تشدید ژئوپلیتیکی به طور بنیادی جنگهای نامتقارن را دگرگون کرده و صحنه اصلی درگیری را از نبردهای نظامی متعارف به داراییهای ملی آسیبپذیر منتقل کرده است. برای مدیران ریسک جهانی و بازیگران دولتی، ارزیابی آسیبپذیریهای تاکتیکی نیازمند ارزیابی ورودیهای غیرمتعارف است، جایی که زیرساختهای حیاتی یک کشور اکنون به عنوان نقطه فشار اصلی عمل میکنند. تواناییهای پیشرفته ایران در جنگ الکترونیکی توزیعشده و نفوذ داخلی به این معناست که خدمات عمومی دیگر نگرانیهای ثانویه نیستند بلکه گرههای استراتژیک مرکزی هستند. در نتیجه، حفاظت از این شبکههای بنیادی در برابر نمایندگان دولت میزبان، مأموریت امنیتی تعیینکننده عصر مدرن است، زیرا هر اختلال طولانیمدت در زیرساختهای حیاتی به سرعت ثبات اقتصادی داخلی و تداوم ملی را بیثبات میکند.
استفاده از زیرساختهای حیاتی از طریق جنگ سایبری
از آغاز جنگ ایران، بسیاری از تحلیلگران رسانهای به مردم آمریکا اطمینان دادهاند که ایران قادر به حمله به سرزمین اصلی آمریکا نیست. اما آیا این درست است؟
هنگامی که تحلیلهای مربوط به تواناییهای ایران برای حمله به ایالات متحده مورد بحث قرار میگیرد، عمدتاً حول تواناییهای کنونی موشکی و راکتی ایران میچرخد. اگر این تنها تهدید بود، آنگاه بله، میتوانستیم به مردم آمریکا اطمینان دهیم که در امان هستند.
با این حال، ایران و نمایندگان آن دارای یک بخش جنگ سایبری قوی هستند و توانایی هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی ایالات متحده را در گذشته نشان دادهاند. نهادهای ایالات متحده مانند آژانس امنیت سایبری و امنیت زیرساخت (CISA)، اداره تحقیقات فدرال (FBI)، آژانس امنیت ملی (NSA) و مرکز جرم سایبری وزارت دفاع (DC3) چندین هشدار صادر کردهاند که این موضوع را تأیید میکند، به ویژه برای بخشهایی مانند انرژی، آب/فاضلاب، تولید، حمل و نقل و دولت محلی.
علاوه بر تواناییهای سایبری قابل توجه خود، ایران قطعاً دارای حضور قابل توجهی از “سلولهای خواب” در ایالات متحده امروز است که در صورت تشدید، پتانسیل انجام حملات فیزیکی علیه زیرساختهای حیاتی، اهداف نظامی و غیرنظامی ما را دارد. در دوران ریاستجمهوری بایدن، تقریباً ۱.۷ میلیون مهاجر با منافع ویژه (SIA) در تلاش برای عبور از مرز جنوبی ما مواجه شدند و تقریباً ۷۵ تا ۸۰ درصد از آنها سپس به کشور آزاد شدند، با اعلانی برای حضور در دادگاه. SIAها آن دسته از مهاجرانی هستند که الگوهای سفر آنها “به طور بالقوه خطر امنیت ملی” را به وجود میآورد، طبق گفته وزارت امنیت میهن (DHS)، و “احتمالاً ارتباطی با تروریسم دارند.”
علاوه بر این، ۱.۷ تا ۲ میلیون “گوتاوی” شناخته شده وجود دارد که عبور آنها از مرز مشاهده شده اما هرگز بازداشت نشدهاند. و سپس تعداد نامشخصی از عبورهای مرزی وجود دارد که ما از آنها بیخبر هستیم و هرگز مشاهده نشدهاند. بنابراین، در حالی که هیچ عدد رسمی دولتی برای SIAs که بهطور خاص از ایران یا نمایندگان آن نشأت گرفتهاند وجود ندارد، میتوان با اطمینان فرض کرد که این عدد ممکن است به چندین هزار (یا بیشتر) برسد.
سلولهای خوابیده ایران و تهدید امنیت داخلی
چرا باید نگران باشیم؟
درک این موضوع دشوار است، اما حمله ۱۱ سپتامبر که بیش از ۳۰۰۰ نفر از شهروندان عزیز ما را کشت، بیش از یک ربع قرن پیش اتفاق افتاد. در ۲۵ سال گذشته، با فناوریهای مدرن، پهپادها و هوش مصنوعی (AI)، استخراج دادهها از اطلاعات آنلاین در مورد زیرساختهای حیاتی ما، توانایی چند تروریست برای ارتکاب حوادث با تلفات بالا علیه یک دشمن مدرن بهطور تصاعدی افزایش یافته است.
