نقشه راه خلع سلاح حماس از انتزاع دیپلماتیک به آزمایش عملی منتقل شده است. در پایان ژوئیه، حماس با طرح هیئت صلح برای مرحله دوم آتشبس موافقت کرد و پذیرش خلع سلاح سلاحهای خود را به عنوان یک شرط مرکزی قبول کرد. این امتیاز، مسیر واقعبینانهای برای پایان دادن به حاکمیت و کنترل امنیتی این گروه بر غزه ارائه میدهد. اما این فرآیند به تحقق تعهدات مرحله اول اسرائیل بستگی دارد، از جمله دسترسی کامل انسانی و عقبنشینی به خط زرد، که هنوز انجام نشده است.
به طور بنیادیتر، نقشه راه خلع سلاح حماس خلع سلاح را به عقبنشینی مرحلهای نظامی اسرائیل و مذاکرات نهایی در مورد حق تعیین سرنوشت فلسطینیها مرتبط میکند. نخستوزیر بنیامین نتانیاهو و دولت او این چارچوب را رد کردهاند و مانعتراشی اسرائیل به بزرگترین تهدید فوری برای این توافق تبدیل شده است. کشورهای اروپایی، که تا کنون عمدتاً کنار گذاشته شدهاند، در زمینه خلع سلاح و اصلاحات بخش امنیتی تخصص مرتبطی دارند. تنش مرکزی این است که آیا نقشه راه به یک تحول سیاسی غیرقابل برگشت تبدیل میشود یا تحت فشار renegotiation فرو میپاشد.
هیئت صلح یک تعهد بیسابقه را تأمین کرده است، اما اکنون به نظر میرسد که در حال تغییر شرایط خود برای راضی کردن اسرائیل است. این خطر دارد که حمایت حماس را تضعیف کرده و به اسرائیل حق وتوی دائمی بر عقبنشینی بدهد. موفقیت نیازمند اجرای توالی اصلی به جای بازنویسی آن است.
آیا نقشه راه خلع سلاح حماس واقعاً میتواند کار کند؟
در پایان ژوئیه، حماس با نقشه راه هیئت صلح (BoP) برای اجرای مرحله دوم توافق آتشبس سه مرحلهای موافقت کرد. در هسته این توافق، تمایل حماس به خلع سلاح سلاحهای خود نهفته است. این امر تنها چند سال پیش غیرقابل تصور بود و مسیر واقعبینانهای برای پایان دادن به حاکمیت و کنترل امنیتی گروه اسلامگرا بر نوار غزه ویرانشده ارائه میدهد.
این فرآیند تنها زمانی آغاز خواهد شد که اسرائیل به طور کامل به تعهدات مرحله اول خود عمل کند، که هنوز انجام نداده است. به طور بنیادیتر، این نیازمند آن است که اسرائیل فرآیندی را برای پایان دادن به حضور نظامی خود در غزه بپذیرد و در نهایت در مذاکراتی برای حق تعیین سرنوشت فلسطینیها شرکت کند. نتانیاهو و دولت سختگیر او به طور کامل نقشه راه را رد کردهاند و اکنون بزرگترین تهدید برای توافق آتشبس هستند.
با کنار گذاشته شدن عمده، اروپا اکنون نقشی در تضمین موفقیت توافق دارد.

مرحله ناتمام ۱
برنامه ۲۰ بندی ترامپ که در سپتامبر ۲۰۲۵ اعلام شد، هدفش پایان دادن به جنگ در غزه در سه مرحله است. مرحله اول توقف کامل خصومتها و کمکهای اضطراری را مشروط به آزادی گروگانهای اسرائیلی که توسط گروههای فلسطینی نگهداری میشوند، کرده است. مرحله دوم هدفش حذف حماس از قدرت و آغاز بازسازی است—نقشهراهی که حماس در ژوئیه به آن توافق کرده، نحوه کار این مرحله را مشخص میکند. مرحله نهایی با خروج کامل اسرائیل از غزه، بازگشت تشکیلات خودگردان فلسطینی (PA) و آغاز یک “مسیر معتبر به سوی خودمختاری و تشکیل دولت فلسطینی” پایان مییابد.
