بستن تنگه هرمز در طول جنگ ایران تنها باعث افزایش قیمت نفت نشد—بلکه شکاف مرگباری را بین وابستگی انرژی آسیا و واقعیت زیرساختهای آن نمایان کرد. این وابستگی به انرژی، که مدتها به عنوان یک آسیبپذیری استراتژیک نظریهپردازی شده بود، به یک شوک اقتصادی خانگی تبدیل شد که مجبور به تخصیص اضطراری از مانیل تا داکا شد. آتشبس فضایی برای تنفس فراهم میکند، اما وابستگی انرژی آسیا اکنون با ناکارآمدی شبکه، قفل شدن بر روی زغالسنگ و هماهنگی شکسته منطقهای مواجه است.
وابستگی انرژی و پاسخ اضطراری
آسیا در طول جنگ ایران نگاهی به آینده انرژی خود داشت. اقداماتی که دولتها در آینده انجام میدهند، تعیین خواهد کرد که آیا این بحران به یک نقطه عطف تبدیل میشود یا یک فرصت از دست رفته.
زمانی که میانجیها در تاریخ ۱۴ ژوئن یادداشت تفاهمی را اعلام کردند که هدف آن پایان رسمی جنگ ایران در مدت شصت روز بود، پایتختهای آسیایی نفس راحتی کشیدند. تنگه هرمز، که از اواخر فوریه به طور عمده برای حمل و نقل بسته شده بود، به آرامی در حال باز شدن به نظر میرسد و قیمتهای نفت از اوج بحران خود کاهش یافتهاند. اما آرامش به معنای بهبودی نیست و آسیبی که این درگیری به اقتصادهای آسیایی—بر رشد، بودجه خانوارها و مالیاتهای دولتی—وارد کرده، نه جزئی است و نه به سرعت قابل بازگشت.
اعداد بسیار نگرانکننده هستند. بانک توسعه آسیایی پیشبینی میکند که رشد تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۶ به میزان ۰.۷ درصد کاهش یابد و نرخ تورم به ۵.۲ درصد برسد اگر قیمت نفت در حدود ۹۶ دلار برای هر بشکه در سال باقی بماند. بانک جهانی همچنین پیشبینیهای رشد جنوب شرق آسیا در سال ۲۰۲۶ را کاهش داده است. برای کشورهایی مانند فیلیپین، که در ماه مارس پس از دو برابر شدن قیمتهای محلی دیزل و بنزین، وضعیت اضطراری انرژی ملی اعلام کرد، یا بنگلادش، که محمولههای گاز طبیعی مایع (LNG) را با قیمتهایی نزدیک به سه برابر قیمتهای مرجع معمول خریداری کرده است، درد شدید و توزیع نابرابر بوده است. فقیرترین خانوارها—که بیشتر به گاز مایع برای پخت و پز و نفت سفید برای روشنایی وابسته هستند—بیشترین آسیب را دیدهاند.

آتشبس، بهبودی و وابستگی انرژی
اقدامات اضطراری که دولتها در ماههای مارس و آوریل به اجرا درآوردند، به نوعی نشاندهنده میزان آسیبپذیری این کشورها بود. بنگلادش، کره جنوبی، تایلند و ویتنام محدودیتهای انرژی را اعمال کردند. اندونزی، مالزی و دیگر کشورها الزامات کار از خانه را تعیین کردند. پاکستان و فیلیپین به هفتههای کاری چهار روزه تغییر رویه دادند.
اگرچه آتشبس همچنان خطرناک است، اما این اقدامات اضطراری به آرامی در حال کاهش است. ویتنام دستورات کار از خانه را لغو میکند. تایلند محدودیتهای سوخت را تسهیل میکند. برخی از فعالیتهای اقتصادی انباشته شده در سراسر منطقه آزاد خواهد شد. اینکه آیا این به یک بهبود واقعی تبدیل میشود به عواملی بستگی دارد که آتشبس به تنهایی—که هنوز از یک توافق صلح دائمی فاصله دارد، با توجه به بیاعتمادی دو طرف به یکدیگر—حل نمیکند، از جمله آسیبهای زیرساختی در خلیج و تمایل ایران به وضع عوارض بر کشتیهای عبوری از تنگه بدون توجه به هر توافق صلح نهایی. تحلیلگران انرژی هشدار میدهند که نرمالسازی کامل صادرات انرژی خاورمیانه قبل از اواسط تا اواخر ۲۰۲۷ به احتمال زیاد غیرممکن است.
