موضع نظامی تهاجمی دولت ترامپ، که با عملیاتهایی مانند Midnight Hammer و Absolute Resolve تجسم یافته است، به طرز عجیبی محدودیتهای عمیق صلح از طریق قدرت را به عنوان یک دکترین پایدار نمایان کرده است. این رویکرد ایالات متحده را در باتلاق پرهزینهای در خاورمیانه گرفتار کرده و به طور مستقیم اصول اساسی استراتژی دفاع ملی خود را تضعیف کرده و یک مشکل همزمانی خطرناک ایجاد کرده است. تناقض مرکزی در این است که چگونه پیگیری صلح از طریق قدرت منابع را از تئاتر اولویتدار رقابت قدرتهای بزرگ تخلیه کرده و رقبای خود را تقویت کرده در حالی که نیروهای آمریکایی را بیش از حد تحت فشار قرار داده است.
شکست استراتژیک صلح از طریق قدرت
درگیری ترامپ با ایران به پایان یک سری حملات بیدلیل انجامید که ایالات متحده آنها را موفقیت تلقی کرد. این موضوع محدودیتهای قدرت نظامی ایالات متحده را نشان میدهد و با اهداف استراتژی دفاع ملی در تضاد است.
پس از عملیاتهای نظامی چشمگیر علیه برنامه هستهای ایران در ژوئن 2025 و حمله برای دستگیری رئیسجمهور ونزوئلا در ژانویه، ایالات متحده در جنگی که با حمله مشترک ایالات متحده و اسرائیل به ایران در 28 فوریه آغاز شد، بیش از حد پیش رفت.
با اینکه ایالات متحده تنها به طور جزئی به اهدافی که برای این مداخله تعیین کرده بود دست یافته است، این کشور به شدت تمایل دارد که نیروهای رزمی خود را از خاورمیانه خارج کرده و انرژی و منابع خود را بر اولویتهای تعیین شده در NDS متمرکز کند: دفاع از میهن، بازدارندگی چین، تشویق به تقسیم بار با متحدان و تقویت پایگاه صنعتی دفاعی ایالات متحده.
آتشبس ناپایدار، تردیدها درباره اینکه آیا MOU برقرار خواهد ماند و چشمانداز مذاکرات دشوار با ایران درباره برنامه هستهای آنها نشان میدهد که خروج از تعهد به ایران به سرعت یا به طور تمیز بسیار دشوار خواهد بود. دولت ترامپ که دولتهای قبلی ایالات متحده را به خاطر گرفتار شدن در مداخلات پیچیده در خاورمیانه مورد انتقاد قرار داده بود، خود نیز همین مسیر را دنبال کرده است.
اهداف سیاستی تعیین شده در NDS به چالش کشیده خواهد شد. جام جهانی و کوبا فوریترین مسائل در دستور کار دفاع از میهن و نیمکره هستند. چین اکنون قویتر از آغاز دوره ترامپ است. متحدان ایالات متحده در اروپا، هند-پاسیفیک و خاورمیانه بار بیشتری از دفاع را بر عهده میگیرند، اما در همه موارد، این کار در حال پیشرفت است. بازتنظیم صنعت دفاعی در حال پیشرفت است، اما درخواست بودجه دفاعی 1.5 تریلیون دلاری به نظر خیالی میرسد.
سازمان برنامهریزی دفاع ملی (NDS) خطر این را شناسایی میکند که یکی یا چند تا از رقبای بالقوه ایالات متحده ممکن است بهطور هماهنگ یا فرصتطلبانه در چندین جبهه عمل کنند تا امنیت ملی ایالات متحده را به چالش بکشند. رویکرد ایالات متحده به روابط بینالملل و استفاده از نیروی نظامی در ۱۸ ماه گذشته بهطور قابلتوجهی این «مسئله همزمانی» را حادتر کرده و با منحرف کردن نیروها و صرف منابع در منطقهای که برنامهریزی شده بود تا اولویت کمتری به آن داده شود، تحقق اهداف NDS را دشوارتر کرده است.
