تخریب تهاجمی آنکارا از فرآیند دموکراتیک، نقطه عطفی خطرناک در ژئوپولیتیک مدیترانهای را رقم میزند، در حالی که رئیسجمهور رجب طیب اردوغان حمله قضایی هدفمندی را برای از بین بردن رقبای خود آغاز میکند. این حمله سرکوبگرانه دولتی به حزب مخالف ترکیه، تهدیدی برای نابود کردن دائمی توهم یکپارچگی انتخاباتی ترکیه است و در عین حال، یک خودکامگی شخصی را تحکیم میکند که از محدودیتهای نهادی بیبهره است.
حمله به حزب مخالف ترکیه آغاز شد
در آوریل 1960، دومین رئیسجمهور ترکیه، اسمت اینونو، و رهبر حزب جمهوریخواه خلق (CHP)، هشدار شدیدی به حزب دموکرات حاکم (DP) داد:
اکنون، انقلاب توسط کسانی انجام میشود که قبلاً قدرت را در دست گرفتهاند… آنها [DP] از طریق انتخابات به قدرت میرسند، ابزارهای دولت را تصاحب میکنند؛ اما به محض اینکه امکان برکناری از طریق انتخابات در افق ظاهر میشود، به وحشت میافتند—تعیین عزم دیوانهوار برای ترک نکردن… اگر به این مسیر ادامه دهید، حتی من هم نمیتوانم شما را نجات دهم!
در دوران نخستوزیری عدنان مندرس، DP از 1950 تا 1960 ترکیه را اداره کرد و دوران 27 ساله CHP را به پایان رساند. مندرس نسبت به CHP شک و تردید عمیقی داشت و معتقد بود که اسمت اینونو و مخالفان به دنبال برکناری او هستند. DP از قدرت دولتی برای تضعیف مخالفان استفاده کرد، از جمله تلاشهایی برای انحلال حزبی که جمهوری را تأسیس کرده بود. در مه 1960، یک کودتای نظامی DP را از قدرت برکنار کرد. مندرس سپس در سال 1961 محاکمه و اعدام شد.
شصت و شش سال بعد، چالشهای مشابهی تحت ریاستجمهوری رجب طیب اردوغان دوباره ظهور کرده است که ماهیت چرخهای تاریخ سیاسی ترکیه را نشان میدهد.
در 21 مه، یک دادگاه ترکیه اقدام بیسابقهای را برای برکناری رهبری منتخب CHP به رهبری اوزگور اوزل، که از نوامبر 2023 رهبری حزب را بر عهده دارد، انجام داد. این تصمیم بازگشت احتمالی رئیسپیشین کمیل کیلیچداراوغلو را تسهیل کرد. دادگاه به نواقص ادعایی در کنفرانس 2023 CHP استناد کرد. این دلیل قانونی هم از نظر سیاسی شفاف و هم بیثباتکننده است. هدف اصلی به نظر میرسد حذف سیاسی حزب اصلی مخالف کشور باشد، نه پاسخگویی قضایی.
data-path-to-node=”7″>انگیزه برای قطع سر CHP به قصد اردوغان برای تأمین یک دوره چهارم ریاستجمهوری مرتبط است. با این حال، شرایط حاکم موانع قابل توجهی برای رئیسجمهور فعلی ایجاد کرده است. بسیاری از رأیدهندگان از رهبری اردوغان خسته شدهاند و به دنبال گزینههایی هستند که قادر به رسیدگی به تورم مداوم، افزایش هزینههای زندگی و فساد گسترده باشند. انتقاد آتشین اوزگور اوزل از سیاستهای اردوغان به یک مشکل برای اردوغان تبدیل شده است، همانطور که از افزایش CHP در نظرسنجیها مشهود است.

اردوغان در حال مقابله با حمله قطع سر به حزب مخالف ترکیه
برای اردوغان، CHP تحت رهبری اوزل بزرگترین تهدید انتخاباتی است که در بیش از دو دهه با آن مواجه شده است. پیروزیهای قاطع CHP در انتخابات شهرداری 2024، این حزب را با حاشیههای قابل توجهی به قدرت در استانبول و آنکارا رساند و چشمانداز سیاسی را تغییر داد. بحران اقتصادی جاری در ترکیه، افزایش تورم، کاهش حاکمیت قانون و نارضایتی عمومی فزاینده از حکومت متمرکز این فشارها را تشدید کرده است. به طور کلی، این تحولات ممکن است CHP را از یک اپوزیسیون fragmented به یک گزینه حکومتی معتبر تبدیل کرده باشد.
این تحول تحت رهبری اوزل تسریع شد. بر خلاف کیلیچداراوغلو که 13 شکست انتخاباتی (بین 2010 و 2023) را تجربه کرد، اوزل انرژی و شجاعت لازم را نشان داد و به طور مستقیم با اردوغان مقابله کرد. او موفق شد اپوزیسیون را پشت سر شهرداران مانند منصور یواس و اکرم اماماوغلو متحد کند. اردوغان میداند که یک CHP متحد میتواند چالشی ملی قابل توجه برای رهبری او باشد.