شما دیگر نیازی به درگیر کردن دهها نفر، حمایت مالی وسیع دولتی و سالها برنامهریزی برای انجام یک حمله تروریستی با عواقب فاجعهبار ندارید. در حقیقت، آمریکاییهای متوسط هیچ تصوری از ویرانی بالقوهای که ممکن است در آینده نزدیک برای آنها به وجود آید، در صورت آزاد شدن این سلولهای خوابیده بر روی خاک آمریکا، ندارند.
این تنها حدس و گمان نیست. در ماه مارس، بهمحض کشته شدن رهبر عالی ایران، مقامات آمریکایی انتقالات رادیویی کوتاهمدت رمزگذاریشدهای را که بهنظر میرسید از ایران نشأت گرفته باشد، رهگیری کردند. این پیامها بهطور گزارش شده یک “محرک عملیاتی” برای “داراییهای خوابیده” یا “دریافتکنندگان پنهانی” خارج از ایران بودند که به آنها دستور میدادند تا عوامل را برای فعالسازی پیشموقعیت دهند و این آمادگیها را بدون استفاده از شبکههای اینترنتی/موبایلی انجام دهند.
هدف قرار دادن آسیبپذیریهای داخلی: خطرات زیرساختهای حیاتی
حمله به شبکه برق سراسری بدترین سناریو است
بدون شک، بدترین سناریو این خواهد بود که سلولهای خوابیده به زیرساختهای شبکه برق ما در این کشور حمله کنند. این امکانپذیر و عملی است که چند سلول خوابیده دولتی، با استفاده از حملات کینتیک کمهزینه، دهها محل ترانسفورماتور فوقالعادهبالا (EHV) را در سراسر اتصالات شرقی، غربی و تگزاس از کار بیندازند و یک خاموشی سراسری ایجاد کنند. حتی اگر آنها تنها یک بخش از شبکه ما را هدف قرار دهند، عواقب آن فاجعهبار خواهد بود. بسته به اینکه چند ایستگاه ترانسفورماتور با ولتاژ بالا (HV) را مورد حمله قرار دهند و از کار بیندازند، اکثریت شبکه برق ممکن است به مدت چند هفته (یا بیشتر) از کار بیفتد.
امروز، هر جنبهای از زندگی انسانی حول دسترسی به برق میچرخد. هر یک از ۱۶ زیرساخت حیاتی کشور ما به برق نیاز دارد. پس از دو تا سه روز، ما در مورد عدم دسترسی به آب شرب تمیز، عدم تأمین غذا، عدم سیستمهای تهویه مطبوع، عدم ارتباط، عدم اینترنت، عدم رسانه، تأسیسات تصفیه فاضلاب که دچار مشکل شده یا سرریز شدهاند، عدم کارکرد هیدرانتهای آتشنشانی، عدم پمپ بنزینها برای سوختگیری، عدم دسترسی به حساب بانکی یا وجوه الکترونیکی خود، پایگاههای نظامی که کار نمیکنند، ایستگاههای پلیس و زندانها که کار نمیکنند،
عدم حمل و نقل بین ایالتی برای تحویل تأمین کالا، عدم سیستمهای قضایی، عدم کارکرد بیمارستانها یا داروخانهها، عدم توانایی برای آتشنشانان، عدم فروشگاههای مواد غذایی یا کسبوکارهای خردهفروشی که فعال باشند… این فقط اثرات سطح بالا است. در صورت وقوع یک رویداد گسترده (احتمالاً ملی) قطع شبکه که از جنگ ترکیبی، حملات سایبری و فیزیکی استفاده کند، ممکن است برای هفتهها یا ماهها (احتمالاً سالها) بدون برق بمانیم.
در عرض چند روز، جامعه در حال فروپاشی و انسجام اجتماعی ما از هم میپاشد و شورش، غارت، خشونت، قحطی، مرگ و بیماری به مقیاسی آغاز میشود که در تاریخ کشور ما بیسابقه است. تاریخ نشان میدهد که وقتی مردم واقعاً شروع به گرسنگی میکنند، هیچ مقدار از حکومت نظامی نمیتواند نظم را حفظ کند.
قطع شبکه موجب بروز یک بحران انسانی و اجتماعی خواهد شد
“این هرگز در این کشور اتفاق نخواهد افتاد.”
البته که میتواند. دولت و ارتش ما از آسیبپذیریهای شدید شبکه برق ملی ما در برابر تهدیدات مختلفی مانند حملات سایبری، خورشیدی، پالس الکترومغناطیسی در ارتفاع بالا (HEMP) و حملات فیزیکی، به مدت بیش از ۲۰ سال آگاه هستند، اما عملاً هیچ اقدامی برای تقویت شبکه و حفاظت از مردم آمریکا انجام ندادهاند. همه آنها میدانند که این میتواند اتفاق بیفتد… آنها فقط امیدوارند که این اتفاق در زمان مدیریت آنها نیفتد.
