ناوبری در یک چشمانداز ژئوپولیتیکی بسیار ناپایدار نیازمند دیپلماسی پیچیدهای است و تحرکات دیپلماتیک اخیر اسلامآباد نشان میدهد که چگونه یک میانجی منطقهای میتواند بر ثبات جهانی تأثیر بگذارد. با تکیه بر استراتژی خود در میانجیگری فعال، این کشور بهطور فعال از موقعیت منحصر به فرد خود برای تسهیل گفتوگو بین قدرتهای متخاصم بهرهبرداری کرده است. این رویکرد مبتنی بر محاسبات بهطور مستقیم به نیاز فوری برای یک پیشرفت در روابط آمریکا و ایران پاسخ میدهد و بهعنوان یک حائل حیاتی در برابر تشدید تنشهای منطقهای عمل میکند. در حالی که تنشهای مرزی تهدیدی برای کریدورهای انرژی و امنیت داخلی به شمار میرود، پیگیری این پیشرفت در روابط آمریکا و ایران همچنان سنگ بنای برنامه سیاست خارجی معاصر اسلامآباد است.
پیشرفت در روابط آمریکا و ایران دیپلماسی منطقهای شگفتانگیزی را میانجیگری میکند
نقش برجسته اسلامآباد در کمک به میانجیگری بین آمریکا و ایران بسیاری از ناظران را شگفتزده کرد. پاکستان ممکن است بهعنوان یک نامزد غیرمحتمل برای نقش صلحسازی به نظر برسد، با توجه به تاریخچه درگیری آن با هند در مرز شرقی و رویارویی کنونی با افغانستان در جناح غربی. اما این کشور همچنین مرز طولانی و نفوذپذیری با ایران دارد و مشارکت فعال آن در تلاشها برای پایان دادن به جنگ، هم نگرانیهای آن را در مورد پتانسیل سرریز و هم جایگاه آن بهعنوان میانجی برای تمام طرفهای اصلی درگیر در این مناقشه را منعکس میکند. گسترش جنگ به بخشهای وسیعی از خاورمیانه منافع دیپلماتیک و اقتصادی مهم پاکستان را تهدید میکند و تنشهای داخلی را تشدید کرده است.
اما اسلامآباد همچنین خود را در موقعیتی ممتاز یافته است، بهعنوان یکی از معدود پایتختهای جهان که روابط نزدیکی با دولت ترامپ دارد، توانایی برقراری ارتباط با رهبران ارشد ایرانی و حمایت چین، شریک استراتژیک دیرینه پاکستان، که بهطور یکسان نگران پیامدهای منفی درگیریهای طولانیمدت در خاورمیانه است. رابطه ویژه چین با ایران، روابط نزدیک اسلامآباد با پکن را بهطور بیشتری ارزشمند میسازد.
جنگ خاورمیانه چندین چالش مرتبط برای پاکستان ایجاد کرده است. خطرات امنیتی در داخل کشور در حال افزایش است، از جمله ناآرامی در میان جمعیت شیعه و افزایش فعالیتهای مسلحانه بلوچ در امتداد مرز ایران. علاوه بر این، شوک قیمت سوخت و اختلالات زنجیره تأمین ناشی از بسته شدن تنگه هرمز، بهبودی شکننده اقتصادی کشور را به خطر میاندازد.
این درگیری همچنین تلاشهای اسلامآباد برای حفظ مهمترین و دیپلماتیکترین ارتباطاتش را پیچیده کرده است، چه رابطه کاریاش با تهران که همیشه دوستانه نبوده و چه پیوندهای تازه ترمیمشدهاش با واشنگتن، که یک شریک استراتژیک و دیپلماتیک حیاتی است. حفظ پیوندهای دیرینه با متحدان عرب خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی – که منبع اصلی کمکهای اقتصادی، حوالهها و تأمین سوخت است و همچنین تنها کشوری است که اسلامآباد با آن یک پیمان دفاعی رسمی دارد – نیز همچنان اولویت پاکستان باقی مانده است.

