مانند کوین در تنها در خانه، شهروندان اروپایی وابستگی منفعلانه به ایالات متحده را رها کرده و واقعگرایی جدیدی را پذیرفتهاند. این تنها در خانه احساس، اروپا را وادار به بازنگری در امنیت، انرژی و خودکفایی کرده است. در حالی که امیدوارند آمریکا به آنها بازگردد، اروپاییها اکنون میپذیرند که تنها در خانه به معنای تأمین مالی دفاع خود، رد کردن سوختهای فسیلی روسی و تعیین محدودیتهای واضح برای حمایت از اوکراین است.
واقعگرایی تنها در خانه اعتماد را بازتعریف میکند
مانند کوین کوچک در فیلم کمدی کلاسیک، شهروندان اروپایی به حقیقت ناخوشایندی بیدار شدهاند: آنها تنها در خانه ماندهاند. نه توسط والدین و خواهر و برادرهایشان، بلکه توسط آمریکایی که بسیاری فکر میکردند میتوانند به آن تکیه کنند.
در حالی که مجبور است برای خود دفاع کند، کوین باید واقعگرا باشد و برخی از فرضیات قدیمی را به چالش بکشد. او خانه را تلهگذاری میکند، از خود و خانهاش محافظت میکند و در این فرآیند به خودکفایی میآموزد. اروپاییها نیز در حال تجربه این واقعیت هستند که تنها در خانه بودن، برخی از تابوها و شیوههای تفکر قدیمی را میشکند. آنها آمادهاند تا بیشتر از قبل برای دفاع از خود تلاش کنند، هرچند که امیدوارند ایالات متحده در نهایت به اتحاد فراآتلانتیک بازگردد. آنها امنیت داخلی را در اولویت قرار میدهند و از قرار گرفتن در معرض یک درگیری مستقیم در همسایگی اتحادیه اروپا احتیاط میکنند. مانند کوین، آنها خودکفایی خود را میپذیرند و در برابر وسوسه واردات جدید سوختهای فسیلی روسی مقاومت میکنند، حتی در حالی که قیمتهای انرژی افزایش مییابد.
به عبارت دیگر، مانند شخصیت مکالی کالکین در فیلم، آنها بیشتر “بزرگ شدهاند”. رهبران آنها باید به سرعت با این واقعیت جدید کنار بیایند—این واقعیت هم فضای سیاسی را باز میکند و هم آنها را به اقدام در برابر واقعیتهای سخت لحظه دعوت میکند.
واقعگرایی جدید اروپاییها در سه حوزه قابل توجه خود را نشان میدهد:
نخست، اعتماد اروپاییها به ایالات متحده به پایینترین سطح خود سقوط کرده است. اروپاییها انتظار ندارند که آمریکا تحت رهبری دونالد ترامپ از آنها محافظت کند و نیاز به امنیت خودمختار بیشتری را تشخیص میدهند (حتی اگر با بدهی مشترک تأمین مالی شود). اما آنها فکر میکنند که رابطه احتمالاً پس از ترامپ بهبود خواهد یافت و میخواهند در را برای این امکان باز بگذارند.
دوم، هرچند که آنها به حمایت از اوکراین ادامه میدهند، اروپاییها بر این باورند که گسترش شرقگرای اتحادیه اروپا در شرایط کنونی ایده خوبی نخواهد بود. آنها همچنین reluctant هستند که نیروهای خود را برای حفظ صلح در اوکراین پس از جنگ ارسال کنند.
سوم، اروپاییها درسهای وابستگی به نفت و گاز روسیه را آموختهاند. حتی در حالی که یک بحران انرژی جدید بر استانداردهای زندگی فشار میآورد، آنها در مخالفت با خرید سوختهای فسیلی از روسیه مصمم هستند—با اکثریتهایی در سرتاسر قاره برای اولویت دادن به انرژیهای تجدیدپذیر اروپایی.
