بنبست استراتژیک در تنگه هرمز یک شکاف شناختی بنیادی را نمایان میکند: واشنگتن از موضع قدرت مذاکره میکند، در حالی که تهران از موضع تسلط. مذاکرات کنونی U.S.-Iran Talks به عنوان یک درام گروگانگیری عمل میکند که در آن نگهداشتن داراییها بر تبادل امتیازها ارجحیت دارد. درک این دینامیک در U.S.-Iran Talks تنها راه پیشبینی هرگونه پیشرفت است.
نیاز به تغییر توازن در مذاکرات U.S.-Iran
در حالی که رئیسجمهور دونالد ترامپ به دنبال راهی برای بازگشایی تنگه هرمز و محدود کردن جاهطلبیهای هستهای ایران است، به نظر میرسد واشنگتن و تهران در حال انجام یک مذاکره استاندارد هستند.
در واقع، ممکن است آنها در دو مذاکره کاملاً متفاوت شرکت کنند.
واشنگتن تمایل دارد مذاکرات با ایران را از منظر قدرت ببیند. تهران آنها را از منظر تسلط میبیند.
واشنگتن هدف دارد که ایران را از طریق فشار اقتصادی و تحریمها به تسلیم وادارد. تهران هدف دارد که ایالات متحده را پس از به دست آوردن چیزی ارزشمند به تسلیم وادارد و از بازگرداندن آن خودداری کند.
این درس را بهطور مستقیم آموختم.

چرا مذاکرات U.S.-Iran به معضلات گروگانگیری تبدیل میشوند
دو بار در دهه گذشته، در مذاکرات طولانی با ایران برای آزادی گروگانهای آمریکایی که در زندان بدنام اوین تهران نگهداری میشدند، شرکت داشتم.
مذاکرات گروگانگیری مزایای قدرت را تضعیف میکند. ایران این را درک میکند. به همین دلیل است که تهران از زمان انقلاب 1979 به طور مکرر از گروگانها به عنوان اهرمهای چانهزنی با ایالات متحده استفاده کرده است.
به عنوان یک دیپلمات که نماینده قدرتمندترین کشور جهان بودم، هیچ چیزی در دست نداشتم تا عدم تعادل در میز مذاکره را جبران کنم. همتایان من چیزی داشتند که ما میخواستیم (افراد)، و آنها بر آن خواهند ماند تا زمانی که ما آماده پرداخت قیمت کافی باشیم.
قدرت کمتر از تسلط اهمیت داشت.
به جز یک عملیات نجات گروگان، واشنگتن هیچ کاری نمیتوانست انجام دهد جز پرداخت قیمت توافق شده.
زمان به نفع ایرانیان بود. آنها احساس فوریت کمی داشتند. استراتژی آنها این بود که صبر کنند تا گروگانها رنج بکشند و فشار بر واشنگتن برای تأمین آزادی آنها افزایش یابد.
به این ترتیب، نفوذ ایران به مرور زمان افزایش یافت — و آنها این را میدانستند.
الگوی آشنا در مذاکرات آمریکا و ایران
در سپتامبر 2023، آمریکا توافقی با ایران برای آزادی پنج آمریکایی که به طور نادرست در زندان اوین نگهداری میشدند، امضا کرد. مذاکرات ماهها به طول انجامید. پیشرفت زمانی حاصل شد که آمریکا موافقت کرد چند ایرانی که پس از طی مراحل قانونی و محکومیت در زندانهای آمریکایی نگهداری میشدند، آزاد کند و همچنین انتقال 6 میلیارد دلار از کره جنوبی به قطر را انجام دهد.
این 6 میلیارد دلار در حسابهای محدود نگهداری میشد که فقط برای معاملات انسانی غیرتحریمی در دسترس ایران بود. ایران بر انتقال این وجوه از سئول به دوحه تأکید داشت، جایی که دسترسی به آنها آسانتر بود. به عنوان بخشی از این توافق، آمریکا سازوکارهای نظارتی از طریق وزارت خزانهداری ایجاد کرد تا اطمینان حاصل شود که هیچ انحرافی وجود ندارد و صرفاً برای کالاهای غیرتحریمی هزینه میشود.
