مجلس انتقالی سوریه از یک فرآیند تشکیل عمیقاً مورد مناقشه بیرون آمده است، اما آزمون واقعی آن نه در مکانیزمهای انتصابی بلکه در این است که آیا میتواند به یک چک معتبر بر قدرت اجرایی تبدیل شود یا خیر. بدون پیوندهای ارگانیک به حوزههای انتخابیه یا شفافیت رویهای، مجلس سوریه در معرض خطر تبدیل شدن به یک نمای ظاهری نمادین است. مشروعیت این نهاد به توانایی آن در اعمال اقتدار نهادی، نظارت بر حکومت و بازتاب ساختار اجتماعی شکسته سوریه بستگی دارد—نه صرفاً فهرست منصوبان آن. برای اینکه مجلس سوریه از یک فهرست ریاستجمهوری به یک نیروی واقعی قانونگذاری تبدیل شود، اعضای آن باید استقلال، شفافیت و پاسخگویی را فراتر از مأموریت کنونی خود نشان دهند.
فاصله نمایندگی مجلس سوریه
پس از ماهها انتظار، مقامات سوریه اکنون 70 قانونگذار منصوب شده توسط رئیسجمهور احمد الشراعه را به مجلس سوریه اعلام کردهاند و بدین ترتیب فرآیندی که بیش از یک سال پیش آغاز شده بود و منجر به انتخاب غیرمستقیم 137 قانونگذار در اکتبر شد، به پایان رسید. فهرست رئیسجمهور تنوع مجلس را با افزودن زنان بیشتر، گسترش حضور برخی اقلیتهای مذهبی و قومی و جذب بیشتر حرفهایها و تکنوکراتها بهبود میبخشد.
با این حال، این مجلس جدید به شدت به خاطر اینکه نمایندگی کمتری نسبت به کشور مورد نظر خود دارد، مورد انتقاد قرار گرفته است. این اعلامیه قرار بود راه را برای برگزاری مجلس هموار کند. اما جلسه اول آن که برای 7 ژوئیه برنامهریزی شده بود، بدون تاریخ جدیدی به تعویق افتاد. اکنون مجلس سوریه با یک آزمون مرکزی مواجه است: آیا میتواند به یک نهاد عملکردی با اقتدار واقعی تبدیل شود یا اینکه به یک نهاد تأییدکننده دیگر که تحت اختیار اجرایی و عدم قطعیت رویهای شکل گرفته، باقی خواهد ماند؟
بحث فراتر از این رفته است که چه کسی در مجلس نشسته است. اکنون این سوال مطرح است که آیا مجلس انتقالی سوریه میتواند یک فرآیند تشکیل ناقص را به یک نقش نهادی معتبر تبدیل کند یا خیر. مشروعیت آن بستگی به این دارد که آیا میتواند صدای نگرانیهای وسیعتر کشور را به گوش برساند، اقتدار خود را اعمال کند، بر قدرت نظارت کند و با جامعه فراتر از دایرههای تنگی که بسیاری از اعضای آن از طریق آنها انتخاب شدهاند، درگیر شود. تنها در این صورت است که میتواند به ایجاد اعتماد عمومی و حرکت به سمت یک انتقال فراگیرتر بپردازد.
آزمون عملکرد مجلس سوریه
از ابتدا، مقامات انتصابات رئیسجمهور احمد الشراعه را به عنوان یک اقدام اصلاحی معرفی کردند که به شکافهای نمایندگی در انتخاب دو سوم دیگر پارلمان پرداخته و همچنین تکنوکراتهای با تجربه مرتبط را به کار میگرفت. این چارچوب پس از انتقاد از فرآیند انتخاب ۱۳۷ قانونگذار از طریق نهادهای انتخاباتی که تحت کمیتهای منصوب شده توسط الشراعه تشکیل شده بود، به دلیل عدم شفافیت و آسیبپذیری در برابر دستکاریهای سیاسی، بیشتر مورد توجه قرار گرفت.
نگرانیها پس از اعلام نتایج ادامه یافت و ناظران از تخلفات انتخاباتی گزارش دادند و استدلال کردند که پارلمان جدید نتوانسته تنوع قومی و مذهبی سوریه را منعکس کند. نمایندگی زنان نیز به مراتب کمتر از انتظارات بود. در راستای هدف اعلام شده خود، فهرست رئیسجمهور به برخی از این عدم تعادلها پرداخته و ۱۵ زن (برای ایجاد ۲۱ قانونگذار زن) و ۱۵ شخصیت مذهبی را منصوب کرد. بیشتر دیگر منصوبشدگان حرفهای، شخصیتهای انقلابی، رهبران سنتی و اعضای گروههای مسلح بودند.
نمایندگی برخی از گروههای قومی و مذهبی نیز بهبود یافته است. فهرست رئیسجمهور شامل هفت کرد، علوی و مسیحی بود که تعداد مسیحیان را از یک به شش افزایش داد. یک شخصیت دروزی منصوب شد، در حالی که سه کرسی تخصیص یافته به منطقه سویدا در جنوب به دلیل شرایط امنیتی آنجا خالی مانده است زیرا شرایط امنیتی مانع از ایجاد کالجهای انتخاباتی در این استان شده است.

