مواجهه کنونی قدرتهای جهانی با اصطکاک عملیاتی در حالی است که عملیاتهای نظامی منطقهای در خاورمیانه به سرعت سامانههای پیشرفته دفاعی و تسلیحات تهاجمی دقیق را مصرف میکنند. این کمبود مهمات ایالات متحده ناشی از بازسازی صنعتی دفاعی در بلندمدت، کاهش نیروها پس از جنگ سرد و ساختارهای تأمین است که به طور تاریخی اولویت را به پلتفرمهای سختافزاری سرمایهای نسبت به عمق ذخایر جنگی پایدار دادهاند. هزینههای مداوم در طول کمپینهای فعال، موجودیهای موشکی را به سطوحی کاهش داده است که تهدیدی برای وضعیت کلی تئاتر به شمار میآید.
در حالی که موجودیهای موجود برای درگیریهای منطقهای محلی کافی باقی ماندهاند، کاهش عمق موجودیها، در معرض خطرات عملیاتی قابل توجهی در مورد احتمالات چند جبههای در برابر رقبای نزدیک در منطقه هند-پاسیفیک قرار میدهد. گلوگاههای تولید و زنجیرههای تأمین طولانی، به دلیل زمانهای طولانی تولید برای تسلیحات ضد تابش پیشرفته، موشکهای ضد کشتی با برد بلند و سیستمهای دفاع هوایی تخصصی، مانع از بازیابی سریع موجودیها میشوند. حل مشکل کمبود مهمات ایالات متحده نیازمند ثبات بودجهای بلندمدت، گسترش پایه صنعتی داخلی و روشهای برنامهریزی ذخایر اصلاحشده برای حمایت از تعهدات عملیاتی با شدت بالا به طور همزمان بدون به خطر انداختن حاشیههای بازدارندگی استراتژیک در سطح جهانی است.
تنشهای عملیاتی کمبود مهمات ایالات متحده را به وجود میآورد
کمبود مهمات کلیدی ایالات متحده به بحث ملی وارد شده و به طور گزارش شدهای به یک عنصر اصلی در تصمیمگیریهای ریاستجمهوری در درگیری ایالات متحده با ایران تبدیل شده است. استفاده از این مهمات در جنگ علیه ایران واقعاً یک عامل اصلی در این مسئله است، اما تنها عامل نیست. دلایل دیگری—استراتژیک، صنعتی، نهادی و عملیاتی—وجود دارد که چرا وزارت دفاع (DOD) عمق موجودیهای مهمات مورد نیاز امروز را ندارد. درک تاریخ کامل برای حل این مشکل ضروری است.
کمبود مهمات ایالات متحده تهدیدی برای بازدارندگی دفاعی در اقیانوس آرام است
این موضوع واضح است اما نیاز به مرور دارد. CSIS تأثیرات جنگ بر هفت نوع مهمات که به طور گسترده در جنگ علیه ایران استفاده شده و همچنین در یک درگیری در اقیانوس آرام غربی علیه چین استفاده خواهد شد، مستند کرده است. این مهمات به دو گروه تقسیم میشوند: دفاع موشکی و حمله زمینی با برد بلند.
ایالات متحده حدود نیمی از موجودی اولیه سه نوع از این مهمات (پاتریوت، تهاجم هوایی THAAD و PrSM) و حدود یکسوم موجودی اولیه برای بقیه (JASSM، SM-2/3/6 و تام هاوک) را استفاده کرده است. با این حال، مقدار کافی برای هر سناریوی محتمل در جنگ علیه ایران باقی مانده است. خطر از جنگهای آینده بالقوه ناشی میشود، به ویژه با چین—اما احتمالاً همچنین با روسیه یا کره شمالی. حتی قبل از جنگ کنونی، بسیاری از تحلیلها نشاندهنده نیاز به موجودیهای بزرگتر مهمات بودند. عملیات خشم حماسی این مشکل مهمات را تشدید کرده است و اکنون بازسازی چندساله در پیش است.
