همراستایی گروه هفت در مورد ایران و اوکراین، که به عنوان پیروزی در اجلاس جشن گرفته شده است، یک شکنندگی ساختاری را پنهان میکند که رهبران اروپایی با خطر نادیده گرفتن آن مواجهاند. در حالی که توافقنامه چارچوبی در مورد ایران پوشش موقتی فراهم میکند، همراستایی گروه هفت در مورد اوکراین به موضع مذاکرهای ایالات متحده بستگی دارد که اروپا به طور بنیادی به آن بیاعتماد است و استقلال استراتژیک را از یک آرزو به یک ضرورت بقا فوری تبدیل میکند.
همراستایی گروه هفت در مورد ایران دوام را آزمایش میکند
اجلاس گروه هفت (G7) امسال به طور رسمی به کاهش عدم تعادلها در اقتصاد جهانی، به ویژه تهدید اقتصادی ناشی از صادرات یارانهای چین اختصاص یافته بود. در واقع، ژئوپلیتیک—به ویژه جنگها در ایران و اوکراین—بر دستور کار تسلط یافت.
به نظر میرسید که جلسات در Évian-les-Bains، فرانسه، لحظهای نادر از همراستایی فراآتلانتیک را در هر دو جبهه تولید کرده است—هرچند این اجماع بسیار شکنندهتر از آن است که به نظر میرسد. این همراستایی بر اساس یک توافقنامه چارچوبی بنا شده است که اروپاییها به طور خصوصی به آن شک دارند و پنجره مذاکره اوکراین که از هدر رفتن آن توسط ایالات متحده میترسند. اکنون سوال این است که آیا ترکهایی ظاهر خواهد شد یا نه، بلکه اینکه این ترکها چقدر سریع ظاهر خواهند شد.
بدون شک، اعلام توافقنامه چارچوبی بین ایالات متحده و ایران باعث شد بسیاری از اروپاییها با احتیاط نفس راحتی بکشند. تثبیت قیمتهای جهانی انرژی و جلوگیری از تشدید بیشتر خصومتها به شدت در منافع آنهاست. با این حال، انتظارات آنها برای اجرای توافق رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، متوسط است. با توجه به اینکه این توافق به سرعت تولید شد و دوره مذاکره پیش رو کوتاه است، اروپاییها نگران هستند که ممکن است به طور قابل توجهی ضعیفتر از توافق هستهای ایران شود و نتواند سوال مربوط به نمایندگان منطقهای جمهوری اسلامی را حل کند.
از سوی دیگر، توافقنامه چارچوبی تقریباً شکاف جدیای را که بین اروپا و ایالات متحده در مورد مشارکت محدود قاره در جنگ ایران ایجاد شده بود، تحتالشعاع قرار داده است، که منجر به خروج نیروهای آمریکایی از آلمان شده است. این خبر خوبی است پیش از اجلاس ناتو که در اوایل ژوئیه در آنکارا، ترکیه برگزار خواهد شد.
این برای اروپاییها مفید است که یک رئیسجمهور دوستانه در ایالات متحده در کنار خود داشته باشند، بهویژه از آنجا که پنتاگون و دولت ترامپ بهطور کلی از این لحظه نفاق برای فشار به کاهش حضور نظامی متعارف ایالات متحده در اروپا و تواناییهای ایالات متحده که به ناتو اختصاص دارد، استفاده کردهاند. وزیر امور خارجه مارکو روبیو قبلاً “تغییرات قابل توجه” مورد نیاز برای ناتو را اعلام کرده است.
اوکراین آزمایش بیشتری بر همراستایی G7
از جنبه منفی، بازگشت اعلامشده ترامپ به مذاکرات اوکراین، فشار جدیدی برای اروپاییها است. آنها نگرانند که تساهل قبلاً نشان دادهشده ایالات متحده نسبت به روسیه ممکن است دوباره آنچه را که بهعنوان یک لحظه فرصت برای اوکراین میبینند، تضعیف کند. آنها تغییر در روند میدان نبرد به ضرر روسیه و نارضایتی داخلی نسبت به وضعیت اقتصادی کشور را بهعنوان یک فرصت واقعی برای افزایش فشار بر مسکو و وادار کردن آن به آتشبس بدون قید و شرط میبینند.
