افزایش درگیریهای نظامی در خاورمیانه و فشارهای انرژی منطقهای، بازارهای اروپایی را به بحران شدید سوخت کشانده است. به دست آوردن سوخت سوزانده شده در شمال آفریقا به عنوان فرصت گاز اروپا عمل میکند تا خطوط تأمین پایدار منطقهای را بدون انتظار برای زیرساختهای دور تأمین کند. با مشروط کردن تعامل دیپلماتیک به جمعآوری متان در لیبی و الجزایر، سیاستگذاران غربی میتوانند فرصت گاز اروپا را به تابآوری انرژی فوری و کمهزینه تبدیل کنند.
فرصت گاز اروپا در لیبی
پیامدهای جنگ ایران به اقتصادهای اروپایی لطمه زده است. تغییر رهبری در بریتانیا فرصتی برای سرمایهگذاری در مبارزه با سوزاندن گاز در شمال آفریقا فراهم میکند تا امنیت تأمین را تقویت کرده و تلاشهای دیپلماتیک بینالمللی جاری در لیبی را به این دستور کار مرتبط کند.
همانطور که جان آرچیبالد ویلر گفت، «در میانه دشواری، فرصت نهفته است.»
جنگ بیپایان در خاورمیانه، اختلالات در جریانهای LNG قطر، انفجار یک تانکر LNG روسی، قیمتهای گاز طبیعی بالای ۲۰ دلار به ازای هر MMBtu و ذخیرهسازی گاز در پایینترین سطح تاریخی، بار دیگر شکنندگی امنیت گاز اروپا را نمایان کرده است. اما در میانه این بحران بیپایان ایران، فرصتهایی برای سود و استقلال انرژی در برابر سیاستگذاران اروپایی و بریتانیایی قرار دارد.
واقعیت باید در نهایت برای آنها روشن شود که جنگ ایران ترامپ هرگز به طور کامل به پایان نخواهد رسید، یا هرگز به وضعیت قبلی باز نخواهیم گشت. نوسانات قیمت و جنگهای مزایدهای برای نفت خام و LNG بین آسیا و اروپا اکنون اجتنابناپذیر است. در حال حاضر، صادرکنندگان آمریکایی و روسی در حال بهرهبرداری هستند، در حالی که بریتانیاییها و اروپاییها هزینهها را پرداخت میکنند.
CreditCapterio FlareIntel
فرصت گاز اروپا را اکنون غنیمت بشمارید
و با این حال، درست در آن سوی مدیترانه، فرصتی عمدتاً نادیده گرفته شده وجود دارد. هر سال، الجزایر، لیبی و مصر بیش از ۲۵ میلیارد متر مکعب گاز را از طریق سوزاندن، تخلیه و نشت هدر میدهند – که بخش عمدهای از آن به صورت روتین و با شدت بالا نسبت به تولیدشان است.
تغییرات سیاسی در لیبی فرصتی کلیدی برای پیروزیهای زیستمحیطی فراهم میآورد که همچنین امنیت انرژی اروپا را افزایش میدهد. در حالی که اروپا به دنبال تأمین پایدار است و اقتصادهای شمال آفریقا با فشارهای مالی مواجهاند، بهدست آوردن این گاز هدر رفته میتواند بهطور همزمان امنیت انرژی را تقویت کرده، درآمدهای صادراتی را افزایش دهد و انتشار گازهای گلخانهای را کاهش دهد.
برای اینکه الجزایر و مصر در این حوزه بهبود یابند، مقامات حاکمیتی آنها باید سرمایهگذاری سیاسی کنند، اما برای لیبی، کمک به کاهش سوزاندن گاز میتواند در تعاملات بریتانیا و اروپا با ابتکارات سیاسی جهانی جاری در پرونده لیبی گنجانده شود، مانند پیشنهادات جنجالی که توسط نماینده ویژه ایالات متحده، مسعد بلس و نماینده سازمان ملل، کلاودیا تتاه، پیش میرود.
هر دو تتاه و بلس در آستانه اعلام پیشرفتهای جدید و جنجالی در ابتکارات خود هستند؛ آنها نیاز به جلب حمایت سیاسی و توافق دارند. ابتکار بلس از چندین جنبه معیوب است زیرا به دنبال تثبیت وضعیت موجود است – ارتقاء خانوادههای حفتر و دبیبه به عنوان جنگسالاران دائمی در لیبی. با این حال، اروپاییها میتوانند توافقات پیشنهادی را با همکاری با بلس در زمینههای اصلاحات اقتصادی، مواد معدنی حیاتی و افزایش صادرات نفت و گاز لیبی تغییر دهند – همه مسائلی که او نیز به آنها علاقهمند است.
