افزایش درگیریهای نظامی در تنگه هرمز، بیطرفی عمان را مانند هرگز قبل آزمایش میکند و تهدیدی برای غرق شدن درآمدهای انرژی رو به رشد این کشور در خلیج فارس به شمار میرود. در حالی که قیمتهای بیسابقه نفت، یک بالشتک مالی فوری فراهم میآورد، حفظ بیطرفی عمان نیازمند یک عمل متعادل دیپلماتیک دشوار بین واشنگتن، تهران و سلطنتهای همسایه خلیج فارس است.
فشار منطقهای بر بیطرفی عمان
عمان از جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران بهرهمند شده است، اما ادامه درگیری و عمل متعادل بیطرفی عمان به این معناست که ثروت اقتصادی این سلطنت همچنان در خطر است.
همانطور که سوئیس و سوئد گواهی خواهند داد، بیطرفی موقعیتی دشوار برای مدیریت است، هرچند میتواند سودآور باشد. عمان از جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران به لحاظ اقتصادی بهرهمند شده است، که با سرمایهگذاریهای بهموقع اخیر و اصلاحات سیاسی در بخش انرژی، که پایه و اساس کشور است، کمک شده است. مسقط میتواند از این فرصت بهرهبرداری کند، اما حتی در حالی که مذاکرات با تهران در حال انجام است، سلطان هيثم بن طارق آل سعيد باید بر روی یک طناب باریک اقتصادی و سیاسی حرکت کند.
از نظر عملیاتی، بخش انرژی عمان در حال فعالیت است. تولید نفت در سهماهه دوم به بالاترین سطح تاریخی خود بهطور میانگین ۱.۱۵ میلیون بشکه در روز رسید، که نسبت به ۱.۰۰۲ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. این پاداشی است برای سالها سرمایهگذاری مستمر در اکتشاف، توسعه میدان و بهبود بازیابی. میدان نفتی بیسات-C، متعلق به OQ Exploration and Production، موفقیت خاصی بوده است و این شرکت هدفگذاری کرده است که تا سال ۲۰۳۰ به تولید ۳۰۰,۰۰۰ بشکه معادل نفت در روز برسد، که نسبت به ۲۲۴,۰۰۰ بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. OQ Exploration and Production به میزان ۷۵٪ متعلق به دولت است و ۲۵٪ آن در بورس مسقط فهرست شده است.
یک برنامه اکتشاف فعال دو کشف برای OQ در نزدیکی بیسات-C و آنچه به نظر میرسد یک کشف گاز قابل توجه توسط Occidental در مه ۲۰۲۵ باشد، ارائه داد. Genel که در بورس لندن فهرست شده و داراییهای اصلی آن در منطقه کردستان عراق است، در مارس ۲۰۲۵ در بلوک کاراوان در سواحل جنوب شرقی عمان با OQ شریک شد. اما برای حفظ افزایش تولید، به کشفیات بزرگ جدید در یک استان بهطور کلی بالغ، یک برنامه بازیابی بهطور قابل توجهی گسترشیافته، یا منابع غیرمتعارف عمده نیاز خواهد بود.
عمان پیشبینی کرده بود که کسری بودجهای به میزان ۱.۳۸ میلیارد دلار، معادل ۱.۳٪ از تولید ناخالص داخلی، برای سال ۲۰۲۶ بر اساس قیمت نفت ۶۰ دلار به ازای هر بشکه داشته باشد. قیمت متوسط صادرات نفت عمان برای نیمه اول سال به ۸۱ دلار به ازای هر بشکه افزایش یافته است، که نسبت به ۷۴ دلار به ازای هر بشکه در سال گذشته و با مقایسه با قیمت فرضی بودجه ۶۰ دلار به ازای هر بشکه است. آخرین محاصره خلیج باید این قیمت را بالاتر ببرد.
حتی در سطح پایدار 81 دلار به ازای هر بشکه، افزایش قیمت نفت به تنهایی به این معنی است که سلطنت عمان میتواند در سال 2026 با حفظ هزینهها در حد بودجه، تا 3 میلیارد دلار مازاد داشته باشد. این موضوع به نوبه خود به کاهش بدهی عمومی 38 میلیارد دلاری کشور که تقریباً 36 درصد تولید ناخالص داخلی است، کمک خواهد کرد، در حالی که این رقم از اوج 68 درصدی دوران پاندمی کرونا به طور قابل توجهی کاهش یافته است. از زمان به تخت نشستن در ژانویه 2020، هیتام مدیریت مالی محافظهکارانه را در کنار برخی سرمایهگذاریهای استراتژیک انتخابی در اولویت قرار داده است.
