استراتژی تسلیحات هستهای در قلب ثبات جهانی قرار دارد، زیرا رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، به آینده NPT پرداخته است. او تأکید کرد که استراتژی تسلیحات هستهای باید اولویت را به خودداری بدهد تا اطمینان حاصل شود که این استراتژی هرگز به استفاده واقعی منجر نخواهد شد. این لحظه حیاتی، استراتژی مدرن تسلیحات هستهای را تعریف میکند.
تغییر استراتژی تسلیحات هستهای در خاورمیانه
رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، ماه گذشته بهطور قاطع وقتی از او پرسیده شد که آیا ایالات متحده از تسلیح هستهای علیه ایران استفاده خواهد کرد، گفت: “یک تسلیح هستهای هرگز نباید بهدست کسی استفاده شود.” این بیانیه، که در خودداری از رئیسجمهوری که ایران را با نیرویی که تمدن را به پایان میرساند تهدید کرده بود، چشمگیر است، بهطور تصادفی درست قبل از جمع شدن دیپلماتهای ۱۹۱ کشور در شهر نیویورک برای بررسی آینده یک پیمان که بهطور عمده از گسترش تسلیحات هستهای برای بیش از ۵۰ سال جلوگیری کرده است، مطرح شد.
در نیویورک، برای یازدهمین بار، نمایندگان کشورهای طرف پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای (NPT) در حال بررسی توافقنامههای اساسی آن هستند: تعداد کمی از کشورها میتوانند تسلیحات هستهای داشته باشند، اما بسیاری میتوانند از علم و انرژی هستهای بهرهمند شوند.
ایران به مدت چندین دهه سیستم بینالمللی عدم گسترش را آزمایش کرده است در حالی که به دنبال مواد هستهای و غنیسازی آنها بوده است. پیشینیان رئیسجمهور ایالات متحده، گاهی با دیگر اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل (P5)، فعالیتهای ایران را از طریق بازرسیهای توافقی، کنترلهای صادرات، تحریمها و حتی یک حمله سایبری پیچیده به تأسیسات غنیسازی آنها کند یا محدود کردند. اما جنگ هفت هفتهای ترامپ با ایران و آتشبس ناپایدار آن، به دنبال راه دیگری برای مقابله با گسترش بوده است: نیروی نظامی.
تنشهای دیپلماتیک و استراتژی تسلیحات هستهای
ریسک رئیسجمهور – اینکه بمبها میتوانند آنچه بازرسان و مذاکرهکنندگان نتوانستهاند انجام دهند، محقق کنند – اکنون بر مذاکرات آتشبس آینده با ایران و کنفرانس عدم اشاعه در نیویورک سایه افکنده است. هرچند مذاکرهکنندگان در هر دو مکان باید به دنبال توافقهایی بهتر از هیچ باشند، اما مسیرها پر از چالش است. اگر ایران در جداسازی مسائل هستهای از مذاکرات آتشبس ناموفق باشد و مذاکرهکنندگان به اسلامآباد برای بحثها بازگردند، ایالات متحده ممکن است به دنبال محدودیتهای جدیدی بر غنیسازی اورانیوم و تسلیح ۴۴۰ کیلوگرم مواد شکافپذیر ایران باشد. انتظار نمیرود که مذاکرهکنندگان در نیویورک بر روی ابتکارات جدید عدم اشاعه توافق کنند، اما یک سند رسمی و توافقی برای تأکید بر معامله اصلی NPT بهتر از هیچ خواهد بود و بیشتر از آنچه که کنفرانسهای بازنگری اخیر توانستهاند ارائه دهند.
نتایج هر دو مجموعه مذاکرات هنوز مشخص نیست. اما خود جنگ و تأثیرات آن بر کنفرانس NPT، سه درس حیاتی در زمینه امنیت هستهای را به وجود آورده است که باید راهنمای هر کسی باشد که در هر یک از میزهای مذاکره نشسته است.