به عنوان بخشی از تیمی که این توافق پیچیده را هماهنگ کرد، من در آن زمان در مصاحبهای با خبرنگار واشنگتن پست، جیسون رضاییان، مزایای آن را توضیح دادم. جیسون یکی دیگر از گروگانهای سابق بود که ما موفق شدیم 10 سال پیش او را پس از یک سال مذاکرات طولانی آزاد کنیم.
سه هفته بعد، در 7 اکتبر 2023، حماس 1200 اسرائیلی را به قتل رساند و 251 گروگان را ربود. رهبر عالی ایران به طور علنی این حملات را در حین وقوع ستایش کرد. واشنگتن با انکار دسترسی به وجوه قطر بار دیگر پاسخ داد، وضعیتی که تا به امروز ادامه دارد.

مذاکرات آمریکا و ایران اکنون کنترل تنگه را در دست دارند
امروز، ایران به نظر میرسد که منطقی مشابه را در مقیاس بسیار بزرگتری به کار میبرد. گروگان آن دیگر یک شهروند آمریکایی نیست. بلکه یکی از مهمترین شریانهای اقتصادی جهان است.
تنگه هرمز تقریباً یک پنجم تجارت جهانی نفت را مدیریت میکند. ایران به طور مؤثر آن را از طریق تهدیدات و استفاده از زور — موشکها و پهپادها — و تأسیس آنچه که میگوید یک نهاد جدید تحت رهبری ایران برای کنترل دسترسی به داخل و خارج است، کنترل میکند.
برای ایران، این مالکیت است. اکنون چیزی دارد که ایالات متحده (و به همین ترتیب، بقیه جهان) میخواهد. و آن را نخواهد داد مگر اینکه آمریکا بهای گزافی بپردازد. از نظر تهران، تنگه اکنون به ارزشمندترین گروگان تبدیل شده است که تاکنون در اختیار داشته است.
تمام این موضوعات از طریق مصاحبه فوقالعاده فرد پلیتگن از CNN با محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر جدید ایران، به وضوح نمایان شد. این مصاحبه مرا به شدت تحت تأثیر قرار داد زیرا یادآور نشستن در مقابل مقامات امنیتی ایران در یک مذاکره گروگانگیری بود.
رضایی اعلام کرد که تنگه بسته باقی خواهد ماند مگر اینکه واشنگتن ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده ایران را آزاد کند. او گفت: “شما باید آنها را آزاد کنید. اگر ترامپ مذاکره را جدی بگیرد … این ۲۴ میلیارد دلار یک آزمون اعتماد است. این آزمونی است که آمریکا باید از آن عبور کند.”
فرمول او ساده است: به ما پول بدهید یا آنچه را که میخواهید — و آنچه را که در اختیار داریم، نخواهید گرفت. مبلغی که رضایی درخواست میکند شامل ۶ میلیارد دلار است که در مرکز توافق گروگانگیری ۲۰۲۳ قرار دارد. این موضوع قابل توجه است. برای ایران، مذاکرات کنونی به نظر میرسد که یک مذاکره گروگانگیری دیگر باشد — با این تفاوت که این بار، گروگان اقتصاد جهانی است و درخواست اولیه چهار برابر بزرگتر است.

محدودیتها در مذاکرات جاری ایالات متحده و ایران
دولت تلاش کرده است تا از طریق فشار اقتصادی خود، نفوذ ایران را معکوس کند. با متوقف کردن صادرات نفت ایران از طریق محاصره بنادر ایران، ترامپ سعی کرده است هزینههایی ایجاد کند که از هرگونه مزایایی که تهران ممکن است از یک بنبست طولانیمدت به دست آورد، بیشتر باشد.
این استراتژی منطقی است. تأثیر اقتصادی در داخل ایران در هفتهها و ماههای آینده تشدید خواهد شد. بر اساس بیشتر شاخصها، کشور در آستانه یک فروپاشی اقتصادی با هایپر اینفلاسیون و از دست دادن میلیاردها دلار درآمد لازم برای پرداخت حقوق دولتی قرار دارد.