پالایشگاه بزرگ و مدرن دوqm که در سال 2024 فعالیت خود را آغاز کرد، در اوایل جنگ با مشکلاتی مواجه شد، زیرا ورودیهای معمولی نفت خام آن از کویت قطع شد. اما اکنون این پالایشگاه منبعهای جایگزینی برای خوراک خود پیدا کرده و از حاشیههای بسیار بالای پالایش در حال حاضر بهرهمند خواهد شد. قیمتهای محصولات پالایش شده، به ویژه دیزل و سوخت جت، به دلیل از دست رفتن صادرات خلیج فارس و همچنین موفقیت کمپین هوایی اوکراین علیه پالایشگاههای روسی که قبلاً تأمینکننده کلیدی دیزل بودند، به طور قابل توجهی از قیمت نفت خام پیشی گرفته است.

چگونه بیطرفی عمان گاز را تقویت میکند
تولید و صادرات گاز نیز باید در سال 2026 به بالاترین سطح خود برسد. تولید در ژوئن، با حدود 6.1 میلیارد فوت مکعب در روز، به طور قابل توجهی بالاتر از سطح سال گذشته با 5.45 میلیارد فوت مکعب در روز بود. BP برنامهریزی برای گسترش بیشتر میدان گاز غیرمتعارف بزرگ خزان دارد، که ژئولوژی چالشبرانگیز آن نیاز به شکافزنی هیدرولیکی گسترده و سایر تکنیکهای پیشرفته تولید دارد. BP این میدان را با شریک خود OQ اداره میکند.
برخلاف بازیگر غالب منطقهای قطر، کارخانه عمان در قلهت در سواحل شمال غربی به طور آزادانه به صادرات ادامه داده و از قیمتهای بسیار بالاتری نیز بهرهمند شده است. عمان LNG در حال بررسی ساخت یک خط چهارم است که بیش از 4 میلیون تن در سال به ظرفیت موجود 12.5 میلیون تن در سال اضافه خواهد کرد. این موضوع در صورتی که صادرات گاز طبیعی مایع قطر به دلیل آسیبهای جنگ، ادامه محاصره تنگه هرمز و تأخیر در برنامه گسترش عظیم دوحه در بلندمدت متوقف شود، جذابتر به نظر میرسد.
شاخص ژاپن-کره، که نشاندهنده بازار کلیدی آسیایی است، سال را با قیمت ۹.۷ دلار به ازای هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا آغاز کرد و تا ۲۴ ژوئیه به ۲۲ دلار به ازای هر میلیون Btu رسید که تقریباً بالاترین نقطه در کل این درگیری بود. بیشتر LNG عمان بر اساس قراردادهای نقدی فروخته میشود، اما حتی یکسوم آن که به قراردادهای بلندمدت مرتبط با قیمت نفت مربوط میشود، شاهد تقریباً دو برابر شدن قیمتها بوده است. بازار داخلی از افزایش قیمت گاز فروخته شده به مصرفکنندگان صنعتی و قیمتهای بالاتر محصولات صادراتی خود، بهویژه کودها، آلومینیوم و متانول بهرهمند خواهد شد. عمان سومین صادرکننده بزرگ کودهای نیتروژنی در جهان است.
استفاده از گاز داخلی نیز افزایش یافته است، بخشی از آن به این دلیل است که عمان برق بیشتری از طریق شبکه شورای همکاری خلیج فارس به کویت که با کمبود گاز مواجه است، صادر میکند. این ممکن است با عملیاتی شدن اتصال به عراق بیشتر شود و در سهماهه سوم سال ۲۰۲۷، زمانی که اتصال عمان به شبکه GCC از ۴۰۰ مگاوات به ۱۷۰۰ مگاوات ارتقا یابد.
