بازگشایی تنگه هرمز به یک چالش دوگانه خطرناک وابسته است: خنثیسازی تقریباً 80 مین انفجاری در حالی که باید مسیرهای شلوغ و تاریک کشتیرانی را مدیریت کرد، جایی که سکوت AIS و اختلال GPS خطرات تصادف را افزایش میدهد. این خنثیسازی مینها در تنگه هرمز نیاز به دقت فنی دارد، اما گلوگاه واقعی در اعتماد سیاسی نهفته است. موفقیت نیازمند آن است که ایران اطلاعات منحصر به فرد خود در مورد مکان مینها را به اشتراک بگذارد و این خنثیسازی مینها در تنگه هرمز را از یک پاکسازی ساده به آزمونی برای کاهش تنشهای پایدار تبدیل کند.
خنثیسازی مینها در تنگه هرمز با بنبست فوری مواجه است
کشتیرانی از طریق تنگه هرمز پس از توافق ایالات متحده و ایران شروع به افزایش کرده است. اما برای اینکه تنگه به طور کامل باز شود، باید از مینهای دریایی که کشتیها را در معرض خطر قرار میدهند، پاکسازی شود.
این یک کار دشوار و طولانی خواهد بود که آتشبس را به آزمون خواهد گذاشت. اما همچنین فرصتی برای ایران فراهم میکند تا با دیگران همکاری کند و تعهد خود به کاهش تنش را نشان دهد.
مینها در تنگه هرمز
ایران بهطور عمومی تأیید نکرده است که چند مین در تنگه هرمز کار گذاشته و مکان دقیق آنها کجاست. برآوردها نشان میدهد که حدود 80 مین در تنگه وجود دارد. این مینها عمدتاً از نوع مینهای انفجاری با قدرت بالا Maham 3 و Maham 7 هستند. بهطور مهم، مینهای Maham با انحراف امواج سونار که توسط مینروبها استفاده میشود، در برابر شناسایی مقاومت میکنند و این امر آنها را به شدت دشوار برای شناسایی و حذف تبدیل میکند.
قبل از جنگ، ایران برآورد میشد که حدود 5,000-6,000 مین دریایی داشته است که مقدار قابل توجهی از آنها بهطور داخلی تولید میشود. برخی تحلیلگران بر این باورند که تهران 80-90 درصد از قایقهای کوچک و کشتیهای مینگذاری خود را حفظ کرده است، اما هیچ تأیید رسمی از این اعداد وجود ندارد.
ایران پیشتر منطقهای که شامل مسیرهای ترافیکی تعیینشده بود را به عنوان «منطقه خطرناک» اعلام کرد. در حال حاضر چهار منطقه مشکوک اما تأییدنشده میدان مین در اطراف این مسیرها وجود دارد. این مناطق احتمالاً در اطراف ورودی غربی تنگه، مسیر حمل و نقل مرکزی به سمت شرق، مسیر حمل و نقل مرکزی به سمت غرب و خروجی شرقی به سمت خلیج عمان قرار دارند.

چرا پاکسازی مین تنگه هرمز پیچیدهتر میشود
پاکسازی مین تنگه هرمز به شدت پیچیده خواهد بود، بخشی به این دلیل که باید در میان الگوهای متغیر ترافیک دریایی و ازدحام بالقوه خطرناک در این آبراه باریک انجام شود.
از زمانی که مسیر اصلی مرکزی از طریق تنگه به طور مؤثر به دلیل مینهای ایرانی بسته شد، اکنون دو مسیر قابل عبور از طریق تنگه وجود دارد. ایران یک مسیر شمالی نزدیکتر به سواحل ایرانی ایجاد کرده است که کشتیها را در معرض خطر توقیف قرار میدهد و احتمالاً به ایران این امکان را میدهد که در آینده عوارض یا «هزینههای خدمات» دریافت کند. در همین حال، ایالات متحده مسیر جنوبی خود را که به سواحل عمان نزدیک است، ایجاد کرده است و میگوید کشتیها میتوانند «به طور آزاد و ایمن عبور کنند».
هر دو مسیر حمل و نقل را به لبههای کمعمق تنگه سوق میدهند و خطر به گل نشستن کشتیها را افزایش میدهند. هر دو مسیر همچنین باریک هستند؛ در روزهای اخیر بهطور میانگین تنها ۲۵ کشتی در روز عبور کردهاند، در مقایسه با میانگین روزانه حدود ۱۲۵ کشتی قبل از جنگ. حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ کشتی هنوز در خلیج فارس به گل نشستهاند. ترافیک بدون بازگشایی کانال مرکزی اصلی بهطور مؤثر نمیتواند به سطوح قبل از جنگ بازگردد.

