تحولات ژئوپلیتیکی در حال وقوع در منطقه شام یک فرصت موقتی برای مختل کردن دائمی قابلیتهای نیابتی منطقهای فراهم میآورد، به شرطی که واشنگتن یک استراتژی همزمان و دوگانه برای مهار را اجرا کند. خلع سلاح حزبالله نیازمند نگاهی فراتر از دستگاه دولتی ناکارآمد لبنان و خنثی کردن عمق استراتژیک حیاتی آن در سوریه است. اگر خطوط مالی و لجستیکی که از خاک سوریه عبور میکنند، نادیده گرفته شوند، هر مکانیزم اجرایی در بیروت به طور ذاتی تحت فشار قاچاق سیستماتیک شکست خواهد خورد.
سوریه میتواند به خنثیسازی نیابتیهای منطقهای کمک کند
مقامات آمریکایی و اسرائیلی از لبنان میخواهند تا کاری را انجام دهد که روزگاری غیرممکن به نظر میرسید: از بین بردن زرادخانه حزبالله و بازگرداندن انحصار دولت بر نیروی نظامی. در حالی که یک فرصت کوتاه و محدود برای بیروت وجود دارد تا حزبالله را خلع سلاح کند، این تلاش در صورتی که این گروه بتواند از طریق سوریه دوباره تسلیح شود، محکوم به شکست خواهد بود.
توافقنامه موقت بین ایالات متحده و ایران که روز یکشنبه اعلام شد و ایران آن را به توقف درگیریها در لبنان مرتبط میسازد، خلع سلاح حزبالله را هم فوریتر و هم پیچیدهتر میکند. این توافق ممکن است درگیریهای فوری را کاهش دهد، اما مشکل استراتژیک بقای حزبالله و توانایی آن برای تسلیح مجدد و بازسازی از طریق تکیه بر سوریه را حل نمیکند. برای سالها، سوریه به عنوان عمق لجستیکی و استراتژیک حزبالله عمل کرده است. موشکها و مهمات از ایران از طریق خاک سوریه به مناطق تحت تسلط حزبالله در لبنان منتقل میشد. این کانالها با سقوط رژیم بشار اسد محدود شدند، اما با این حال از او پیشی گرفتند.

مختل کردن شبکههای مالی که سوریه میتواند حمایت کند
یک مقام عراقی در سپتامبر 2025 گفت که حزبالله هنوز به شبکههای قاچاقی وابسته است که قادر به جابجایی محمولهها تا دمشق هستند—جدیدترین در یک سری گزارشها که نشان میدهد این گروه هنوز از شبکههایی که از بقایای رژیم اسد و قاچاقچیان باتجربه تشکیل شدهاند، برای جابجایی سلاح و وجوه استفاده میکند. حزبالله از سوریه برای بیشتر از قاچاق استفاده میکند. مقامات جدید در دمشق همپیمانان حزبالله نیستند. اما آنها تازه به قدرت رسیدهاند، منابع اندک آنها بین تثبیت سرزمینی و درگیریهای قومی-مذهبی تقسیم شده است و اولویت آنها بهبود اقتصادی به جای از بین بردن شبکههای تجاری زمان جنگ بوده است.
این عوامل به حزبالله این امکان را دادهاند که شبکههای مالی و تجاری خود را که در دوران اسد ایجاد کرده بود، مدتها پس از پایان حضور نظامی آشکارش حفظ کند. شرکتهای پوششی و بازرگانان دوران اسد که زمانی پول نفت ایران را در سراسر منطقه جابهجا میکردند و به حفظ بخشهایی از زیرساخت حزبالله کمک میکردند. برخی از این شبکهها هنوز در اقتصاد رسمی سوریه جاگیر هستند و از طریق شرکتهای واردات و صادرات و تجارت مرزی فعالیت میکنند.
مقابله با شبکهها در سوریه
اما با وجود کاستیها در تواناییهایشان، مقامات جدید سوریه هیچ علاقهای به باقی ماندن حزبالله در خاک سوریه یا استفاده از سرزمین سوریه برای بازسازی ندارند. این گروه، پس از همه، در طول جنگ داخلی سوریه علیه آنها جنگید و کشور را ویران کرد و در خون غرق کرد، همه برای حفظ بشار اسد در قدرت. بنابراین، دمشق—برخلاف بیروت—به طور مداوم تمایل خود را برای مقابله با حزبالله نشان داده است. رئیسجمهور احمد الشعار بهطور علنی از تلاشها برای خلع سلاح حزبالله حمایت کرده است. او اعلام کرد که سوریه “در کنار لبنان در خلع سلاح حزبالله ایستاده است.”
حتی مقامات اسرائیلی، که به الشعار بدبین هستند، با این حال به سوریه “نمرات بسیار بالایی” برای مختل کردن مسیرهای قاچاق حزبالله دادهاند. با دلایل خوب—از زمان به قدرت رسیدن الشعار، مقامات سوریه بارها موشکها و محمولههای تسلیحاتی را که بهطور گزارش شده به سمت حزبالله در حال حرکت بودند، متوقف کردهاند. تنها در ماه آوریل، نیروهای سوریه یک طرح خرابکاری مرتبط با حزبالله را که قصد داشت به اسرائیل حمله کند، مختل کردند. اما در حالی که این توقیفها مهم هستند، دمشق در حال حاضر نمیتواند آنها را با فرکانس یا مقیاس لازم برای بهطور کافی مانع از بهبودی حزبالله انجام دهد. اما با کمک اسرائیل و نظارت آمریکا، این تلاش خوبنیت اما جزئی میتواند به یک استراتژی جامع و مؤثر تبدیل شود.