در آغاز دوره نخستوزیری اندی برنهام، او بهطور قوی درباره از سرگیری تولید نفت دریای شمال پیام داده است. اعلام سیاستی برای بهکارگیری سرمایهگذاری و فناوری بریتانیا به منظور کاهش سوزاندن گاز در شمال آفریقا، در همان راستا خواهد بود—گامهای ملموس به سمت امنیت انرژی، در حالی که همچنین با مقررات انتشار متان اتحادیه اروپا مطابقت دارد.
برای اینکه اروپا و بریتانیا با بلس همکاری کنند، باید بر شفافیت و پاسخگویی در بخشهای بانکی و نفت و گاز تمرکز کنند و همچنین خواستار این شوند که مبارزه با سوزاندن گاز در نهایت به عنوان یک موضوع غیرقابل مذاکره و در صدر جدول برای هماهنگی جهانی در پرونده لیبی در نظر گرفته شود. آنها باید این موضوع را در مسیرهای سیاسی و اقتصادی فرآیندهای سازمان ملل و بلس گنجانده و تعامل در این فرآیندها را به پیشرفت ملموس در مبارزه با سوزاندن گاز مشروط کنند. نخستوزیر برنهام میتواند این موضوع را به یکی از نخستین ابتکارات سیاست خارجی خود تبدیل کند.
برخلاف برخی از اصلاحات اقتصادی چالشبرانگیز مرتبط با یارانهها، هیچ جناحی در لیبی با مبارزه علیه سوزاندن گاز مخالفت نخواهد کرد و هیچ بازندهای وجود ندارد که به عنوان مانع پیشرفت در این موضوع عمل کند.

زیرساخت برای فرصت گاز اروپا
مقیاس این فرصت بسیار واضح است. با وجود اینکه ۳.۸٪ از گاز جهانی را تولید میکند، الجزایر، لیبی و مصر سهم قابل توجهی را به سوزاندن و انتشار متان از دست میدهند. لیبی در سال ۲۰۲۵ بالاترین میزان سوزاندن گاز را از زمان سالهای اولیه پس از قذافی تجربه کرد. به طور کلی، این منطقه بیش از ۱۳٪ از تولید گاز ترکیبی خود را از دست میدهد. با قیمتهای معقول گاز، سوزاندن ۵ تا ۱۰ میلیارد دلار در سال مبلغ زیادی است. بدتر از آن، آسیبهای زیستمحیطی بیمورد و عامل اصلی گرمایش جهانی است.
در عین حال، زیرساختهای صادراتی که شمال آفریقا را به اروپا متصل میکند به طرز چشمگیری کم استفاده شده است. این منطقه در حال حاضر از طریق چهار خط لوله از الجزایر و لیبی و چهار پایانه الانجی در الجزایر و مصر به بازارهای اروپایی متصل است. کاهش صادرات، نرخهای استفاده را به پایینترین سطح تاریخی ۳۵٪ رسانده و خطوط لوله و تأسیسات مایعسازی را با ظرفیت اضافی فراوانی باقی گذاشته است. شرکتهای بریتانیایی و اروپایی میتوانند از جمعآوری این گاز سوزانده شده و سرمایهگذاری در شبکههایی که این گاز به اروپا منتقل خواهد شد، بهرهمند شوند.
سوزاندن گاز در لیبی در کنار صادرات بسیار پایین، پارادوکسی جالب را نمایان میسازد. بخشی از توضیحدر تغییر دینامیکهای داخلی سیستمهای انرژی شمال آفریقا نهفته است. افزایش تقاضای برق، پیر شدن میادین نفت و گاز و افزایش مصرف داخلی، حجمهای قابلصادرات را تحت فشار قرار داده است. صادرات گاز از الجزایر، لیبی و مصر در سال ۲۰۲۵ به حدود ۴۱ BCM کاهش یافته که تقریباً یک سوم از سال ۲۰۲۱ کمتر است. صادرات الانجی بهویژه آسیبدیده است. همه اینها در زمانی اتفاق میافتد که جهان بیشتر از همیشه به الانجی شمال آفریقا نیاز دارد.

فرصت گاز اروپا از طریق فناوری
کاهش سوزاندن گاز و خسارات متان احتمالاً سریعترین و مقرون به صرفهترین گام برای جذب تأمین اضافی از شمال آفریقا است. بر خلاف پروژههای اکتشافی، گاز سوزانده شده قبلاً کشف شده و در حال تولید است. جمعآوری آن معمولاً نیاز به سرمایهگذاریهای نسبتاً اندکی در فشردهسازی، پردازش یا اتصالات خط لوله دارد.