اما داستان مهمتر این است که جنگ ایران چه تأثیری بر فرضیات دیرینه آسیا درباره امنیت انرژی داشته است—و این فرضیات شکسته شده در آینده چه معنایی خواهند داشت.
فرضیات شکسته شده درباره وابستگی به انرژی
قبل از فوریه ۲۰۲۶، سیاستگذاران آسیایی بهطور نظری درک کرده بودند که وابستگی آنها به انرژی خلیج فارس یک آسیبپذیری است. این بحران آن آسیبپذیری انتزاعی را به یک وضعیت اضطراری تبدیل کرد که مجبور به بازنگری کامل منطقهای درباره امنیت انرژی شده است. قبل از جنگ، خاورمیانه تقریباً ۶۰ درصد از واردات نفت خام جنوب شرق آسیا و حدود یکسوم گاز آن را تأمین میکرد. ژاپن حتی بیشتر در معرض خطر بود، بهطوریکه ۹۵ درصد از نفت آن از همین مسیرها وارد میشد.
واکنش منطقهای بهسرعت شکل گرفته است—سریعتر از آنچه که ممکن بود از دولتهایی انتظار میرفت که سالها با سرعتی کند در انتقال انرژی حرکت کرده بودند.
<p
فیلیپین یک مثال بارز ارائه میدهد: صادرات پنلهای خورشیدی چین به این کشور در سهماهه اول سال ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل تقریباً سه برابر شده است و این کشور را به یکی از سریعترین بازارهای رشد خورشیدی در منطقه تبدیل کرده است. نصبهای پنلهای خورشیدی روی بامها به شدت افزایش یافتهاند زیرا خانوارها به دنبال گزینههای ارزانتر و خودکفا برای فاکتورهای بالای خدمات عمومی هستند. اندونزی—کشوری که معمولاً به خاطر چابکی سیاستی شناخته نمیشود—به سرعت به تسریع هدف ۱۰۰ گیگاواتی انرژی خورشیدی و تسریع پروژههای انرژی زمینگرمایی پرداخته است. ویتنام مشوقهای وسایل نقلیه الکتریکی (EV) را گسترش داده و زیرساختهای شارژ را بهطور مستقیم در پاسخ به شوک قیمت سوخت تسریع کرده است.
انرژی هستهای در حال حاضر در سراسر منطقه بهطور جدی مورد توجه قرار گرفته است. پنج عضو اتحادیه کشورهای جنوبشرقی آسیا (ASEAN)—اندونزی، مالزی، فیلیپین، تایلند و ویتنام—اکنون بهطور فعال به دنبال انرژی هستهای هستند. مالزی هدفی برای سال ۲۰۳۱ برای اولین راکتور خود تعیین کرده است. ویتنام این هفته توافق همکاری هستهای با روسیه را پیش برد و بنگلادش در حال تلاش برای راهاندازی نیروگاه خود با حمایت روسیه است. اگر برنامههای فعلی ادامه یابد، تقریباً نیمی از منطقه ممکن است تا سال ۲۰۳۰ ظرفیت هستهای داشته باشد.
جستجو برای تأمینکنندگان نفت جایگزین نیز شدت یافته است. چندین دولت در جنوبشرقی آسیا، از جمله اندونزی، فیلیپین و ویتنام، به سرعت برای تأمین نفت خام روسی اقدام کردند زیرا تأمینهای خلیج فارس کاهش یافته است. کشورها همچنین به تأمینکنندگان LNG غیرخلیجی مانند ایالات متحده و استرالیا بهعنوان گزینههای پایدارتر برای وابستگی به خلیج فارس نگاه جدیتری کردهاند.