اینها نتایج اصلی یک نظرسنجی عمومی بزرگ است که شامل ۱۹,۴۸۱ پاسخدهنده میباشد، که توسط ECFR سفارش داده شده و در مه ۲۰۲۶ در ۱۵ کشور اروپایی: اتریش، بلغارستان، دانمارک، استونی، فرانسه، آلمان، مجارستان، ایتالیا، هلند، لهستان، پرتغال، اسپانیا، سوئد، سوئیس و بریتانیا انجام شده است. این نظرسنجی نشان میدهد که مردم اروپا تغییرات ژئوپلیتیکی سالهای اخیر را درک کرده و به محدودیتهای نهایی قدرت کنونی قاره برای تغییر آنها پی بردهاند، اما همچنین از اقداماتی جسورانه و عملگرایانه حمایت میکنند.
با این حال، در درون این واقعگرایی عمومی، چالشی برای رهبران اروپا وجود دارد: اینکه به حس ممکن بودن رأیدهندگان سازگار شوند و با نزدیک شدن به چندین انتخابات بزرگ اروپایی در سال ۲۰۲۷، از فرصتهای خود استفاده کنند.
معدنگذاری خانه تنها در خانه
در فیلم تنها در خانه، کوین متوجه میشود که خانه بدون دفاع و در معرض تهدید مهاجمان است، اما او هنوز امیدوار است و حتی انتظار دارد که خانوادهاش در نهایت برگردند. نظر عمومی اروپاییها امروز دیدگاهی مشابه دارد.
یک درک نوظهور
نظرسنجی ECFR تأیید میکند که ایمان اروپاییها به ایالات متحده در حال فروپاشی است. تنها ۱۱٪ از پاسخدهندگان اکنون آن را یک متحد میدانند، که از ۱۶٪ در نیم سال پیش و ۲۲٪ در نوامبر ۲۰۲۴ کاهش یافته است. در عین حال، ۲۵٪ به طور کامل آن را به عنوان رقیب یا دشمن میبینند. در اکثر کشورها، این کاهش به طور مداوم ادامه داشته است، به جز لهستان و مجارستان که این پدیده جدیدتر است. در میان کشورهای مورد نظرسنجی، تنها حامیان دو حزب سیاسی راستپوپولیستی—قانون و عدالت (PiS) در لهستان و اصلاحات بریتانیا—به طور عمده آمریکا را به عنوان یک متحد میبینند. ایالات متحده تحت رهبری ترامپ اکنون اعتماد همه جز وفادارترین همپیمانان اروپایی خود را از دست میدهد.
نیمی از مردم اروپا اکنون ایالات متحده را نه به عنوان یک متحد، بلکه به عنوان یک “شریک ضروری” میبینند. تعداد فزایندهای، بهویژه در دانمارک، فرانسه، اسپانیا و سوئیس، آن را به عنوان رقیب یا حتی دشمن مینگرند. این نگرش در میان رأیدهندگان برخی از احزاب پیشرو غربی اروپا، مانند سوسیالیستهای اسپانیا (PSOE)، بارز است. اما هنوز هم در سطح قاره به اکثریت نرسیده است. موضع سرسخت پدرو سانچز در برابر ترامپ هنوز (تا کنون) بازتابدهنده نظر متوسط اروپاییها نیست.
این تغییر پس از آن رخ میدهد که ترامپ تهدید به الحاق گرینلند کرد؛ بدون برنامه به ایران حمله کرد و سپس از اروپاییها خواست تا مشکلات ناشی از آن را حل کنند؛ کییف را تحت فشار قرار داد بدون اینکه صلحی بین اوکراین و روسیه ارائه دهد؛ و تعهدات ایالات متحده به ناتو را نادیده گرفت و اعلام کرد که برخی از نیروهای آمریکایی از اروپا خارج خواهند شد.
پس تعجبی نیست که اکثریت در هر کشور اروپایی که نظرسنجی شدهاند، فکر میکنند که ایالات متحده از آنها حمایت نخواهد کرد اگر تحت حمله قرار گیرند—در حالی که به همسایگان اروپایی خود اعتماد دارند که این کار را انجام دهند. بار دیگر، احزاب PiS و Reform از جمله احزابی هستند که حامیان آنها هنوز به ایالات متحده ایمان دارند، و پس از آن حامیان برادران ایتالیا (FdI) به رهبری جورجیا ملونی هستند که در این مورد به دو دسته تقسیم شدهاند.