درس اول: محدودیتهای نظامی در استراتژی تسلیحات هستهای
درس اول: حملات نظامی تعیینکننده نیستند
اولین درسی که مذاکرهکنندگان باید بگیرند این است که جنگهای هوایی به تنهایی نمیتوانند گسترش تسلیحات هستهای را متوقف کنند یا یک برنامه هستهای را از بین ببرند. ممکن است بتوان تأسیسات غنیسازی را متوقف، به تأخیر انداخت یا نابود کرد، اما حتی یک جنگ هوایی تمامعیار و مؤثر از نظر تاکتیکی نمیتواند برنامه هستهای وسیع ایران را بدون نیروهای زمینی نابود کند.
بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) از زمان قبل از جنگ دوازده روزه در سال 2025 نتوانستهاند به سایتهای اصلی هستهای دسترسی پیدا کنند، زمانی که نیروی هوایی ایالات متحده بزرگترین بمب متعارف جهان را بر روی سایتهای غنیسازی هستهای ایران انداخت—که باعث ایجاد خاموشی شد که درگیری کنونی تنها آن را عمیقتر کرده و رهبران جهان میدانند که این امر شکافهایی در اجرای عدم گسترش تسلیحات هستهای را نمایان میکند.
به همین دلیل است که رویکرد دولت ترامپ در مقابله با گسترش تسلیحات از طریق زور ممکن است به نتیجه معکوس بینجامد: این رویکرد کسانی را که میخواهند برنامههای هستهای توسعه دهند، تشویق میکند تا فعالیتهای خود را پنهان کنند به جای اینکه به رویکرد موفق عدم گسترش از طریق دیپلماسی و شفافیت که نمایندگان P5 شورای امنیت سازمان ملل از زمان امضای NPT در پنجاه و هشت سال پیش استفاده کردهاند، پایبند باشند.
جنگ ایران میتواند تأثیر منفی بر بازرسیها و تعاملات بینالمللی میان کشورهایی که با برخی مواد هستهای احتیاط میکنند، داشته باشد—نگهداشتن مواد و ظرفیت برای تسلیحاتی کردن اما ماندن زیر آستانه تسلیحاتی. برنامه هستهای ایران نشانهای از نابرابری ذاتی است که در NPT نهفته است، که به کشورهایی که قبل از سال 1967 آزمایش سلاحهای هستهای نکردهاند، اجازه نمیدهد که هرگز سلاح هستهای داشته باشند. اما آیا کشورهای دیگر اکنون راضی خواهند بود که بدون سلاحهای هستهای خود زندگی کنند؟
گامهای بعدی ایران احتمالاً در طول آتشبس یا حتی پس از پایان جنگ نامشخص خواهد بود. جمهوری اسلامی ممکن است تصمیم بگیرد به مدل گسترش هستهای کره شمالی روی آورد، برخی فعالیتها را پنهان کند تا زمانی که تصمیم بگیرد قابلیتهای خود را به شکل آزمایشهای هستهای و شلیک موشکهای بالستیک افشا کند.
اگر کشورهای عضو NPT دیگر نتوانند به اندازه کافی شفافیت در مورد تحولات برنامه هستهای ایران به دست آورند زیرا مذاکرات بازرسیهای تهاجمی را برقرار نمیکند، مسیر ایران کمتر قابل پیشبینی خواهد بود. و با یک رهبر جدید در راس رژیم ایران، استراتژی هستهای آن ممکن است با استراتژی آیتالله علی خامنهای که به تازگی در حملات ایالات متحده و اسرائیل کشته شد، متفاوت باشد.
ایران به اندازه کافی مواد هستهای، غنیشده به 60 درصد ظرفیت، برای تقریباً دوازده سلاح هستهای در اختیار دارد اگر رژیم تصمیم بگیرد از تأسیسات هستهای باقیمانده و دانش خود برای تسریع به سمت تسلیحاتی کردن استفاده کند. همانطور که رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، گفته است، مذاکرهکنندگان “باید به همه این مسائل رسیدگی کنند اگر میخواهند توافقی جامع برای جلوگیری از برنامه هستهای ایران داشته باشند.” در حال حاضر، ایالات متحده و اسرائیل میتوانند یک استراتژی “چمنزنی” را با دیپلماسی ترکیب کنند و نیروهای نظامی را به عملیاتهای مکرر متعهد کنند در حالی که به دنبال یک توافق هستند.
