بازگشت کردها به نقطه بحرانی رسیده است، نه از طریق شکست نظامی ناگهانی، بلکه از طریق فرسایش تدریجی حمایت غرب و بازگشت مجدد اقتدار دولت مرکزی در سوریه و عراق. انحلال نیروهای دموکراتیک سوریه در ۲۵ اوت و انحلال اداره خودمختار کردها در شمال شرق سوریه، آخرین و مهمترین شکستها در یک دوره نیمساله از عقبنشینی را نشان میدهد.
ده سال پیش، نیروهای کرد کنترل سرزمینی پیوسته را از مرز عراق و ایران تا ۶۵ کیلومتری سواحل مدیترانه در دست داشتند و بر منابع نفتی، زمینهای کشاورزی و منابع آب حیاتی نظارت میکردند. این موقعیت ناشی از فروپاشی دولت، ظرفیت سازمانی کردها و گرایش سکولار و طرفدار غرب بود که نیروهای کرد را برای عملیاتهای تحت رهبری آمریکا علیه دولت اسلامی ضروری میساخت.
با این حال، بازگشت کردها اکنون بهطور دقیق به این دلیل تسریع میشود که واشنگتن حمایت خود را به دولتهای متمرکز در دمشق و بغداد منتقل کرده و ثبات را باارزشتر از همکاری با متحدان بدون دولت میداند. اقلیم کردستان عراق با پایان کمکهای امنیتی آمریکا و از دست دادن حقوق صادرات مستقل نفت مواجه است. کردهای سوریه کنترل سرزمینی را برای امتیازات فرهنگی و موقعیتهای مشاورهای معامله کردهاند. این بازگشت بخشی ناشی از تکهتکه شدن سیاسی کردهاست، اما عمدتاً از یک قمار غربی ناشی میشود که دولتهای اسلامی متمرکز و همراستا با ایران را بهتر از متحدان سابق برای ثبات میداند.
تسریع بازگشت کردها با سقوط SDF
انحلال نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) در ۲۵ اوت و انحلال اداره خودمختار کردها در شمال شرق سوریه، آخرین مورد در یک سری شکستها برای سرنوشت سیاسی کردها در منطقه در طی نیمدهه گذشته است.
ده سال پیش، نیروهای کرد به نقطه اوج بیسابقهای رسیده بودند. منطقهای پیوسته از کنترل دوفاکتو کردها از مرز عراق و ایران در شرق تا عفرین در سوریه در غرب، تنها ۶۵ کیلومتر از سواحل مدیترانه فاصله داشت. این منطقه کنترل بین سه جنبش سیاسی رقیب و در حال نزاع پانکردی تقسیم شده بود: حزب کارگران کردستان (PKK) از طریق نمایندگیاش در سوریه؛ حزب دموکرات کردستان (KDP) به رهبری خانواده بارزانی در بخش غربی اقلیم کردستان (KRG)؛ و اتحادیه میهنی کردستان (PUK) به رهبری طالبانها در بخش شرقی اقلیم کردستان عراق.
اما در حالی که از نظر سیاسی تقسیم شده بودند، مقامات ایجاد شده توسط این سازمانها بر منابع نفتی، زمینهای کشاورزی غنی و منابع آب حیاتی در یک فضای پیوسته نظارت داشتند.

چرا ثروتهای کردی افزایش یافت و سپس کاهش یافت
افزایش ثروتهای کردی در این منطقه ناشی از چندین عامل بود: مهمترین آن، کاهش یا فروپاشی قدرت مرکزی دولت در بخشهای وسیعی از سوریه و عراق بود. در واقعیت هابزی که به وجود آمد، شبهنظامیانی که بر اساس هویت قومی، مذهبی یا قبیلهای شکل گرفته بودند، رونق یافتند.
در میان این هرج و مرج، نیروهای کردی به دلیل گرایش سکولار و pro-Western خود، ظرفیت سازماندهی متمرکز و تمایل به مبارزه برای دفاع از مناطق تحت کنترل خود، متمایز شدند. همه اینها به طور مستقیم به کشورهای غربی مربوط میشد که منافعشان با پیشرفت در فضاهای فروپاشیده و تکهتکه شده شبهنظامیان سنی مستقل و قاتل و همچنین مجمعالجزای شبهنظامیان شیعه تحت کنترل ایران تهدید میشد.