وابستگی انرژی و تلاش برای تنوع
رهبران منطقه اکنون به انرژیهای تجدیدپذیر بهطور جدی نگاه میکنند. یک گزارش جدید از آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، چشمانداز انرژی جنوبشرقی آسیا ۲۰۲۶، پیشبینی میکند که ظرفیت تجدیدپذیر—در ۱۲۰ گیگاوات در سال ۲۰۲۴—میتواند تا سال ۲۰۳۵ تقریباً سه برابر شود یا اگر اهداف جدید اعلامشده محقق شوند، پنج برابر رشد کند.
ریسکهای تنوع سریع و پایدار انرژی—متمرکز بر انرژیهای تجدیدپذیر، انرژی هستهای، منابع جدید نفت و LNG، کاهش استفاده از زغالسنگ و سایر اقدامات—بالاست. هشدار IEA صریح است: اگر جنوبشرقی آسیا نتواند به اندازه کافی سریع تنوع پیدا کند، هزینه واردات انرژی آن ممکن است تا سال ۲۰۳۵ به ۲۴۵ میلیارد دلار برسد که سه برابر از ۸۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ خواهد بود. این امر میتواند بار سنگینی بر اقتصادهایی باشد که پیشبینی میشد یکی از بزرگترین محرکهای رشد جهانی باشند.
آیا دولتهای آسیایی قادر به تحقق این آرزوها خواهند بود، سوالی باز است. تاریخ انتقال انرژی در آسیا، بهویژه در جنوبشرقی آسیا، مملو از اهداف بلندپروازانهای است که با سوختهای فسیلی ارزان، شرکتهای خدماتی ریشهدار و سیاستهای دشوار برای تعطیلی برخی صنایع و ایجاد تغییرات عمده بوروکراتیک برخورد کرده است. جنگ ایران یک پنجره سیاسی نادر ایجاد کرده است: یک بحران واقعی که میتواند به غلبه بر رکود کمک کند. اما پنجرهها بسته میشوند.
موانع، شبکهها و وابستگی به انرژی
در واقع، موانع زیادی در مسیر جنوب و جنوبشرقی آسیا برای تضمین امنیت انرژی بیشتر و رشد پایدار وجود دارد. تلاشهای صرفهجویی هنوز بهخوبی توسعه نیافتهاند. بیشتر دولتهای آسیایی مدیریت تقاضا را بهعنوان یک اهرم اضطراری در نظر گرفتهاند—چیزی که در بحران باید به کار گرفته شود—نه بهعنوان یک سیاست ساختاری. حمل و نقل یک مثال است: الزامات کارایی اجباری برای کامیونها میتواند بهطور معناداری رشد تقاضا برای سوخت جادهای را در حالی که ناوگان کامیونی منطقه در طول ۲۵ سال آینده بهطور تقریبی نصف میشود، کند کند.
شبکههای برق منطقه به شدت برای آنچه در پیش است، کوچک هستند: زیرساختهای انتقال و توزیع باید تا سال ۲۰۵۰ بیش از دو برابر طولانیتر شوند، در حالی که هزینههای سالانه شبکه و ذخیرهسازی باید از ۱۳ میلیارد دلار به ۵۰ میلیارد دلار در همین دوره افزایش یابد. شبکه برق آسهآن—یک چارچوب که مدتها مورد بحث قرار گرفته اما هنوز تحقق نیافته است برای اتصالات برقی فرامرزی—بهتنهایی برچسب قیمتی حدود ۲۷ میلیارد دلار تا سال ۲۰۴۰ دارد. بدون بهروزرسانی شبکهها و سرمایهگذاری بیشتر در ذخیرهسازی باتری، آرزوهای تجدیدپذیر منطقه با سقف سختی مواجه خواهد شد: ظرفیتهای خورشیدی و بادی میتوانند ساخته شوند، اما اگر سیمها برای انتقال آن وجود نداشته باشند، نمیتوانند بهطور قابل اعتمادی توزیع شوند.
از سوی دیگر، انرژی هستهای با زمانهای ساخت چند ساله، چارچوبهای نظارتی که بهسختی وجود دارند، احتیاط عمومی در کشورهایی مانند ژاپن و دیگر کشورها که نمیتوان آنها را نادیده گرفت، و چالشهای تأمین مالی در اقتصادهای نوظهور که هزینه سرمایه برای چنین نیروگاههایی میتواند دو برابر بیشتر از اقتصادهای پیشرفته باشد، مواجه است. پنج کشور که به دنبال انرژی هستهای هستند، با پنج کشوری که تا دهه ۲۰۳۰ نیروگاههای هستهای خواهند داشت، یکسان نیستند.
