فاصله بین دیپلماسی نمایشی دونالد ترامپ و نتایج استراتژیک قابل تأیید، چشمانداز سیاست خارجی سال ۲۰۲۶ را تعریف میکند، جایی که مأموریتهای ترامپ به طور مکرر در برابر واقعیتهای پیچیده ژئوپلیتیکی متوقف میشوند. در حالی که دولت ادعای پیشرفت در مورد ایران دارد، یک بررسی عمیقتر نشان میدهد که مأموریتهای ترامپ به طور سیستماتیک در زمینههای چین، روسیه، هند، تجارت و نیمکره غربی به نتیجه نرسیدهاند.
مأموریتهای ترامپ با مدیریت بحران ایران آغاز میشود
سه ماه پس از آغاز جنگ ایران، ایالات متحده و ایران در حال گفتگو برای پایان دادن به بحران هستند، حتی در حالی که هر دو طرف در این هفته حملات نظامی محدودی علیه یکدیگر انجام دادند و یک درگیری جداگانه اما مرتبط بین اسرائیل و حزبالله در لبنان همچنان در حال تشدید است.
تمرکز اصلی گفتگوهای ایالات متحده و ایران از دیدگاه آمریکا، بازگشایی تنگه هرمز و ایجاد یک چارچوب دیپلماتیک پایدارتر برای رسیدگی به فهرست طولانیتری از مسائل حلنشده در هسته این درگیری است.
رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در دوازدهمین جلسه کابینه خود در تاریخ ۲۷ مه، به ارسال پیامهای متناقض درباره مسیر پیش رو در مورد ایران ادامه داد و گفت: “ایران بسیار مصمم است، آنها بسیار میخواهند که یک توافق داشته باشند. تا کنون، به آنجا نرسیدهاند؛ ما از آن راضی نیستیم، اما خواهیم بود. خواهیم بود. یا اینکه باید کار را تمام کنیم.”
وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی، مارکو روبیو، که پس از ترامپ در همان جلسه صحبت میکرد، تلاش کرد تا روشن کند که “اکنون، ترجیح رئیسجمهور … همیشه مذاکره در این موارد و بررسی این است که آیا میتوان توافقهایی داشت. دیپلماسی همیشه گزینه اول است و ما به کار بر روی آن از طریق نمایندگان شما، آقای [استیو] ویتکوف و [جارِد] کوشنر و دیگران، معاون رئیسجمهور [جی.دی. ونس] که بسیار درگیر بودهاند، ادامه میدهیم.”
معنی “پایان کار” در عمل هنوز مشخص نیست. محتملترین سناریو در حال حاضر تداوم وضعیت بسیار شکننده کنونی است، با این که دولت ترامپ بین حملات نظامی محدود و دیپلماسی قهری جابجا میشود در حالی که رژیم ایران بر بقای خود تمرکز کرده و از هرگونه تسلیم شدنی که آن را به عنوان رژیمی ضعیفتر از آنچه که هست نشان دهد، اجتناب میکند. اینکه آیا جنگ ایران در سال 2026 به نفع امنیت ملی ایالات متحده خواهد بود یا به ضرر آن، در این مرحله نامشخص باقی مانده است.

جایی که مأموریتهای ترامپ به بنبست میرسد
سیاست خارجی ترامپ در سال 2026 در حال خالی شدن است
در ترازنامه کلی سیاست خارجی ایالات متحده، واشنگتن در پنج ماه اول امسال در مسائل اصلی که در دستور کار جهانی قرار دارند، دستاوردهای کمی داشته است.
چین: نتایج بیاهمیت از اجلاس ماه مه. سفر ترامپ به پکن فرصتهای عکاسی را فراهم کرد، اما وضوح کمی در مورد مسیر مهمترین رابطه دوجانبه در جهان امروز ارائه داد.
روسیه: جنگی در حال انجام علیه اوکراین. روسیه حملات نظامی تهاجمی خود را علیه اوکراین حفظ کرده و این هفته با استفاده از پهپادها و موشکها، پایتخت این کشور، کییف را هدف قرار داد، با وجود تلاشهای قابل توجه تیم ترامپ در 16 ماه اول حضورش در دفتر برای پایان دادن به این جنگ. شکست دیپلماتیک مداوم در این جبهه سایهای سنگین بر ادراکات از آمریکا به عنوان قدرتی که قادر به دستیابی به نتایج مطلوب خود در میز مذاکره است، میافکند.
هند: رابطهای لرزان با یک شریک کلیدی ایالات متحده. تحرکات سیاستی ترامپ 2.0 در مورد هند در 16 ماه گذشته عدم قطعیتهای جدیدی ایجاد کرده و سفر روبیو به آنجا در این هفته به هیچ پیشرفت جدیدی منجر نشد.