سوریه میتواند از شراکتهای استراتژیک بهرهبرداری کند
در طول سال گذشته، واشنگتن کانالهایی برای مدیریت تنشها بین اسرائیل و سوریه ایجاد کرد. این تلاش اولین فرصت واقعی برای همکاری عملی بین دمشق و اورشلیم را فراهم کرد. اما این تلاشها متوقف شده است، زیرا بیاعتمادی بین دو کشور عمیق است. اورشلیم همچنان نسبت به گذشته نظامی شرا و نیتهای آیندهاش، حضور جنگجویان جهادی خارجی در سوریه و نفوذ فزاینده ترکیهای که به طور فزایندهای خصمانه شده است، محتاط است. در همین حال، سوریه شاهد حملات مکرر اسرائیل و نفوذهای زمینی در خاک خود بوده و از گروههای جداییطلب دروزی حمایت میکند که دمشق ادعا میکند در تلاشند کشور را تکهتکه کنند.
در اینجا، ایالات متحده—و بهویژه دولت ترامپ—بهطور ایدهآلی در موقعیتی قرار دارد که میتواند این سوءظنها و تنشها را میانجیگری کند. رئیسجمهور دونالد ترامپ و نماینده ویژه تام باراک در طول سال گذشته با همتایان سوری خود حسن نیت قابل توجهی به دست آوردهاند، بهطوریکه ترامپ و الشرا رابطه شخصی دوستانهای را قبل از لغو تحریمها توسط ایالات متحده در سال گذشته برقرار کردند. همچنین، درست مانند اسرائیلیها، واشنگتن نیز از مقامات جدید سوریه به خاطر تلاشهایشان علیه حزبالله ستایش کرده است. در همین حال، دمشق بهطور قوی نشان میدهد که میخواهد به مدار جهانی آمریکا نزدیکتر شود.

کانالهای امنیتی موازی که سوریه میتواند از آنها استفاده کند
واشنگتن فضایی برای ایجاد یک مسیر خلع سلاح حزبالله اسرائیل-سوریه بهطور موازی با مسیری که بین اسرائیل و لبنان حمایت میکند، دارد—مسیر که آن را تکمیل و تقویت میکند. برای کمک به سرکوب شبکههای مالی و قاچاق تسلیحات باقیمانده حزبالله، ایالات متحده میتواند توافق امنیتی محدودی بین دمشق و اورشلیم را تشویق کند.
این میتواند با تبادل اطلاعات متقابل بین اسرائیلیها و سوریها در مورد انتقال تسلیحات، تسهیلکنندگان و مسیرها و تلاشهای قاچاق آغاز شود، از جمله قبل از اینکه این انتقالها از مرز عراق به سوریه عبور کنند. با افزایش این تلاشهای مشترک برای جلوگیری، اسرائیل و سوریه میتوانند به سمت هماهنگی نظامی علیه تلاشهای تجدید حزبالله که از خاک سوریه عبور میکند، حرکت کنند—کمک به دمشق برای انتقال از اقدامهای واکنشی به تلاشی پیشگیرانه برای تعطیل کردن شبکههای قاچاق و مالی این گروه.
واشنگتن به شدت در موفقیت مذاکرات تحت حمایت ایالات متحده بین اسرائیل و لبنان سرمایهگذاری کرده است. اما از آنجا که حزبالله هنوز از نظر اجتماعی و نظامی در لبنان بسیار قدرتمند است، این موضوع که بیروت به درستی بر این گروه کنترل خواهد داشت، به هیچ وجه قطعی نیست، چه برسد به اینکه آن را خلع سلاح کند. اما ایجاد این مسیر موازی سوری-اسرائیلی به همه طرفها یک راهحل مطمئن خواهد داد تا از بازگشت حزبالله به قدرت سابق خود جلوگیری کرده و ضعف کنونی آن را به عنوان یک مبنای ادامه تضعیف این گروه حفظ کنند.
همکاری بین اورشلیم و دمشق علیه این دشمن مشترک میتواند عواقب مثبت غیرمنتظرهای نیز داشته باشد. در حالی که صلح فوری سوریه و اسرائیل به دلیل اختلافات سرزمینی و سوءظن متقابل به نظر نمیرسد قابل دستیابی باشد، همکاری در این هدف محدودتر میتواند به ایجاد حسن نیت و اعتماد کمک کند. با گذشت زمان، این میتواند پایهگذار انعطافپذیری آینده در مسائل دشوارتر—مانند سرنوشت بلندیهای جولان—باشد. اما در این میان، همه طرفها از ممانعت از توانایی حزبالله برای بازسازی بدون تکیه صرف بر لبنان که هنوز ناپایدار است، بهرهمند خواهند شد.