در همین حال، اکثریت در تقریباً هر کشور نظرسنجی شده به جز بلغارستان میگویند که به “حداقل برخی از کشورهای اروپایی” اطمینان دارند که در صورت حمله به کشورشان به کمک آنها خواهند آمد. جالب اینجاست که این خوشبینی همسایگی فراتر از مظنونین معمول یوروفیل گسترش مییابد؛ حتی حامیان جبهه ملی (RN) در فرانسه، برادران ایتالیا به رهبری جورجیا ملونی، حزب آزادی در هلند و دموکراتهای سوئدی به هموطنان اروپایی خود امید دارند.
با این حال، بیاعتمادی گسترده اروپاییها به ایالات متحده به حمایت اکثریت برای جایگزینی ناتو با یک سازمان دفاعی فقط اروپایی تبدیل نمیشود. تنها ۲۹٪ از پاسخدهندگان فکر میکنند که این ایده خوبی خواهد بود—و تقریباً به همان تعداد (۲۸٪) با آن مخالفند. بیشتر مردم در این مورد نظر قاطعی ندارند، که به این معنی است که توازن هنوز میتواند به یک سمت یا سمت دیگر متمایل شود اگر این موضوع در نهایت به موضوعی داغ تبدیل شود.
دفاع خانگی برای تنها در خانه
یک خانه آسیبپذیر به دفاعهای خوبی نیاز دارد. اروپاییها بهطور کلی این موضوع را درک میکنند. آنها معمولاً از افزایش هزینههای دفاعی، یک بازدارنده هستهای مستقل اروپایی و رویکردی بیشتر به سمت “خرید اروپایی” در تأمین دفاع حمایت میکنند (هرچند که آلمانیها و ایتالیاییها در این مورد بهطور دقیق متعادل هستند). ایتالیاییها در میان شهروندان کشورهای بزرگ اروپایی بهخاطر مخالفت با چندین مورد از این مواضع، بهویژه افزایش هزینهها، متمایز هستند. بیشتر اروپاییها همچنین میخواهند وابستگی امنیتی خود به ایالات متحده را کاهش دهند. تنها در لهستان است که بیشتر رأیدهندگان این را ایده خوبی میدانند که سلاحهای بیشتری از آمریکا خریداری کنند.
اروپاییها همچنین آمادهاند تا دیدگاههای خود را در مورد چگونگی تأمین مالی خودمختاری امنیتی بیشتر خود بازنگری کنند، حتی اگر این به معنای پذیرش بدهی مشترک برای تأمین مالی سرمایهگذاریها باشد. بهطور پیشبینیپذیر، حامیان احزاب راست افراطی معمولاً با این موضع مخالف هستند یا در این مورد تقسیم شدهاند. اما بیشتر رأیدهندگان دیگر از آن حمایت میکنند، از جمله در برخی کشورها که بهطور سنتی نسبت به ادغام مالی اروپایی شکاک هستند. وقتی از آنها پرسیده میشود که آیا از پیوستن به سایر کشورهای اروپایی برای پذیرش بدهی مشترک برای هزینههای دفاعی حمایت میکنند، حتی رأیدهندگان احزاب حاکم در اتریش، دانمارک، آلمان، هلند و سوئد نیز عمدتاً موافق هستند.
بدون شک، وقتی مجبور به انتخاب بین دفاع و سایر نیازهای هزینه عمومی میشوند، اروپاییها بیشتر دچار تردید هستند. اکثریت مخالف انتخاب دفاع هستند؛ از جمله اکثریتها در آلمان، ایتالیا و اسپانیا. اما این تبادل برای بیشتر مردم در استونی، فرانسه، هلند، لهستان، پرتغال و بریتانیا قابل قبول خواهد بود.
در کل، جهتگیری واضح است. بین آخرین نظرسنجی ECFR در نوامبر ۲۰۲۵ و این نظرسنجی جدید در مه ۲۰۲۶، افکار عمومی در بیشتر کشورها (بهویژه در اسپانیا) به نفع افزایش هزینههای دفاعی تغییر کرده است. در برخی مکانها همچنین تمایل جدیدی به یک بازدارنده هستهای اروپایی وجود دارد؛ با این حال دانمارکیها و ایتالیاییها به این ایده نزدیکتر شدهاند و بریتانیاییها که قبلاً بهطور قاطع با اشتراکگذاری زرادخانه هستهای خود مخالف بودند، اکنون در این موضوع بهطور مساوی تقسیم شدهاند.