اما این درگیری در حال حاضر محبوب نیست و حمایت عمومی از درگیری نظامی پایدار به مرور زمان کاهش مییابد. خطر این وجود دارد که ایالات متحده بدون یک توافق دیپلماتیک جامع به دلیل فشارهای داخلی، عدم تمایل به اعزام نیروهای زمینی یا کمبود مهمات بحرانی از منطقه خارج شود. در این سناریو، ایران ممکن است با مواد شکافپذیر و تخصص کافی برای تسریع به سمت تسلیحاتی کردن در زمان خود باقی بماند و جمهوری اسلامی را به یک کشور دوم بهطور غیررسمی دارای سلاحهای هستهای در خاورمیانه تبدیل کند.
ترامپ در دوره اول خود از توافق جامع مشترک (JCPOA) که توسط باراک اوباما مذاکره شده بود، خارج شد و وعده داد که چیزی بهتر ارائه دهد. او در تاریخ 20 آوریل گفت که این توافق در طول این آتشبس شکل خواهد گرفت: “توافقی که ما با ایران داریم بسیار بهتر از JCPOA خواهد بود.” گزارش شده است که رئیسجمهور توافقی جامعتر را ترجیح میدهد که شامل محدودیتهایی بر برنامه موشکی بالستیک ایران و حمایت از نمایندگان منطقهای باشد.
به همین دلیل است که برخی از حامیان در کنفرانس بازنگری NPT در نیویورک برای ایجاد یک منطقه عاری از سلاحهای هستهای در خاورمیانه فشار خواهند آورد. در این میان، جمهوری اسلامی ممکن است بر این باور باشد که میتواند به گسترش هستهای ادامه دهد یا به سرعت برای ساخت بمب اقدام کند.
درس دوم: تدابیر و استراتژی سلاحهای هستهای
درس دوم: اتخاذ تدابیر مدرن ایمنی انرژی هستهای
درس دوم این است که انرژی هستهای میتواند در آسیا و خاورمیانه به دلیل خطرات امنیت انرژی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز حتی جذابتر به نظر برسد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، حتی تصمیم ایران برای بسته شدن این آبراه حیاتی را معادل یک سلاح هستهای اقتصادی خواند.
اما سرمایهگذاری ناگهانی در انرژی هستهای خطرات خاص خود را دارد. یک نیروگاه هستهای میتواند هدف واضحی برای موشکهای ایرانی باشد و در برخی موارد، کشورهای میزبان میخواهند گزینهای برای ظرفیت غنیسازی بومی داشته باشند. مزایای اقتصادی و اقلیمی انرژی هستهای هنوز مشهود است، اما حملات پهپادی ایران به مراکز داده امارات و تأسیسات صادرات گاز طبیعی مایع قطر به مقامات خلیج فارس نشان داده است که زیرساختهای حیاتی میتوانند به راحتی مورد هدف قرار گیرند.
اگرچه یک حمله پهپادی به احتمال زیاد منجر به تخریب و آزادسازی مواد رادیولوژیکی نخواهد شد، اما حملات پهپادی دستهجمعی، بمبارانهای موشکی یا حملات هدفمند به تولید برق پشتیبان نگرانیهای امنیتی و ایمنی را به همراه دارد. در واقع، چهلمین سالگرد فاجعه چرنوبیل و خطرات جنگی اخیر در بزرگترین نیروگاه هستهای اروپا—زاپوریژیا در اوکراین—یادآور مسئولیتهای گسترده بهداشتی، ایمنی و اقتصادی است که اپراتورهای نیروگاههای هستهای باید به عهده بگیرند.
کشورهایی مانند عربستان سعودی که نسبت به مسیرهای خود برای تولید انرژی هستهای داخلی خوشبینتر میشوند، در صورتی که استانداردهای عدم اشاعه همراه با سرمایهگذاریهایشان نباشد، خطر ثانویهای را به همراه دارند. عربستان سعودی میتواند به دنبال ظرفیت غنیسازی خود باشد که میتواند به عنوان مسیری برای تسلیح مجدد مورد استفاده قرار گیرد. دولت ترامپ در حال حاضر در حال پیگیری یک توافق هستهای غیرنظامی با پادشاهی است که این استانداردها را شامل نمیشود، برخلاف دولتهای قبلی.