انرژیهای تجدیدپذیر داستان موفقیت دیگری هستند. پس از شروعی نسبتاً کند، سرعت نصب توربینهای بادی و بهویژه انرژی خورشیدی در بیابانهای آفتابی و مناطق ساحلی بادخیز کشور در حال افزایش است. حدود ۷٪ از برق در سال ۲۰۲۶ از منابع تجدیدپذیر تأمین خواهد شد که هدف آن بهطور چشمگیری به ۳۰٪ تا ۴۰٪ تا سال ۲۰۳۰ افزایش یابد. این به نوبه خود منجر به کاهش مقدار مطلق تولید برق از گاز خواهد شد.
سه شبکه جغرافیایی جداگانه کشور در حال پیوند خوردن هستند که باید کارایی و انعطافپذیری را افزایش دهد. ذخیرهسازی باتری جدید و نیروگاه عظیم هیدرو پمپی جبل ابیض به ظرفیت ۲ گیگاوات، تولید انرژی تجدیدپذیر را با تقاضا متعادل خواهد کرد. بازارهای برق و گاز نیز در حال اصلاح هستند تا با تغییرات بیشتر و بارهای صنعتی جدید سازگار شوند.
عمان هیدروژن را بهعنوان یک بخش استراتژیک هدفگذاری کرده است که میتواند در آن به یک رهبر جهانی تبدیل شود. این کشور دارای سیستماتیکترین استراتژی برای سوخت پاک در شورای همکاری خلیج فارس است و دولت برای زیرساختها برنامهریزی کرده است. یک پروژه به رهبری هند در دوqm باید در اوایل سال ۲۰۲۷ آغاز به کار کند و دو پروژه بزرگ فولاد سبز مبتنی بر هیدروژن در بندر جدید ممکن است در سال ۲۰۲۹ به بهرهبرداری برسند.
انتظار میرود صنعت و نیروگاهها آماده باشند تا به هیدروژن منتقل شوند زمانی که تولید گاز داخلی پیشبینی میشود که در دهه ۲۰۳۰ شروع به کاهش کند. با این حال، تقاضای بینالمللی برای هیدروژن همچنان با هزینههای بالا، عدم حمایت دولتی و عدم تمایل به اتخاذ گامهای سیاستی جسورانه مواجه است.

آزمایشات زیرساخت لجستیکی بیطرفی عمان
این برنامهها قبل از جنگ به خوبی در حال اجرا بودند. آنچه جدید است، اهمیت ناگهانی و فزاینده لجستیک عمان است. صحار، نزدیکترین به امارات متحده عربی، یک بندر صنعتی قدیمی است. دوqm، در سواحل جنوب شرقی و دورتر از تنگه هرمز، در دهه گذشته به سرعت به عنوان یک مرکز تصفیه و پتروشیمی رشد کرده است.
عمان قبلاً نقش مهمی در حفظ جریان نفتی که از خلیج فارس عبور کرده، ایفا کرده است. در مراحل پایانی آتشبس گذشته، “پروازهای شاتل” از امارات متحده عربی، سپس عربستان سعودی و عراق، صادرات از طریق تنگه هرمز را به ۲.۱ میلیون بشکه در روز تا ۲.۹ میلیون بشکه در روز احیا کرد. این رقم در اواخر ژوئن به حدود ۸.۵ میلیون بشکه در روز افزایش یافته بود.
این عبور و بارگیریها از صحار و همچنین فجیره در امارات متحده عربی استفاده کردند. کشتیها در سکوت رادیویی، معمولاً در شب، در کنار ساحل جنوبی، دور از انزوا عمانی مسندم حرکت کردند، با ترانسپوندرها خاموش و گاهی اوقات با همراهی یک اسکورت نظامی آمریکایی. اما حملات ایران در حدود ۱۴ ژوئیه به چندین کشتی در خلیج عمان که در حال انجام شاتل بودند، این جریان را به قطرهای تبدیل کرد.
آخرین حملات ایرانی همه به کشتیهایی که از تنگه عبور میکردند، هدف قرار ندادند. در ۱۴ ژوئیه، کشتی تانکر شیمیایی Stolt Magnesium، متعلق به نروژ، در حالی که ۴۰ مایل دریایی شمال شرقی قلهات بود، به یک پروژه برخورد کرد، که نسبت به تنگه هرمز فاصله زیادی داشت. این کشتی از صحار به مالزی حرکت کرده بود.
