تاریخ به طور عمده این موضوع را فراموش کرده است، اما رهبران بیروت و تل آویو ۴۳ سال پیش بر سر برنامهای برای روابط دوجانبه عادی دست دادند، پس از اشغال مجدد اسرائیل در جنوب لبنان.
مذاکرات مستقیم جاری لبنان با اسرائیل در واشنگتن در این هفته، بدون تحولات ایجاد شده در منطقه از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، غیرقابل تصور بود، از جمله جنگ اسرائیل علیه حزبالله در سپتامبر ۲۰۲۴ که دو ماه بعد با توافق آتشبس به پایان رسید.
این توافق مانع از ادامه بمباران لبنان توسط اسرائیل نشد. این بمبارانها به کشته شدن جنگجویان و تأسیسات حزبالله منجر شد و گروه را تضعیف کرد، بهویژه پس از ترور رهبران آن، از جمله دبیرکل تأثیرگذار گروه، حسن نصرالله. و زمانی که در دسامبر ۲۰۲۴، رژیم سوریه به رهبری بشار اسد سقوط کرد، این امر حزبالله را از یک متحد کلیدی در همسایگی محروم کرد. مجموع این تحولات معادله سیاسی و امنیتی لبنان را تغییر داد.
از آن زمان، دولت لبنان طبق توافق آتشبس ۲۰۲۴، حزبالله را خلع سلاح نکرده است. در واقع، این گروه در ۲ مارس امسال به اسرائیل حمله کرد، در پاسخ به جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران که از ۲۸ فوریه آغاز شده بود.
لحظهای تاریخی
مذاکرات مستقیم بین سفیران لبنان و اسرائیل در ایالات متحده برای اولین بار در ۱۴ آوریل تحت میانجیگری آمریکا در وزارت امور خارجه ایالات متحده و در حضور مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، برگزار شد. این اولین مذاکرات رسمی رو در رو بین دو کشور از زمان کنفرانس صلح مادرید در سال ۱۹۹۳ بود.
دور دوم مذاکرات در ۲۳ آوریل آغاز شد. اگرچه این مذاکرات برای وزارت امور خارجه برنامهریزی شده بود، اما در آخرین لحظه به کاخ سفید منتقل شد، جایی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، بهطور شخصی با نمایندگان ملاقات کرد و سپس تأیید کرد که آتشبس ۱۰ روزه برای سه هفته دیگر تمدید خواهد شد.
در حالی که ایالات متحده یک چشم به مذاکرات لبنان-اسرائیل دارد، چشم دیگرش به مذاکرات جداگانهاش با ایران است که هدف آن حل و فصل درگیریهای جاری است. برخی بر این باورند که واقعیت برگزاری مذاکرات مستقیم لبنان-اسرائیل نشاندهنده کاهش نفوذ داخلی حزبالله است، با توجه به اینکه حامیان پارلمانی آن با چنین گفتگویی مخالفند. دیگران بر این باورند که حزبالله در این مرحله تمایلی به خراب کردن این ابتکار ندارد، زیرا توقف موقت در خصومتها به آن زمان میدهد تا دوباره تسلیحات خود را تأمین کند.
آیا این گروه حاضر به مصالحه خواهد بود؟ طبق اصل گام به گام که توسط امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه، در دیدار اخیرش با نواف سلام، نخستوزیر لبنان، مطرح شد، اسرائیل در ازای خلع سلاح حزبالله عقبنشینی خواهد کرد، اما اینکه آیا این گروه حاضر به انجام این کار است، همچنان مشکوک است. در صورت غیرمحتملی که حزبالله با خلع سلاح موافقت کند، تعداد کمی فکر میکنند که اسرائیل واقعاً قصد دارد بهطور کامل از سرزمینی که در حال حاضر اشغال کرده، عقبنشینی کند.