ناوبری در افقهای پیچیده برای یک پیشرفت میان ایالات متحده و ایران
با اعلام بیطرفی، اسلامآباد در اوایل مارس و با شعلهور شدن جنگ در خاورمیانه به اقدام پرداخت. با بهرهگیری از ارتباطاتش با تهران و واشنگتن و همکاری با شرکای منطقهای از جمله مصر، عربستان سعودی و ترکیه، اسلامآباد تلاش کرد تا تنشها را بین طرفهای درگیر کاهش دهد. ابزار اصلی آن برای انجام این کار دیپلماسی خاموش بود که هدف آن حمایت از ارتباطات بین ایالات متحده و ایران بود.
پاکستان بهطور مستقیم میانجیگری آتشبس ۸ آوریل بین واشنگتن و تهران را انجام داد که با مذاکرات ۱۱-۱۲ آوریل در اسلامآباد دنبال شد – بالاترین سطح مذاکرات بین دو طرف از زمان انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹. با ادامه مذاکرات بهصورت ناپیوسته از آن زمان، اسلامآباد همچنان بر حفظ دو دشمن در میز مذاکره متمرکز است، بهویژه در زمانهای افزایش تنش.
بهدست گرفتن نقش میانجی برای اسلامآباد بدون خطر نیست، عمدتاً اینکه ممکن است با اعلام بیطرفیاش، شرکای خلیج فارس را بیگانه کند یا اینکه از طریق پیمانش با ریاض، به خود جنگ کشیده شود. اما برای پاکستان، بدترین سناریو، تجدید خصومتها خواهد بود. بنابراین، این کشور تصمیم گرفته است که به تلاشهای میانجیگری خود ادامه دهد و هدفش حفظ آتشبس و باز نگهداشتن کانالهای دیپلماتیک است.
مدیریت شکستها و اصطکاکهای ژئوپلیتیکی داخلی بدون پیشرفت میان ایالات متحده و ایران
شکافهای داخلی از زمان آغاز جنگ، اسلامآباد با احتیاط سعی کرده است تا موضع بیطرفی را حفظ کند تا به تلاشهای میانجیگریاش اعتبار بخشد. این موضع همچنین بهعنوان یک سپر عمل میکند، حداقل در حال حاضر، در برابر گرفتار شدن در درگیری که میتواند امنیت داخلی را تضعیف کند. پاکستان خانه دومین جامعه بزرگ شیعه در جهان است که تقریباً ۲۰ درصد از جمعیت ۲۴۰ میلیون نفریاش را تشکیل میدهد.
از آنجا که شیعیان پاکستانی به روحانیون ایرانی برای راهنمایی ایدئولوژیک و حمایت سیاسی نگاه میکنند، تحولات آن سوی مرز بر احساسات جمعی تأثیر میگذارد. شیعیان پاکستانی از حملات ۲۸ فوریه ایالات متحده و اسرائیل به ایران خشمگین شدند – و بهویژه از ترور علی خامنهای، دومین رهبر عالیرتبه جمهوری اسلامی که به خاطر اعتبار مذهبیاش مورد احترام آنان بود. روز بعد، اعتراضات خشونتآمیز ضدآمریکایی در سرتاسر کشور بهویژه در شهرهایی با جمعیت شیعه زیاد، مانند کراچی، و مناطق شیعهنشین، مانند گلگت-بلتستان در کشمیر تحت اداره پاکستان، آغاز شد.
در کراچی، معترضان شیعه تلاش کردند به کنسولگری ایالات متحده حمله کنند و با نیروهای انتظامی پاکستان و تفنگداران دریایی ایالات متحده که از ساختمان محافظت میکردند، درگیر شدند. شیعیان در اسلامآباد – که دارای تعداد زیادی مسجد شیعه (امامبارگاه) است – سعی کردند به منطقه امنیتی بالای پایتخت، جایی که سفارت ایالات متحده واقع شده است، نفوذ کنند. شورشیان در مرکز شهرستان گلگت، اسکردو، به پلیس حمله کردند و ساختمانهای دولتی را به آتش کشیدند که باعث شد مقامات ارتش را به منطقه اعزام کنند.
در درگیریها چندین معترض کشته شدند: یازده نفر در کراچی، سه نفر در اسلامآباد و حداقل سیزده نفر در گلگت، در حالی که بیش از صد نفر زخمی شدند. سرکوب پلیس به زودی به این ناآرامیها پایان داد، اما تنشها همچنان بالا بود زیرا کشتار رهبران عالیرتبه ایرانی ادامه داشت و شمار کشتهشدگان غیرنظامی ایرانی افزایش مییافت. مشارکت و تمجید تهران از تلاشهای میانجیگری پاکستان از آن زمان به کاهش خشم شیعه کمک کرده است.
