پیوند حیاتی بین ثروت منابع و قابلیت نظامی به این معناست که نفوذ جهانی روسیه به طور کامل به حجم صادرات انرژی آن بستگی دارد. با تسریع موانع ساختاری در کاهش منابع میادین سیبری، کرملین با فشار مالی مداوم مواجه است. این کاهش بلندمدت در تولید نفت قدرت ساختاری، ظرفیت آینده مسکو برای نمایش قدرت یا تأمین مالی دیپلماسی طولانیمدت را تضعیف میکند. با این حال، پنج سال آینده یک پنجره حاد از ریسک استراتژیک را ارائه میدهد، زیرا از دست دادن تولید نفت ممکن است انگیزهای برای تهاجم فوری منطقهای ایجاد کند قبل از اینکه مزایای مالی ناپدید شوند.
فشارها بر ظرفیت تولید نفت افزایش مییابد
به نظر میرسد عصر نفت به راحتی قابل دسترسی روسیه از سیبری غربی به پایان میرسد. این امر محدودیت مالی ایجاد میکند که مسکو به احتمال زیاد نمیتواند آن را از طریق درگیری یا مهندسی روایت جبران کند. با گذشت زمان، انتظار میرود ظرفیت کاهش یافته تولید نفت کشور، توانایی آن را برای حفظ نفوذ ژئوپلیتیکی تضعیف کند. با این حال، در پنج سال آینده، ممکن است اثر معکوس داشته باشد — افزایش ریسک درگیری اگر کرملین تصمیم به اقدام نظامی فراتر از اوکراین بگیرد قبل از اینکه مزایای مالی آن بیشتر کاهش یابد.
مقابله با کاهش زمینشناسی به اندازه جنگ جاری در اوکراین توجه رسانهها را جلب نمیکند. عملیاتهای روسیه در میادین نفتی سیبری، ولگا، خزر و قطب شمال اغلب فاقد کیفیت خبری قابل توجهی هستند که به مبارزه مربوط میشود. چه در رسانهها پوشش داده شود، بشکههای آن میادین، یا عدم وجود آنها، احتمالاً عامل اصلی تصمیمگیری استراتژیک روسیه، توان نظامی و نفوذ جهانی خواهد بود.
با این حال، روندهای تولید نفت در کشور به نظر نمیرسد به نفع مسکو باشد. رئیس دانشگاه فناوری دولتی آلمتیفسک در مصاحبهای در مارس 2025 گفت: “بله، عصر نفت آسان به پایان رسیده است. …دیگر ‘چشمههای نفتی’ نخواهیم داشت.” این کاهش پیامدهای مالی مستقیمی به همراه دارد. با تکرار مشاهده مارکوس تولیوس سیسرو که “رگهای جنگ” نیاز به “تأمین مالی نامحدود” دارند، تلاشهای تأمین مالی کرملین میتواند به فروش مستقیم نفت یا درآمدزایی غیرمستقیم آن از طریق قراردادهای وام در ازای نفت تقلیل یابد. بنابراین، پول کمتر به معنای قدرت نظامی کمتر در طول زمان است.
رهبران ملی معمولاً به اقدامهای جنگی بر اساس ارزیابی ریسک و پاداش که شامل جاهطلبی و احساسات به همراه محاسبات مالی و صنعتی است، نزدیک میشوند، از جمله اینکه یک کمپین چگونه میتواند انجام و حفظ شود. چهار سال و نیم از جنگ روسیه و اوکراین گذشته است و رئیسجمهور ولادیمیر پوتین به این درگیری متعهد مانده است، با وجود هزینههای مالی قابل توجه و خطرات داخلی. با این حال، حفظ گزینههای نظامی و آمادهسازی برای آینده هر دو نیازمند ورودهای مالی بلندمدت و قابل توجه هستند.
بنابراین، تولید نفت شاید مهمترین معیار برای ارزیابی ظرفیت روسیه در اعمال نفوذ بینالمللی، حفظ تلاشهای جنگی و بازسازی برای حملات بیشتر به اوکراین و بهطور بالقوه، اقدامات آینده علیه لهستان، کشورهای بالتیک و بخشهایی از آسیای مرکزی باشد.

