات متحده در خلیج، مدل دسترسی توزیعشدهای است که بر اساس استقرارهای چرخشی، تجهیزات پیشموقعیتیابیشده، تأسیسات مشترک، قدرت دریایی، و دسترسی تضمینشده به مکانهای پراکنده، بهعلاوه دفاعهای هوایی و موشکی یکپارچهتر خلیج ساخته شده است.
این رویکرد دسترسی ایالات متحده، بازدارندگی، قابلیت همکاری و نفوذ سیاسی را حفظ میکند در حالی که آسیبپذیری و قرارگیری سیاسی مرتبط با تأسیسات متمرکز را کاهش میدهد.
“هدف نباید شمارش نیروها یا پایگاهها باشد، بلکه حفظ دسترسی، بازدارندگی، قابلیت همکاری و نفوذ سیاسی در حالی که تمرکز و آسیبپذیری کاهش مییابد، باید باشد”، او گفت.
“از این نظر، آینده حضور نظامی ایالات متحده در خلیج ممکن است از نظر فیزیکی کوچکتر باشد اما از نظر یکپارچگی عمیقتر باشد.”