تا کنون، این برنامه به طور قابل توجهی خشونت را کاهش داده، بازگشت تمامی گروگانهای اسرائیلی که توسط گروههای فلسطینی نگهداری میشدند را تأمین کرده و موجب جابجایی جزئی نیروهای نظامی اسرائیل شده است. با این حال، اسرائیل به نقض توافق ادامه داده و به حمله به غیرنظامیان و شبهنظامیان در غزه پرداخته و ورود کمکهای انسانی را مختل کرده است. ارتش اسرائیل همچنین فراتر از خط زرد پیشروی کرده است، جایی که قرار بود در مرحله اول عقبنشینی کند.
در عین حال، اسرائیل به تخریب خانهها و زیرساختهای فلسطینی در ۷۰ درصد غزه که همچنان تحت کنترل آن است، ادامه داده است. اسرائیل ممکن است اکنون در تلاش باشد تا یک مرز جدید de facto با غزه ایجاد کند و به طور مؤثری بخش بزرگی از این سرزمین را الحاق کند، که احتمالاً برای بازگشت شهرکهای اسرائیلی در آنجا در آینده آماده میشود.

نقشهراه
پس از اتمام مرحله ۱، گروههای فلسطینی شروع به تحویل سلاحهای سنگین خود به کمیته ملی فلسطینی برای اداره غزه (NCAG) خواهند کرد، که یک نهاد موقت است که به عنوان بخشی از برنامه ۲۰ بندی برای جایگزینی حکومت و کنترل امنیت حماس در نوار غزه ایجاد شده است. این شامل تمامی گروههای مسلح فلسطینی خواهد بود—بسیاری از آنها از حماس سختتر هستند—همچنین شبهنظامیان مورد حمایت اسرائیل.
سلاحهای سنگین به طور مؤثر تحت قفل و کلید قرار خواهند گرفت و توسط نیروی بینالمللی تثبیت (ISF) که به عنوان حائل بین نیروهای اسرائیلی و مناطق تحت کنترل NCAG مستقر خواهد شد، نظارت خواهند شد. مقامات BoP گفتهاند که سلاحهای فلسطینی ممکن است در نهایت از بین بروند و ذوب شوند. این روند مشابه نحوه برخورد با سلاحهای گروههای شبهنظامی در فرآیند خلع سلاح ایرلند شمالی خواهد بود. تونلها و تأسیسات تولید سلاح نیز از کار خواهند افتاد.
سلاحهای سبک مانند AK-47 به جای آن تحت نظارت NCAG از طریق یک سیستم مجوز تنظیم خواهند شد. NCAG همچنین یک نیروی پلیس جدید متشکل از نیروهای تازه آموزشدیده و اعضای پلیس مدنی تحت کنترل حماس که توسط BoP تأیید و گزینش شدهاند، ایجاد خواهد کرد.
چرا اروپا نقشی دارد
به طور بحرانی، نقشه راه فرآیند خلع سلاح را به “خروج تدریجی اسرائیل” از مناطق تحت کنترل خود در غزه مرتبط میکند. بر اساس توافقات قبلی، اسرائیل باید تا پایان مرحله دوم به یک “خط قرمز” جدید عقبنشینی کند و از آنجا به یک “خط سیاه” در امتداد مرز غزه برود، جایی که باید یک منطقه حائل باریک را حفظ کند تا “غزه به طور مناسب از هر تهدید تروریستی دوباره سر برآورده، ایمن باشد.”
در حالی که خطوط کلی مرحله دوم اکنون مشخص است، جزئیات عملیاتی نهایی هنوز باید در مذاکرات پیگیری بین طرفین نهایی شود. سوالاتی نیز در مورد کمبود بودجه برای NCAG و وضعیت ISF باقی مانده است، که تا به امروز تنها حدود 200 نیروی متعهد از مراکش دارد، هرچند تعداد کمتری نیز ممکن است از کشورهایی از جمله کوزوو و اوگاندا بیاید. در همین حال، نیروی پلیس جدید فلسطینی هنوز آموزش خود را در مصر آغاز نکرده است.