همه مهمات به دلیل جنگ در کمبود نیستند. همانطور که CSIS توصیف کرده است، ایالات متحده موجودیهای عمیق از گزینههای ارزانتر دارد، اما اینها با هزینههایی همراه هستند. JDAM، به عنوان مثال، همان دقت و قدرت انفجاری را به عنوان تام هاوک یا JASSM دارد. با این حال، برد کوتاهی دارد و نیاز به پرواز هواپیماها بر فراز قلمرو دشمن دارد که منجر به آسیبپذیری بیشتر و احتمالاً تلفات بیشتر میشود.
مهمات دیگری نیز در کمبود هستند، اما نه به دلیل جنگ با ایران. مهمات ضد کشتی با برد بلند، مانند LRASM، تام هاوک ضربه دریایی و موشک ضربه دریایی، در یک جنگ علیه چین حیاتی خواهند بود. اینها اصلاً در برابر ایران استفاده نشدهاند یا فقط در تعداد کمی استفاده شدهاند. در حالی که موجودیهای آنها عمدتاً تحت تأثیر این جنگ قرار نگرفتهاند، موجودیهای موجود در یک جنگ علیه یک قدرت دریایی همتراز به سرعت کاهش خواهند یافت.

تغییرات استراتژیک باعث کمبود مهمات ایالات متحده شد
در طول جنگ سرد، ایالات متحده با یک رقیب ابرقدرت در اتحاد جماهیر شوروی مواجه بود، بنابراین یک درگیری بالقوه نیاز به موجودی بزرگ مهمات داشت. با پایان جنگ سرد، استراتژی و الزامات تغییر کرد. به جای جنگ با یک قدرت بزرگ، ایالات متحده برای دو درگیری محدود منطقهای آماده میشد. دشمنان فرضی عراق و کره شمالی بودند.
انتظار میرفت که این جنگها نسبتاً کوتاه باشند و بنابراین به مراتب به مهمات کمتری نسبت به جنگ با اتحاد جماهیر شوروی نیاز داشتند. تأمین مهمات به طور قابل توجهی کاهش یافت. انتظارات از سال ۲۰۱۴ تغییر کرد، زمانی که روسیه کریمه و دونباس را اشغال کرد و چین به اقدامات تهاجمی خود در دریای جنوبی چین ادامه داد. با این حال، تا زمانی که روسیه در سال ۲۰۲۲ به اوکراین حمله کرد، نیاز به موجودیهای بزرگتر مهمات به وضوح و به طور فوری مشخص نشد.
گلوگاههای صنعتی کمبود مهمات ایالات متحده را تشدید میکنند
زمانی که جنگ سرد به پایان رسید، وزارت دفاع ایالات متحده متوجه شد که بودجههای کوچکتر در دنیای پس از جنگ سرد نمیتواند از پایگاه صنعتی دفاعی بزرگ موجود حمایت کند. در سال 1993، ویلیام پری، معاون وقت وزیر دفاع، مدیران صنعت دفاع را برای آنچه که به “آخرین شام” معروف شد، گرد هم آورد. او به آنها گفت که باید ادغام یا تنوع پیدا کنند. آنها این کار را کردند. نتیجه یک پایگاه صنعتی دفاعی بسیار کوچکتر بود. به عنوان مثال، تعداد پیمانکاران اصلی هوافضا و دفاع از 51 به 5 کاهش یافت؛ تعداد پیمانکاران فرعی نیز به همین نسبت کاهش یافت. کل ساختار کوچکتر شد.
صنعت دفاع نه تنها کوچکتر شد، بلکه به دلیل تغییر در استراتژی، خود را برای تولید کارآمد در نرخهای زمان صلح بازسازی کرد. قابلیت افزایش تولید به عنوان غیرضروری و هدررفت تلقی شد. در نتیجه، ظرفیت اضافی بسیار کمی در دسترس بود زمانی که وزارت دفاع در سال 2022 تصمیم به افزایش برخی تولیدات گرفت.
انتخابهای بودجهای کمبود مهمات ایالات متحده را تشدید میکند
صرف نظر از اندازه بودجه دفاعی، خدمات نظامی همیشه باید بین خرید مهمات یا پلتفرمهایی مانند هواپیما، وسایل نقلیه زرهی و کشتیها، انتخاب کنند. پلتفرمها مزیت این را دارند که به مدت 30 سال عمل میکنند، بسیار قابل مشاهده هستند و بنابراین به بازدارندگی کمک میکنند. مهمات پس از تولید به یک پناهگاه منتقل میشوند و تنها در صورت وقوع جنگ یا پایان عمر مفیدشان خارج میشوند. بنابراین، مهمات اغلب به عنوان پرداختکننده هزینه برای نیازهای با اولویت بالاتر عمل کردهاند، با وجود اینکه به اهمیت آنها اذعان شده است.