داستان تا کنون در صلح از طریق قدرت
در مقالهای برای RUSI در سال ۲۰۲۵، نویسنده شما انتظار داشت که دولت ترامپ سیاست دفاعی قاطعتری نسبت به دوره اول ریاستجمهوری رئیسجمهور دنبال کند و آماده باشد تا از نیروی نظامی بهطور گستردهتر و منظمتری استفاده کند. در آن زمان، برخی به این ارزیابی چالش کردند. در عمل، رویکرد دولت حتی فعالتر از آنچه در مقاله پیشبینی شده بود، بوده است.
از آغاز دوره دوم خود، دولت ترامپ به انجام حملات علیه اهداف داعش در عراق، نیجریه، سومالی و سوریه پرداخته و یک کمپین هوایی قابلتوجه علیه حوثیها در یمن انجام داده است. ارتش ایالات متحده همچنین یک کمپین پایدار از حملات مرگبار دریایی در دریای کارائیب و اقیانوس آرام شرقی را به راه انداخته است.
دو «عملیات بزرگ» نیز وجود داشت. در ژوئن گذشته، ایالات متحده حملات عمدهای علیه تأسیسات هستهای ایران در فردو، نطنز و اصفهان بهعنوان بخشی از جنگ ۱۲ روزه انجام داد. ترامپ در آن زمان ادعا کرد که این حملات غافلگیرکننده، که با نام رمز چکش نیمهشب شناخته میشد، برنامه هستهای ایران را بهطور کامل نابود کرده است. پنتاگون ارزیابی کرد که این حملات برنامه هستهای ایران را تا دو سال به تأخیر انداخته است. در اوایل ژانویه، ارتش ایالات متحده یک حمله جسورانه و غافلگیرکننده – عملیات اراده مطلق – را برای خارج کردن رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش از پایتخت کشور، کاراکاس، و انتقال آنها به نیویورک که با اتهامات تروریسم مواد مخدر مواجه هستند، آغاز کرد.
این موفقیتهای نظامی خود ارزیابیشده به نظر میرسید که باوری را در میان گروه کوچک شخصیتهای سیاسی در بالای دولت ایجاد کرده است که ایالات متحده میتواند نیروی نظامی را در زمان و مکان دلخواه خود بدون هیچگونه ریسک یا عواقب سیاسی به کار گیرد. این باور در لحن متکبرانه NDS که در اواخر ژانویه منتشر شد، منعکس شده است.
استراتژی امنیت ملی (NSS) که پیش از آن در نوامبر 2025 منتشر شد، به ترامپ اشاره کرد که «میراث خود را به عنوان رئیسجمهور صلح تثبیت میکند». از جمله اصول مطرح شده در NSS تمایل به عدم مداخله است که متن اشاره کرده است «باید استاندارد بالایی برای آنچه که مداخله توجیهپذیر محسوب میشود، تعیین کند». نتیجهگیری NDS بیان کرد که «دیگر اراده، منابع و حتی جانهای آمریکاییها را در ماجراجوییهای احمقانه و بزرگمنشانه در خارج از کشور هدر نخواهیم داد».
نظرات زیادی درباره تعریف ضعیف اهداف عملیات مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران که از 28 فوریه آغاز شد، وجود دارد، از جمله عدم مشورت با متحدان و تصمیم به نادیده گرفتن مشاوره شرکای خلیج فارس درباره خطراتی که برای آنها ایجاد خواهد کرد. تا اواسط ژوئن، به نظر میرسد که عملیات خشم مطلق به اهداف اصلی خود نخواهد رسید و در عوض عواقب اقتصادی و امنیتی عمده و جهانی به همراه خواهد داشت.