پاکسازی مین همچنین به دلیل خاموش کردن سیگنالهای موقعیتیابی AIS توسط کشتیها بهطور ایمن دشوار خواهد بود. این امر به کشتیها کمک کرده است تا از شناسایی نیروهای ایرانی در حین عبور از مسیر جنوبی اجتناب کنند، اما همچنین مانع از ارتباط آنها با کشتیهای نزدیک دیگر میشود و خطر تصادف را افزایش میدهد. خاموش کردن سیگنالهای AIS یا «رفتن به تاریکی» همچنین یک روش است که توسط کشتیهایی که در فعالیتهای دور زدن تحریم و فعالیتهای غیرقانونی در دریا شرکت میکنند، از جمله بسیاری از کشتیهای ایرانی و شناورهای موجود در ناوگان سایه، استفاده میشود.
امروز، کشتیها ممکن است به دلیل ترس از هدف قرار گرفتن در صورت از سرگیری خصومتها، تمایلی به استفاده از سیگنالهای AIS نداشته باشند. به همین ترتیب، اختلال در GPS نیز بهطور گستردهای در سراسر خلیج فارس در دفاعهای موشکی استفاده شده است؛ اختلال در GPS سیگنالهای AIS را مختل میکند و امکان ناوبری مؤثر و ایمن را غیرممکن میسازد.
پاکسازی مین و مدیریت ترافیک با ادعاهای جدید ایران در مورد حاکمیت بر تنگه هرمز پیچیدهتر خواهد شد. سازمان تنگه خلیج فارس که به تازگی توسط ایران تأسیس شده است، هشدار داده است که هیچ کشتیای که از «مسیرهای غیرمجاز» استفاده کند، عبور ایمن نخواهد داشت.
روز پنجشنبه، سازمان دریانوردی بینالمللی اعلام کرد که تلاشهای خود برای تخلیه دریانوردان به گل نشسته از خلیج فارس را پس از حمله به یک کشتی باری در سواحل عمان که ایالات متحده آن را به ایران نسبت داد، متوقف کرده است. مأموریت IMO همچنین یک دلیل اضافی برای ازدحام در خلیج است که باید در کنار پاکسازی مین مدیریت شود.
ائتلاف بینالمللی برای پاکسازی مین در تنگه هرمز
نقطه ۵ یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران به نظر میرسد که مسئولیت پاکسازی مینهای تنگه هرمز را بر عهده تهران میگذارد: ‘تردد کشتیهای تجاری بهطور فوری آغاز خواهد شد و با توجه به نیاز به حذف موانع تاکتیکی و نظامی و پاکسازی مینها توسط جمهوری اسلامی ایران، این کار ظرف ۳۰ روز انجام خواهد شد.’
با این حال، در حالی که ایران برخی از قابلیتهای پاکسازی مین را دارد، نیروهای آن بیشتر برای کارگذاری مینها بهینهسازی شدهاند تا پاکسازی آنها. همچنین ممکن است ایران به تنهایی قادر به پاکسازی مینها در تنگه نباشد یا به آن اعتماد نشود.
اما نقش آن را نمیتوان بهطور کامل نادیده گرفت. با توجه به اینکه ایران مینها را کارگذاری کرده است، ممکن است اطلاعات حیاتی درباره محل مینها، نوع مینها و تنظیمات مسلحسازی داشته باشد. مشارکت ایران در عملیات پاکسازی مین نیز میتواند فرصتی برای تهران باشد تا تعهد خود را به فرآیند صلح نشان دهد و انگیزهاش برای کارگذاری مینهای بیشتر در آینده کاهش یابد.
در حالی که ایالات متحده دارای زرادخانهای از پهپادها، رباتهای حامل مواد منفجره و هلیکوپترها برای شناسایی مینها است، اما نمیتواند به تنهایی این کار را انجام دهد. پاکسازی مین از طریق غیرفعالسازی یا انفجار هنوز به تیمهای بسیار ماهر و تجهیزات پیشرفته نیاز دارد. ایالات متحده بهطور تاریخی به متحدان ناتو خود برای پوشش این مناطق در یک تقسیم کار ضمنی وابسته بوده است؛ در حال حاضر تنها یک کشتی برای پاکسازی مین در خاورمیانه در دسترس دارد. به همین دلیل، ایالات متحده چارهای جز وابستگی و هماهنگی با متحدان و شرکای خود برای بازگشایی تنگه هرمز نخواهد داشت.