ژئوپلیتیک تحت تأثیر واقعیتهای تولید نفت
روسیه در سال 2024 تقریباً 9 میلیون بشکه نفت خام در روز تولید کرد که معادل 11% از عرضه جهانی در آن سال است، با جمعیتی کمتر از نصف ایالات متحده و اقتصادی حدود 15% کوچکتر از تگزاس. از این رو، بخش بزرگی از عرضه نفت آن به صادرات اختصاص دارد که روسیه را به عنوان یک تأمینکننده مهم سیستماتیک قرار میدهد که درآمدی معادل 120 میلیارد دلار آمریکا از درآمدهای نفتی در سال 2024 دارد و نفوذ ژئوپلیتیکی نیز به همراه دارد.
نفوذ ناشی از این واقعیت است که نفت در زندگی مدرن نفوذ دارد. نفت همچنان پرمعاملهترین کالای جهان است، با گردش مالی سالانه جهانی بیش از 2 تریلیون دلار در حجم 100 میلیون بشکه در روز و قیمت متوسط 60 دلار به ازای هر بشکه — که بیش از سه برابر ارزش تمام نیمههادیهای فروخته شده در سطح جهانی در سال 2024 است. نفت همچنین بسیار قابل تعویض است. پس از عبور تانکهای روسی به اوکراین در فوریه 2022، نفت اورال که قرار بود به خریداران اروپایی فروخته شود، به راحتی به چین، هند و سایر بازارهای جایگزین هدایت شد.
تخفیفهای قابل توجه ناشی از ریسکهای شهرت و تحریمها، نفت روسیه را برای مشتریان در جنوب جهانی جذابتر کرد، اگرچه همان خریداران به خرید محمولهها ادامه میدهند حتی در حالی که فاصله قیمت با درجات نفت خام معیار جهانی کاهش مییابد. به طور خلاصه، اگر تولیدکنندگان روسی بتوانند بشکهها را به یک بندر یا از طریق یک خط لوله صادراتی تحویل دهند، احتمالاً یک خریدار برای آنها پرداخت خواهد کرد. با این حال، روندهای مربوط به ظرفیت تولید نفت روسیه نشان میدهد که در سالهای آینده بشکههای کمتری در دسترس خواهد بود.
کاهش شتابان تهدیدی برای تولید نفت
خستگی زمینشناسی — کاهش تدریجی ذخایر نفت — در حال حاضر در حوزه نفتی روسیه در حال وقوع است. با وجود تلاشهای مداوم، تولید نفت روسیه در حال تضعیف است. تولیدکنندگان نفت در سطحی حفاری میکنند که از اواخر دهه ۱۹۸۰ مشاهده نشده است. علاوه بر این، نسبت چاههای افقی — که برای دسترسی به بخش بیشتری از یک میدان نفتی از یک چاه استفاده میشود — از حدود ۱۵٪ در سال ۲۰۱۱ به نزدیک ۶۰٪ در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. این تغییر نشاندهنده کاهش از سهم ۶۸٪ چاههای افقی در سال ۲۰۲۴ است که احتمالاً به دلیل کمبود سرمایه و تغییر به چاههای عمودی ارزانتر و با فناوری کمتر بوده است. با این حال، تولید نفت همچنان کاهش مییابد.
روسیه در حال انتقال از یک ابرقدرت منابع به یک مدیر کاهش منابع است. در قلب نفتی روسیه، یعنی خانتی-مانسیسک در سیبری غربی، که حدود ۴۰٪ از تولید کشور را شامل میشود، تولید از سال ۲۰۰۹ به طور پیوسته کاهش یافته است. از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴، تولید در خانتی-مانسیسک بیش از ۱۴٪ کاهش یافته در حالی که بقیه روسیه نیز کاهش تولید نفت نزدیک به ۹٪ را تجربه کرده است (شکل ۱). شرکتهای روسی میادین نفتی اضافی را در سیبری شرقی و منطقه دریای خزر شناسایی کردهاند، اما نه به مقیاسی که بتواند کاهش تولید در میادین سیبری غربی را جبران کند.
شکل ۱ — تولید نفت خام روسیه، ژانویه ۱۹۹۳–آوریل ۲۰۲۶

توجه: محاسبات شکل شامل میعانات اجارهای است.