تطبیق رویکرد ایالات متحده به استفاده از نیروی نظامی در 18 ماه گذشته با اصول مطرح شده در NSS و NDS دشوار است. ترور رئیسجمهور وقت ایران و اکثریت دولت آن، تصرف رئیسجمهور ونزوئلا، حملات مرگبار علیه قاچاقچیان مواد مخدر و محاصره ونزوئلا، کوبا و تنگه هرمز فراتر از هنجارهای بینالمللی پذیرفته شده است. رقبای بالقوه آمریکا به این مثالها اشاره خواهند کرد تا مداخلات نظامی خود را توجیه کنند.

اولویتهای سیاستی وسیعتر – پیشرفت و صلح از طریق قدرت
عملکرد در برابر چهار «خط تلاش» مطرح شده در NDS ناپیوسته بوده است. در اولین مورد، NSS اهداف «متمم ترامپ به دکترین مونیرو» را به عنوان بازگرداندن برتری آمریکایی در نیمکره غربی، حفاظت از سرزمین اصلی ایالات متحده و اطمینان از دسترسی به جغرافیای کلیدی در سراسر آن منطقه توصیف کرده است.
NDS به عملیات عزم مطلق به عنوان نمونهای از این سیاست در عمل اشاره کرده است. عملیات علیه کارتلها در ونزوئلا و مکزیک در همان دسته قرار میگیرند. ترامپ از تهدید به استفاده از نیروی نظامی برای دستیابی به کنترل ایالات متحده بر گرینلند عقبنشینی کرد. اما این موضوع به وضوح یک وسواس است و نباید احتمال بازگشت او به این موضوع را نادیده گرفت.
دو سوال فوری در دستور کار دفاع میهنی/نیمهقارهای وجود دارد: جام جهانی و کوبا. برنامهریزی برای امنیت در جام جهانی که هفته گذشته آغاز شد، به احتمال زیاد گسترده بوده و تروریسم داخلی یا بینالمللی احتمالاً بزرگترین تهدیدات را ارائه میدهد. اختلال یا حملات سایبری یا پهپادی در ذهن نهادهای مدنی و نیروهای پلیس که عملیات امنیتی را برنامهریزی میکنند، در اولویت خواهد بود. نیروهای گارد ملی و قابلیتهای نظامی تخصصی بهصورت انتخابی مورد استفاده قرار خواهند گرفت و در حالت ذخیره در دسترس خواهند بود. سازماندهندگان احتمال حملات توسط افراد یا گروهها – از جمله کسانی که با ایران مرتبط یا تحت حمایت آن هستند – را که به فعالیتهای نظامی ایالات متحده در خارج از کشور توجیه میشود، نادیده نخواهند گرفت.
از زمان اعمال محاصره بر واردات نفت به کوبا در ژانویه، دولت بهطور تدریجی فشار بر دولت هاوانا را افزایش داده است. به نقل از اطلاعات طبقهبندیشده، آکسیوس ماه گذشته گزارش داد که کوبا چند صد پهپاد تهاجمی بهدست آورده و در حال بحث درباره هدف قرار دادن اهداف نزدیک ایالات متحده است. وزیر امور خارجه کوبا، رودریگز، واشنگتن را به ساخت یک «پرونده جعلی» برای مداخله نظامی متهم کرد. همچنین ماه گذشته گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد بازیهای جنگی ایالات متحده، مداخله نظامی در کوبا برای برکناری دولت را مدلسازی کرده است.
وزیر امور خارجه، روبیو، اوایل این ماه گفت که ترجیح کاخ سفید یک راهحل دیپلماتیک است، اما احتمال توافق صلحآمیز بالا نیست. ایالات متحده نیروهای نظامی لازم در منطقه را برای انجام یک عملیات سر بریدن در کوبا در صورت دستور در اختیار دارد. ترامپ به احتمال زیاد از راهاندازی هرگونه عملیات در حین برگزاری جام جهانی خودداری خواهد کرد و تا زمانی که آتشبس پایدارتر در خاورمیانه برقرار نشود، اقدام نخواهد کرد. اگر او میتوانست به موفقیت سریع در کوبا اطمینان داشته باشد – که یک «اگر» بزرگ است – ممکن است وسوسه شود که در اواخر امسال اقدام کند تا روایت مثبتی درباره استفاده موفق از نیروی نظامی ایالات متحده ایجاد کند.