نگرانیهای پاکستان در مورد پیامدهای داخلی جنگ محدود به واکنش شیعه نیست. مرز غربی پرتنش این کشور با ایران، جایی که شورشیان بلوچ پاکستانی و ایرانی بهطور خشونتآمیز بر سر کنترل دولت در هر دو کشور رقابت میکنند، هنوز از آرامش دور است. روابط دوجانبه اغلب تحت تأثیر اتهامات تهران مبنی بر اینکه شبهنظامیان بلوچ ایرانی در پاکستان پناه گرفتهاند، تحت فشار قرار گرفته است.
به عنوان مثال، در ژانویه ۲۰۲۴، تهران روابط دیپلماتیک خود را با اسلامآباد کاهش داد و پس از حملات برجسته بلوچ ایرانی به نیروهای امنیتی در استان سیستان و بلوچستان ایران، که هممرز با پاکستان است، حملات موشکی و هوایی فرامرزی را آغاز کرد. در حالی که روابط دوجانبه از آن زمان بهبود یافته است، از جمله به دلیل توافقهای مدیریت مرزی، این روابط ممکن است دوباره آزمایش شود اگر جنگ فرصتهای جدیدی برای شبهنظامیان بلوچ فراهم کند تا در آن سوی مرز همکاری کنند. تهدیدات علیه امنیت پاکستان در بلوچستان نیز ممکن است تشدید شود اگر شبهنظامیان بلوچ جسور شده و از تنشها بین اسلامآباد و کابل بهرهبرداری کنند و به دنبال پناهگاههایی در مرزهای این استان با افغانستان باشند.
این به نوبه خود خطر درگیریهای مسلحانه بین پاکستان و افغانستان را افزایش میدهد. در جبهه اقتصادی، پاکستان پس از مسدود شدن تنگه هرمز توسط ایران و حملات به تأسیسات نفت و گاز کشورهای خلیج فارس، آسیب زیادی دیده است.
افزایش قیمتهای جهانی سوخت، ذخایر ناچیز کشوری را که به شدت به نفت و گاز وارداتی وابسته است، تخلیه میکند که بیش از 85 درصد آن از خاورمیانه تأمین میشود. در روزهای اولیه جنگ، دولت به سرعت اقدام به اعمال تدابیر صرفهجویی در سوخت کرد، از جمله معرفی یک هفته کاری چهار روزه. اما با رسیدن هزینههای نفت پاکستان به سطوح غیرقابل تحمل، دولت چارهای جز افزایش قیمت سوخت نداشت که منجر به اعتراضات در چندین شهر در اوایل آوریل شد.
دولت در حمایت از قیمتهای سوخت تردید دارد، زیرا این ممکن است حمایت حیاتی از صندوق بینالمللی پول (IMF) را که پس از اینکه اسلامآباد بهطور ناچیزی از ورشکستگی حاکمیتی در سال 2023 فرار کرد، به آن کمک مالی کرد، از دست بدهد. همچنین میخواهد از تحریفات قیمت سوخت که ممکن است یارانهها به همراه داشته باشند، دور بماند.
برای حفظ تأیید IMF، که نیاز به حفظ سطح ذخایر ارزی در حدود 18 میلیارد دلار دارد، مقامات قیمتهای بالاتر را به شهروندان منتقل کرده و حتی مالیاتها بر سوختهای وارداتی را افزایش دادهاند تا کسری مالی را کنترل کنند. حملات ایران به قطر، بزرگترین صادرکننده گاز مایع پتروشیمی (LPG) در جهان، همچنین پاکستان را از یک منبع انرژی ضروری محروم کرده است که برای بیش از 25 درصد از کل تولید برق و به عنوان سوخت پخت و پز توسط اکثر خانوارهای کشور استفاده میشود.
با کاهش رشد اقتصادی و افزایش تورم، عمدتاً به دلیل افزایش هزینههای سوخت و حمل و نقل مرتبط، نارضایتی داخلی ممکن است به اعتراضات سراسری بیشتری منجر شود. کمبود LPG بهویژه به این معنی است که پاکستانیها در طول گرمترین ماههای سال با قطع برق طولانیمدت و همچنین دشواریهای فزاینده در تأمین سوخت پخت و پز مواجه هستند.