امید به بازگشت به خانه تنها
کوین ممکن است در خانه تنها باشد (در ابتدا خوشحال از این موضوع)، اما او در نهایت امیدوار است که خانوادهاش برگردند.
این موضوع نگرش اروپایی را منعکس میکند: شهروندان میدانند که باید برای امنیت خود بیشتر تلاش کنند، اما هنوز هم انتظار دارند که روابط عادی فراآتلانتیکی پس از ترامپ بازگردد. بیشتر آنها بر این باورند که رابطه فراآتلانتیکی “احتمالاً بهتر خواهد شد” زمانی که ریاستجمهوری ترامپ به پایان برسد. در این زمینه، از یک سال پیش که ECFR همان سوال را مطرح کرد، تغییر چندانی مشاهده نشده است. بهویژه، حتی حامیان حزب حاکم PSOE اسپانیا که مخالفت آنها با سیاستهای ترامپی دیپلماسی اسپانیا را در ماههای اخیر متمایز کرده است، عمدتاً (۶۸٪) فکر میکنند که روابط فراآتلانتیکی بهبود خواهد یافت.
تنها نماندن در خانه
اروپاییها به حمایت از اوکراین در دفاع از خود در برابر روسیه ادامه میدهند: اکثریت در بیشتر کشورها اوکراین را یا به عنوان یک متحد یا یک شریک ضروری میبینند که اروپاییها باید به طور استراتژیک با آن همکاری کنند. در این زمینه، برداشتها از این کشور تقریباً در همه جا (به جز لهستان و مجارستان که هر دو روابط دوجانبه پرچالشی با کییف دارند) مثبتتر از برداشتها از آمریکا است.
با این حال، برای شهروندان اروپایی، این دیدگاه مثبت به معنای تعهد نظامی به اوکراین نیست. موضع غالب آنها مخالفت با ارسال نیرو به آنجا پس از هر صلح است. این دیدگاه در آلمان، فرانسه و لهستان، سه قدرت کلیدی دفاعی اتحادیه اروپا، مورد حمایت اکثریت قرار دارد.
حتی مهمتر از آن، امروز هیچ اجماع عمومی برای ورود اوکراین به اتحادیه اروپا “در شرایط کنونی” وجود ندارد، از جمله در میان نزدیکترین همسایگان جغرافیایی اوکراین. این به معنای رد گسترش بهطور کلی نیست—زیرا دیدگاهها نسبت به گسترش به سمت غرب اتحادیه اروپا (برای مثال، با بازگشت بریتانیا) بسیار همدلانهتر است.
در عین حال، گسترش به سمت شرق در اتریش، بلغارستان و مجارستان با مخالفت شدید مواجه است. نظرها در استونی، فرانسه، آلمان و لهستان بهطور دقیقتری متعادل است. به طرز شگفتانگیزی، در هلند که معمولاً نسبت به گسترش بدبین است، عموم مردم (بهطور جزئی) به حمایت از گسترش به سمت شرق اتحادیه اروپا تمایل دارند.
با این حال، در تمام کشورها بسیاری از رأیدهندگان به سادگی از تعیین موضع قاطع در این موضوع خودداری میکنند. در اینجا فضایی برای تغییر نظرات وجود دارد—در یک جهت یا جهت دیگر.
بهطور کلی، این موضوع محدودیتهای دو چارچوب اصلی را نشان میدهد که رهبران اروپایی در حال حاضر به اوکراین نگاه میکنند: چارچوب گسترش و چارچوب یک مأموریت احتمالی صلحkeeping پس از جنگ. هر دو در حال حاضر از حمایت عمومی گستردهای در سراسر اروپا برخوردار نیستند.