با توجه به این تحولات، مداخله دادگاه نباید به عنوان یک اقدام قانونی جداگانه تفسیر شود. بلکه، این اقدام نمایانگر یک تلاش حسابشده برای تضعیف و خنثیسازی اپوزیسیون قبل از انتخابات ریاستجمهوری بعدی در سال 2028 است.
رئیسجمهور اردوغان پیشتر شخصیتهای سیاسی برجستهای را که به طور مستقیم با او به چالش کشیده بودند، زندانی کرده است، از جمله صلاحالدین دمیرتاش، رهبر حزب سیاسی پروکردی ترکیه که در سال 2016 زندانی شد. در مارس 2025، دادستانها شهردار CHP استانبول، اکرم اماماوغلو، را بدون اتهامات رسمی بازداشت کردند، بلافاصله پس از اینکه او نامزدی ریاستجمهوری CHP را برای مقابله با اردوغان به دست آورد. هیچکس در این مورد تردید ندارد که بازداشت اماماوغلو به دلیل پتانسیل واقعی او برای شکست اردوغان در یک انتخابات بوده است.
در ماههای اخیر، دولت ترکیه فشار خود بر اپوزیسیون را تشدید کرده است. مقامات تحقیقات، دعاوی و کمپینهای رسانهای را علیه شهرداریهای حزب جمهوریخواه خلق (CHP) و مقامات ارشد آن آغاز کردهاند. دادستانها تحقیقات فساد را در مورد دولتهای محلی تحت مدیریت CHP آغاز کردهاند. رسانههای حامی دولت به طور مداوم رهبران اپوزیسیون را به عنوان مجرم یا عاملان خارجی به تصویر میکشند. قوه قضائیه به طور فزایندهای به عنوان ابزاری برای تنظیم رقابتهای انتخاباتی به نفع اردوغان عمل میکند، نه به عنوان یک نهاد مستقل.
استفاده از دادگاهها برای حمله به حزب اپوزیسیون ترکیه
بازگشت کلیچداراوغلو به عنوان رهبر CHP با اهداف استراتژیک اردوغان همراستا است.
این اقدام به طور عمده تقسیمات داخلی دیرینه در CHP را احیا میکند. کلیچداراوغلو همچنان شخصیتی قطبیکننده در CHP است و حزب را از طریق چندین شکست انتخاباتی، به ویژه در انتخابات ریاستجمهوری 2023 در برابر اردوغان، رهبری کرده است. بازگشت او احتمالاً اختلافات جناحی را که اوزل شروع به حل آنها کرده بود، دوباره باز خواهد کرد. استراتژی اردوغان روشن است: یک CHP که درگیر درگیریهای داخلی است، قادر به ایجاد چالش مؤثری برای دولت حاکم نیست.
علاوه بر این، بازگشت کلیچداراوغلو ظهور نسل جدیدی از رهبران اپوزیسیون با جذابیت انتخاباتی واقعی را تضعیف میکند. به عنوان شهرداران CHP، اماماوغلو و یاواس در طول بازسازی حزب پس از خروج کلیچداراوغلو، به پیشرفتهایی دست یافتند. هر دو در اداره استانبول و آنکارا، دو شهر بزرگ کشور، رهبری مؤثری را نشان دادهاند و از محبوبیت بالایی در میان مردم برخوردارند. بازگشت رئیسجمهور پیشین فرآیند جانشینی را مختل کرده، انسجام حزب را تضعیف میکند و ممکن است منجر به استعفا یا تکهتکه شدن درون اپوزیسیون شود.
در نهایت، اردوغان کلیچداراوغلو را شخصی قابل مدیریتتر میداند. به عنوان رئیس، کلیچداراوغلو به تدریجگرایی و مصالحه تمایل داشت، رویکردهایی که اردوغان از آنها بهرهبرداری کرد. در مقابل، اوزل مقاومت بیشتری از خود نشان داده و ارتباطات قاطعتری دارد. این تناقض نمیتواند واضحتر باشد: اردوغان، که زمانی قربانی مداخله قضائی و نظامی بود، اکنون از دادگاهها برای شکلدهی به اپوزیسیون و تأثیرگذاری بر رهبری CHP استفاده میکند.
حمله به حزب اپوزیسیون ترکیه دموکراسی را مختل میکند
دموکراسی ترکیه نمیتواند بهطور معتبر عمل کند اگر دادگاهها بتوانند احزاب مخالف را بهدلیل تهدید به برکناری دولت کنونی حذف کنند. چنین اقداماتی یک اصل بنیادین را تضعیف میکند: نتایج سیاسی باید توسط رأیدهندگان تعیین شود. ترکیه نمونهای از این تضعیف را از طریق زندانی کردن روزنامهنگاران، دادگاههای سیاسی، زندانی کردن چهرههای مخالف، قوانین سانسور و انتخابات دستکاریشده نشان میدهد. مداخله مستقیم قضایی اکنون به یک تشدید قابل توجه تبدیل شده است.