تجارت: شکستها برای ترامپ و عدم وجود مسیر واضح به جلو. بیش از یک سال پس از آنکه ترامپ تعرفههای گسترده “روز آزادی” را بر تقریباً همه کشورهای دیگر جهان اعلام کرد، دیوان عالی کشور علیه قوه مجریه حکم صادر کرد و دادگاهها دستور دادند که دولت تعرفههایی را که به طور غیرقانونی وضع شده بودند، بازپرداخت کند.
class=”ds-markdown-paragraph”>مهاجرت: سرکوبی تهاجمی که ادامه دارد. سال با قتل دو شهروند آمریکایی که به اقدامات سختگیرانه مهاجرتی مقامات فدرال اعتراض کرده بودند، آغاز شد که منجر به اختلافی در کنگره شد و این اختلاف به تعطیلی جزئی دولت در بهار امسال انجامید. تیم ترامپ به پیشبرد اقداماتی بیسابقه برای تغییر سیستم مهاجرتی آمریکا ادامه میدهد. سیاست مهاجرتی همچنان یکی از اولویتهای اصلی کاخ سفید است. تمامی این تحرکات تأثیر مستقیمی بر سیاست خارجی ایالات متحده دارند، زیرا پیامدهایی برای روابط آمریکا با کشورهای دیگر دارند — هم کشورهای مبدأ مهاجران و هم کشورهایی که آمریکا برخی از مهاجران را به آنجا فرستاده است، که همیشه همان مکانها تحت ترامپ 2.0 نیستند.
نیمکره غربی: منطقهای که همچنان در دستور کار قرار دارد. سال 2026 با یک حمله جسورانه به رهبری ونزوئلا آغاز شد و برنامههایی برای بهرهبرداری از منابع انرژی این کشور توسعه یافت. تیم ترامپ به استفاده از تاکتیکهای اجبار در همسایگی نزدیک آمریکا ادامه میدهد و با بیانیههای تازهای درباره تصرف گرینلند و تحرکات اخیر فشار بیشتری بر کوبا وارد میکند.
ماموریتهای ناکام ترامپ در خاورمیانه
بحران ایران، رابطه آمریکا با خاورمیانه را به شیوههای غیرمنتظرهای تغییر میدهد
این مرور مختصر از چشمانداز جهانی، زمینه وسیعتری را برای آنچه آمریکا در ایران و خاورمیانه بهطور کلی با آن مواجه است، ارائه میدهد. عدم ثبات در رویکرد کلی ترامپ، که در بیانیهها و اقدامات متنوع از زمان اعلام آتشبس شکننده در آوریل منعکس شده، برخی از نزدیکترین شرکای آمریکا در منطقه را نگران کرده است. اگرچه آنها هنوز به آمریکا بهعنوان شریک استراتژیک مورد نظر نگاه میکنند، اما بسیاری اکنون به طور فزایندهای در مورد قابلیت اطمینان استراتژیک آن تردید دارند و نگران بحران کارآمدی در سیاست خارجی ایالات متحده هستند.
در میانه مذاکرات حساس با ایران، ترامپ در هفته گذشته چندین بار از دولتهای اضافی خواست تا به توافقات ابراهیم 2020 بپیوندند و در یک مقطع گفت که بهطور “اجباری از” کشورهایی مانند عربستان سعودی، قطر و پاکستان درخواست میکند تا روابط خود را با اسرائیل عادیسازی کنند.
او همچنین ترکیه، مصر و اردن را در درخواست خود گنجانده است، هرچند که هر سه کشور قبلاً اسرائیل را به رسمیت شناختهاند؛ در جلسه کابینهای که در هفته جاری برگزار شد، او همچنین به این فکر کرد که امارات متحده عربی، یکی از امضاکنندگان اصلی آن توافقها، باید به این جمع بپیوندد. علاوه بر این، ترامپ تهدید کرد که اگر عمان، شریک دیرینه ایالات متحده و میانجی منطقهای، در تلاشی نامشخص برای کنترل تنگه هرمز با ایران شرکت کند، آن را بمباران خواهد کرد. این همه احتمالاً بخشی از تمایل همیشگی ترامپ به دیپلماسی نمایشی و استفاده از جنگ روانی برای تلاش در جهت تغییر نتایج از طریق اظهارات تحریکآمیز است. هنوز مشخص نیست که آیا این روش مؤثر خواهد بود.