راهحلهای عملی در حال ظهور هستند. در لیبی، تعمیرات تجهیزات فشردهسازی قدیمی به کاهش شعلهور شدن ناخواسته در برخی میادین نفتی کمک کرده است. برنامههایی در حال اجراست تا کمپرسورهایی برای انتقال گاز شعلهور از طریق خطوط لوله اصلی که بهطور فعلی کماستفاده هستند، نصب شود، بهعلاوه دو خط لوله جدید در حوضه سرت که میتواند گاز بیشتری را به بازار بیاورد. تحولات اخیر در فضای فراساحلی ممکن است گاز بیشتری را به خط لوله تقریباً خالی گریناستریم بیاورد. برای تسریع پیشرفت، کابتریو همکاری استراتژیک خود را در این زمینه با شرکت ملی نفت لیبی در اجلاس انرژیهای آفریقا در لندن اعلام کرد.
الجزایر در حال بررسی راههای بهتری برای استفاده از کارخانههای پردازش و خطوط لوله از طریق بهبود هماهنگی در سرمایهگذاریهای مشترک خود است. در مصر، پروژههایی که گاز شعلهور را برای تولید برق جذب میکنند، به جایگزینی سوختهای مایع کمک کرده و هزینهها را کاهش داده و انتشار گازها را پایین آوردهاند. گزینههای دیگر – LNG مقیاس کوچک، گاز طبیعی فشرده و استفاده از گاز برای تأمین انرژی مراکز داده یا استخراج ارزهای دیجیتال – نیز ممکن است در نظر گرفته شوند.
این ایدهها همچنین به «طرح ماتئی» ایتالیا مرتبط است که هدف آن تبدیل شدن به یک رکن استراتژیک در توسعه آفریقا و امنیت انرژی اروپا است. با سرمایهگذاری در جذب و استفاده از گاز همراه که در حال حاضر شعلهور میشود، کشورهایی مانند لیبی و الجزایر میتوانند عرضه انرژی داخلی را افزایش دهند، انتشار گازها را کاهش دهند و منابع جدید و امنی از گاز برای بازارهای اروپایی ایجاد کنند.
این مثالها نشان میدهد که کاهش شعلهور شدن تنها یک آرزوی زیستمحیطی نیست. بسیاری از سرمایهگذاریها در جذب گاز بازدهی جذابی دارند، بهویژه در جایی که زیرساختهای موجود میتوانند گاز را به بازارهای داخلی یا تأسیسات صادراتی منتقل کنند.

پیشبرد فرصت گاز اروپا
یک ضرورت سیاستی فوری نیز وجود دارد. مقررات متان اتحادیه اروپا از سال 2030 الزامات سختگیرانهای برای نظارت و گزارشدهی بر سوختهای فسیلی وارداتی تحمیل خواهد کرد. صادرکنندگانی که شدت متان بالایی دارند، در معرض بررسیهای نظارتی، آسیب به شهرت و نابرابری رقابتی فزاینده در بازارهای اروپایی قرار خواهند گرفت.
عملکرد صادرات میتواند به یک تمایز مهم تبدیل شود اگر تقاضای گاز اتحادیه اروپا تحت تأثیر افزایش عرضههای تجدیدپذیر تضعیف شود یا اگر پس از جنگ، موج طولانیمدت پروژههای جدید LNG که انتظار میرفت، محقق شود. با توجه به اینکه لیبی با یک بحران دیگر مواجه است و اروپا و بریتانیا باید در مورد ابتکارات سیاسی رقیب وزنکشی کنند، فشار به ذینفعان برای تأسیس تلاشها برای مقابله با سوزاندن گاز میتواند به یک پیششرط اروپایی برای تعامل با طرحهای رقیب تبدیل شود. این همچنین فرصتی است برای منحرف کردن مسائل جنجالی به سمت نتایج برد-برد.
برای تولیدکنندگان شمال آفریقا، کاهش سوزاندن و انتشار متان تنها به عملکرد زیستمحیطی مربوط نمیشود بلکه بهبود رقابتپذیری و حفاظت از دسترسی به مهمترین دارایی آنها: یک بازار صادراتی بزرگ نیز هست. برای اروپا، همین پروژهها تابآوری عرضه را تقویت کرده و در عین حال انتشار گازهای زنجیره تأمین را کاهش میدهند.
جمعآوری گاز سوزانده شده و تخلیه شده به تنهایی چالشهای امنیت گاز اروپا را حل نخواهد کرد. اما این یکی از سریعترین راهها برای آزادسازی عرضه اضافی بدون انتظار سالها برای توسعه میادین جدید یا زیرساختهای عمده است. در دورهای از بازارهای گاز ناپایدار و مقررات سختگیرانه اقلیمی، این یک نمونه نادر از راهحلی است که منافع اقتصادی و زیستمحیطی را همسو میکند.
در این لحظه، زمانی که امنیت انرژی دوباره در صدر دستور کار اروپا قرار دارد، گازی که به آن نیاز دارد ممکن است در حال حاضر در دید عموم در آن سوی مدیترانه در حال سوختن باشد. در مورد لیبی، اتحادیه اروپا و بریتانیا بیش از حد کافی سرمایه سیاسی برای تحقق این اهداف دارند، اگر فقط آن را به کار بگیرند.