جنگهای اخیر کمبود مهمات ایالات متحده را تشدید میکند
جنگهایی که ایالات متحده در نیم دهه گذشته انجام داده است، نیاز به مهمات پیشرفتهای را در سطوحی ایجاد کرده که در طول کمپینهای ضدتروریسم اوایل قرن بیست و یکم نیاز نبود.
هم دولت بایدن و هم دولت دوم ترامپ در خاورمیانه برای مقابله با جنگ منطقهای ناشی از حمله 7 اکتبر حماس به اسرائیل، مهمات مصرف کردند.

در دوره ریاستجمهوری بایدن، کمپین علیه حوثیها—عملیات پوزئیدون آرچر—از صدها موشک رهگیر SM-2/3/6 مبتنی بر کشتی استفاده کرد. هزینه این موشکهای گرانقیمت کاهش یافت زیرا نیروی دریایی در سرنگونی پهپادها و موشکهای حوثی با استفاده از گزینههای کمهزینهتر هوایی و مبتنی بر کشتی، مهارت بیشتری پیدا کرد.
در پاسخ به حملات ایران به اسرائیل در تبادل آتشهای آوریل و اکتبر 2024، از تعداد بیشتری از سامانههای پدافند هوایی دریایی و زمینی استفاده شد. در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، نیروهای ایالات متحده بهطور گزارششده 150 موشک پدافند هوایی THAAD را در طول جنگ دوازدهروزه شلیک کردند.
علاوه بر مهمات دفاع موشکی، جنگهای خاورمیانه همچنین از بسیاری از مهمات حمله دوربرد استفاده کردند. کمپین دولت بایدن علیه حوثیها حداقل 135 موشک تاماهاک را به کار گرفت؛ 24 موشک در طول جنگ دوازدهروزه تحت ریاستجمهوری ترامپ شلیک شد. این مهمات حمله پیشرفته در کمپینهای دیگر نیز استفاده شد، از جمله 16 موشک تاماهاک که در روز کریسمس 2025 علیه مواضع داعش در نیجریه شلیک شد و چندین ده موشک JASSM که در حمله به ونزوئلا در ژانویه 2026 به کار رفتند.
مقامات دولت به انتقال سلاحها به اوکراین بهعنوان توضیحی برای کاهش موجودی مهمات ایالات متحده اشاره کردهاند. ایالات متحده واقعاً تجهیزات نظامی زیادی به اوکراین ارائه داده است، از جمله سلاحها، مهمات و ملزومات. برگه اطلاعات وزارت دفاع درباره اوکراین 102 قلم را با هزینه کل 85 میلیارد دلار فهرست کرده است.
با این حال، اکثریت قریب به اتفاق اقلام ارائهشده به اوکراین مربوط به نبردهای زمینی است. برخی از نمونهها شامل کامیونهای سبک، متوسط و سنگین؛ وسایل نقلیه زرهی مانند تانکهای آبرامز و وسایل نقلیه جنگی برادلی؛ حاملهای پرسنل زرهی M113؛ مهمات توپخانه؛ هاوتزرهای توپخانه؛ سلاحهای ضد تانک مانند جاولین و TOW؛ خمپارهها و مهمات مربوطه؛ و تفنگها و مهمات مربوطه است. این سیستمها در جنگ علیه ایران نقش عمدهای نداشتهاند و موجودیهای آنها تنها عامل جزئی در جنگ علیه چین خواهند بود. انتقالها شامل بسیاری از سیستمهای آزمایشی ضد پهپاد نیز بود، اما اینها اساساً نمونههای اولیه بودند و نه برنامههای ثبتشده که نیاز به موجودیهای جنگی دارند.