در حال حاضر، ثبات کلان اقتصادی پاکستان در معرض تهدید نیست، همانطور که IMF زمانی که در اوایل مه، یک قسط دیگر به مبلغ 1.3 میلیارد دلار را آزاد کرد، تأیید کرد. اما IMF همچنین نسبت به “محیط خارجی چالشبرانگیز و بسیار نامشخص از زمان آغاز جنگ در خاورمیانه” هشدار داد. بحران اقتصادی ممکن است فوری نباشد، اما مقامات پاکستانی دلایل خوبی برای نگرانی درباره ادامه بحران دارند.
پیشرفت آمریکا-ایران، اتحادهای جهانی را تغییر میدهد
نگهداشتن تعادل دیپلماتیک نگرانیهایی از این دست پاکستان را وادار کرد تا بهطور علنی واکنش نشان دهد زمانی که جنگ در ۲۸ فوریه آغاز شد، و بهطور عمومی خواستار کاهش تنشها و بازگشت به گفتوگو شد، در حالی که دیپلماسی خاموشی را بهطور موازی انجام میداد. با حمایت چین و همکاری با مصر، عربستان سعودی و ترکیه، پاکستان در موقعیتی منحصر به فرد قرار گرفت تا تماسهایی بین تهران و واشنگتن برقرار کند.
روابط دوجانبه با تهران پس از سال ۲۰۲۴ بهطور قابل توجهی بهبود یافته بود، بهطوری که دو طرف توافقهایی برای مقابله با تهدیدات مشترک ناشی از شبهنظامیان بلوچ در امتداد مرز امضا کردند. این بهبود زمانی مشهود بود که ایران بهطور علنی در طول درگیریهای پاکستان با هند در مه ۲۰۲۵ از پاکستان حمایت کرد.
روابط اسلامآباد با واشنگتن نیز تحت دولت کنونی ایالات متحده گرمتر شده است، بهطوری که رئیسجمهور دونالد ترامپ در نخستین سخنرانی خود در دوره دوم به کنگره به نقش پاکستان در همکاریهای ضدتروریسم اشاره کرد. در عوض، پاکستان به نقش کلیدی ایالات متحده در کاهش تنشها با هند در سال ۲۰۲۵ اشاره کرد، از جمله با نامزدی ترامپ برای جایزه صلح نوبل و حمایت پرشور از ابتکار شورای صلح او برای غزه.
این اقدامات به اسلامآباد کمک کرده است تا روابط خود را با واشنگتن تقویت کند، همانطور که سفرهای سطح بالای نخستوزیر شهباز شریف و رئیس ستاد ارتش عاصم منیر به واشنگتن نیز مؤثر بوده است. بهویژه، منیر رابطهای نزدیک با ترامپ و برخی از مشاوران نزدیک او برقرار کرده است. از زمان آغاز جنگ ایالات متحده و ایران، منیر که ترامپ او را “مارشال میدانی مورد علاقهاش” مینامد، از این رابطه برای برقراری ارتباط مستقیم با واشنگتن استفاده کرده است. اسلامآباد همچنین نگران حفظ روابط دیپلماتیک و اقتصادی حیاتی با متحدان کلیدی خاورمیانه، بهویژه عربستان سعودی بود، که در سال ۲۰۲۵ توافق دفاع متقابل را امضا کرد – اولین در تاریخ خود.
این کشور باید در یک عمل متعادلکننده ظریف شرکت میکرد: حتی در حالی که به حملات به ایران، بهویژه ترور خامنهای، اعتراض میکرد، اسلامآباد همچنین تهران را به خاطر شلیک موشکها و پهپادها به عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس سرزنش کرد. بهعنوان مثال، در ۱۱ مارس، پاکستان از قطعنامهای که بهوسیله بحرین و با حمایت شورای همکاری خلیج فارس در شورای امنیت سازمان ملل ارائه شده بود، که حملات ایرانی به کشورهای خلیج را محکوم میکرد، حمایت کرد. اما همچنین یکی از تنها سه کشوری بود که به نفع قطعنامه دیگری که بهوسیله روسیه تهیه شده و به حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران انتقاد میکرد، رأی داد، که خواستار توقف اقدامات نظامی و آغاز مذاکرات بود.