کشورهای دیگر نیز تمایل دارند که به یک مأموریت پاکسازی مین در هرمز بپیوندند و برخی بهطور علنی نیروهایی را پیشنهاد کردهاند. ائتلاف چندملیتی پیشنهادی بریتانیا و فرانسه شامل چندین نیروی دریایی اروپایی است که دارای نیروهای متخصص در مقابله با مین هستند. بریتانیا برخی از قابلیتهای جدید جنگ مین بدون سرنشین خود را برای شناسایی مینها پیشنهاد داده است که با HMS Dragon برای حفاظت و اسکورت نیروها جفت خواهد شد. آلمان، هلند، ایتالیا و عملیات EUNAVFOR اتحادیه اروپا در میان دیگران نیز میتوانند کمک کنند.
در نهایت، بازگشایی تنگه هرمز یک ضرورت جهانی مشترک است. پاکسازی مین تنها از طریق همکاری و هماهنگی بینالمللی بهطور مؤثر و عملی امکانپذیر است. ایران نه تنها موافقت کرده است که طبق یادداشت تفاهم نقشی ایفا کند، بلکه باید در بازگشایی تنگه نیز ذینفع باشد تا جهان از بسته شدن دوباره یک گلوگاه در آینده جلوگیری کند.

پاکسازی مین در تنگه هرمز به اراده سیاسی نیاز دارد
پاکسازی مین معمولاً بهعنوان یک چالش فنی در نظر گرفته میشود، اما در تنگه هرمز مانع بزرگتر ممکن است سیاسی باشد. پاکسازی مین یک فرآیند کند، عمدی و پرهزینه است که نیاز به کشتیهای تخصصی دارد که بهطور قابل پیشبینی در آبهای محدود عمل کنند. این نیروها نمیتوانند بهطور مؤثر کار کنند مگر اینکه همه طرفها اطمینان داشته باشند که هدف قرار نخواهند گرفت.
به همین دلیل، توقف مداوم خصومتها بین ایالات متحده و ایران پیشنیاز هر تلاش معنادار برای پاکسازی مین است. هر دو طرف باید متعهد شوند که به یکدیگر حمله نکنند، بلکه همچنین از کشتیهای ضد مین، کشتیهای پشتیبانی و ترافیک غیرنظامی که از تنگه عبور میکنند، محافظت کنند. در حال حاضر، آتشبس و یادداشت تفاهم همراه تنها ضمانتهای محدودی را فراهم میکند، در حالی که پاکسازی مین در مقیاس وسیع هنوز آغاز نشده است. اگر عملیات پاکسازی مین موفقیتآمیز باشد، احتمالاً این ضمانتها باید فراتر از زمانبندی کنونی تمدید شوند.
مهم است که بازگشایی تنگه نیاز به یک توافق سیاسی جامع بین واشنگتن و تهران ندارد. پاکسازی مین میتواند بهعنوان یک گام میانی در یک فرآیند دیپلماتیک گستردهتر عمل کند. بنابراین، مذاکرهکنندگان باید در نظر بگیرند که چگونه پاکسازی مین میتواند در کنار اقدامات اعتمادسازی، ترتیبات امنیت دریایی و کاهش تحریمها تسلسل یابد. مشارکت ایران در عملیات پاکسازی مین میتواند بهعنوان یک نمایش ملموس از تعهد آن به کاهش تنش عمل کند، در حالی که مشارکت بینالمللی به تأمین شفافیت و اطمینان برای همه طرفها کمک خواهد کرد.
اعتماد پاکسازی تنگه هرمز را حفظ میکند
در نهایت، سؤال این نیست که مینها چقدر سریع میتوانند از تنگه هرمز حذف شوند، بلکه آیا شرایط سیاسی میتواند ایجاد شود تا این آبراه پس از آن باز بماند. فناوری میتواند مینها را شناسایی و نابود کند؛ تنها دیپلماسی میتواند اطمینان حاصل کند که دوباره مینگذاری نشود.
بازگشایی کامل تنگه نیازمند چیزی فراتر از یک عملیات مینزدایی خواهد بود. این امر به یک چارچوب پایدار همکاری بین ایران، ایالات متحده، کشورهای منطقه و شرکای دریایی بینالمللی نیاز دارد. مینها ممکن است قابل مشاهدهترین مانع برای احیای ناوبری باشند، اما چالش پایدار، بازسازی اعتماد کافی برای جلوگیری از تبدیل شدن دوباره تنگه به میدان نبرد خواهد بود.