شکستطلبان کردی از واحدهای حفاظت از مردم (YPG) عنصر کلیدی پیادهنظام در بازگشت موفقیتآمیز تحت رهبری ایالات متحده از “خلافت” اسلامی در سوریه بودند. در شمال عراق، منطقه خودمختار کردستان عراق (KRG) که مدت طولانیتری تأسیس شده بود، به عنوان دژ ثبات و امنیت عمل کرد.
در نتیجه این تحولات، ثروتهای کردی در حدود سال ۲۰۱۶ به بالاترین نقطه خود رسید. در سالهای بعد، رویدادهای خارجی همراه با مشکلات در حکمرانی و مدیریت کردی به طور قابل توجهی داراییها و موقعیت کردها را کاهش داد.
رفراندوم ۲۰۱۷ فاجعهآمیز بود
به نظر میرسد که رهبری حزب دموکرات کردستان (KDP) در کردستان عراق در سپتامبر ۲۰۱۷ رفراندوم استقلالی را به طور زودهنگام و به طور ناکافی آمادهسازی شده آغاز کرد. این رفراندوم به وضوح خواستههای کردی برای استقلال را تأیید کرد – ۹۲٪ از آرا به نفع جدایی بود.
اما زیرساختهای دیپلماتیک حیاتی و آمادگی نظامی لازم برای حفظ یک درخواست برای حاکمیت انجام نشده بود. نه ایالات متحده و نه هیچ کشور منطقهای حمایت عملی برای تأسیس دولت کردی ارائه نکردند (فقط اسرائیل به طور اصولی حمایت کرد، بدون هیچ وعده عملی).
نیروهای کردی عراق نیز متحد نبودند، به طوری که حزب اتحاد ملی کردستان (PUK) به شدت تقسیم شده و نسبت به تصمیم برای استقلال در آن زمان شک و تردید داشت.
نتیجه: ارتش عراق و شبهنظامیان شیعه مورد حمایت ایران، که بهطور واقعی قدرت را در عراق در دست دارند، یک عملیات نظامی علیه منطقه کردستان آغاز کردند تا استقلال کردها را در نطفه خفه کنند. کردها به دفاع پرداختند و از ویرانی جلوگیری کردند، اما ۴۰ درصد از اراضی خود را از دست دادند، از جمله منطقه حیاتی و نفتخیز کرکوک.
کردستان عراق استقلال نفتی خود را از دست میدهد
در سالهای بعد، کردستان عراق که به شدت آسیب دیده بود، با مشکلات بیشتری در جبهههای سیاسی و بهویژه اقتصادی مواجه شد. در فوریه ۲۰۲۲، دادگاه فدرال عراق توانایی کردستان عراق را برای صادرات مستقل نفت پایان داد و حکم داد که تنها دولت مرکزی در بغداد حق دارد با شرکتهای نفتی برای صادرات قرارداد ببندد. این امر منجر به توقف ۳۰ ماهه صادرات نفت شد و خسارات عظیمی به درآمدهای کردستان عراق و خود عراق وارد کرد.
این مسئله در سپتامبر ۲۰۲۵ از طریق توافقی حل شد. اما این توافق، در حالی که از فاجعه مالی برای کردستان عراق جلوگیری کرد، منجر به کاهش قابل توجهی در خودمختاری شد. طبق مفاد آن، کردستان عراق بهطور رسمی هرگونه ادعای فروش مستقل نفت را کنار گذاشته است. تمام نفت خام تولید شده در میادین منطقه کردستان اکنون بهطور مستقیم به سازمان بازاریابی نفت دولت فدرال عراق (SOMO) تحویل داده میشود.
آمریکا برنامهریزی برای ترک پیشمرگهها را دارد
در یک setback دیگر، ایالات متحده اکنون در حال برنامهریزی برای پایان دادن به کمکهای امنیتی به نیروهای مسلح کردستان عراق، پیشمرگهها است. کردستان عراق از زمان از سرگیری جنگ در فوریه امسال تحت حملات متعددی از سوی ایران قرار گرفته است. اما با پایان رسمی مبارزه با داعش، واشنگتن به وضوح دلیلی برای ادامه تأمین نیازهای متحد سابق خود نمیبیند.