در حالی که درگیری ادامه داشت، واسطههای پاکستانی پیامهایی بین واشنگتن و تهران منتقل کردند و بهطور نزدیک با قاهره و آنکارا هماهنگی کرده و با شرکای کلیدی خلیج فارس، بهویژه ریاض، مشورت کردند. در ۲۴ مارس، یک روز پس از آنکه رئیسجمهور ترامپ از توقف موقت حملات ایالات متحده به اهداف ایرانی خبر داد و به مذاکرات سازنده با ایران اشاره کرد، نخستوزیر شریف پیشنهاد کرد که میزبان مذاکرات مستقیم بین هیئتهای آمریکایی و ایرانی در اسلامآباد باشد.
این سیگنالی بود برای اسلامآباد تا نقش محوری در میانجیگری را بر عهده بگیرد، با تماس با رهبران هر دو پایتخت و انتقال پیشنهادات و ضدپیشنهادات هر دو طرف برای پایان دادن به جنگ. دیپلماسی آنها زمانی به اوج خود رسید که رئیسجمهور ترامپ درباره حملات به زیرساختهای انرژی ایران هشدار داد اگر تهران تا ۶ آوریل محاصره تنگه هرمز را برطرف نکند.
اسلامآباد نگران بود که تهران با تشدید حملات به اهداف خلیج فارس تلافی کند که ممکن است این کشورها، بهویژه عربستان سعودی، از احتیاطی که تا آن زمان به خرج داده بودند، دست بردارند. در شب ۶ آوریل، اسلامآباد چارچوب دو مرحلهای خود را برای پایان دادن به جنگ به اشتراک گذاشت که شامل آتشبس فوری و بازگشایی تنگه هرمز بود و سپس مذاکراتی بین طرفین درباره توافق گستردهتر در مورد ایستایی هستهای و کاهش تحریمها دنبال میشد. به گزارشها، منیر این پیشنهاد را بهطور مستقیم به معاون رئیسجمهور ایالات متحده، جی دی ونس، نماینده ویژه ایالات متحده، استیون ویتکوف و وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، ارائه داد.

میانجیگران استراتژیک پیشرفت در دستیابی به توافق بین ایالات متحده و ایران
مذاکرات میانجیگری در ۸ آوریل، نخستوزیر شریف اعلام کرد که ایران و ایالات متحده به همراه متحدانش به آتشبس فوری دو هفتهای، از جمله در لبنان، توافق کردهاند و هیئتهای آمریکایی و ایرانی را برای مذاکرات به اسلامآباد دعوت کرد. عظمت چالشهایی که در مرحله بعدی پیش رو بود، از قبل مشخص بود. مقامات پاکستانی و ایرانی بر این نکته تأکید کردند که آتشبس شامل لبنان میشود؛ واشنگتن با این موضوع مخالف بود و حملات اسرائیلی به خاک لبنان به نزدیک شدن به مذاکرات پیشنهادی منجر شد. در نهایت، گفتوگوهای ایالات متحده و ایران در ۱۱-۱۲ آوریل در اسلامآباد برگزار شد، با رهبری ونس در هیئت آمریکایی و محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس، در رأس تیم ایرانی.
به طور پیشبینیشده، مذاکرات ماراتنوار که بیش از ۲۱ ساعت به طول انجامید، پیشرفت چندانی در کاهش شکافها در مسائل کلیدی، بهویژه برنامه هستهای ایران و محاصره تنگه هرمز نداشت. اما در حالی که مذاکرات بدون توافق به پایان رسید، حداقل اطمینان حاصل شد که گفتوگوها قطع نشود. پس از پایان مذاکرات، وزیر امور خارجه پاکستان، اسحاق دار، به خبرنگاران گفت که او و منیر به “میانجیگری چندین دور مذاکرات گسترده و سازنده بین دو طرف” کمک کردهاند و آمادگی دولت خود را برای ادامه “تسهیل تعامل و گفتوگو” ابراز کرد و از هر دو طرف خواست تا آتشبس را رعایت کنند.