اروپا به درستی از تأمین مالی مستقیم BoP خودداری میکند. اما این قاره دارای تخصص قابل توجهی در زمینه خلع سلاح و اصلاحات بخش امنیتی است، از جمله از طریق مأموریت EUPOL COPPS اتحادیه اروپا که برای کمک به پلیس PA در کرانه باختری تأسیس شده است. اروپاییها باید پرسنل و تخصص فنی حیاتی را برای حمایت از هر دو فرآیند خلع سلاح و آموزش نیروی پلیس جدید فلسطینی ارائه دهند.
مخرب
بزرگترین مانع همچنان مخالفت اسرائیل با هرگونه فرآیند سیاسی انتقالی است که در نهایت آن را مجبور به خروج از نوار غزه و ورود به مذاکرات در مورد حق تعیین سرنوشت فلسطینیان کند. دولت اسرائیل به جای آن، وعده داده است که در غزه باقی بماند و حملات نظامی خود را ادامه دهد. همچنین، این کشور با تصدی NCAG تا زمانی که حماس به طور کامل خلع سلاح نشود، مخالفت کرده و حق وتو بر مشارکت نیروها به ISF از کشورهای “متخاصم” مانند ترکیه و قطر را خواستار شده است.
مقامات BoP اکنون به نظر میرسد که در حال تغییر برخی از بخشهای توافق به شدت مذاکره شده (و بیانیه مطبوعاتی خود) برای سازگاری با موضع سختگیرانه اسرائیل هستند. آنها اکنون اعلام میکنند که خروج اسرائیل فراتر از خط زرد تنها زمانی آغاز خواهد شد که فرآیند خلع سلاح کامل شده باشد. این به نظر میرسد که با متن اصلی و نیکولای ملادنو، نماینده عالی BoP که در ابتدا گفت این دو به طور “همگام” پیش خواهند رفت، در تضاد است. یادداشت توضیحی همراه نیز این تفسیر را تقویت میکند و “یک فرآیند مرحله به مرحله که مراحل خروج را به مراحل تأیید شده خلع سلاح مرتبط میکند” را ترسیم میکند.
این مانور میتواند حمایت حماس از توافق را تضعیف کند. علاوه بر این، با مشروط کردن تمام خروجهای بعدی اسرائیل به خلع سلاح کامل غزه، BoP در واقع به اسرائیل حق وتو بر خود فرآیند را میدهد و به آن اجازه میدهد کنترل خود را بر نیمه شرقی غزه عمیقتر کند. با توجه به تقریباً غیرممکن بودن حذف هر سلاح فلسطینی، زیرا بسیاری از آنها در اختیار خانوادهها، قبایل، شبکههای جنایی و گروههای جهادی است، اسرائیل میتواند به طور نامحدود ادعا کند که شرایط خروج آن برآورده نشده است.
اما حتی تلاشهای BoP برای راضی کردن اسرائیل نیز نتوانسته است بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، را راضی کند. او همچنان خواستار مذاکره مجدد بر سر توافق است و اصرار دارد که هیچ جابجایی اسرائیلی انجام نخواهد شد، حتی به خط زرد اصلی، تا زمانی که حماس به طور کامل خلع سلاح نشده باشد.

نقشه راه خلع سلاح حماس نیاز به افق سیاسی دارد
پس از کسب توافق بیسابقه حماس برای خلع سلاح سلاحهای خود، BoP اکنون باید اراده سیاسی برای اجرای توافق خود را نشان دهد. مقامات آمریکایی قبلاً به اسرائیل هشدار دادهاند که رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، اگر نتانیاهو این توافق را به هم بزند، “بسیار، بسیار ناامید” خواهد شد. اگرچه ائتلاف راستگرای افراطی نخستوزیر فضای مانور او را محدود میکند، نتانیاهو به شدت در تلاش است تا رابطه نزدیک خود با ترامپ را به عنوان یک دارایی سیاسی به تصویر بکشد—که به این معنی است که او نمیتواند به راحتی یک شکاف عمومی با او را تحمل کند.