این اضافات مهم هستند، اما تنوع روی کاغذ با نمایندگی در عمل یکسان نیست. شامل کردن شخصیتها بدون رأی مستقیم به طور خودکار به این معنا نیست که آن جوامع احساس نمایندگی میکنند. بسیاری به این بستگی دارد که آن شخصیتها چه کسانی هستند، چگونه درک میشوند و آیا ارتباط معناداری با جوامع یا نواحی که قرار است نمایندگی کنند دارند یا خیر.
در برخی موارد، شکافهایی وجود دارد. به عنوان مثال، هیچیک از هفت قانونگذار کرد به نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) در شمالشرق مرتبط نیستند که از این فرآیند تحریم کرده و در فهرست رئیسجمهور نمایندگی نشدهاند. این به معنای بیاهمیتی آن هفت قانونگذار کرد نیست، اما دامنهای که میتوانند به عنوان نماینده بازیگر اصلی سیاسی و نظامی کرد که بخشهای کلیدی شمالشرق سوریه را کنترل میکند، دیده شوند، محدود میکند.
مشکل مشابهی در سویدا وجود دارد. شخصیت دروزی منصوب شده توسط رئیسجمهور، لایث البلوط، از سوی بسیاری از دروزیهای سویدا به عنوان طرفدار دولت دیده میشود، نه به عنوان نماینده جامعه خود. در زمانی که کرسیهای خود سویدا خالی ماندهاند، چنین انتصابات ممکن است کمکی به پل زدن فاصله بین مرکز و جوامعی که از قبل احساس بیگانگی سیاسی میکنند، نکند.
این مشکل تنها قومی یا مذهبی نیست؛ بلکه جغرافیایی و سیاسی نیز هست. تحلیلگران استدلال میکنند که بسیاری از افرادی که انتخاب یا منصوب شدهاند، در طول جنگ از جوامع خود آواره شدهاند، بنابراین ممکن است ارتباطات قوی با افرادی که در حال حاضر در نواحیای که قرار است نمایندگی کنند، نداشته باشند. حتی شخصیتهای وابسته به جنبشهای سیاسی، نهادهای مخالف یا احزاب شناخته شده به عنوان افراد شامل شدند، نه به عنوان نمایندگان آن حوزهها. این امر توانایی پارلمان را در بازتاب جریانهای سیاسی سازمانیافته تضعیف کرده و نمایندگی را به پروفایل شخصی به جای مأموریت جمعی کاهش میدهد.
شفافیت و پارلمان سوریه
در این محیط، نمایندگان پارلمان باید پس از واقعیت مشروعیت بسازند. عملکرد، دیده شدن و تعامل آنها با عموم تعیین خواهد کرد که آیا ارتباطات آنها با حوزههای انتخابیهشان در طول زمان تقویت یا تضعیف میشود. توانایی آنها برای ایفای این نقش تا حدی به منابعی که دارند بستگی خواهد داشت. چندین نفر بدبین هستند و اشاره میکنند که دولت برنامهای برای پرداخت هزینه استخدام کارکنان پشتیبانی برای نمایندگان مجلس یا ارائه دفاتری که بتوانند از آنها کار کنند، ندارد.
این سوالی از امتیاز یا اعتبار نیست؛ دفاتر و کارکنان پارلمانی ابزارهای اساسی کار قانونگذاری هستند. انتظار میرود نمایندگان مجلس صدها قانون را بررسی کنند، پیشنهادات پیچیده حقوقی و سیاسی را ارزیابی کنند، به اجرای قانون نظارت کنند و به نگرانیهای شهروندان پاسخ دهند، اغلب بدون تجربه قانونی یا قانونگذاری. آنها به کمک نیاز دارند تا پیشنویس قوانین را درک کنند، خطرات را شناسایی کنند و سوالات درست را بپرسند.
بدون کارکنان، دفاتر یا کمکهای فنی، پارلمان در معرض خطر وابستگی به قوه مجریه یا شبکههای غیررسمی برای اطلاعات و مشاوره قرار میگیرد. این امر از ابتدا استقلال آن را تضعیف خواهد کرد. همچنین باعث میشود که نمایندگان مجلس نتوانند ارتباطات خود را با حوزههای انتخابیهشان بسازند، نیازهای محلی را درک کنند و نشان دهند که بیشتر از نامهایی در یک فهرست رسمی هستند.
اگرچه برخی از نمایندگان ممکن است بتوانند با استفاده از منابع خود، کارکنان استخدام کنند یا دفاتری اجاره کنند، بسیاری از آنها قادر به این کار نخواهند بود. این موضوع خطر نابرابری را در داخل پارلمان به همراه دارد، جایی که اعضای ثروتمندتر یا بهتر متصل شده، قادر به عمل مؤثرتر هستند در حالی که دیگران در انجام حتی مسئولیتهای پایهای با مشکل مواجه میشوند. در یک زمینه انتقالی، جایی که مشروعیت شکننده است و نهادها هنوز در حال بازسازی هستند، چنین نابرابریهایی میتواند عواقب جدی به همراه داشته باشد.

