سؤال این است که آیا زیرساختهای موشکی بالستیک ایران پس از حملات هوایی متوالی ایالات متحده و اسرائیل دوباره ساخته شده است یا خیر، که اکنون ارزیابیهای استراتژیک در واشنگتن و اورشلیم را شکل میدهد. گزارشهای اخیر ادعای تأیید مستقل از ظرفیت تولید مجدد ایران را مطرح میکنند، اما هیچ مدرک عمومی همراه با این ادعا وجود ندارد. این عدم قطعیت مهم است زیرا موشکهای بالستیک همچنان در مرکز دکترین امنیتی تهران و تحمل رو به رشد آن برای تشدید تنشها قرار دارند. عدم حل این بحث خطر کمارزیابی یک رقیب را به همراه دارد که به طور مکرر تواناییهای آسیبدیده را دوباره احیا کرده است.
الگوی حفاری و بازسازی ایران پس از درگیریهای قبلی نشان میدهد که تخریب فیزیکی به تنهایی نمیتواند اطمینان پایدار فراهم کند. حتی بدون دادههای تأیید شده، برنامهریزی محتاطانه باید سناریوهای بدترین حالت را در بر گیرد که در آن سایتهای بالای زمین تعمیر یا در زیر زمین تکرار میشوند. مشکل با این واقعیت تشدید میشود که زیرساختهای موشکی تنها یک دارایی نظامی نیستند؛ بلکه در استراتژی گستردهتر ایران برای بازدارندگی و اجبار گنجانده شدهاند. برای ایالات متحده و اسرائیل، اثربخشی عملیاتهای Epic Fury و Roaring Lion نمیتواند تنها با تصاویری فوری اندازهگیری شود.
معیار واقعی این است که آیا جمهوری اسلامی میتواند ظرفیت موشکی بالستیک ایران را سریعتر از آنچه که حملات میتوانند آن را کاهش دهند، احیا کند یا خیر. این سؤال نیازمند اطلاعات مستمر، ارزیابی صادقانه از برآوردهای خسارت و استراتژیای است که به جای تمرکز بر تجهیزات، بر بقای سیاسی هدفگذاری کند.
سؤال موشکی بالستیک ایران دوباره مطرح میشود
آیا تهران در زمینه زیرساختهای موشکی بالستیک خود بهبود یافته است؟ این سؤالی است که قرار است تعیین کند عملیاتهای Epic Fury و Roaring Lion ایالات متحده و اسرائیل به ترتیب در برابر جمهوری اسلامی ایران در این بهار چقدر مؤثر بودهاند.

آیا پست تأیید تولید کرد؟
روزنامه جروزالم پست به تازگی گزارش داد که به طور مستقل ادعاهای مقامات ایرانی درباره ظرفیت تولید موشکهای بالستیک خود را در جمهوری اسلامی پس از جنگ تأیید کرده است. اگرچه این روزنامه هیچ مدرک جداگانهای برای تقویت این ادعا یا روشن کردن منابع و روشهای تأیید خود منتشر نکرد، احتیاط ایجاب میکند که واشنگتن و اورشلیم حداقل این تحلیلهای بدترین حالت را در ارزیابی اثربخشی حملات خود علیه گرههای تولید موشک ایران در نظر بگیرند.
مرکزی بودن موشک و خطر تشدید
این امر به ویژه با توجه به مرکزی بودن موشکهای بالستیک در استراتژی امنیتی ایران و همچنین دکترین روزافزون تهاجمی و تحمل آن برای تشدید ضروری است. در حالی که این گزارش جنجالی است، نباید به سادگی نادیده گرفته شود زیرا برآوردهای قدیمی از خسارات وارده به ظرفیت تولید موشک ایران در اثر درگیریها در اکتبر 2024 و ژوئن 2025 به دلیل تلاشهای ایران برای بازسازی و احیای برنامه خود تجدید نظر شده است.
انتقال وسایل تولید
گزارشهای قبلی درباره برنامه موشکی احیا شده ایران پس از جنگ 40 روزه به شدت بر حفاری جمهوری اسلامی برای ایجاد انبارهای موشکی زیرزمینی متکی بود که ورودیهای آنها توسط ایالات متحده و اسرائیل از طریق بمباران تخریب شده بود. با به دست آوردن دسترسی به انبارهای تسلیحاتی که قبلاً دفن شده بودند در زمانهای آرامش جنگ، جمهوری اسلامی reportedly توانست برتری کمی خود را بازپس گیرد: واقعیتی که نشان میدهد این کشور مدتهاست که بزرگترین زرادخانه موشکهای بالستیک در منطقه را در اختیار دارد.