آیا این کاهشها میتوانند معکوس شوند؟ تولید نفت معمولاً محصول فرمول زیر است: ضرب دینامیک زمینشناسی، فناوری، سرمایه و قیمتهای نفت به طور جمعی برابر با تولید است. روسیه هنوز پتانسیل زمینشناسی قابل توجهی دارد، همانطور که حداقل یک شرکت بزرگ نفتی آمریکایی در مذاکرات محرمانه با تولیدکننده دولتی قهرمان روسیه، روسنفت، که وال استریت ژورنال در آگوست ۲۰۲۵ به آن پرداخته است، تأیید کرده است. با این حال، قیمتهای نفت عمدتاً خارج از کنترل آن است.
این فناوری و سرمایه را به عنوان عواملی باقی میگذارد که کشور میتواند بر آنها تأثیر بیشتری داشته باشد. برای روسیه، دسترسی به فناوری و سرمایه تابعی از ژئوپلیتیک است، زیرا مداخلات مسکو در کشورهای همسایه، از جمله اوکراین، دسترسی به این منابع را محدود کرده است. تحریمهای غرب به تدریج دسترسی به هر دو فناوری و سرمایه را پس از تصرف کریمه توسط مسکو در سال ۲۰۱۴، حمایت از جنگ در شرق اوکراین از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۲ و آغاز یک حمله تمامعیار به اوکراین در سال ۲۰۲۲ محدود کرده است که منجر به جنگی نزدیک به پنج ساله شده که هنوز ادامه دارد.
فاصلههای هزینه تولید نفت گسترش مییابد
سرمایه امکان حفاری به مقیاس و سرعت لازم برای جبران کاهشهای طبیعی تولید و حفظ یا در صورت امکان، افزایش تولید را فراهم میکند. در دهه اول رونق شیل، تولیدکنندگان آمریکایی بیش از ۱ تریلیون دلار در سرمایهگذاری هزینه کردند. اگر فرض کنیم هزینههای خدمات میادین نفتی معادل دو سوم کل هزینههای سرمایهگذاری باشد — نسبت تقریبی برای روسیه — دادهها نشان میدهد که تولیدکنندگان نفت و گاز آمریکای شمالی تقریباً شش برابر آنچه تولیدکنندگان روسی در سال ۲۰۲۴ هزینه کردند، به دلار آمریکا هزینه کردهاند. حتی با در نظر گرفتن تأثیرات کاهنده کاهش ارزش روبل بر هزینههای خدمات محلی در روسیه، این فاصله همچنان قابل توجه باقی میماند.
توانایی تولیدکنندگان نفت روسیه برای تأمین مالی خود در سطح لازم برای حفظ تولید احتمالاً محدود خواهد بود. بر اساس برآوردهای نویسنده، افشاگریهای رسمی روسیه در مورد هزینههای جامع تولید نفت نشان میدهد که حاشیه پس از پرداخت هزینههای عملیاتی، سرمایه و سایر هزینهها در حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد است. فشارهای مالی ناشی از جنگ به همراه هزینههای تعمیر خسارات ناشی از حملات اوکراینی به پالایشگاهها و زیرساختهای دیگر میتواند حاشیه ناخالص نفت صادراتی و محصولات تصفیه شده را به نزدیک ۲۵ درصد نزدیک کند.
با درآمد ناخالص سالانه صادرات نفت خام و محصولات در حدود ۱۲۰ میلیارد دلار، حاشیه ناخالص ۲۵ درصد به معنای ۳۰ میلیارد دلار خواهد بود. اگر دولت روسیه مالیاتهای جنگی را وضع کند که نیمی از مبلغ تخمینی حاشیه را جذب کند — که یک چشمانداز بسیار محتمل است — آنگاه ۱۵ میلیارد دلار باقیمانده در سال میتواند برای سرمایهگذاری مجدد در تولید نفت آینده استفاده شود. سهامداران سود یا بازپرداختهای منظم دیگری دریافت نخواهند کرد، اما با توجه به بسیج اقتصادی روسیه در زمان جنگ، احتمالاً این محرومیت را خواهند پذیرفت. با این حال، حتی با وجود منابع بیشتر، تلاشهای سالهای اخیر نشان داده است که حفاری چاههای بیشتر و قرار دادن فولاد بیشتر در زمین نتوانسته است تولید نفت در روسیه را احیا کند.
