نمایش بیسابقه تهران پر از ماتمداران خامنهای محاسبات سیاسی بسیار پیچیدهتری را پنهان میکند، جایی که بسیج دولتی با اندوه واقعی و خواستههای زیرزمینی برای تغییر نظام تلاقی مییابد. در حالی که رژیم با این حضور گسترده وحدت را به نمایش میگذارد، شکافهای زیرین بر سر جنگ، فروپاشی اقتصادی و جانشینی نشان میدهد که مأموریت از خیابانها مشروط است، نه مطلق. تصویر یک ملت در حال سوگواری به عنوان سپری در برابر تهدیدات خارجی و آینهای که تنشهای حلنشدهای را منعکس میکند که میتواند مسیر ایران را بازتعریف کند، عمل میکند و اندازه واقعی این لحظه نه به اندازه جمعیت، بلکه به نبردهای سیاسیای که برمیانگیزد، بستگی دارد.
ماتمداران خامنهای در میان روح تقسیمشده تهران دیده میشوند
در حالی که مراسم چندمنظوره و چندملیتی تشییع جنازه رهبر پیشین عالیرتبه ایران، علی خامنهای، به مسجد جمکران در شهر مقدس قم و سپس به نجف در عراق منتقل شد، رهبری ایران در حال ارزیابی مأموریتی بود که از سوی میلیونها نفری که در سه روز گذشته به خیابانهای تهران آمده بودند، به آن داده شده بود.
برخی این لحظه را به عنوان یک رفراندوم از خیابانها نشاندهنده حمایت از نهاد روحانی توصیف کردند و خواستار تشدید استراتژی مقابله با غرب شدند. دیگران گفتند که این بیشتر به یک افتخار ملی وسیعتر مربوط میشود که مشروط به برآورده شدن خواستههای تغییر و پایان جنگ است.
به طور کلی، منابع دولتی بر این باورند که توانستهاند نمایشهای گستردهای از حمایت را بدون هرج و مرج یا نشانههای دستکاری اجباری که رسانههای غربی – که به مناسبت این مراسم به ایران راه یافته بودند همراه با تأثیرگذاران رسانههای اجتماعی – نتوانسته بودند نادیده بگیرند، سازماندهی کنند.
به نظر میرسید همین وضعیت در قم نیز صادق باشد، جایی که بدن خامنهای با هلیکوپتر منتقل شده و مسجد جمکران هفت ساعت قبل از شروع نماز صبح به ظرفیت کامل رسید. نماز به صدای بغضآلود توسط آیتالله جوادی آملی، فیلسوف برجسته محافظهکار ایرانی، خوانده شد.
ماتمداران در حال برگزاری نماز برای علی خامنهای در قم، عراق. عکس: دفتر رهبر عالیرتبه ایران/رویترز
مقیاس بسیج و ماتمداران خامنهای
بازی اعداد اجتنابناپذیری بر سر حضور در مراسم تشییع آغاز شده است. برآوردها برای بخش تهران از ۳۵۰,۰۰۰ تا ۳۵ میلیون متغیر است که تمایل بشر به دیدن آنچه میخواهد را تأیید میکند. روزنامه فایننشال تایمز، به خوشحالی دولت، گزارش داد که تا ۱۲ میلیون نفر در این مراسم شرکت کردند. اما حداقل حمایت در تهران قابل مقایسه با تشییع جنازه اولین رهبر عالی ایران، روحالله خمینی، در سال ۱۹۸۹ است، زمانی که بین ۵ تا ۷ میلیون نفر از جمعیت ۵۳ میلیون نفری به خیابانها آمدند.
بدون شک، چرخشهای نادرست متوالی، مشکلات اقتصادی و سرکوب سیاسی در طول ۳۶ سال حکومت خامنهای، پایههای حمایتی رژیم را آسیبپذیر کرده است. اما نادرست خواهد بود که کسانی را که در این مراسم شرکت کردهاند، به عنوان رباتهایی در قالب انسان یا فقیران شهری نیازمند ساندویچ رایگان تلقی کنیم. بسیاری از آنها تحصیلکردههای باهوش بودند و میخواستند مخالفت خود را با آنچه که به عنوان قتل غیرقانونی رهبرشان میدیدند، نشان دهند، صرفنظر از دیدگاههای کلیترشان درباره رژیم.