در اولویت دوم NDS، لحن اظهارات وزیر جنگ، هگست، در گفتوگوی اخیر شانگری-لا منعکسکننده توافقی است که در جریان سفر ترامپ به پکن در ماه گذشته بهدست آمد که ایالات متحده و چین به دنبال بهبود روابطی هستند که بر ثبات استراتژیک اولویت دارد. در تفاوت با سخنرانی او در فروم سال گذشته، زمانی که او درباره تهدید قریبالوقوع حمله چین به تایوان هشدار داد، هگست امسال از این جزیره نامی نبرد. او گفت که ایالات متحده اجازه نخواهد داد چین بر منطقه هژمونی تحمیل کند، حضور نظامی خود را در امتداد زنجیره جزایر اول تقویت خواهد کرد و با شرکای خود در آسیا-پاسیفیک برای ایجاد «تعادل قدرت مطلوب و پایدار» همکاری خواهد کرد.
بر اساس اظهارات مقامات ارشد چین و ایالات متحده در چند سال گذشته و مجموعهای از تمرینات شبیهسازی محاصره و تهاجم به تایوان، تعدادی از تحلیلگران به سال ۲۰۲۷ به عنوان سالی که در آن یک رویارویی عمده بر سر تایوان محتملتر میشود، اشاره کردهاند. هر دو طرف اکنون در حال کاهش لحن خود هستند. نوسازی نظامی چین به سرعت ادامه دارد. اما به نظر میرسد که شی جینپینگ به جای متعهد شدن به یک عملیات نظامی عمده که انجام آن بسیار چالشبرانگیز خواهد بود و به منافع اقتصادی چین آسیب خواهد زد، به تقویت مزایای سیاسی که از سیاستهای خارجی، اقتصادی و دفاعی ترامپ به دست میآورد، ادامه خواهد داد.
ترامپ به طور قابل توجهی بر اولویت سوم استراتژی دفاع ملی (NDS) تأثیر گذاشته است. مقاله این نویسنده برای RUSI در سال ۲۰۲۵ پیشبینی کرده بود که ایالات متحده ممکن است مجموعهای از اقداماتی را برای تشویق اعضای اروپایی ناتو به پذیرش سهم بیشتری از بار دفاعی انجام دهد. تقریباً همه این اقدامات به وقوع پیوسته است، از جمله تنظیمات اخیر در فرضیات ایالات متحده درباره مقیاس تقویتهایی که در صورت بروز یک بحران عمده در اروپا آماده است به آنجا اعزام کند، همانطور که در تحلیل اخیر اوانا لونگسکو در RUSI بیان شده است.
اکثر اعضای اروپایی ناتو اکنون هزینههای بیشتری را برای دفاع صرف میکنند و دبیرکل ناتو، روت، در تلاش خواهد بود تا لحن و دستور کار مثبتی برای اجلاس در آنکارا در ماه ژوئیه تعیین کند. در جلسه وزرای دفاع ناتو در بروکسل در هفته گذشته، به گزارشها، وزیر جنگ ایالات متحده، هگست، تهدید کرده است که سطح نیروهای ایالات متحده را در کشورهایی که کمترین هزینه را برای دفاع صرف میکنند، کاهش خواهد داد.