در مورد فناوری، این امر تأثیر سرمایهگذاری انجام شده را تقویت میکند، بهویژه زمانی که میادین نفتی قدیمی و ذخایر پیچیدهتر درگیر باشند، که وضعیت کنونی تولیدکنندگان روسی در سیبری غربی است. زمانی که فناوری بهخوبی عمل کند، توانایی آن برای افزایش بازده سرمایه، سپس سرمایهگذاری در توسعه و بهبود فناوریهای بهکاررفته در حفاری و تولید را تحریک میکند. به همین دلیل است که H&P، یک شرکت پیشرو در حفاری آمریکایی، بهتنهایی در سال ۲۰۲۳ حدود ۷۰٪ از حجم حفاری که تمام تولیدکنندگان و حفاران در روسیه در یک بازه زمانی مشابه بهدست آوردند، اما با یکهفتم تعداد دکلها، حفاری میکند.
فناوری مرتبط با تولید نفت نهتنها در خشکی بلکه برای پروژههای چالشبرانگیز دریایی در قطب شمال که کرملین آنها را بهعنوان راهی برای جبران کاهش تولید در سیبری غربی میبیند، حیاتی است. بهعنوان مثال، برآوردها برای پروژه نفت وُستوک، واقع در بیش از ۱۷۰۰ مایل شمالشرقی مسکو، ۲ میلیون بشکه در روز نفت در اوج تولید است. با این حال، پیشبینی میشود که توسعه آن به اندازه ۱۳۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشد. آیا مسکو میتواند توسعه این پروژه را بهطور کامل خود تأمین مالی کند؟ شاید، اما محدودیتهای دسترسی به فناوری موانع قابل توجهی را معرفی خواهد کرد و قیمت بالای پروژه هزینههای فرصت قابل توجهی را ایجاد خواهد کرد زیرا نیاز به انتقال بودجه از سایر فعالیتها دارد.
توانایی روسیه برای تأمین مالی پروژههای خود اهمیت دارد زیرا احتمالاً سرمایه خارجی در دسترس نخواهد بود. هنگامی که جنگ روسیه و اوکراین به پایان برسد، بسیاری از شرکتها ممکن است در سرمایهگذاری در روسیه تردید کنند زیرا این کشور ممکن است درگیر یک درگیری دیگر شود، داراییها را مصادره کند یا شرایط مالیاتی جدیدی را پس از سرمایهگذاری سرمایهگذاران خارجی در یک پروژه اعمال کند.
در نهایت، هر دارایی تولید نفت روسیه، با فرض آتشبس پایدار در اوکراین، با سایر داراییها در سراسر جهان برای جذب سرمایه رقابت خواهد کرد. ذخایر نفتی در آرژانتین، گویان، عراق، منطقه خلیج فارس و سایر مناطق در سراسر قاره آمریکا بهطور کلی پروفایلهایی با ریسک کمتر در سطح زمین نسبت به آنهایی که در روسیه با عدم ثبات ژئوپلیتیکی قرار دارند، ارائه خواهند داد.

بازارهای جهانی تغییرات تولید نفت را جذب میکنند
کاهش تولید نفت روسیه بر چین، هند، کانادا، ایالات متحده، اعضای ناتو در اروپا و تولیدکنندگان نفت خاورمیانه تأثیر خواهد گذاشت، اما این تأثیر بهویژه برای همسایگان پس از شوروی روسیه شدیدتر خواهد بود.
برای چین و هند، روسیه احتمالاً به عنوان یک شریک کمتر جذاب به نظر خواهد رسید اگر تولید نفت آن به کاهش ادامه دهد. برای کانادا، هر بشکه نفت روسی که از دست برود، فضای بازار بیشتری برای نفت خام سنگین و با گوگرد بالا از ماسههای نفتی آلبرتا فراهم میکند. برای ایالات متحده و اعضای ناتو در اروپا، اگر روسیه در طول زمان درآمد نفتی کمتری حفظ کند، مسکو احتمالاً تهدیدی مداوم خواهد بود، اما در عین حال، توانایی آن برای پرداخت هزینههای پرسنل نظامی و تجهیزات کاهش خواهد یافت. برای تولیدکنندگان خاورمیانه، کاهش تعداد بشکههای نفت روسی ممکن است به افزایش تقاضا برای صادرات از منطقه خلیج فارس منجر شود.