محمدعلی کدیور، استاد یار روابط بینالملل در کالج بوستون، یک دانشگاه تحقیقاتی در ماساچوست، گفت که میتوان مراسم تشییع را به بهترین شکل به عنوان آنچه او آن را “یک اپیزود بزرگ از بسیج دولتی” نامید، درک کرد.
او گفت: “از سال ۱۹۷۹، بسیج دولتی یکی از ارکان مرکزی قدرت رژیم بوده است. دولت زیرساختی متراکم از طریق مساجد، بسیج، مدارس، دانشگاهها، محلهای کار، رسانههای دولتی، سازمانهای جانبازان و شبکههای یادبود جنگ ساخته است. این نهادها به دولت کمک میکنند تا مشارکت عمومی را سازماندهی کرده و تصاویری از حمایت مردمی در لحظات بحرانی ارائه دهند.
“زیرساخت تنها بخشی از داستان است. جمهوری اسلامی همچنین یک پایگاه اجتماعی واقعی دارد. این پایگاه اکثریت جامعه ایرانی نیست و ایران همچنان به شدت تقسیم شده است، اما بزرگ، سازمانیافته، ایدئولوژیک و به طور مداوم آماده بسیج است. تشییع جنازهها، یادبودها و تجمعات جنگی این حمایت را قابل مشاهده میسازد. آنها نشان میدهند که حضور رژیم در خیابانها تنها از بالا تحمیل نمیشود؛ بلکه همچنین از پایگاههایی که از سیستم حمایت میکنند و خود را مدافع انقلاب، دولت و کشور در برابر تهدیدات خارجی میدانند، نشأت میگیرد.”
چالش، وحدت و عزاداران خامنهای
رضا ناصری، وکیلی نزدیک به دولت ایران، گفت که تصاویر نشاندهنده مردمی شکسته نیست و تأیید میکند که ایالات متحده “هرگز نفهمیده است که با چه چیزی روبروست” زمانی که به جنگ با ایران رفت.
او گفت: “این یکی از بزرگترین تجمعات انسانی در زمین بود.” او ادامه داد: “این یک تمدن است که به طور کامل خود را ابراز میکند، با تمام غم، افتخار و انسجامش. اینها میلیونها نفری هستند که به طور آزاد و با جسارت انتخاب کردند که به خیابانها بریزند تا به شیوه خود برای رهبرشان عزاداری کنند.”
او گفت که استراتژی دولت ترامپ “آنها را علیه دولتشان رادیکال نکرد. آنها را تهی نکرد. ناامیدیای که واشنگتن نیاز داشت را تولید نکرد. چهار دهه تحریم، دو جنگ در منطقه، فشار حداکثری، جنگ ارزی و یک وزیر دفاع که به طور علنی تهدید به اعزام نیروهای نظامی میکرد، و این نتیجهای است که به بار آورد: مردمی که به وضوح بیشتر از تقریباً هر ملتی در زمین میتوانند ادعای وحدت کنند.”
عزاداران در مراسم ششروزه برای رهبر عالیقدر ایرانی، آیتالله علی خامنهای شرکت میکنند. عکاس: مجید سعیدی/گتی ایمجز
در ادامه همین موضوع، حسین رویوران، استاد علوم سیاسی در دانشگاه تهران، گفت: “بزرگترین مشکل غرب این است که تمام نظریههای آنها مادیگرا هستند، اما آنچه در تهران اتفاق میافتد فراتر از مادیگرایی روزمره است. میلیونها نفر به تهران میآیند و در خیابانها میخوابند، و این نشان میدهد که ارتباطی بین رهبر و مردم وجود دارد که مادی نیست.”
او گفت که جنگ قرارداد اجتماعی را تغییر داده است. به دور از تحکیم تقسیمات، “کسانی که قبلاً در مخالفت بودند اکنون زیر پرچم ایران هستند.”