ملادنو به خاطر میانجیگری در این توافق تحسین گستردهای از سوی جامعه بینالمللی کسب کرده است. به جای تغییر شرایطی که خود مذاکره کرده و در معرض خطر قرار دادن دستاوردهای دیپلماتیک قبلی، او باید از سرمایه سیاسی فعلی خود و بازگشت موقتی ترامپ استفاده کند تا بر اجرای توافق توسط اسرائیل تأکید کند نه بازنویسی آن. در صورت لزوم، او باید آماده باشد تا موانع اسرائیلی را به چالش بکشد، همانطور که قبلاً حماس را به عنوان مانع اصلی معرفی کرده بود. اروپا میتواند با برجسته کردن عدم رعایت تعهدات اسرائیل، دست او را تقویت کند، همانطور که میانجیگران عرب و ترک انجام دادهاند. اتحادیه اروپا همچنین باید مذاکرات درباره تعلیق توافق همکاری با اسرائیل را از سر بگیرد مگر اینکه این کشور به تعهدات خود عمل کند.
چرا مرحله ۳ نباید منتظر بماند
تعامل دیپلماتیک پایدار قبل از انتخابات اکتبر اسرائیل باید به تغییر شرایط بحث داخلی هدفگذاری کند. اپوزیسیون اسرائیل نیز به این توافق انتقاد کرده و نتانیاهو را به خاطر اجازه دادن به بقای حماس ضعیف میداند و بعید است که در صورت پیروزی، مسیر جدید رادیکالی را در غزه ترسیم کند. با این حال، چهرههای اپوزیسیون نیز اذعان کردهاند که دستاوردهای میدانی اسرائیل باید به دستاوردهای دیپلماتیک پایدار تبدیل شود. اروپا باید از چارچوب سیاسی ایجاد شده توسط نقشه راه غزه برای تقویت این منطق استفاده کند و نشان دهد که چگونه دستاوردهای نظامی میتوانند به یک توافق سیاسی پایدار تبدیل شوند.
در نهایت، موفقیت به این بستگی دارد که آیا هر دو طرف نتیجهگیری کنند که دیپلماسی پاداشهای بیشتری نسبت به جنگ مجدد ارائه میدهد. بعید است که حماس فرآیند خلع سلاح را تکمیل کند مگر اینکه باور داشته باشد که امتیازات امروز به دستاوردهای سیاسی واقعی فردا در راستای آزادی فلسطینیها منجر خواهد شد. به همین ترتیب، اسرائیل تنها در صورتی آتشبس پایدار را میپذیرد که تحولی سیاسی در حماس ببیند که آن را به مذاکرات صلح معتبر قفل کند به عنوان وسیلهای برای تقویت امنیت بلندمدت خود. این موضوع مرحله ۳ را به همان اندازه مهم میکند که مرحله ۲.
بدون یک مسیر معتبر به سوی خودمختاری فلسطینی، خلع سلاح به خطر تبدیل شدن به هدفی در خود به جای بنیاد صلح پایدار اسرائیل و فلسطین تبدیل میشود. به همین ترتیب، یک دولت آینده اسرائیل باید اجرای کامل توافق غزه را نه به عنوان امتیازی به حماس، بلکه به عنوان سنگبنای ضروری برای عادیسازی با عربستان سعودی و ادغام عمیقتر با جهان عرب و اسلامی ببیند.
بنابراین، اروپا باید با شرکای عرب خود همکاری کند تا اطمینان حاصل شود که توافق غزه به یک بسته منطقهای مرتبط است. این امر به دولت آینده اسرائیل اجازه میدهد تا خروج از غزه و پذیرش یک فرآیند سیاسی که به راهحل دو دولتی منجر میشود را نه به عنوان سازشهای یکجانبه، بلکه به عنوان بخشی از یک معامله بزرگ که توسط ایالات متحده میانجیگری شده و پایهگذار ادغام و امنیت اسرائیل در منطقه است، ارائه دهد.

