تشدید شدید در جبهه یمن در حال سوق دادن درگیریهای خاورمیانه به مرحلهای خطرناکتر است، پس از حملات موشکی اخیر و تهدیدات محاصره حوثیها علیه عربستان سعودی. ایران، که با فشارهای فزاینده منطقهای و تهدیدات بالقوهای به شبکه انرژی داخلی خود مواجه است، به نظر میرسد که حوثیهای یمنی خود را به هدف قرار دادن کریدورهای انرژی حیاتی—از جمله خط لوله شرق-غرب—وادار میکند و این امر امنیت جهانی نفت و میلیونها غیرنظامی آسیبپذیر را در معرض خطر فوری قرار میدهد.
جبهه یمن نشانههای تشدید درگیری را نشان میدهد
موشکها هفته گذشته از مرز عربستان سعودی-یمن عبور کردند و پس از آن، حوثیها روز دوشنبه اعلام کردند که محاصره دریایی عربستان سعودی را آغاز کردهاند، که جبهه یمن را به درگیریهای تجدید شده در خاورمیانه نزدیکتر میکند. وضعیت به سرعت پس از آن تشدید شد که حوثیها محدودیتهای هوایی یمن را در بازگشت از تشییع جنازه دیرهنگام رهبر عالی، علی خامنهای، به چالش کشیدند و گزارشهایی مبنی بر اینکه ایران از حوثیها خواسته است تا در صورت حمله ایالات متحده به شبکه برق خود، دریای سرخ را ببندند، این وضعیت را پیچیدهتر کرد.
این تشدید دیگر تنها خطر حمل و نقل دریایی در دریای سرخ را تهدید نمیکند. با افزایش هدفگیری زیرساختهای انرژی در جنگ، گسترش درگیری میتواند خط لوله نفت کلیدی عربستان سعودی و زیرساختهای پشتیبان آن را در تیررس حوثیها قرار دهد. چنین تشدیدی میتواند خطر آغاز یک مرحله دیگر از جنگ با شدت بالا در یمن را به همراه داشته باشد.
خط لوله شرق-غرب با خطرات فزایندهای مواجه است
بیش از ۵۰۰ مایل شمال قلمرو حوثیها، یک زیرساخت استراتژیک کلیدی وجود دارد: خط لوله شرق-غرب. امروز، این خط لوله نفتی ۷۵۰ مایلی به محافظت از بازار انرژی عربستان و جهانی در برابر این بحران کمک کرده است و جایگزینی برای تنگه هرمز فراهم میکند. بهطور نظری، این خط لوله میتواند تا ۷ میلیون بشکه در روز (bpd) جابجا کند، اگرچه در عمل، مجموع صادرات آن احتمالاً کمتر و نزدیک به ۳.۷۵ میلیون بشکه در روز است.
اگرچه حوثیها قبلاً عامل اصلی حملات به زیرساختهای انرژی بودند، اما از زمان آتشبس یمن در سال ۲۰۲۲، این حملات را متوقف کردهاند. با این حال، با بیش از ۸۰ تأسیسات انرژی که تنها در ماههای اول جنگ مورد حمله قرار گرفتهاند، ممکن است هنجار پشت این خودداری در حال فروپاشی باشد.

شکست بازدارندگی زیرساختها را تهدید میکند
زوال این هنجار با حملات قبلی ایران به خط لوله و دیگر اهداف انرژی مانند تأسیسات حیاتی LNG قطر تشدید شد. پیام جدید ایران به حوثیها، که از آنها خواسته است تنگه باب المندب را ببندند، نشاندهنده افزایش تحمل تهران برای تشدید تنشها و کاهش اعتماد آن به این است که زیرساختهای خود در شرایط کنونی بازدارندگی در اطراف حمل و نقل هرمز مصون خواهد ماند. اگر یک حمله حوثیها به حمل و نقل دریای سرخ نتواند حملات ایالات متحده را بازدارند، ایران ممکن است فشار به حوثیها برای حمله به زیرساختهای انرژی سعودی را به عنوان ابزار بعدی خود برای مجازات غرب ببیند.
ضربه به بخشهای بالای زمین خط لوله ممکن است با توجه به فناوری کنونی حوثیها دشوار باشد، زیرا پروفایل نازک آن، خط لوله را به هدفی کمتر جذاب نسبت به زیرساختهای پشتیبانی مانند ایستگاههای پمپاژ یا حتی تأسیسات آب شیرینکن که نیروی کار عربستان سعودی را تأمین میکنند، تبدیل میکند. در سال ۲۰۱۹، حوثیها ادعا کردند که دو ایستگاه پمپاژ خط لوله را با موفقیت هدف قرار دادهاند و دامنه مهمات خود را به نمایش گذاشتهاند، حتی اگر موفقیت آنها به محدودیتهای ضد پهپادی در آن زمان مربوط باشد.