نگرانکننده است که پوپولیستهای اروپایی به طور قاطعتری دیدگاههای ضد اوکراینی را مطرح میکنند. ویکتور اوربان تمرکز کمپین انتخاباتی ناموفق خود برای باقی ماندن به عنوان نخستوزیر مجارستان را بر این موضوع قرار داد. در همین حال، نظرسنجیهای ECFR نشان میدهد که رأیدهندگان حزب آزادی راست افراطی در اتریش (FPÖ)، AfD در آلمان، دو حزب راست افراطی در لهستان و حزب حاکم و پوپولیست پیشرفته بلغارستان همگی اوکراین را عمدتاً به عنوان یک “رقیب” یا “دشمن” میبینند.
بنابراین، اوضاع ممکن است همچنان بدتر شود. و این احساسات ممکن است در طول کمپینهای انتخاباتی بیشتر تسلیح شوند؛ بهویژه اگر با حس “جنگی دائمی” در اوکراین، نگرانیها درباره پیوستن اوکراین به اتحادیه اروپا، یا ارتباط خیالی بین آن جنگ و نگرانیهای فزاینده مردم درباره هزینههای زندگی همراه شوند.
مگر اینکه با خلاقیت بیشتری به این روندها پرداخته شود، این روندها ممکن است در آینده نزدیک برای شراکت دوجانبه اتحادیه اروپا و اوکراین دردسرساز شوند.
اتکا به خود در تنهایی
در نهایت، کوین مجبور بود به خود اتکا کند. و به نظر میرسد اروپاییها این حکمت را در رویکرد خود نه تنها به دفاع، بلکه همچنین به انرژی منعکس میکنند.
این موضوع حساسی است، با جنگ در ایران که قیمتهای نفت و گاز را افزایش میدهد و با آنها تورم را در اروپای به شدت آسیبپذیر به همراه دارد. بنابراین، این واقعیت که نسبتاً تعداد کمی از رأیدهندگان میخواهند به واردات نفت و گاز از روسیه بازگردند، نشاندهنده قارهای است که به تازگی نسبت به وابستگیهای ژئواکونومیک خود آگاه شده است. تنها در بلغارستان، مجارستان و ایتالیا و در میان برخی از رأیدهندگان راست افراطی در جاهای دیگر (از جمله AfD و RN فرانسه)، این بازگشت به مسکو حمایت قوی دارد.
در عوض، اکثریت در سراسر اروپا میخواهند انرژی تولید شده در داخل از منابع تجدیدپذیر و سایر بخشهای انرژی را در اولویت قرار دهند. این دیدگاه در کشورهای مورد بررسی (به جز استونی) و در میان تمایلات سیاسی از جمله بیشتر راست افراطیها (با استثنای نادر AfD و Reform UK) حمایت اکثریت را جلب میکند.
به عبارت دیگر، رهبران اروپایی میتوانند با حمایت قوی از رأیدهندگان خود، به سمت انرژی پاک فشار بیشتری بیاورند و از وسوسه از سرگیری واردات انرژی روسی مقاومت کنند.
چالش برای رهبران اروپا
رهبران اروپایی باید به نکات اصلی این نظرسنجی ECFR توجه کنند. رأیدهندگان دیگر به ایالات متحده اعتماد ندارند و بهطور کلی تلاشهای لازم برای پوشش دادن به شک و تردیدهای موجود درباره تأمین امنیت آمریکایی را میپذیرند. آنها از اوکراین حمایت میکنند، اما حمایت آنها در حال حاضر محدودیتهایی دارد. و آنها انرژی پاک تولید شده در اروپا را به واردات روسی ترجیح میدهند، حتی در زمانی که قیمتها در حال افزایش است.
این یافتهها داستان یک رأیدهنده اروپایی بالغ و واقعنگر را روایت میکند که در چندین جنبه چند قدم جلوتر از رهبران خود است. اما همچنین از رهبران میخواهد که بهروز شوند و خود را وفق دهند.
آنها عمومی را نشان میدهند که دولتها را بر اساس اقدامات واقعیشان در پیگیری خودکفایی استراتژیک اروپایی قضاوت خواهد کرد و بعید است که از نمایشهای توخالی ضد ترامپ تحت تأثیر قرار بگیرد. محتوا اهمیت دارد و بسیاری از رأیدهندگان آمادهاند هزینهها را بپذیرند.