تنها چهار مورد از 102 قلم فهرستشده که ایالات متحده به اوکراین ارائه داده است، در جنگ هوایی علیه ایران استفاده شدهاند:
1-حدود 600 موشک پدافند هوایی پاتریوت از آغاز جنگ به اوکراین ارسال شده است. این موشکها اوکراین را در برابر حملات موشکی بالستیک روسیه محافظت کردهاند. برخی از پاتریوتها از موجودیهای ایالات متحده برداشت شدهاند. دیگران بهتازگی تحت ابتکار کمک امنیتی اوکراین (USAI) تولید شدهاند یا از سوی اروپا تأمین شدهاند و بنابراین موجودیهای ایالات متحده را کاهش ندادهاند. گزارشها حاکی از آن است که اوکراین تعداد کمی از آنها را باقی دارد و رئیسجمهور زلنسکی بهدنبال 300 موشک تا زمستان جاری است.
2-دولت بایدن در نوامبر 2024 پس از یک بحث طولانی، “چند صد” موشک ATACMS به اوکراین تأمین کرد، اگرچه گزارشهای اوکراینی تعداد آن را 50 اعلام کردهاند. ایالات متحده در حال تأمین سیستم جانشین ATACM، PrSM است.
3-موشکهای ضد تابش با سرعت بالا (HARM) از تابستان 2022 به اوکراین تأمین شدهاند. در حالی که تعداد دقیق ارسال شده نامشخص است، ایالات متحده دارای موجودی بزرگی از دههها تأمین است. بیش از هزار نسخه بهروز شده از این موشک، AARGM و AARGM-ER، قبل از جنگ ایران در موجودی ایالات متحده برآورد شده است.
4-بیشتر موجودی موشکهای استینگر ایالات متحده به اوکراین ارسال شده است. به نظر میرسد چند مورد به خاورمیانه برای عملیات ضد پهپاد ارسال شده باشد. موجودی باقیمانده کوچک است. با این حال، چندین سیستم دفاع هوایی کوتاهبرد جدید در حال راهاندازی هستند، مانند سیستم دفاع هوایی کوتاهبرد متحرک (ارتش) و سیستم یکپارچه دفاع هوایی دریایی (نیروی دریایی).
این مهمات در جنگ علیه چین مورد نیاز خواهد بود. جدول 1 این سیستمها و تأثیر انتقالات به اوکراین بر موجودیها را نشان میدهد. دولت ترامپ ارسال مهمات ضربتی با بردهای حتی بیشتر به اوکراین—تومهاوک و JASSM-ER (500–1,000 مایل در مقابل 180 مایل برای ATACM)—را در نظر گرفته است، اما هنوز این کار را انجام نداده است.

آیا آمریکا میتواند کمبود مهمات خود را برطرف کند
استفاده از مهمات لزوماً چیز بدی نیست. آنها برای استفاده وجود دارند. سوالی که ایالات متحده با آن مواجه است این است که آیا ریسک در یک درگیری آینده ناشی از کاهش موجودیها ارزش سود در درگیری کنونی را دارد یا خیر. این یک سوال سیاسی است که کشور به شدت در آن تقسیم شده است.
ایالات متحده در حال افزایش تولید مهمات کلیدی به سرعت ممکن است. این فرآیند در دوران دولت بایدن آغاز شد، با لایحه آشتی دولت ترامپ تسریع شد و اگر بودجه پیشنهادی سال مالی 2027 تصویب شود، دوباره تسریع خواهد شد.
یک درس بزرگ از این تاریخ این است که تعهد باید حفظ شود. چند سال خرید جنونآمیز به طور کامل موجودیها را نخواهد ساخت و ظرفیت افزایش که ممکن است در یک درگیری آینده نیاز باشد را ایجاد نخواهد کرد. تاریخ همچنین نشان میدهد که کمک به متحدان و شرکا به طور کلی مشکلی نیست، اما برای تعداد کمی از مهمات کمیاب یک مسئله است.
مسئله فوری پول نیست، بلکه زمان است. تحویلهای کنونی منعکسکننده تأمین مالی قبل از سال مالی 2024 است، زیرا پس از امضای قرارداد، تحویل مهمات دو تا چهار سال طول میکشد. با گذشت زمان، تولید با تقاضا برابر خواهد شد، اما این موضوع چندین سال در آینده است. تا آن زمان، یک پنجره آسیبپذیری وجود دارد.