تمام این حرکات بیثبات ممکن است به راحتی فراموش شوند اگر ایالات متحده به برخی نتایج واضح در دو پرونده کلیدی که بر خاورمیانه سایه افکندهاند، دست یابد: ایران و مسئله اسرائیلی-فلسطینی. هر دو موضوع برای اکثر شرکای نزدیک آمریکا از اهمیت بالایی برخوردارند. بنابراین، یک مسیر واضح به جلو در هر دو جبهه در سیاست ایالات متحده برای نقش بلندمدت آمریکا در منطقه مهم خواهد بود. در غزه، هنوز کارهای زیادی باید انجام شود — هیئت صلح در آستانه جنگ ایران جلسهای تشریفاتی برگزار کرد، اما چند ماه بعد، این هیئت به طور مداوم برای توسعه یک چارچوب ساختاری یا جلب حمایت و سرمایهگذاری لازم برای ارائه نتایج ملموس در میدان، تشکیل جلسه نداده است.
سیاست خاورمیانه ترامپ در مه ۲۰۲۶ به هیچ وجه به آرزوهایی که یک سال پیش، در پایان سفر سهکشوری او به منطقه، که محور استراتژیک آن تعمیق تعامل اقتصادی آمریکا با اقتصادهای پیشرو عرب خلیج فارس در موضوعاتی مانند هوش مصنوعی و قراردادهای بزرگ سرمایهگذاری بود، نزدیک نیست. این چشمانداز بلندپروازانه از یک رابطه جدید با منطقه که بر اساس فرصتهای آینده برای کسب و کار و تجارت بنا شده است، اگر ایالات متحده نتواند رویکردی واقعگرایانه برای مقابله با چالشهای امنیتی دشوار که در ایران و جبهه اسرائیلی-فلسطینی وجود دارد، ارائه دهد، همچنان خیالی خواهد بود.
ماموریتهای ترامپ با آیندهای نامشخص مواجه است
در حال حاضر، ایران همچنان بر دستور کار تسلط خواهد داشت و سوالات مهمی درباره اهداف کلی و پیامدهای حرکات ترامپ به طور عمده در عمل بیپاسخ باقی مانده است. همانطور که این ارزیابی از سال اول ریاستجمهوری ترامپ استدلال کرد، علاقه رئیسجمهور ایالات متحده به تولید تصویر موفقیت، پیشرفت واقعی و پایدار را مختل میکند، در حالی که عدم پیگیری سازمانیافته دولت او در اجرای سیاستها، توانایی قفل کردن دستاوردهای استراتژیک را مختل میسازد.
این موضوع چه معنایی برای سیاست ایالات متحده در قبال ایران دارد و ناظران در هفتههای آینده چه انتظاراتی میتوانند داشته باشند؟ حتی اگر نوعی توافق اعلام شود، وضعیت همچنان شکننده و دور از هرگونه تعادل پایدار باقی خواهد ماند. ترامپ نشان داده است که به هزینههای داخلی احتمالی رویکرد خود اهمیت نمیدهد، حتی با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای که کمتر از شش ماه دیگر برگزار میشود.
بنابراین، مسیر اقدام مورد نظر او احتمالاً شامل ادامه ترکیبی از دیپلماسی قهری و فشار اقتصادی خواهد بود تا رژیم ایران را به خواستههای آمریکا نزدیکتر کند، همراه با حملات گاه و بیگاه برای تقویت این تاکتیکهای غیرکینتیک و همچنین مدیریت تهدیدات علیه نیروهای آمریکایی در منطقه. این ممکن است به معنای توافقی باشد که تمام مسائل دشوار را به آینده موکول کند تا بعداً حل و فصل شود، مشابه توافقی که در مورد غزه به دست آمد.
چگونه مأموریتهای ترامپ تحقق نیافتهاند
دولت ترامپ در تلاش است تا توافقی به دست آورد که وضعیت را به حالت قبل از بحران با ایران بازگرداند، جایی که اوضاع در تاریخ ۲۷ فوریه بود، در حالی که سعی دارد چارچوبی برای رسیدگی به همان مسائل که قبل از آغاز جنگ وجود داشت، ایجاد کند. این احتمالاً به معنای آن است که یک فرآیند طولانی و نامشخص در پیش است با توجه به تغییرات دینامیکهای منطقه.
حتی اگر دولت ترامپ یک یادداشت تفاهم با ایران اعلام کند، مشخص نیست که آیا میتوان رهبران کنونی تهران را متقاعد کرد که از چیزی که قبلاً از جنگ به دست آوردهاند — نفوذ بیشتر بر اقتصاد جهانی در تنگه هرمز — چشمپوشی کنند و در مسائل دشواری مانند برنامه هستهای و موشکهای بالستیک پیشرفت کنند.
این یک درخواست بسیار بزرگ است و عملکرد ترامپ ۲.۰ در نوع دیپلماسی پایدار مورد نیاز برای ایجاد نتایج استراتژیک در عرصههای دیگر مانند غزه و روسیه، نشانههای خوبی برای آینده سیاست ایالات متحده در قبال ایران به همراه ندارد.