پارامترهای نامشخص
در این مرحله، پیشبینی ابعاد سیاسی و امنیتی مذاکرات دشوار است. تا حدی، این موضوع به توازن قدرت آینده در منطقه بستگی خواهد داشت که بدون شک تحت تأثیر نتیجه جنگ ایالات متحده و ایران قرار خواهد گرفت. در این میان، ناظران درباره هدف نهایی بحث کردهاند، مانند آتشبس مشابه آتشبس ۱۹۴۹ که ولید جنبلاط، رهبر دروزیها، پیشنهاد میکند و مورد حمایت نبیه بری، رئیس مجلس لبنان، که رهبری یک جنبش بزرگ شیعه را بر عهده دارد، قرار دارد. سوالات زیادی وجود دارد. آیا این مذاکرات منجر به توافقات امنیتی محدود خواهد شد یا پایهگذار یک توافق گستردهتر خواهد بود که در نهایت به یک توافق صلح منجر شود؟
جمع کردن اسرائیلیها و لبنانیها در یک اتاق، دستاورد شخصی برای رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، بوده است، که آرزوی نهایی او میزبانی از بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و میشل عون، رئیسجمهور لبنان، در دفتر بیضی برای امضای یک توافق صلح تاریخی بین دو کشور است. بر این باورند که ترامپ بر نتانیاهو فشار آورده است تا به آتشبس اولیه دهروزه در لبنان توافق کند، در حالی که کاخ سفید به دنبال یک توافق بزرگتر با تهران در مذاکراتی است که پاکستان تسهیل میکند. به طور ایدهآل، ترامپ میخواهد لبنان به توافقهای ابراهیم بپیوندد، که دستاورد سیاست خارجی او در خاورمیانه است، هرچند این چشمانداز به شدت غیرمحتمل است.
با این حال، به نظر میرسد که دولت نتانیاهو تحت تأثیر این مسائل قرار ندارد، که نخستوزیر اسرائیل را در موقعیتی دشوار قرار داده است. نظرسنجیها نشان میدهد که بیشتر اسرائیلیها در واقع خواهان بازگشت به درگیریها در ایران و لبنان هستند. حمایت از درک این که اسرائیلیها به راحتی بر روی ماشه میروند، گزارشها نشان میدهد که آمریکاییها دو بار مجبور شدهاند از تل آویو بخواهند بمباران همسایه شمالی خود را متوقف کند. اسرائیل تقریباً به طور روزانه به لبنان حملات کوچکی انجام داده است. بنابراین، بسیاری از این مسائل به توانایی مداوم ترامپ در محدود کردن نقضهای اسرائیل از آتشبس بستگی دارد.
شباهتها در تاریخ
در این مذاکرات با اسرائیل، لبنان بهطور قابلتوجهی طرف ضعیفتری است، موضوعی که با تعصب واشنگتن به تل آویو تشدید میشود. با این حال، اگر دو کشور توافقی را به امضا برسانند، این نخستین بار نخواهد بود. در ۱۷ مه ۱۹۸۳، آنها به توافقی دست یافتند که شامل خروج مرحلهای اسرائیل (به شرطی که نیروهای مسلح لبنان در جنوب مستقر شوند) و چارچوبی برای برقراری روابط دوجانبه عادی بود و بهطور رسمی وضعیت اعلامشده جنگ خود را پایان دادند. در آن زمان، تهدیدی که متوجه اسرائیل بود از سوی سازمان آزادیبخش فلسطین به رهبری یاسر عرفات بود. امروز، این تهدید از سوی حزبالله است.
توافق ۱۹۸۳ تحت میانجیگری آمریکا به امضا رسید، اما در لبنان، این توافق بهدست نیروهای مخالف با حکومت رئیسجمهور لبنانی، امین جمیل، بهویژه جنبش امل به رهبری نبیه بری، لغو شد. اوضاع را پیچیدهتر کرد که رئیسجمهور سوریه، حافظ اسد، مصمم بود بر مذاکرات مستقیم لبنان-اسرائیل تأثیر داشته باشد (او حتی یک روزنامه را بهخاطر گزارشدادن درباره این مذاکرات بست تا اینگونه به نظر نرسد که لبنان بهطور مستقل از سوریه مذاکره میکند).