ایده آنها افزایش فشار تحریمها بر روسیه در حالی است که کانالهای ارتباطی خود را (به رهبری E3—فرانسه، آلمان و بریتانیا) باز کنند تا رئیسجمهور ولادیمیر پوتین را متقاعد کنند که او دست ضعیفتری دارد و باید به مذاکرات جدی فکر کند. به نظر میرسد کشورهای G7 به اجماعی در مورد تحریمهای جدید بر صادرات نفت و گاز روسیه، بهویژه بر ناوگان سایه مسکو، دست یافتهاند.
ایالات متحده همچنین نشان داده است که ممکن است معافیتهایی را که در پاسخ به بحران انرژی جنگ ایران ایجاد کرده بود، که اجازه فروش نفت خام و فرآوردههای نفتی روسی که در دریا بودند، را میداد، تمدید نکند. اما متحدان اروپایی نگرانند که این اجماع ممکن است کوتاهمدت باشد و بازگشت ترامپ، فرستاده او به خاورمیانه استیو ویتکوف و دامادش جارد کشنر به پرونده اوکراین بیشتر آسیب برساند تا منفعت.
همراستایی شکننده G7
متحدان اروپایی و رئیسجمهور اوکراین ولادیمیر زلنسکی در اویوان سخت تلاش کردند تا ترامپ را از باور همیشگیاش که روسیه در هر شرایطی برتری دارد، منصرف کنند و او را متقاعد کنند که این روسیه است، نه اوکراین، که باید امتیازاتی بدهد. اما از آنجا که روسیه یک توافق مطلوب از ایالات متحده را بهترین راه خروج از بنبست کنونی میبیند، اروپا و اوکراین از اینکه رئیسجمهور ممکن است تسلیم شود، نگرانند.
روسیه در حال حاضر اوکراین را با یک کمپین هوایی بیسابقه تحت فشار قرار داده است، اما اوکراین اکنون به اندازهای قوی است که نیازی به پذیرش توافق نامطلوبی که ایالات متحده میانجیگری کرده، ندارد. مهمترین اهرم فشاری که ایالات متحده در اختیار دارد، حمایت اطلاعاتی از اوکراین است که کنگره در تلاش است آن را حفظ کند و همچنین سامانههای پدافند هوایی که به دلیل جنگ ایران، ذخایر مهمات جهانی ایالات متحده کاهش یافته است.
نیاز به استقلال اروپا در همراستایی گروه G7
این موضوع اهمیت بیشتری به اروپاییها میدهد تا رویکرد دوگانهای را دنبال کنند: تلاش برای جلب حمایت ترامپ در عین حال که اطمینان حاصل کنند اروپا و اوکراین میتوانند در صورت نیاز یک موضع مذاکره مستقلتر اتخاذ کنند. برای انجام این کار، اروپاییها باید تولید خود از سامانههای پدافند هوایی را به طرز چشمگیری افزایش دهند و به دنبال توافقهای همکاری تولید با ایالات متحده باشند. زلنسکی در حال حاضر این کار را با درخواست از ایالات متحده برای دریافت مجوزهای تولید موشکهای پاتریوت در اوکراین انجام میدهد. بستن این آسیبپذیری حیاتی به اوکراین این امکان را میدهد که شرایط خود را برای پذیرش توافق تعیین کند.
واقعیت همراستایی گروه G7 برای اروپا
برای اروپاییها، نتیجهگیری از نشست در اویوان این است که همراستایی با واشنگتن ارزش پیگیری دارد—اما نمیتوان به آن تکیه کرد. هرچه اوکراین و خودشان را قویتر کنند، اهمیت کمتری دارد که آیا ترامپ عقبنشینی میکند یا نه.