آنها از حمایت واقعی از اوکراین خبر میدهند، اما نیاز به تغییر خلاقانه در چارچوببندی از سوی دولتها دارند. علاوه بر زبان الحاق و حضور نیروها در میدان، آنها همچنین باید راههای جدیدی برای چارچوببندی این مسائل و همچنین مکانیزمهای جدیدی برای حمایت از کییف ارائه دهند که حمایت واقعی و پایدار عمومی در سراسر اروپا، بهویژه در مسائل دفاع و امنیت، داشته باشد.
آنها به دولتها آزادی میدهند تا بدون نگرانی از فروپاشی اجماع ضد روسی در اروپا، به ساخت تابآوری انرژی بپردازند. به عبارت دیگر: سیاستگذاران هیچ بهانهای برای تسریع در پیشرفت به سمت خودکفایی انرژی اروپا ندارند.
این نظرسنجی، بنابراین، رهبران سیاسی را به استفاده از فضای سیاسی موجود به چالش میکشد. در واقع، این نظرسنجی آنها را به خاطر عدم استفاده بیشتر از این فضا سرزنش میکند. اما همچنین به یک ساعت در حال تیکتیک اشاره میکند: احتمال بسته شدن آن فضای سیاسی اگر آنها به زودی اقدام نکنند. دو یافته آخر این موضوع را بهویژه روشن میکند. هر دو به «مجوز عمل» جریان اصلی اروپایی در میان رأیدهندگان آسیب میزنند.
اولین نکته این است که اروپاییها بهطور عمده نگران یک بحران اقتصادی جدید هستند. این ممکن است بهخوبی منعکسکننده شوک انرژی اخیر ناشی از جنگ ترامپ در ایران باشد. اما همچنین به رأیدهندگانی اشاره دارد که ایمانشان به سیستم بستگی به توانایی آن در محافظت از آنها در برابر آشفتگی مالی زمانه ما دارد. عدم موفقیت طولانیمدت در این زمینه میتواند استدلالهای رهبران را در مورد سایر موضوعات مطرحشده در این مقاله، از رفتار ژئوپولیتیکی اروپا تا منابع انرژی آن، تضعیف کند.
دومین یافته هشداردهنده این است که، در حالی که بیشتر اروپاییها ایالات متحده را به خاطر آشفتگی فعلی سوخت و انرژی ناشی از جنگ سرزنش میکنند، بسیاری—بهویژه در استونی و آلمان—دولتهای ملی خود را نیز سرزنش میکنند.
این نیز به آسیبپذیریهای اصلی اشاره دارد. نحوهای که رهبران در مواجهه با بحران انرژی عمل میکنند ممکن است تعیین کند که آیا مردم احساس میکنند میتوانند به آنها اعتماد کنند تا حس گستردهتری از امنیت را فراهم کنند. بدون آن اعتماد، برای سیاستگذاران دشوار خواهد بود که مردم را در تلاشهای سخت در زمینههای دفاع و انرژی یا در شکلدهی به روابط اتحادیه اروپا با اوکراین همراه نگه دارند.
و مجموعهای از انتخابات پیش رو—از سوئد تا فرانسه، لهستان، ایتالیا و اسپانیا—فضای کافی برای بدبینان به یک اروپا خودکفا (کسانی که با انرژی پاک، هزینههای دفاعی مشترک و آیندهای قابل قبول و اروپایی برای اوکراین مخالفند) فراهم میکند تا نظرات عمومی اروپا را به سمتی کمتر امیدوارکننده سوق دهند.
واقعگرایی تازهیافتهی مردم اروپا باید به سرعت مورد استفاده قرار گیرد. اما در غیر این صورت، این فرصت کنونی در معرض خطر هدر رفتن است.
در فیلم «تنهایی در خانه»، کوین تنها زمانی استقلال را یاد گرفت که والدینش او را تنها گذاشتند. او نیازها، امکانات و محدودیتهای دفاع از خود را شناسایی کرد. و او ارزش خودکفایی را نشان داد. اما برای اینکه همهی اینها کار کند، او باید سریع عمل میکرد.