این دوران جنگ سرد بود و سوریه در حفظ منافع خود در لبنان تنها نبود. حملات به سفارت آمریکا و نیروهای تفنگدار دریایی ایالات متحده در این کشور در این زمان بهعنوان نتیجهای از مسکو درک میشد، اما با دخالت سوریها و ایرانیها در عملیات واقعی. ۴۳ سال بعد، ایران هنوز در امور لبنان دخالت دارد، هرچند که ورودی کمتری از روسیه و سوریه دارد.
عامل تعیینکننده
اگر ایالات متحده ضربهای ویرانگرتر به ایران در جنگ جاری خود وارد کند، این میتواند بر روابط تهران با متحدان منطقهایاش تأثیر بگذارد. برخی بر این باورند که یک ایران ضعیف ممکن است بقا خود را در اولویت قرار دهد و موافقت کند که حمایت خود را از متحدان کلیدی منطقهای قطع یا کاهش دهد، یا آنها را تحت فشار قرار دهد تا جهتگیری خود را تغییر دهند. این سناریو میتواند این گروهها را وادار کند که به توافقات داخلی و منطقهای وارد شوند، به طوری که ایران حتی ممکن است نقش تسهیلکنندهای ایفا کند.
این احتمال را تقویت میکند که تغییر از مذاکرات غیرمستقیم به مذاکرات مستقیم بین لبنان و اسرائیل همزمان با تغییر از مذاکرات غیرمستقیم به مذاکرات مستقیم بین ایران و ایالات متحده بوده است. همچنین قابل توجه است که تهران به تصمیم لبنان برای پیگیری این مسیر انتقادی نکرده است، به جز هشدار علیاکبر ولایتی، وزیر خارجه پیشین، به بیروت که از اتخاذ “رویکرد رفیق حریری” خودداری کند، اشارهای به نخستوزیر پیشین لبنان که به عربستان سعودی و غرب نزدیک بود و در سال 2005 ترور شد. تهدید ضمنی متوجه نخستوزیر کنونی لبنان، نواف سلام، بود که بارها گفته است حزبالله باید سلاحهای خود را کنار بگذارد.
هنوز برای پیشبینی تعادلها و توافقات جدیدی که ممکن است در منطقه شکل بگیرد، زود است، با توجه به سطح بالای نوسان ایجاد شده توسط جنگ ایالات متحده-اسرائیل بر ایران. لبنان به تنهایی نمیتواند از طریق توافقی با اسرائیل، مرزهای این توافق را تعریف کند، به ویژه اگر کشورهای عربی محتاط باقی بمانند و سایر طرفها امروز نقشهای پیچیدهتری داشته باشند. ترکیه که اکنون در سوریه نفوذ دارد، از گسترشطلبی اسرائیل نگران است. وزیر خارجهاش، هاكان فیدان، به تازگی اظهار داشت که اسرائیل در تلاش است تا “واقعیت جدیدی” را در لبنان تحمیل کند.
به همین دلیل، سقف مذاکرات بین لبنان و اسرائیل ممکن است بیشتر از یک توافق امنیتی نباشد، که به سقفی که احمد الشراعه برای مذاکرات سوریه-اسرائیل تعیین کرده، شباهت دارد (اسرائیل همچنین در سوریه زمینهایی را اشغال کرده است). سوال این است که آیا اسرائیل واقعاً میخواهد از “کمربند امنیتی” که در جنوب لبنان بر ویرانههای 55 روستا که ساکنان آنها جابجا شدهاند، ایجاد کرده، عقبنشینی کند یا خیر. تا کنون، هر نشانهای نشان میدهد که اسرائیلیها برنامه دارند در آنجا بمانند. اینکه آیا توافقی با لبنان میتواند تضمینکننده عقبنشینی اسرائیل باشد، هنوز مشخص نیست.