بازارهای جهانی میتوانند مواد هستهای را بدون نیاز به غنیسازی داخلی تأمین کنند. با این حال، نمایندگان حاضر در نیویورک باید تدابیری را برای حفاظت از این تحویلها اتخاذ کنند و در عین حال ایمنی نیروگاههای موجود و ساختهای جدید—از جمله فناوریهای نوظهور راکتور هستهای که در حال حاضر توجه سرمایهگذاران خطرپذیر را جلب کرده است—تضمین کنند.
درس سوم: سیاست عدم استفاده در استراتژی تسلیحات هستهای
درس سوم: تجدید تعهد به عدم استفاده
درس نهایی به وضوح نشان میدهد که جنگ ایران باید محدودیتهایی بر گسترش تسلیحات هستهای وضع کند و خطرات استفاده از تسلیحات هستهای را کاهش دهد. این جنگ تأیید میکند که کشورها ترجیح میدهند با مهمات متعارف بجنگند و از جنگ هستهای اجتناب کنند، حتی زمانی که موضوع جنگ مسائل هستهای باشد و زرادخانههای هستهای وسیعی آماده شلیک به دشمنان وجود داشته باشد.
این بدان معناست که فضایی برای تأکید مجدد بر باور اصلی که از دهه ۱۹۶۰ و تأسیس NPT وجود دارد، وجود دارد: تسلیحات هستهای نباید دوباره به کار گرفته شوند. حتی اگر ترامپ تهدید به استفاده از نیرویی کند که میتواند تمدن را به پایان برساند، علیه ایران—که او به تنهایی به عنوان تنها تصمیمگیرنده مربوطه برای آغاز حمله هستهای تحت قانون ایالات متحده میتوانست این کار را انجام دهد—هیچ مدرک عمومی وجود ندارد که نشان دهد رئیسجمهور به استفاده از تسلیحات هستهای فکر کرده است.
اما بعید است که ایالات متحده، چین و روسیه در کنفرانس بازنگری در نیویورک بر سر ابتکارات جدید و گسترده عدم گسترش توافق کنند، قادر به اجرای مناطق عاری از تسلیحات، یا محدود کردن کشورهای P5 از گسترش بازدارندگی هستهای خود به متحدان باشند.
احساس نگرانی برای آینده پیمان و تدابیر همراه آن وجود دارد، در حالی که ایالات متحده رهبری بینالمللی خود را کاهش میدهد، حتی اگر NPT به خاطر حفظ تعداد کل کشورهایی که در سراسر جهان دارای تسلیحات هستهای هستند، به تنها نه کشور—نه “۱۵ یا ۲۰ یا ۲۵” که رهبران در دهه ۱۹۶۰ انتظار داشتند—شایسته اعتبار باشد. کنترلهای صادراتی گسترده و قوانین داخلی در کشورهای P5 و بسیاری از کشورهای دیگر در سراسر جهان، آرزوهای NPT را به واقعیت تبدیل کرده است و معکوس کردن آن پیشرفت یا تنظیم سیستم موجود خطرات جدیدی را به همراه دارد.
بنابراین حتی تجدید تعهد به اصول اساسی NPT در زمانی که حمایت عمومی از گسترش تسلیحات هستهای در لهستان و کره جنوبی، به عنوان مثال، در حال افزایش است، یک پیروزی برای رژیم جهانی عدم گسترش خواهد بود.
استراتژی آینده تسلیحات هستهای جهانی
حتی اگر مقامات در نیویورک آن را در روندهای رسمی دوباره بیان نکنند، جنگ ایران باید به رهبران جهان دلیلی دیگر برای دو برابر کردن تلاشهای عدم گسترش خود بدهد. در غیر این صورت، طرفهای NPT میتوانند سعی کنند در توافقات متقابل برای محدود کردن استفاده از هوش مصنوعی در تصمیمگیریهای مربوط به تسلیحات هستهای پیشرفت کنند، به ممنوعیت آزمایشهای هستهای تجدید تعهد کنند، یا تدابیر حفاظتی برای فناوریهای هستهای نوظهور ترتیب دهند. در زمانی که خطر گسترش تسلیحات هستهای افزایش یافته است، چنین بیانیههایی حداقل بهتر از هیچ چیز خواهد بود.