انرژی خورشیدی قابل مدیریتتر است، اما گسترش از نصبهای روی بام به ظرفیت مقیاس خدماتی نیاز به سرمایهگذاری در شبکه، اصلاح مجوزها و توافقنامههای خرید برق بلندمدت دارد که هیچیک از آنها ساده نیستند. بهویژه، نقش غالب چین در زنجیره تأمین فناوری انرژی تجدیدپذیر—پنلهای خورشیدی، باتریها، خودروهای برقی—به این معنی است که استراتژی تنوع انرژی جنوبشرقی آسیا بهطرز خطرناکی به چین وابستهتر خواهد شد، چه از نظر ژئوپلیتیکی و چه از نظر اقتصادی.
و سپس مشکل زغالسنگ وجود دارد که بحران آن را بدتر کرده است. همانطور که آژانس بینالمللی انرژی گزارش میدهد، کاهش عرضه گاز طبیعی مایع خلیج فارس باعث تغییر سوخت—به سمت زغالسنگ—شده است. زغالسنگ هنوز نیمی از تولید برق منطقه را تأمین میکند. این منبع ارزان و در کشورهای مانند اندونزی بهطور محلی در دسترس است و ناوگان زغالسنگ منطقه جوان است. اما همچنین کثیف، ناکارآمد و به معنای واقعی کلمه مرگبار است: استفاده از زغالسنگ به تخمین ۳۳۰,۰۰۰ مرگ زودرس در منطقه در سال ۲۰۲۴ کمک کرده است. کاهش وابستگی به زغالسنگ در کشورهایی که زغالسنگ همچنین پایه اشتغال و صنعتی داخلی است، به شدت دشوار خواهد بود.

شکست هماهنگی و وابستگی به انرژی
هماهنگی منطقهای هر یک از این چالشها را پیچیدهتر میکند. اجلاس سران آسهآن در ماه مه شاید واضحترین نمونه از هزینههای ناشی از عدم این هماهنگی باشد. همانطور که قبلاً اشاره کردم، آسهآن نتوانست بر روی یک طرح انرژی مشترک توافق کند. پیشنهاد اندونزی برای ایجاد یک ذخیرهگاه نفتی منطقهای—که در سه اجلاس متوالی مطرح شد—دوباره شکست خورد. ویتنام، که بهطور خاموش در حال مذاکره برای یک ترمینال LNG با تأمین مالی چین است، از تأیید تدابیر انرژی منطقهای که میتواند مذاکرات را پیچیده کند، خودداری کرد. کامبوج، تحت تأثیر چین، امنیت انرژی را بهعنوان یک موضوع دوجانبه به جای چندجانبه در نظر گرفت. اینکه آسهآن، یک سازمان ضعیف که به دلیل نیاز به اجماع برای اتخاذ سیاستها محدود شده است، نمیتواند هماهنگی انرژی را ارائه دهد، تنها یک شکست دیپلماتیک نیست؛ بلکه یک شکست اقتصادی با پیامدهای قابل اندازهگیری است.
منافع این لحظه فراتر از آسیا گسترش مییابد. چین و هند بهتنهایی تقریباً ۴۰ تا ۴۵ درصد از رشد تولید ناخالص داخلی جهانی را تأمین میکنند و سایر اقتصادهای بزرگ آسیایی—اندونزی، کره جنوبی، ویتنام، و آسهآن بهطور جمعی—۱۰ تا ۱۲ درصد دیگر اضافه میکنند. یک بحران انرژی پایدار، یا شوکهای مکرر از نوعی که جنگ ایران تولید کرد، میتواند بهطور چشمگیری تولید صنعتی، سرمایهگذاری و مصرف را در سراسر منطقه کاهش دهد و بهطور بالقوه رشد جهانی را در دو دهه آینده بهطور قابل توجهی کاهش دهد. آتشبس یک مهلت است. اینکه آیا آسیا از آن برای کمک به خود و اقتصاد جهانی استفاده میکند یا نه، سؤالی است که اهمیت دارد.