به تعویق افتادن اولین جلسه پارلمانی بدون توضیح واضح یا تاریخ جایگزین، نشاندهنده این است که شفافیت یک چالش عمده دیگر است. برای اینکه مجلس جدید مشروعیت پیدا کند، سوریها باید نه تنها بدانند اعضای آن چه کسانی هستند، بلکه باید بدانند که آنها چه مباحثی را مطرح میکنند، چگونه رأیگیری میکنند و مواضع آنها چیست.
دسترسی عمومی به جلسات پارلمانی بسیار حیاتی خواهد بود. جلسات باید پخش شوند و دستور کارها باید از قبل منتشر شوند. سوابق رأیگیری باید مستند شده و به صورت عمومی در دسترس قرار گیرد. شهروندان باید بتوانند ببینند کدام نمایندگان فعال هستند، کدام مواضع را دفاع میکنند و آیا آنها منافع عمومی را پیش میبرند یا صرفاً تصمیمات اتخاذ شده در جاهای دیگر را تأیید میکنند.
این قوانین باید در اساسنامه داخلی پارلمان گنجانده شوند. اگر این نهاد قرار است بیشتر از یک نمای ظاهری انتقالی باشد، باید رویههایی را ایجاد کند که از شفافیت، بحث و پاسخگویی حمایت کند. بنابراین، نحوه نوشتن قوانین خود، آزمون اولیهای از جدیت آن خواهد بود.
استقلال پارلمان سوریه
آزمون کلیدی دیگر این خواهد بود که آیا نمایندگان میتوانند فراتر از محلهها و شبکههای شخصی خود سازماندهی کنند یا خیر. هیأت تحریر الشام (HTS)، حزب الشعار، ممکن است در پارلمان اکثریت عددی نداشته باشد، اما به نظر میرسد تنها نیرویی است که انسجام، ارتباطات و ظرفیت سازمانی لازم برای عمل به عنوان یک بلوک بزرگ را دارد. این میتواند آن را به بلوک پیشرو de facto در داخل مجلس جدید تبدیل کند.
اگر سایر نمایندگان فقط به عنوان افراد عمل کنند، پارلمان در عمل مؤثر یا مستقل با مشکل مواجه خواهد شد. توانایی آن در شکلدهی به قوانین و نظارت بر اقدامات دولت بستگی به این دارد که آیا اعضا میتوانند ائتلافهایی در مرزهای جغرافیایی و ایدئولوژیک ایجاد کنند یا خیر. این موضوع در مسائلی که نیاز به فشار جمعی دارند، از جمله جلسات عمومی، اصلاحات در پیشنویس قوانین و درخواستهای شفافیت، اهمیت خواهد داشت.

ایجاد ائتلاف نیز برای هر تلاشی به منظور تقویت قدرتهای رسمی پارلمان اهمیت خواهد داشت. در حال حاضر، توانایی آن برای پاسخگویی به دولت محدود است. فراتر از پرسش از وزرا، پارلمان باید به طور جمعی کار کند اگر بخواهد برای تغییرات در اعلامیه قانون اساسی یا قوانین داخلی که قدرت نظارتی آن را گسترش میدهد، فشار بیاورد.
این شامل توانایی برگزاری جلسات معنادار، تحقیق در مورد سوءاستفادهها و نظارت نه تنها بر وزرا بلکه بر مقامات نیز میشود. چنین قدرتهایی به آسانی اعطا نخواهند شد. آنها باید خواسته شوند، مذاکره شوند و نهادینه شوند. این نیاز به نمایندگانی دارد که نقش خود را نه تنها به عنوان قانونگذاران، بلکه به عنوان نگهبانان یک انتقال شکننده درک کنند.
تقویت مشروعیت پارلمان سوریه
پارلمان سوریه از یک فرآیند ناقص متولد شده است، اما اکنون یکی از معدود نهادهای نوظهور است که از طریق آن نگرانیهای عمومی، اصلاحات قانونی و پاسخگویی اجرایی میتواند شکل بگیرد. اعضای آن باید مشروعیت خود را با درگیر کردن شهروندان، تأکید بر استقلال، نظارت بر قدرت و تولید قوانینی که نیازها و منافع یک کشور شکسته را منعکس کند، به دست آورند.
اگر آنها در این امر ناکام بمانند، پارلمان با خطر عمیقتر شدن بدبینی و تقویت تکهتکه شدن سیاسی سوریه مواجه خواهد شد. اگر آنها حتی به طور ناقص موفق شوند، میتوانند به ایجاد پایههای یک آینده سیاسی فراگیرتر و پاسخگو کمک کنند. برای انتقال سوریه، این تفاوت تعیینکننده خواهد بود.