بندرهای عمان برای تأمین کالاهای اساسی برای سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ضروری بودهاند. شبکه ریلی برنامهریزی شده حفیط از صحار به ابوظبی، مواد اولیهای برای صنایع سنگین، مانند سنگ آهن و باکسیت وارد خواهد کرد.
در حالی که کشورهای خلیج فارس به دنبال دور زدن تنگه هرمز هستند، ایدههای دیرینه عمان به عنوان یک پایانه خط لوله دوباره مطرح شده است. دوqm قبلاً برای هدایت صادرات نفت سلطنت از مینا الفحا به سواحل شلوغ شمال طراحی شده بود. مخازن نفتی بندر به عنوان یک مرکز ذخیرهسازی استراتژیک در نظر گرفته شده بودند که امنیت را خارج از تنگه فراهم میکردند، حتی زمانی که این برنامهها بیش از یک دهه پیش طراحی شده بودند.
اکنون کشورهای خلیج فارس که خروجی جایگزینی ندارند – قطر و کویت – میتوانند به عمان فکر کنند. این امر نیازمند یک خط لوله از طریق عربستان سعودی یا امارات متحده عربی یا ارسال نفت به بنادر امارات خواهد بود. با این حال، موانع سیاسی و تجاری عمدهای وجود دارد. در زمان خصومتهای آشکار، ایران هنوز میتواند به بنادر یا ایستگاههای پمپاژ خط لوله حمله کند، اما این حداقل بار اقدام را افزایش میدهد تا اینکه تهران به سادگی کشتیهای عبوری از تنگه را بازداشت کند. شاید چالشبرانگیزتر، عدم تمایل کشورهای خلیج فارس به اتکا به کشور دیگری، حتی یک کشور دوست، برای تأمین معیشت اقتصادی خود باشد.
مسیر عمان مزایای دیگری نیز دارد: این مسیر به طور مستقیم در راه آسیا، بازار اصلی نفت خلیج فارس قرار دارد، نه خطوط لولهای که از ترکیه یا سوریه عبور میکنند و به مدیترانه و بازار در حال کاهش اروپا میروند. و برخلاف خط لوله شرقی-غربی عربستان، این مسیر از دریای سرخ دوری میکند، جایی که نیروهای حوثی در یمن اخیراً وعده دادهاند که عبور را مسدود خواهند کرد. چنین سرمایهگذاریهای لجستیکی اهمیت ژئوپلیتیکی مسقط را افزایش میدهد و سرمایهگذاری و ترافیک ارزشمندی را به ارمغان میآورد.

بیطرفی عمان در میان خطرات بخش
با این حال، این درگیری چهار مجموعه خطر همپوشان را برای چشمانداز اقتصادی سلطنت به همراه دارد. اولین خطر، خطر جنگ مستقیم است. علاوه بر حملات به کشتیها، حملات ایرانی که به طور ادعایی به تأسیسات نظامی ایالات متحده هدفگذاری شدهاند، به بنادر کلیدی صحار، دقم و صلاله آسیب رساندهاند. مخازن سوخت در صلاله در ماه مارس به آتش کشیده شدند. عمان، مانند همسایگانش، باید هزینههای بیشتری را برای امنیت صرف کند، تأسیسات را در برابر حملات پهپادی و موشکی تقویت کند و در امنیت سایبری و همچنین در افزایش پایداری و تابآوری سرمایهگذاری کند.

دومین خطر، تأثیر بلندمدت بر بازارهای انرژی است. قیمتهای بالای نفت و گاز و، حتی مهمتر، ادراک افزایش ناامنی انرژی، در حال حاضر باعث افزایش استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، وسایل نقلیه الکتریکی و سایر فناوریهای غیر هیدروکربنی در سطح جهانی شده است.
به عنوان یک تولیدکننده نسبتاً کوچک با عمر محدود ذخایر، ۱۳.۶ سال برای نفت و ۱۴.۵ سال برای گاز تا سال ۲۰۲۵، عمان کمتر از همسایگانش، مانند عربستان سعودی، در معرض خطر است. اما همچنین یک تولیدکننده با هزینه بالا است که به منابع غیرمتعارف و فناوریهای بازیابی پرهزینه وابسته است. بنابراین درآمد خالص آن از کاهش قیمتها بسیار بیشتر آسیب خواهد دید. این کشور در چارچوب اوپک+ باقی مانده است، برخلاف امارات متحده عربی که در ماه مه از آن خارج شد. محدودیتهای تولید این گروه عملاً برای آن محدودیتی ایجاد نمیکند در حالی که فشار بر تنگه هرمز ادامه دارد اما احتمالاً پس از جنگ دوباره به وجود خواهد آمد.