و در پایتختهای اروپایی نگرانیهایی وجود دارد که ترامپ ممکن است به کشورهایی که پیشرفت ناکافی به سمت اهداف توافق شده در اجلاس لاهه در تابستان گذشته برای همه اعضای ناتو برای صرف ۳.۵٪ از تولید ناخالص داخلی خود بر روی دفاع داشتهاند، حمله کند. این گروه شامل بریتانیا و فرانسه خواهد بود. در همین حال، کنگره به کار خود ادامه خواهد داد تا از انجام تغییرات عمده دیگر در پایگاهها، قابلیتها و سطح نیروهای ایالات متحده در اروپا جلوگیری کند.
به نظر میرسد که دولت به این نتیجه رسیده است که جنگ در اوکراین موضوعی است که باید توسط اروپا مدیریت شود. این دولت به تأمین سلاح برای تقویت دفاع اوکراین ادامه خواهد داد اما انتظار دارد که اعضای اروپایی ناتو (و کانادا) هزینه آنها را بپردازند. کنگره در این مورد دچار اختلاف است و این موضوع پس از انتخابات میاندورهای اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد، زمانی که ممکن است برخی از بودجههای ایالات متحده دوباره برقرار شود.
ترامپ همچنین فشار زیادی به ژاپن و کره جنوبی وارد کرده است تا در زمینه دفاع بیشتر سرمایهگذاری کنند و آماده است تا قابلیتها را از آن منطقه به منظور تقویت حضور نظامی ایالات متحده در خاورمیانه منتقل کند. به نظر میرسد تغییرات بیشتری در حال وقوع است زیرا ایالات متحده به بررسی وضعیت نیروهای جهانی خود ادامه میدهد.
یک بحث متفاوت در خاورمیانه در حال انجام است. فرضیات و برنامههای امنیت ملی اکثر کشورهای خلیج فارس بر اساس این باور بنا شده بود که ترکیبی از قابلیتهای پیشرفته ایالات متحده که به دست آوردهاند و پایگاههای بزرگ ایالات متحده در منطقه (که عمدتاً خودشان تأمین مالی کردهاند) میتواند هم دفاع مؤثر و هم بازدارندگی قوی را فراهم کند. اگرچه سیستمهای دفاع موشکی و پهپادی تأمین شده توسط ایالات متحده عملکرد نسبتاً خوبی داشتند، اما پایگاهها به عنوان یک بازدارنده در برابر حملات از سوی ایران عمل نکردند. بلکه، اثر معکوس داشتند. ایران از حضور پایگاههای ایالات متحده به عنوان توجیهی برای انجام حملات به این پایگاهها استفاده کرد که برخی از آنها آسیبهای جدی دیدهاند و همچنین به زیرساختها و اهداف دیگر.
به دلیل سرمایهگذاری سنگین و همچنین به دلایل سیاسی، کشورهای خلیج فارس از روابط دفاعی خود با ایالات متحده فاصله نخواهند گرفت. اما قطعاً به دنبال تنوع بیشتر و تقویت روابط با دیگر کشورها خواهند بود (به عنوان مثال، عربستان سعودی با پاکستان و ترکیه، امارات متحده عربی با اسرائیل و هند، قطر با بریتانیا و فرانسه).
و تمامی کشورهای خلیج فارس به دنبال تسریع برنامههای مدرنسازی دفاعی خود خواهند بود: به سمت مقابله با پهپادها و دفاع هوایی بسیار کوتاهبرد؛ ادغام و مدیریت نبرد (C4I)؛ دفاع موشکی بالستیک و دفاع هوایی دوربرد (BMD-LRAD)؛ دفاع هوایی میانبرد (MRAD)؛ و تسهیلکنندههایی مانند تانکرها، هواپیماهای اطلاعاتی، اطلاعات و ارتباطات مبتنی بر فضا.

صلح از طریق قدرت و بازنگری صنعتی
دوره هگست به عنوان وزیر دفاع (اکنون وزیر جنگ) به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است، از جمله توسط این نویسنده. اما گزارشها حاکی از آن است که او انرژی بیشتری به اولویت چهارم NDS – ‘شتابدهی به پایه صنعتی دفاع’ – نسبت به بسیاری از پیشینیانش اختصاص میدهد.