در حالی که اسلامآباد به تلاشهای خود برای بازگرداندن واشنگتن و تهران به میز مذاکرات ادامه میداد، نخستوزیر شریف به عربستان سعودی، قطر و ترکیه سفر کرد و در همین حال، رئیس ستاد ارتش، منیر، با رئیسجمهور ترامپ صحبت کرد و به ایران پرواز کرد. در همین حال، وزیر امور خارجه دار با تسهیلکنندگان همکار در مصر، عربستان سعودی و ترکیه تماس گرفت و همچنین با چین مشورت کرد. اما برنامه اسلامآباد برای میزبانی دور دوم مذاکرات که بهطور موقت برای ۲۵ آوریل برنامهریزی شده بود، به دلیل اختلافات فزاینده بین تهران و واشنگتن در مورد برنامه هستهای ایران و تنگه هرمز به بنبست رسید.
به آرامش اسلامآباد، ترامپ هنوز هم آتشبس را بهطور نامحدود در ۲۲ آوریل تمدید کرد، یک روز قبل از آنکه این آتشبس منقضی شود. ترامپ گفت که این تصمیم “به درخواست مارشال میدان آسم منیر و نخستوزیر شهباز شریف” اتخاذ شده است تا به تهران زمان بدهد تا “پیشنهاد واحدی” ارائه دهد.
نگران از اینکه آتشبس به هم بخورد، پاکستان بهطور فعال در دیپلماسی پشتپرده مشغول بود و پیشنهاداتی را بین طرفین برای پایان جنگ منتقل میکرد. اما با ادامه بنبست و افزایش نگرانیها از تجدید درگیری، وزیر کشور پاکستان در ۱۷-۱۸ مه به تهران rushed و برای بار دوم در کمتر از یک هفته بازگشت تا امید به احیای مذاکرات را زنده نگه دارد.
در حالی که واسطههای پاکستانی پیشنهادات متقابل ایالات متحده و ایران را منتقل میکردند، رئیس ستاد ارتش، منیر، در ۲۲-۲۳ مه به تهران سفر کرد و برای دستیابی به یک پیشرفت فشار آورد. نخستوزیر پاکستان بار دیگر امیدوار بود که دور جدیدی از مذاکرات صلح بین ایالات متحده و ایران “بسیار زود” در اسلامآباد برگزار شود. به نظر میرسد که تعهد اسلامآباد به مذاکرات و نگرانیها در مورد از سرگیری درگیری مسلحانه تا زمانی که یک توافق جامع منجر به صلح پایدار نشود، کاهش نخواهد یافت.
پیمودن مسیری خطرناک نقش میانجیگری پاکستان اعتبار جهانی آن را افزایش داده و تحسین بینالمللی را جلب کرده است، اما همچنین برای اسلامآباد خطراتی در پی دارد که پروفایل خود را در خاورمیانه افزایش دهد. اگر جنگ از سر گرفته شود، رقص دیپلماتیکی که به آن اجازه میدهد بین ایالات متحده و ایران رفت و آمد کند، به زودی متوقف خواهد شد.
حتی در صورت عدم وقوع بدترین سناریو، چالشهای دیپلماتیک، امنیتی و اقتصادی به هم پیوسته در حال افزایش هستند. برای اسلامآباد، جلوگیری از حملات ایران به عربستان سعودی بر حفظ روابط با سایر کشورهای خلیج فارس اولویت یافته است. سفرهای سطح بالا به ریاض، از جمله سفرهای شریف و منیر، با هدف اطمینان بخشی به سعودیها درباره حمایت پاکستان انجام شده است. اما به نظر میرسد موضع پاکستان باعث بیاعتمادی امارات متحده عربی، رقیب برجسته منطقهای عربستان سعودی و هدف اصلی حملات ایران شده است.
جنجالها، از جمله انتقادات ناشی از گزارشی از رسانههای آمریکایی که ادعا میکند پاکستان به هواپیماهای نظامی ایران اجازه داده تا در فرودگاههای خود پارک کنند تا از حملات آمریکا در امان بمانند، میتواند اوضاع را پیچیدهتر کند. به نظر میرسد ایالات متحده حداقل بهطور عمومی، توضیح پاکستان را که میگوید هر دو هواپیمای ایرانی و آمریکایی پس از آتشبس ۸ آوریل وارد قلمرو این کشور شدند تا حرکت نمایندگان شرکتکننده در دور اول مذاکرات را تسهیل کنند، پذیرفته است و در کشور باقی ماندند “به امید دورهای بعدی تعامل”. اما این موضوع میتواند روابط بین پاکستان و امارات را بیشتر تحت فشار قرار دهد، که به تلاشهای میانجیگری پاکستان بیاعتماد است.