چرا ایران ممکن است به زیرساختهای حیاتی ایالات متحده حمله کند
چرا ایران توجه خود را به حمله به شبکه برق و سایر زیرساختهای حیاتی ما معطوف میکند؟
data-path-to-node=”21″>چرا که نه؟ این هفته، ایالات متحده اولین حمله خود به زیرساختهای حیاتی ایران را انجام داد. ایالات متحده حملات هوایی را بر روی شهرهای جنوبی جاسک و سیریک انجام داد و دو مخزن تأمینکننده مناطق بمانی و کوهستک در شهر سیریک را هدف قرار داد. تلویزیون دولتی ایران گزارش میدهد که مقامات محلی آب گفتهاند: “متأسفانه، پس از این حمله، ۲۰,۰۰۰ ساکن منطقه دسترسی به آب آشامیدنی سالم را از دست دادهاند و با دماهایی بین ۴۵ درجه سانتیگراد [۱۱۳ درجه فارنهایت] و ۵۰ درجه سانتیگراد [۱۲۲ درجه فارنهایت]، شرایط برای ساکنان محلی به شدت دشوار و بحرانی شده است.” شرایط در آنجا میتواند به مراتب بدتر شود اگر تعمیرات به سرعت انجام نشود.
جنگ مدرن زیرساختهای حیاتی را تهدید میکند
در جنگهای متمدنانه، طبق کنوانسیون ژنو، تنها مجاز به حمله به اهداف نظامی هستید و همه باید تا حد امکان تلفات غیرنظامی را کاهش دهند. متأسفانه، این یک حوزه خاکستری نیز هست. به نظر میرسد که هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی مانند سدها، پلها، راهآهنها، شبکههای برق، خطوط لوله و تأسیسات تصفیه آب به طور فزایندهای توجیهپذیر میشود. در حالی که ممکن است باعث تلفات گستردهای در میان جمعیت غیرنظامی شود، برخی استدلال میکنند که نیروهای نظامی خارجی نیز به همان زیرساختها وابستهاند، بنابراین این توجیهپذیر است.
پذیرش فزاینده جنگ بر سر زیرساختهای حیاتی
اما ایالات متحده هرگز در چنین جنگی شرکت نخواهد کرد، درست است؟
در یک پست در شبکه اجتماعی Truth Social در تاریخ ۳۰ مارس، رئیسجمهور دونالد ترامپ تهدید کرد که تأسیسات تولید برق، تأسیسات آب شیرینکن و سکوهای نفتی ایران را منفجر و کاملاً نابود خواهد کرد.

کمتر از یک هفته بعد، ترامپ در Truth Social پستی منتشر کرد و تهدید کرد که به پلها و نیروگاهها حمله خواهد کرد و به آنها گفت: “تنگه را باز کنید، ای دیوانهها، وگرنه در جهنم زندگی خواهید کرد!”

زیرساختهای حیاتی در تهدید قریبالوقوع
دو روز بعد، رئیسجمهور ترامپ با این جمله که “یک تمدن کامل امشب خواهد مرد و هرگز به زندگی باز نخواهد گشت.”، لحن خود را حتی بیشتر تشدید کرد. او تهدید کرد که اگر ایران به خواستههایش تسلیم نشود، دوباره بمباران ایران را آغاز خواهد کرد. این هم آن پست در Truth Social است:
<p
من همیشه فکر میکردم که به عنوان یک کشور، ما در “مناطق خاکستری” جنگ عمل نخواهیم کرد که منجر به تلفات گسترده غیرنظامیان میشود. بسیاری از تحلیلگران رسانهها حدس میزدند که رئیسجمهور ترامپ تنها در حال بلوف زدن و تلاش برای تحت فشار قرار دادن رهبری ایران برای رسیدن به توافق است. اما با حملات امروز به زیرساختهای آبی ایران که ۲۰,۰۰۰ غیرنظامی را تحت تأثیر قرار داده است، دیگر نمیتوانیم به این موضوع اطمینان داشته باشیم. آیا این نوع حملات به زیرساختهای غیرنظامی در ایران در آینده تشدید خواهد شد؟ چه کسی میتواند به طور قطع بگوید؟
استراتژیهای نامتقارن هدفمند برای خرابکاری در زیرساختهای حیاتی
اما اگر جنگ دوباره آغاز شود و این دولت به تهدیدات خود برای نابودی شبکه برق ایران، تأسیسات تصفیه آب، پلها و دیگر زیرساختهای حیاتی مورد نیاز برای بقای غیرنظامیان عمل کند… سوال این نیست که آیا آنها سلولهای خواب خود را برای حمله به شبکه برق و زیرساختهای حیاتی آمریکا آزاد خواهند کرد؟ سوال این است که چرا نباید این کار را انجام دهند؟