<p
در بیانیهای به کمیته نیروهای مسلح مجلس در آوریل، هگست به تحول در خریدهای وزارتخانه برای ساخت یک «زرادخانه آزادی» مقاوم اشاره کرد. اصلاحات داخلی که او توصیف کرد بهنظر انقلابی نمیرسند، اما رویکردهایی مانند توافق بر سر خریدهای چندساله مهمات و سرمایهگذاری مستقیم در زنجیره تأمین پتانسیل تغییر وضعیت را دارند.
باید دید آیا او میتواند این اصول و رویکردها را به برنامههای بزرگتر و پیچیدهتری مانند ساخت زیردریایی و هواپیماهای جنگی که بهطور سنتی تحویل بهموقع یا در بودجه دشوار بودهاند، اعمال کند یا خیر.
در سال 2025، ترامپ از افزایش بودجه دفاعی ایالات متحده به 1 تریلیون دلار صحبت کرد. در ابتدای سال 2026 او اعلام کرد که از کنگره درخواست خواهد کرد که این رقم را به 1.5 تریلیون دلار برای سال 2027 افزایش دهد و این درخواست را در آوریل مطرح کرد. حتی با سرمایهگذاری کلان در سیستم دفاع موشکی گلدن دُم، افزایشهای عمده در هزینههای سایر برنامههای بزرگ و تجدید موجودی مهمات ایالات متحده، افزایش سریع هزینهها به این اندازه عملاً غیرممکن بهنظر میرسد. عقابهای مالی در کنگره نیز به این رویکرد چالش خواهند کرد.
چشمانداز نهایی برای صلح از طریق قدرت
مانند چندین دولت قبلی ایالات متحده، ترامپ نیز تلاش کرد تا اولویتهای خاورمیانه را کاهش دهد و سیاست خارجی، امنیتی و اقتصادی ایالات متحده را به سمت منطقه آسیا-پاسیفیک تغییر دهد.
او در این زمینه موفق نبوده و تنها پیشرفتهای اندکی در برابر اهداف NDS داشته است. بهجای اتخاذ اقداماتی برای کاهش مشکل همزمانی که در NDS شناسایی شده، رویکرد این دولت – از جمله صرف بخش قابل توجهی از ذخایر سلاحهای پیشرفتهاش در حملات علیه ایران – بهطور قابلتوجهی این مشکل را حادتر کرده است. چین نسبت به 18 ماه پیش قویتر شده و روسیه به این نتیجه رسیده است که تعهد ایالات متحده به امنیت اروپا ضعیفتر از هر زمان دیگری از پایان جنگ سرد است. حملات هماهنگ علیه منافع ایالات متحده بعید بهنظر میرسد، اما دشمنان ممکن است از تعهد ناخواسته به خاورمیانه بهطور فرصتطلبانه استفاده کنند.
بسیاری پیشبینی میکنند که جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای عملکرد ضعیفی خواهند داشت و ترامپ تا پایان سال به یک رئیسجمهور لنگ تبدیل خواهد شد، در حالی که کنگره به شدت برنامههای داخلی او را محدود خواهد کرد. بهطور سنتی، رئیسجمهورهای لنگ بر روی میراث خود تمرکز کرده و در خارج از کشور فعالتر بودهاند. اگر او تا پایان دورهاش در سمت خود باقی بماند، ترامپ ممکن است به نوعی ماجراجویی نظامی که ادعا کرده بود از آن پرهیز خواهد کرد، دوباره روی آورد و استراتژی دفاع ملی به شدت آن را رد کرده بود. بر اساس تجربه ۱۸ ماه گذشته، به نظر نمیرسد که این یک دولت باشد که به خوداندیشی یا یادگیری بپردازد، بنابراین باید خود را آماده کرده و برای نوسانات بیشتری در آینده آماده باشیم.