جنگ جاری ایران و اختلالات در تنگه هرمز در حال حاضر این واقعیت استراتژیک زیرین را پنهان کرده است، اما با ساخت مسیرهای دور زدن، چندین تأمینکننده خاورمیانهای حضور بازار قویتری را برقرار خواهند کرد.
بهویژه، برای همسایگان پساشوروی روسیه، کاهش ظرفیت نفت روسیه میتواند به معنای دورهای از نوسانات شدید در پنج سال آینده باشد، بهویژه اگر رهبران روسی به این نتیجه برسند که پنجره اقدام نظامی آنها به دلیل کاهش درآمدهای ساختاری نفت در حال بسته شدن است. با این حال، کاهش تولید و درآمد نفت میتواند تلاشهای بازدارندگی را تسهیل کند و زمینه را برای آیندهای فراهم کند که در آن مسکو به طور قابل توجهی ظرفیت کمتری برای تبدیل آرزوهای سرزمینی به اقدامات نظامی داشته باشد.
کاهش نفت و افزایش ریسک
عزم روسیه نباید دستکم گرفته شود. نفت به طور عمده پایهگذار قابلیت سیاسی داخلی پوتین و موقعیت جهانی روسیه است. فعالیتهای حفاری که به رکوردهای دوران شوروی در سه سال آینده برسد یا حتی از آن فراتر رود، بسیار محتمل است. قیمتهای بالاتر نفت نیز میتواند تسکین موقتی فراهم کند — همانطور که از بسته شدن تنگه هرمز مشهود است.
علاوه بر این، روسیه منابع دیگری نیز دارد — گاز، فلزات، زغالسنگ، فروش سوخت هستهای و تجهیزات نظامی — اما ترکیب این منابع انتظار نمیرود که برابر با درآمدهای نفتی پیش از جنگ کشور باشد. علاوه بر این، جنگ با اوکراین به طور قابل توجهی پتانسیل فروش تسلیحات روسیه را کاهش داده است، زیرا خریداران بالقوه نگران تحریمهای غربی هستند و همچنین شاهد عملکرد بهتر انواع سلاحهای ناتو و اوکراینی نسبت به سیستمهای ساخت روسیه هستند.
ذخایر نفتی قابل دسترس کشور در حال کاهش است بدون اینکه جایگزینی واضح وجود داشته باشد. بشکههای باقیمانده نیز تولیدشان دشوارتر و پرهزینهتر است. با فرض ثابت بودن سایر عوامل، این نشان میدهد که توانایی روسیه برای تبدیل ثروت منابع به قدرت نظامی با محدودیتهای فزایندهای مواجه خواهد شد. دو بینش استراتژیک کلیدی نتیجه میگیرد:
محدودیتهای درآمد نفت احتمالاً در هزینه قدرت ملی جامع بلندمدت روسیه تشدید خواهد شد.
انتظار میرود که خطرات کوتاهمدت افزایش یابد زیرا مسکو ممکن است درک کند که پنجره محدودی برای به کارگیری معتبر اقدامات نظامی علیه سایر کشورهای پساشوروی و همسایگان ناتو دارد.
به دلیل محدودیتها در تولید نفت و ایجاد درآمد، روسیه ممکن است به طور فزایندهای به یک کره شمالی بزرگ اوراسیا شباهت پیدا کند — به شدت هستهای شده، به طور ساختاری ایزوله و از نظر اقتصادی آسیبپذیر — نه به عنوان قدرت نظامی که بسیاری قبل از جنگ روسیه-اوکراین آن را تصور میکردند. دهه آینده دورهای پویا برای تنظیم خواهد بود، با نیازهای متناسب به ریسک استراتژیک و بازدارندگی. بنابراین ناتو ممکن است با یکی از چالشبرانگیزترین مجموعه وظایف خود از اوایل دهه ۱۹۸۰ مواجه شود.