تنشها بین ابوظبی و اسلامآباد از قبل بالا بود و به حمایت پاکستان از عربستان سعودی در سایر درگیریهای منطقهای و رسمی شدن روابط امنیتی آنها در سال ۲۰۲۵ برمیگردد. این شکاف باعث شده است که امارات از پاکستان بخواهد که بهطور فوری وام ۳.۵ میلیارد دلاری را که در سال ۲۰۱۹ اعطا شده بود، بازگرداند. امارات که بیش از ۱.۵ میلیون کارگر پاکستانی را در خود جای داده که ارسالکننده حواله به خانه هستند، همچنین منبع حیاتی ذخایر ارزی خارجی برای اسلامآباد است.
با این حال، روابط نزدیک با عربستان سعودی به نظر میرسد که در برخی جهات نتیجه داده است. ریاض در زمانی که اسلامآباد با چالش بازپرداخت وام امارات تا پایان آوریل مواجه بود، به کمک این کشور آمد. در ۱۰ آوریل، یک روز قبل از مذاکرات آمریکا و ایران، وزیر دارایی عربستان به اسلامآباد سفر کرد و پس از آن دولت او ۳ میلیارد دلار دیگر برای پاکستان وعده داد و تسهیلات ۵ میلیارد دلاری موجود را برای سه سال دیگر تمدید کرد. در همان روز، پاکستان که قبلاً نیروهایی در عربستان سعودی دارد، جنگندهها و هواپیماهای پشتیبانی برای کمک به حفاظت از پادشاهی ارسال کرد.
ورود تازهای از منابع مالی سعودی فشار را بر ذخایر ارزی ضعیف پاکستان در زمانی که تنشهای ژئوپولیتیکی، بهویژه محاصره تنگه هرمز، تهدیدی برای اقتصاد کشور است، کاهش داده است. اما اسلامآباد ممکن است هنوز مجبور شود بهای بالایی برای رابطهاش با ریاض بپردازد اگر درگیر افزایش درگیریها شود. جنگ تمامعیار، که به معنای تشدید حملات ایالات متحده و/یا اسرائیل به ایران خواهد بود، منجر به انتقامجویی ایران، از جمله علیه عربستان سعودی خواهد شد.
اسلامآباد ممکن است به دلیل توافق دفاع متقابل خود با ریاض به این درگیری کشیده شود، که این امر میتواند آن را به هدفی مشروع برای تهران تبدیل کند. چنین سناریویی همچنین پیامدهای داخلی خواهد داشت، زیرا ایستادن در کنار عربستان سعودی در برابر ایران، خشم جمعیت شیعه پاکستان را برمیانگیزد و مرزهای آسیبدیده از شورش با ایران را بیشتر بیثبات میکند. در عین حال، اگر اسلامآباد در میان خصومتهای فعال به بیطرفی روی آورد، هم روابط خود با ریاض را آسیب خواهد زد و هم دوستی خود با واشنگتن را مورد آزمایش قرار خواهد داد. پاکستان همچنین به حمایت حیاتی ایالات متحده در نهادهای مالی بینالمللی مانند صندوق بینالمللی پول وابسته است.
اسلامآباد این خطرات را میداند و محدودیتهای خود را نیز میشناسد. با وجود نقش حیاتیاش در آغاز دور اول مذاکرات و تلاشهایش از آن زمان برای بازگرداندن دو طرف به میز مذاکره، پاکستان از نفوذ دیپلماتیک کافی برای قانع کردن ایالات متحده و ایران به توافق برای پایان جنگ برخوردار نیست. اما به این نتیجه رسیده است که ریسکها به اندازهای بالا هستند که ادامه این تلاش ارزشمند است. با حفظ پنجره دیپلماتیک باز و آتشبس برقرار، اسلامآباد در موقعیت خوبی قرار دارد تا حداقل از بازگشت جنگ تمامعیار که پیامدهای جدی برای امنیت داخلی، منطقهای و جهانی خواهد داشت، جلوگیری کند.

