تنگه هرمز پس از تمدید آتشبس ایالات متحده با ایران نه تنها باز نیست بلکه امن نیز نمیباشد و درگیری در دریا همچنان تهدیدی برای حمل و نقل جهانی از طریق تنگه هرمز به شمار میآید.
چرا تنگه هرمز به یک ائتلاف دریایی نیاز دارد، نه یک راهحل نظامی
در تاریخ ۲۱ آوریل، ایالات متحده از تمدید آتشبس با ایران خبر داد. با این حال، از آن زمان، ایالات متحده محاصرهای بر تنگه هرمز برقرار کرده و یک نفتکش حامل نفت ایرانی را در اقیانوس هند بازرسی کرده است. ایران همچنین دو کشتی کانتینری که در حال عبور از تنگه بودند را توقیف کرده و به رد حضور ایالات متحده در آنجا ادامه میدهد. بنابراین، تنگه هرمز نه تنها باز نیست بلکه امن نیز نمیباشد و درگیری در دریا ادامه دارد.
در پاسخ، بریتانیا و فرانسه اعلام کردهاند که در حال تشکیل یک ائتلاف دریایی بینالمللی برای حفاظت از حمل و نقل از طریق هرمز هستند «به محض اینکه شرایط پس از توافق آتشبس پایدار اجازه دهد.» این مأموریت «مستقل و بهطور کامل دفاعی» خواهد بود و به دنبال بازگشایی تنگه هرمز بهصورت نظامی متعارف نخواهد بود. در واقع، تنگه نمیتواند بهزور باز شود و در بلندمدت نیاز به تدابیر امنیتی فراتر از اقدامات موردی دارد.
بازدارندگی و اعتمادسازی برای تنگه هرمز
در عوض، هدف ائتلاف پیشنهادی بریتانیا و فرانسه بازدارندگی از درگیریهای آینده و احیای اعتماد به ایمنی عبور برای صنایع بیمه و حمل و نقل است. این ائتلاف با چالش مدیریت ناامنی مداوم در تنگه مواجه خواهد بود، چه در زمینه یک توافق آتشبس احتمالی شکننده بین ایالات متحده و ایران و چه در میان ادامه درگیریهای «منطقه خاکستری».
هنوز مشخص نیست که چه کشورهایی به ائتلاف نهایی بریتانیا و فرانسه خواهند پیوست، اما ۵۱ کشور در اجلاس مشترکی که در آوریل برگزار کردند، شرکت کردند. همچنین گزارشها حاکی از آن است که ایالات متحده در حال تلاش برای ایجاد یک ائتلاف دریایی جداگانه تحت رهبری خود با مشارکت بینالمللی است. هنوز مشخص نیست که کدام برنامهها در یک وضعیت در حال تغییر به ثمر خواهند نشست.
درس ۱ برای تنگه هرمز: هماهنگی و تقسیمبندی
موفقیت هر ائتلافی که به دنبال حفظ مسیرهای کشتیرانی آزاد تحت تهدید بالقوه خشونتهای تجدیدشده در خلیج فارس است، کمتر به قدرت نظامی و بیشتر به نحوه طراحی آن بستگی دارد. از گروههای کاری مشترک تا ائتلافها، مأموریتهای دریایی قبلی درسهای کلیدی برای ایجاد یک ائتلاف دریایی در تنگه هرمز ارائه میدهند.
تلاشها برای مبارزه با دزدی دریایی در سواحل شاخ آفریقا شامل چندین مأموریت همپوشان بود. این مأموریتها شامل نیروی دریایی اتحادیه اروپا در سومالی – عملیات آتالانتا، مرکز عملیات تجاری دریایی بریتانیا (UKMTO)، گروه تماس در مورد دزدی دریایی در سواحل سومالی و نیروی دریایی مشترک ۱۵۰ تحت نظارت سازمان ملل (یک ائتلاف ۳۴ کشوری) بود.
این مأموریتها بهطور عمده موفق شدند زیرا تقسیم روشنی از مسئولیتها بین هر گروه و کشورهای درون آنها وجود داشت. به عنوان مثال، برخی گروههای کشورها مسئولیت جلوگیری مستقیم از کشتیهای دزدان دریایی را بر عهده داشتند. دیگران مسئولیت انجام نظارت، حمایت از تلاشهای ساخت ظرفیت منطقهای یا توسعه چارچوبهای قانونی برای اجرای قانون را بر عهده داشتند.