کردستان عراق که از نظر اقتصادی تضعیف شده و اکنون با احتمال ترک شدن توسط نزدیکترین متحد خود مواجه است، با آیندهای نامشخص روبرو است.
آمریکا سرنوشت کردهای سوریه را رقم میزند
در سوریه، در همین حال، تصمیم ایالات متحده برای حمایت از رژیم اسلامی سنی نوظهور در دمشق به طور مؤثری سرنوشت اداره خودمختار کردها را رقم زد. کردهای سوریه تلاش کردند تا خودمختاری به دست آمده خود را به مدت طولانی حفظ کنند. اما یک حمله نظامی سریع در ژانویه – و به گفته منابع، همراه با مشاوره ایالات متحده به بخشهای عربی نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) برای عدم درگیری با نیروهای دولتی – منجر به عقبنشینی سریع باقیماندههای SDF به مناطق اصلی کردها در شمال شرق سوریه شد. این نیرو سپس ملزم به مذاکره برای انحلال خود شد.
توافقی که اکنون با دمشق به پایان رسیده است، نمایانگر افول مؤثر خودمختاری کردها است که در دهه گذشته بر سوریه شرق فرات حاکم بوده است. این توافق به معنای تسلیم کامل حقوق کردها یا بازگشت به وضعیتی که در زمان رژیم اسد وجود داشت، نیست. اما فاصله زیادی با وضعیت ۲۰۱۳-۲۰۲۶ دارد.
زبان کردی در مدارس تدریس خواهد شد. کردهای بدون تابعیت در سوریه تابعیت خواهند گرفت. اما مظلوم عبدی، رهبر de facto کردهای سوریه، از حاکمیت بر ۳۰٪ از سوریه به “مشاور” رئیسجمهور احمد شرا میرود. الهام احمد، رئیس سابق امور خارجه اداره خودمختار، اکنون به عنوان عضو منصوب شده “پارلمان” دستنشانده در دمشق خواهد بود.

عقبنشینی کردها ناشی از قمار غربی است
دلایل عقبنشینی وضعیت کردها در سالهای اخیر متعدد است. بخشی از آن به تقسیمات سیاسی کردها و عدم استفاده از فرصتهای دیپلماتیک در سالهای اوجگیری مربوط میشود.
اما به طور مرکزی، موقعیت کردها به دلیل انتخاب کشورهای غربی که در دوران جنگ داخلی و فروپاشی دولت با کردها متحد شده بودند، به حمایت از دولتهای مرکزی در سوریه و عراق به نفع ثبات کاهش یافته است. در نتیجه، کردها اکنون خود را قابل حذف مییابند.
این موضوع به نوعی قمار از سوی غرب است. به نظر میرسد که این قمار عمدتاً ناشی از ارتباط نزدیک دولت کنونی ایالات متحده با ترکیه و قطر باشد، که با مشاوره دولت بریتانیا که به اسلامگرایان نزدیک است، ترکیب شده است. نتیجه این است که ایالات متحده اکنون از جنبشهای ضد غربی که در سوریه و عراق در قدرت هستند، حمایت میکند.
این جنبشها شامل چارچوب هماهنگی (یک ائتلاف از شبهنظامیان و احزاب شیعه طرفدار ایران) در عراق و رژیم سنیگرای اسلامی حیات تحریر الشام (HTS) در دمشق است. البته، مشاوره به حمایت از نیروهای اینچنینی به شدت مورد سوال است. اما حداقل در حال حاضر، به نظر میرسد واشنگتن بر این تصمیم مصمم است.
در نتیجه، متحدان کرد سابق (که به شدت طرفدار غرب بودند) در حال رها شدن هستند. اگر و زمانی که استراتژی کنونی شکست بخورد، ممکن است نیاز باشد که دوباره به کردها دسترسی پیدا شود. امیدواریم که تا زمانی که این اتفاق بیفتد، آنها وحدت و نهادهای لازم را برای بهرهبرداری کامل از این لحظه توسعه داده باشند.