اما درد اقتصادی و رنج مردم ایران احتمالاً رهبران جدید تهران را تحت تأثیر قرار نخواهد داد. رضایی نماینده بخش سختگیر جمهوری اسلامی است و به نظر میرسد که دیدگاه او اکنون در تهران در حال صعود است — به همراه احمد وحیدی، رئیس جدید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که ادعا میکند دسترسی به تنگه را کنترل میکند. اینها رهبرانی هستند که اکنون تصمیمگیری میکنند (به معنای واقعی کلمه).
در روز یکشنبه، ایران نخستین حمله موشکی خود را که هدف آن اسرائیل بود، پس از آتشبس اوایل آوریل انجام داد که نشاندهنده تشدید تازهای پس از هفتهها مذاکرات است.
تهران بر این باور است که ترامپ نمیتواند فشار کلان اقتصادی که بر جهان تحمیل شده است را بیشتر از آنچه ایران میتواند فشار ناشی از محاصره آمریکا را تحمل کند، تحمل کند. پیشبینیهای مکرر ترامپ مبنی بر اینکه توافقی نزدیک است، ممکن است تنها باور ایران را تقویت کند که ترامپ به توافقی به مراتب بیشتر از تهران نیاز دارد.
از نظر نظامی، آمریکا ممکن است هنوز به دنبال تحمیل کنترل خود و تأمین مسیر بینالمللی از طریق تنگه باشد. این موضوع در “پروژه آزادی” که تنها یک روز به طول انجامید، آزمایش شد. ممکن است دوباره آزمایش شود — ترامپ درباره “پروژه آزادی پلاس” گمانهزنی کرده است — اما ایران تهدید کرده است که حتی اگر محاصره آمریکا همچنان برقرار باشد، به مقابله خواهد پرداخت.
همانطور که رضایی در CNN بیان کرد: “اگر محاصره دریایی برداشته نشود، ما جنگ را به اقیانوس هند، تنگه باب المندب، دریای سرخ و مدیترانه خواهیم کشاند.”
به عبارت دیگر، اگر سعی کنید با ما بجنگید، ما تعداد بیشتری گروگان خواهیم گرفت. تنگه باب المندب تقریباً ۱۰٪ از کل تجارت دریایی را کنترل میکند.

تحمل، تسلیم یا جنگ در مذاکرات آمریکا و ایران
به همین دلیل است که مذاکرات به بنبست رسیده و هیچ پیشرفتی در دسترس نیست.
سوال در واشنگتن این است که توافق چه زمانی ممکن است پس از تبادل متنها از طریق واسطهها به نتیجه برسد. سوال در تهران به سادگی این است که آیا ترامپ قیمت مورد نظر آنها را پرداخت خواهد کرد.
این یک دینامیک کلاسیک در مذاکرات گروگانگیری است.
برای واشنگتن، سه گزینه همانطور که برای هفتهها بوده است، باقی مانده است:
تحمل: تلاش برای دوام آوردن در برابر فشار کلان و افزایش قیمت بنزین در حالی که درد اقتصادی در تهران به نقطه شکست دور و نامشخصی میرسد.
تسلیم: پرداخت هزینه اولیه با میلیاردها دلار به ایران در ازای بازگشت به وضعیت قبل از جنگ — یک عقبنشینی تحقیرآمیز برای ترامپ با توجه به اهداف اعلام شده در آغاز.
جنگ: تلاش برای کنترل تنگه به صورت نظامی و از سرگیری عملیاتهای عمده در داخل ایران، با ریسک اینکه تهران سپس به دنبال گسترش جنگ به جبهههای دیگر باشد.
برای تهران، محاسبه سادهتر است: دارایی را حفظ کرده و منتظر بمانید.
این معضل مذاکره با طرفی است که آنچه شما میخواهید را در اختیار دارد.
تا زمانی که اهرم فشار تغییر نکند، ایران به راحتی تسلیم نخواهد شد — و مذاکرات همچنان مانند امروز: در بنبست خواهد ماند.