اما اگر خودستاییهای اخیر ایران در مورد ادامه تولید پهپاد و موشک در طول جنگ و پس از آن در نظر گرفته شود، به این معنی خواهد بود که سیاست ایالات متحده و اسرائیل ممکن است نیاز به تنظیم به یکی از سناریوهای زیر داشته باشد.
این احتمال وجود دارد که برخی از سایتهای تولید عمده ایران که در طول جنگ مورد حمله قرار گرفتند، مانند خوجیر و شاهرود که به برنامههای سوخت جامد کشور مرتبط هستند، دوباره فعال شده و بازسازی شدهاند، یا اینکه جمهوری اسلامی توانسته است قابلیتهای تولید خود را در عمق زمین تکرار کند. در حالی که شواهد عمومی قابل توجهی برای تأیید هر یک از این موارد وجود ندارد، این واقعیت که مقامات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گاهی اوقات درباره شهرهای موشکی زیرزمینی ایران به عنوان تنها پایگاهها بلکه به عنوان مراکز تولید صحبت کردهاند، نگرانکننده است.
عمق انبار همچنان برای تهران مشکلساز است
هم در جنگ ۱۲ روزه در سال ۲۰۲۵ و هم در جنگ ۴۰ روزه در سال ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی آسیبپذیریهای واقعی را به نمایش گذاشت که برنامه موشکی آن را در معرض حملات هوایی قرار داد. برای شروع، این کشور تعداد محدودی از پرتابگرهای حمل و نقل و نصب را داشت که از پایگاههای زیرزمینی برای شلیک موشکهای بالستیک خارج میشدند. این سکوها به دلیل اطلاعات، نظارت و شناسایی مداوم ایالات متحده و اسرائیل به طور مداوم هدف قرار میگرفتند. این قابلیت، همراه با نگرانیها درباره عمق انبار به دلیل هدف قرار دادن زیرساختهای صنعتی بالای زمین که از تولید موشکهای ایرانی حمایت میکند، احتمالاً منجر به کاهش نرخ شلیک از تهران پس از چند روز اول هر درگیری شد.
کاهش نرخ شلیک همچنان به معنای خطر است
در حالی که این پدیده از شلیکهای بزرگ و مداوم که برنامهریزان دفاعی ایالات متحده و متحدان نگران آن بودند، جلوگیری کرد، ایران تا آخرین ساعات هر دور از نبرد به شلیک موشکها و پهپادها ادامه داد. تحلیلهای آینده درباره آسیبپذیریهای دفاع هوایی و موشکی ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای عربی باید بهتر تفاوت بین تمایل و قابلیت ایران برای درگیر شدن در جنگهای طولانیمدت را مشخص کند، همچنین اینکه چقدر اظهارات ایران درباره بازسازی یا حفظ تولید موشک بخشی از یک استراتژی بزرگتر انکار و فریب است.
هدف قرار دادن محرکهای موشکی بالستیک ایران
اینکه واشنگتن بهطور فعال به دنبال تسلیحات قادر به نفوذ به تأسیسات زیرزمینی باشد، بهدلیل دشمنانی که در تهران و پیونگ یانگ با آنها مواجه است، امری بدیهی است؛ زیرا این کشورها مدتهاست که به حفاری زیر زمین پرداخته و برنامههای هستهای و موشکی خود را از حملات هوایی محافظت میکنند. این موضوع بهویژه مهم است زیرا بقای نیروها متأسفانه در برخی ارزیابیهای عمومی اطلاعاتی آمریکا درباره قابلیتهای نظامی در حال تحول ایران، عنصر مفقودی بوده است. علاوه بر این، در شرایطی که جنگ دیگر یک احتمال نظری نیست، انگیزه دشمن برای حفاری عمیقتر و صرف منابع ملی محدود برای بازسازی هر آنچه که بهدلیل حملات هوایی آسیب دیده، احتمالاً ادامه خواهد داشت.
برای جلوگیری از اتکا به گزینههای نظامی و حملات مداوم به زیرساختهای موشکی ایران، مقامات آمریکایی باید به هر دو طرف عرضه و تقاضا در این معادله توجه کنند. این به معنای کار بر روی شناسایی و رهگیری هرگونه مواد است که تهران ممکن است از پیونگ یانگ، پکن، مسکو یا سایر واسطههای سوم برای تقویت تولید موشکی داخلی در کوتاهمدت بهدست آورد. اما همچنین نیاز به توسعه و اجرای یک استراتژی بلندمدت برای تضعیف رژیم و کنترل آن بر قدرت دارد. تنها در این صورت است که واشنگتن راهحلی معنادار و بلندمدت برای آرزوهای موشکی ایران پیدا خواهد کرد.