عزاداران خامنهای با شکافها و جانشینی مواجهاند
برخی جنبههای تقدیس خامنهای به سمت ابزوردی پیش رفته است. وزیر دادگستری، امین حسین رحیمی، به عنوان مثال، گفت که قوه قضائیه زمینه را برای ایرانیان فراهم کرده است تا شکایات و دعاوی خود را با وکلای دادگاه در محافل داخلی و بینالمللی به خاطر “آسیبهای روانی و ذهنی ناشی از فقدان رهبر” مطرح کنند. به طور جدیتر، رویوران گفت که راهپیماییها دولت را مشروعیت میبخشند و دست آن را برای مذاکره با ایالات متحده آزادتر میکنند.
اما دولت دچار شکافهایی است و با توجه به اینکه هنوز مسائل زیادی برای مذاکره وجود دارد، از جمله آتشبس در لبنان، فرمانداری تنگه هرمز و نظارت بر برنامه هستهای غیرنظامی ایران، ممکن است حامیان تقابل برتری پیدا کنند. فعالیتهای اطراف تنگه در ۴۸ ساعت گذشته، از جمله تیراندازی به سمت تانکرهای گاز مایع قطری، نشان میدهد که ایران به طور کامل کنترل خود را بر این آبراه استراتژیک رها نکرده است.
وزیر امور خارجه، عباس عراقچی – که در حال سوار شدن بر موتورسیکلت بدون کلاه ایمنی به مراسم تشییع جنازه دیده شد – میداند که او نیز باید بر روی یک ببر سیاسی سوار شود که به شکل درخواستهای انتقام در خیابانها طنینانداز است. در پاسخ به تهدیدات آشنا و مکرر دونالد ترامپ برای نابودی ایران در یک بعدازظهر، عراقچی به اهمیت جمعیت اذعان کرد.
“میلیونها ایرانی با افتخار در وحدت به احترام آیتالله بزرگ خامنهای و میراث او گرد هم آمدند,” او گفت. “نه آنها و نه نیروهای مسلح شجاع ما تحت تأثیر هیچ تهدیدی قرار نمیگیرند. بند ۱۳ یادداشت تفاهم روشن است: مذاکرات بر سر توافق نهایی آغاز نخواهد شد اگر تهدیدات ادامه یابد. به امضای خود احترام بگذارید.”
مردم در میدان انقلاب تهران در روز دوشنبه برای سومین روز مراسم تشییع جنازه گرد هم آمدهاند. عکاس: کاوه کاظمی/گتی ایمجز
نبرد بر سر روح ایران و عزاداران خامنهای
عبدالله رمضانیزاده، استاد بازنشسته دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، نگرانی خود را درباره “تلاشهای صحنهسازی تلویزیون دولتی برای طلب انتقام و رد مذاکره و صلح” ابراز کرد.
او افزود: “اگر این تلاشها هماهنگ شده و بخشی از یک استراتژی جنگ روانی باشد، خوب است، اما اگر اینها یک پروژه عمدی از سوی افراطگرایان برای کشاندن کشور به جنگ و بیاثر کردن مذاکرات باشد، باید آنها را متوقف کرد، زیرا به اساس کشور هدف قرار میدهند.”
حسامالدین آشنا، مشاور رئیسجمهور پیشین اصلاحطلب حسن روحانی، گفت: “اگر ما به آن حضور ملی ارج مینهیم [پس] باید ملت متحد و متنوع را به عنوان دارنده قدرت در نظر بگیریم و از عدالت و عقلانیت استفاده کنیم تا شاهد احیای دوباره ایران باشیم.”
برخی بر این باورند که اگر مراسم تشییع جنازه تأییدی واقعی بر همبستگی ملی بود، روسای جمهور پیشین محمد خاتمی، محمود احمدینژاد و روحانی از این مراسم کنار گذاشته نمیشدند.
غایب دیگری علیاصغر هیجازی، معاون دفتر خامنهای و یکی از نزدیکترین مقامات به او در طول سه دهه بود. گفته میشود که پس از بمبگذاری در محل اقامت خامنهای، او یکی از مخالفان ارتقاء پسر خامنهای، مجتبی، به عنوان جانشین او بود به این دلیل که طبق وصیت خامنهای، فرزندانش حق ورود به سیاست را ندارند.
تنها چیزی که در حال حاضر میتوان گفت این است که نبرد برای روح ایران، زیرزمینی و در خیابانها، وارد مرحله جدیدی میشود.