برای تنگه هرمز، سیاستگذاران باید به تقسیم مسئولیتها بین گروههای کاری فرعی فکر کنند. این گروهها میتوانند شامل یک گروه اسکورت کشتی، یک گروه مقابله با مین و یک گروه آگاهی از حوزه دریایی باشند.
درس ۲ برای تنگه هرمز: محدود کردن نیرو برای جلوگیری از تشدید
تقسیم گروههای کاری همچنین امکان مدیریت تشدید را با ایران فراهم میکند. یک درس عمده از تلاشهای ضد دزدی دریایی در سومالی این بود که استفاده از نیرو باید محدود، گزینشی و مرتبط با رفتارهای خاص باشد: در این مورد، مداخله در کشتیرانی تجاری.
نیروهای دریایی بینالمللی بهطور مکرر با دزدان دریایی مواجه شدند اما توانستند از تشدید جلوگیری کرده و حمایت سومالی را از طریق استفاده از نیروی محدود حفظ کنند. این نشاندهنده قواعد درگیری بود که برای بازدارندگی حملات طراحی شده بود بدون اینکه سیگنالی از یک کمپین گسترده برای نابودی هر رژیم یا گروه خاصی ارسال کند.
در تنگه هرمز، محدودیتها در استفاده از نیرو، نیت محدود را به کشوری که ممکن است خصمانه باشد مانند ایران نشان میدهد. هدف یک ائتلاف دریایی نباید شکست نظامی ایران باشد بلکه باید تحلیل هزینه-فایده آن را با ایجاد ناکارآمدی و تشدید مداوم هرگونه حمله به کشتیرانی تغییر دهد.
در حال حاضر، تهدید ایران برای مختل کردن ترافیک در تنگه نسبتاً کمهزینه است، در حالی که تضمین امنیت از طریق اسکورتهای دریایی برای هر کشور منفرد هزینهبر است. یک ائتلاف چندملیتی این بار را با تجمیع داراییهای دریایی و به اشتراکگذاری هزینههای عملیاتی توزیع میکند. یک نیروی جمعی میتواند ظرفیت ایران برای اختلال را تحتالشعاع قرار دهد و مشارکتهای فردی را قابل مدیریت نگه دارد.
درس ۳ برای تنگه هرمز: ایجاد یک سیستم اسکورت چندلایه
یکی از مؤثرترین ابزارهایی که برای سومالی توسعه یافته، استفاده از کریدورهای ترانزیت ساختاریافته و اسکورتهای گروهی است. کریدور ترانزیت بینالمللی توصیهشده (IRTC) در خلیج عدن، کشتیها را بر اساس سرعت سازماندهی کرده و آنها را به کاروانهای تحت نظارت گروهبندی میکند که آسیبپذیری آنها را کاهش میدهد و به نیروهای دریایی اجازه میدهد تا تلاشهای حفاظتی خود را هدفگذاری کنند.
یک ائتلاف هرمز باید سیستم مشابهی را اتخاذ کند. کشتیهای با ارزش بالا یا در معرض خطر بالا مانند نفتکشها به یک اسکورت دریایی اختصاصی نیاز خواهند داشت، در حالی که نیروهای واکنش سریع میتوانند در مواقع اضطراری از ترافیک با خطر کمتر حفاظت کنند. زمانهای ترانزیت برنامهریزیشده همچنین عدم قطعیت را کاهش میدهد و به کشتیها اجازه میدهد تا در الگوهای قابل پیشبینی حرکت کنند که دفاع و بیمه آنها آسانتر است.
این سیستم امنیت و مقیاس را متعادل میکند. این سیستم از چالشهای گسترش بیش از حد و نظامیسازی سنگین جلوگیری میکند و در عین حال حفاظت معناداری را در جایی که بیشتر نیاز است، فراهم میآورد. یک سیستم اسکورت چندسطحی به ائتلاف اجازه میدهد تا هرمز را تأمین کند بدون اینکه بخواهد هر متر را کنترل کند.
درس ۴ برای تنگه هرمز: ایجاد مالکیت منطقهای در اوایل
ماموریت ضد دزدی دریایی سومالی به نیروی دریایی خارجی وابسته بود. در نتیجه، زمانی که توجه بینالمللی کاهش یافت، دزدی دریایی دوباره بازگشت. در مقابل، گشتهای تنگه مالاکا – که برای حفاظت از تنگه مالاکا در برابر دزدی دریایی طراحی شدهاند – بهطور صریح توسط کشورهای ساحلی تنگه رهبری میشوند: اندونزی، مالزی، سنگاپور و تایلند.