برای گاز طبیعی مایع، بازارهای کلیدی عمان در آسیا تحت تأثیر قیمتهای بالا و ناامنی ادراک شده قرار گرفتهاند، به ویژه در کنار یادآوریهای هنوز تازه از بحران گاز ناشی از روسیه در سال ۲۰۲۲. گاز با قیمت بیش از ۱۰ دلار به ازای هر میلیون Btu – چه برسد به ۲۲ دلار Btu – برای کشورهای آسیایی با درآمد متوسط بسیار گران خواهد بود، به ویژه بازارهای کلیدی نوظهور هند، اندونزی، ویتنام، فیلیپین، بنگلادش و پاکستان.
این کشورها زغالسنگ، انرژیهای تجدیدپذیر و در مورد ژاپن و کره جنوبی که به LNG سنتی وابسته هستند، راهاندازی دوباره راکتورهای هستهای را بر گسترش LNG برای تولید برق اولویت دادهاند. بازار LNG به هر حال با چالشهای احتمالی مازاد عرضه در اواخر دهه ۲۰۲۰ و اوایل دهه ۲۰۳۰ به دلیل موجی از پروژههای جدید در ایالات متحده و قطر مواجه است. گسترش قطری ممکن است، همانطور که اشاره شد، به تأخیر بیفتد، اما این ممکن است فقط مازاد را در یک دوره طولانیتر پخش کند.
سومین مورد آسیب collateral به کسبوکارهایی است که عمان به آنها برای پیشبرد رشد اقتصادی و تنوع متکی است، بهویژه گردشگری، مالی و تولید. ترافیک مسافری از طریق فرودگاههای آن در پنج ماه اول سال ۹.۳ درصد کاهش یافته است. این در جهت مخالف تنوع مورد نظر عمان عمل میکند. این بخشها همچنین برای ارائه شغلهای معنادار به جوانان عمانی بسیار امیدوارکنندهتر از ماشین دولتی یا صنعت نفت و گاز هستند.
همتایان عمان در شورای همکاری خلیج فارس، بهویژه امارات متحده عربی و عربستان سعودی، با مزایای اندازه بزرگتر بازار و پیشتازی، از جنگ برای بازنگری در رویکردهای خود استفاده میکنند و بهطور بیشتری به دوستانهتر کردن محیط کسبوکار و استفاده از قدرت عظیم داراییهای ثروت ملی خود میپردازند. در حالی که فهرست مراکز داده عمان در حال گسترش است و به ۱۵ سایت رسیده، این کشور هنوز بهطور قابل توجهی از دو همسایه نزدیک خود که به ترتیب ۵۸ و ۶۱ سایت دارند، عقبتر است.

متعادلسازی بیطرفی عمان در دیپلماسی
چهارمین مورد وضعیت دیپلماتیک دشوار عمان است. این کشور بهطور سنتی مسیر بیطرفی را دنبال کرده در حالی که بهطور کلی طرفدار غرب است. اما تلاشهای آن برای میانجیگری، مانند تلاشهای قطریها، میتواند گاهی آن را در موقعیتهای دشواری قرار دهد. در ماه مه، رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ تهدید کرد: “تنگه برای همه باز خواهد بود.
هیچکس نمیتواند آن را کنترل کند … عمان مانند همه دیگران رفتار خواهد کرد. وگرنه باید آنها را منفجر کنیم.” پیشنهادات ایران برای دریافت عوارض از کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند، با هزینههایی که ممکن است بین تهران و مسقط تقسیم شود، اگر به مرحله اجرا درآید، همکاران عمان در شورای همکاری خلیج فارس را به شدت عصبانی خواهد کرد. پیشنهاد خود عمان برای مدیریت مشترک تنگه با هزینههای خدمات داوطلبانه، نتوانسته است با ایران به توافق برسد.
عمان به دنبال سودجویی از بحران نبوده است، اما در تلاش برای ایفای نقش دیپلماتیک و اقتصادی سازنده، بهرهمند شده است.