جبهه یمن باعث تغییر مسیر اقتصادی میشود
آسیب به زیرساختهای کلیدی، مانند ژنراتورها، میتواند نصب جایگزینها را به تأخیر بیندازد. عربستان سعودی به شدت در سیستمهای دفاع هوایی در برابر تهدیدی مانند این سرمایهگذاری کرده است، اما یک حمله هماهنگ به اندازه کافی میتواند حتی بهترین دفاعهای لایهای را نیز تحت فشار قرار دهد. فراتر از حملات مستقیم به خط لوله، حوثیها میتوانند به آبهای اطراف ینبوع حمله کنند تا به طور عمدی خطر جنگ نفتکشها را افزایش دهند. تأثیر اقتصادی آسیبهای طولانیمدت به زیرساختها یا قطع دسترسی به حمل و نقل قابل توجه خواهد بود، به ویژه اگر چین نتواند به کاهش واردات خود ادامه دهد. کاهش ترافیک سوئز همچنین به طور مستقیم بر مصر تأثیر خواهد گذاشت، زیرا کانال ۸ درصد از درآمد آن را تشکیل میدهد.
سخنرانی رهبر حوثیها، عبدالملک الحوثی، پس از بمبگذاری فرودگاه صنعا آتشین بود و بر روی موضوعاتی از جمله غزه، لبنان و یمن تمرکز داشت. اظهارات او حول جنگ ایران متمرکز نبود بلکه بر ناامیدیهای حوثیها از سیاست سعودی تأکید داشت: “تمام تأسیسات نفتی و حیاتی سعودی هدف موشکها و پهپادهای ما هستند… محاصره ما باید این مداخله و دخالت زشت در تمام امور ما را پایان دهد، حتی در کوچکترین دانه گندمی که به کشور ما وارد میشود، حتی در کوچکترین قرص دارویی که به سرزمین ما میرسد، که نیاز به مجوز سعودی دارد.”
در حالی که اظهارات او تهاجمی بود، دستگاه رسانهای حوثیها به خاطر لافزنیهایش شناخته شده است و برای ماهها ورود حوثیها به درگیری را به تمسخر گرفته است بدون اینکه اقدامی انجام دهد.
تنظیمات حمل و نقل به بیثباتی منطقهای
در زمان نگارش، حمل و نقل از طریق باب المندب ادامه دارد، با وجود تلاشهای حوثیها برای تغییر مسیر کشتیهای عازم عربستان سعودی از طریق رادیو VHF. با این حال، بازار در حال واکنش است و نفت خام یانبو به طور فزایندهای از یمن به سمت خط لوله سُمِد مصر تغییر مسیر میدهد و تا کنون پنج نفتکش شناسایی شدهاند که مسیر خود را از تنگه تغییر دادهاند. برخی تحلیلگران شاهد افزایش تعداد کشتیهایی هستند که اکنون دادههای وابستگی به چین را منتقل میکنند—احتمالاً به امید اینکه این ارتباط آنها را محافظت کند.
فراتر از پیامدهای ژئواکونومیک، یک تلافی سعودی-حوثی میتواند بخیههایی را که از سال 2022 جنگ داخلی یمن را محدود کردهاند، پاره کند. در فاز داغ درگیری، یمن شاهد بیش از 377,000 مرگ، 359,561 مورد مهمات منفجرنشده، ناامنی غذایی گسترده و بزرگترین شیوع وبا در تاریخ معاصر بود. یک کمپین سعودی تجدیدشده و طولانیمدت که حوثیها را به خاطر حملات انرژی یا حمل و نقل مجازات کند، میتواند پیامدهای انسانی حتی بدتری به دنبال داشته باشد به دلیل محدودیتهای جدید بر سازمانهای انسانی.

چالشهای ژئوپلیتیک و سیاست افزایش مییابد
تعیین سازمان تروریستی خارجی (FTO) حوثیها در سال 2025 مانع بزرگی برای کمکرسانی به جمعیت یمنی ایجاد میکند که اکثریت آنها تحت حکومت حوثیها زندگی میکنند. بسته شدن USAID و کاهش بودجه به سازمانهایی مانند برنامه جهانی غذا به طور قابل توجهی آنچه را که هنوز میتواند به یمنیها برسد، کاهش میدهد. پارانویا رژیم حوثیها نسبت به موقعیت سیاسی شکنندهاش شرایط را بدتر میکند، زیرا آنها به طور منظم کارکنان سازمان ملل را به اتهام جاسوسی بازداشت میکنند. رنجها بسیار زیاد خواهد بود و هزینهای که به اعتبار ایالات متحده و عربستان سعودی تحمیل میشود، سنگین خواهد بود.
سیاستمداران ایالات متحده باید اقداماتی انجام دهند تا قدرت خود را برای بازدارندگی اقدامات حوثیها به نمایش بگذارند و در عین حال برای حفاظت از اعضای خدمات و شرکا در یک فاز دوم بحران دریای سرخ آماده شوند. پلتفرمهای دفاع هوایی باید آماده و مجهز برای درگیری طولانیمدت باشند. فراتر از اقدامات کینتیک، تلاشها برای نمایش وحدت در ائتلاف ضد حوثی، هم در یمن و هم در شورای همکاری خلیج فارس، میتواند به ترمیم شکافهای ناشی از درگیری STC در ژانویه کمک کند. از نظر دیپلماتیک، تلاشهای کاهش تنش از طریق عمان و سازمان ملل باید ادامه یابد، زیرا موفقیت آنها منابع نظامی را حفظ کرده و جانهای بیگناه را محافظت میکند.
محاسبات داخلی کنونی حوثیها درباره پیوستن به جنگی بر سر ایران بسیار متفاوت از محاسبات قبلی آنها برای پیوستن به درگیری در حمایت از فلسطین پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ است. سیاستگذاران که این دو را با هم اشتباه میگیرند، در درک نیت حوثیها دچار اشتباه خواهند شد. در حالی که حمایت قابل توجهی از ایران دریافت میکنند، حوثیها مستقل از تهران هستند. بقا رژیم، نه آرزوهای ایرانی، اولویت اصلی آنهاست.
منافع این دور جدید از جنگ ایالات متحده و ایران برای هر دو بازار انرژی جهانی و توازن ژئوپلیتیکی خاورمیانه بسیار مهم خواهد بود. اگر بازدارندگی شکست بخورد و حوثیها تصمیم به اقدام بگیرند، ایالات متحده و شرکای آن باید آماده باشند تا جبهه دومی در این درگیری حفظ کنند.