از زمان تأسیس رسمی آن در سال ۲۰۰۶، گشتهای تنگه مالاکا با موفقیت از حمل و نقل در این منطقه حفاظت کرده و اثربخشی سیستمهای امنیتی منطقهای را نشان دادهاند. مهمتر از آن، همکاری چهارجانبه همچنین از این جلوگیری کرده است که هیچ کشوری از این آبراه بهرهبرداری کند.
برای هرمز، نیروی دریایی کشورهای خلیج باید در ساختار فرماندهی ائتلاف گنجانده شوند و مسیر روشنی برای رهبری منطقهای در طول زمان فراهم شود. این امر از نظر سیاسی پیچیده خواهد بود، بهویژه با توجه به تنشها با ایران و روابط درونخلیجی متشنج؛ تا تاریخ ۲۲ آوریل، تنها بحرین و عراق به اعلامیه مشترک بریتانیا و فرانسه پیوسته بودند. اما هدف بلندمدت باید یک چارچوب فراگیر باشد که منطقه را در مرکز قرار دهد و فضایی برای مشارکت گستردهتر فراهم کند. در نهایت، حتی کشورهای متخاصم ممکن است انگیزههایی برای شرکت در اقدامات اعتمادسازی داشته باشند که آبراه را برای تجارت خود پایدار کند.
درس ۵ برای تنگه هرمز: تقسیم بار با بخش خصوصی
بخش خصوصی در مدیریت ریسک و ترانزیت دریایی بینالمللی نقش فعالی ایفا میکند. در پاسخ به دزدی دریایی در سواحل شاخ آفریقا، صنعت کشتیرانی به شدت در اقدامات امنیتی خصوصی سرمایهگذاری کرده است که شامل کشتیهای مقاوم و پرسنل امنیتی مسلح قراردادی میشود.
همکاری بین ائتلافهای بینالمللی و سازمانهای صنعت کشتیرانی مانند اتاق بینالمللی کشتیرانی، شیوههایی را توسعه داده است که به طور قابل توجهی حملات موفق دزدان دریایی را کاهش داده است. این تلاشها عملیات دریایی موجود را تکمیل و تقویت کرده است.
ائتلاف برای تنگه هرمز باید این همکاری را با صنعت به صورت رسمی درآورد. وسایل نقلیه تجاری میتوانند حوادث را به سرعت گزارش دهند تا ائتلاف از تهدیدات آگاه بماند. مدلهای موجود مانند دفتر UKMTO یا مرکز اطلاعات ادغامشده سنگاپور نشان میدهند که چنین همکاریهایی چگونه میتواند در عمل کار کند.
در خلیج، اشتراکگذاری اطلاعات دریایی همچنان fragmented باقی مانده است و چندین مرکز ملی به صورت جداگانه فعالیت میکنند. ادغام این سیستمها در یک چارچوب منسجم میتواند زمانهای پاسخ را بهبود بخشد، اعتماد را بسازد و از دید دریایی حمایت کند.
آینده ائتلاف تنگه هرمز چه خواهد بود؟
بریتانیا و فرانسه باید از این تلاشهای دریایی قبلی درس بگیرند. ائتلاف میتواند شروع به سازماندهی خود به گروههای کاری فرعی کند که آمادهاند تا پس از باز شدن دوباره تنگه، عملیات مینزدایی یا راهاندازی نظارت دریایی را آغاز کنند. به همین ترتیب، دولتها میتوانند از هماکنون با صنعت همکاری کنند تا بهترین شیوهها را توسعه دهند و کانالهای ارتباطی با خدمهای که در خلیج گرفتار شدهاند، برقرار کنند.
در نهایت، هیچ ائتلافی نمیتواند تنگه را از طریق اقدامات نظامی باز کند و نیاز به کاهش درگیریها بین ایران و ایالات متحده دارد، حداقل تا حدی. اما اگر ائتلاف به خوبی طراحی شود، با مشارکت ذینفعان منطقهای و بخش خصوصی، ممکن است بتواند کشتیرانی را از طریق تنگه احیا کند و از حملات در آینده جلوگیری کند.