عواقب بلندمدت نیز بههمین اندازه تیره و تار است. اگر احزاب مخالف تشخیص دهند که انتخابات نمیتوانند انتقالات مشروع قدرت را تسهیل کنند، اعتماد عمومی به دموکراسی بهطور مداوم کاهش خواهد یافت. این دینامیک موجب تشدید قطببندی، تضعیف مشروعیت سیاسی و حرکت ترکیه به سمت خودکامگی خواهد شد. با وجود جدیت این اقدامات ضددموکراتیک، توجه اکنون به واکنش احتمالی دولتهای غربی معطوف میشود که احتمالاً محدود به نگرانیهای ملایم یا سکوت خواهد بود.
در همان روز مداخله دادگاه، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، بهطور عمومی از اردوغان در شبکه اجتماعی Truth Social تشکر کرد (قبل از حذف پست خود)، که رابطه معاملاتی واشنگتن با آنکارا را برجسته میکند. برای ایالات متحده و اروپا، ترکیه با وجود افول دموکراتیک خود، اهمیت استراتژیک خود را حفظ میکند. موقعیت جغرافیایی آنکارا، عضویت در ناتو، نقش در امنیت دریای سیاه، نفوذ در سوریه، توافقهای مهاجرتی با اروپا و گسترش بخش دفاعیاش همه انگیزههایی برای پایتختهای غربی ایجاد میکند تا منافع استراتژیک را بر ارزشهای دموکراتیک ترجیح دهند.
دولتهای اروپایی، نگران جنگ روسیه در اوکراین و بیثباتی منطقهای، تلاش میکنند از بیگانه کردن اردوغان پرهیز کنند. کنترل ترکیه بر جریانهای پناهندگان به آن کشور قدرت قابل توجهی در اروپا میدهد. واشنگتن تحت رهبری ترامپ رابطه خوب خود با اردوغان را در اولویت قرار میدهد و نگران افول دموکراسی در ترکیه نیست.

عواقب ژئوپلیتیکی حمله به حزب مخالف ترکیه مورد بررسی قرار گرفت
رهبران غربی ممکن است همچنین از این بترسند که انتقادات بیش از حد ممکن است اردوغان را به نزدیکی بیشتر با روسیه یا چین سوق دهد، که باعث میشود نگرانیها درباره افول دموکراسی را به ملاحظات ژئوپلیتیکی subordinated کنند.
ترکیهای که از هنجارهای دموکراتیک در داخل کشور خود چشمپوشی کند، به طور اجتنابناپذیری به یک متحد کمتر قابل پیشبینی و کمتر قابل اعتماد در سطح بینالمللی تبدیل خواهد شد. تضعیف دموکراسی، تلاشهای اردوغان برای پیگیری یک سیاست خارجی شخصیسازیشده را تسریع کرده است که به طور فزایندهای تحت تأثیر بقای رژیم به جای منافع نهادی قرار دارد. تصمیمگیری در آنکارا اکنون در یک دایره باریک از وفاداران، متحدان ایدئولوژیک و اعضای خانواده متمرکز شده است. چکهای نهادی به سختی وجود دارند.
این توسعه چالشهای قابل توجهی برای ایالات متحده و ناتو به وجود میآورد. دولتی تحت رهبری اردوغان که از پاسخگویی دموکراتیک معاف است، احتمالاً سیاستهای مقابلهجویانهای را در مناطق جغرافیایی مختلف، از جمله مدیترانه شرقی و خاورمیانه، اتخاذ خواهد کرد. این ممکن است روابط خود را با قدرتهای بازنگر تقویت کند، از مهاجرت به عنوان اهرم علیه اروپا استفاده کند، اجماع ناتو را مختل کند و به بازیگران خصمانه تحمل یا حمایت کند. خودکامگی داخلی و نوسانات سیاست خارجی یکدیگر را تقویت میکنند.
کاهش دموکراسی در ترکیه باید برای هر کسی یا هر دولتی که به ارزشهای دموکراتیک اعتقاد دارد، نگرانکننده باشد و هشدار اینونو اکنون برای ترکیه معاصر پیشگویانه به نظر میرسد: رهبرانی مانند اردوغان که از طریق روشهای دموکراتیک به قدرت میرسند، بیشتر به حفظ سلطه خود علاقهمندند تا به حفظ حکومت دموکراتیک. زمانی که incumbents مانند مندرس و اردوغان از نتایج انتخاباتی میترسند، دموکراسی اولین قربانی است.

