تعادل استراتژیک جنگ ایران در حال حاضر در حال بازتعریف چشمانداز ژئوپلیتیکی است در حالی که رئیسجمهور ترامپ برای مذاکرات پرخطر در پکن آماده میشود. درک تعادل استراتژیک جنگ ایران برای ارزیابی چگونگی تأثیر نوسانات اخیر خاورمیانه بر نفوذ آمریکا در برابر رقبای جهانی در حال ظهور مانند چین ضروری است.
تأثیر تعادل استراتژیک جنگ ایران
این ماه، کانون توجه سیاست خارجی آمریکا به پکن معطوف میشود، جایی که رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ و رئیسجمهور چین، شی جینپینگ در تاریخ ۱۴-۱۵ مه برای رسیدگی به یک دستور کار طولانی از مسائل حلنشده بین این دو قدرت جهانی ملاقات خواهند کرد.
اما جنگ ایران و فاجعه ژئو-اقتصادی همچنان در حال شکلگیری ناشی از آن سایهای بلند بر این مذاکرات و دینامیکهای جهانی میافکند. یکی از نکاتی که باید در آستانه پکن و در خود ملاقات به آن توجه کرد این است که آیا چین یا ایالات متحده احساس میکند که در پرتو رویدادهای اخیر در خاورمیانه دست بالاتری دارد.
بحران با ایران اکنون به حدود ۷۰ روز رسیده است، که بهطور قابل توجهی فراتر از چهار تا شش هفتهای است که دولت ترامپ در ابتدا پیشبینی کرده بود. باتلاق ایران ترامپ را در بدترین موقعیت سیاسی قرار داده است که او در بیش از پنج سال حضورش در دفتر ریاستجمهوری دیده است. این موقعیت تضعیفشده در داخل کشور تأثیراتی بر صحنه جهانی دارد، همانطور که ما قبلاً در روابط آسیبدیده با شرکای نزدیک اروپایی دیدهایم و ممکن است دوباره در چین در هفته آینده مشاهده کنیم.
بررسی تعادل استراتژیک جنگ ایران
تلاشهای ترامپ برای اعلام پیروزی زودهنگام در ایران، خطر ایجاد خاورمیانهای ناپایدارتر را به همراه دارد. برای چند هفته گذشته، دولت ترامپ بهطور فزایندهای ناامید به نظر میرسد که به این درگیری با ایران پایان دهد، حتی زمانی که مسائل کلیدی بین واشنگتن و تهران حلنشده باقی مانده است. چند هفته پیش، ترامپ بهطور نادرست اعلام کرد که تنگه هرمز باز است، تنها برای اینکه ببیند ایران به حملات و تهدیدات خود علیه کشتیرانی ادامه میدهد.
پس از یک سری تهدیدات غیرقابل کنترل از جمله هشدار اینکه تمدن ایران خواهد مرد، ترامپ آتشبس دو هفتهای اولیه بین ایالات متحده و ایران را ماه گذشته بهطور نامحدود تمدید کرد.
data-path-to-node=”28″>فقط در این هفته، ترامپ روز یکشنبه “پروژه آزادی” را راهاندازی کرد، تلاشی برای بازگشایی تنگه هرمز با “راهنمایی” کشتیهای تجاری از طریق حمایت هوایی و دریایی، اما کمتر از ۴۸ ساعت بعد، پس از افزایش حملات ایران به همسایگان عرب خود، آن را معلق کرد. برخی از این کشورها به نحوه کماهمیت جلوه دادن حملات توسط دولت ترامپ اعتراض کردند و به طور موقت استفاده از فضای هوایی و پایگاههای نظامی خود را برای ارتش ایالات متحده مسدود کردند.
تا روز پنجشنبه، گزارشها حاکی از آن بود که دولت بهدنبال تغییر مسیر دوباره و از سرگیری پروژه آزادی است. یکی از جنبههای بهویژه ضعیف مدیریت دولت ترامپ در قبال ایران، عدم هماهنگی استراتژیک کافی با شرکای عرب آمریکا در مورد نتیجه نهایی در ایران است — یک راهحل پایدار نیاز به ورودی از کشورهای همسایه دارد، در غیر این صورت احتمالاً پایدار نخواهد بود.
ناوبری در عدم قطعیتهای درگیری منطقهای
همچنین، در این هفته، وزیر امور خارجه ایالات متحده و مشاور امنیت ملی ترامپ، مارکو روبیو، اعلام کرد که تلاشهای جنگی به پایان رسیده است، حتی در حالی که موشکهای ایران به امارات متحده عربی اصابت میکند و گفت: “عملیات به پایان رسیده است — خشم حماسی. ما از آن مرحله گذر کردهایم.” رئیس پنتاگون، پیت هگست، این احساس را تکرار کرد و استدلال کرد که آتشبس هنوز برقرار است با وجود حملات ایران.
این اظهارات ممکن است به منظور خرید زمان بیشتر برای مذاکرات با ایران طراحی شده باشد، یا برای منحرف کردن توجه از این واقعیت که عملیات و استقرارهای نظامی ایالات متحده از مهلت ۱ مه برای دریافت تأیید کنگره از سوی دولت ترامپ گذشته است، اما واضح است که ترامپ نمیخواهد در پکن با یک جنگ بزرگ در خاورمیانه حاضر شود.
رئیسجمهور ایالات متحده در این هفته نسبت به مذاکرات با ایران ابراز خوشبینی کرد و در عین حال گزینههای نظامی را باز نگه داشت و گفت: “فکر میکنم شانس بسیار خوبی برای پایان دادن به این موضوع وجود دارد، و اگر این موضوع به پایان نرسد، باید دوباره به بمباران آنها برگردیم.” یکی از نکات قابل توجه، جزئیات یک توافق ممکن با ایران است — مواضع عمومی اعلام شده ایران و ایالات متحده هنوز بسیار دور از هم هستند. اگر ترامپ در جنبههای کلیدی آنچه از جمهوری اسلامی برای تأمین خاورمیانه نیاز است، کوتاهی کند فقط به دلیل موقعیت تضعیفی که آمریکا را در آن قرار داده است، آنگاه هر توافقی که به دست آید احتمالاً پایدار نخواهد بود.
ارزیابی توازن استراتژیک جنگ ایران
ترازنامه مختلط استراتژیک جنگ ایران تا کنون در این مرحله از بحران، تراز تأثیر جنگ بر مردم ایران، خاورمیانه وسیعتر و جهان بهطور کلی به شدت منفی است، اما توازن قدرت و نیروهای متعارف همچنان به نفع آمریکا باقی مانده است.
نتایج از زمان آغاز جنگ ایران در ۲۸ فوریه: رهبران کلیدی ایرانی از بین رفتند، اما رژیم هنوز دست نخورده باقی مانده است. رهبران حاکم ایران در ساعات اولیه جنگ حذف شدند، اما بقایای اصلی رژیم همچنان در کنترل هستند و شاید چهرههای افراطیتر و غیرقابل پیشبینیتری در راس امور در تهران قرار دارند.
این همان رژیم در هسته خود است که همسایگان منطقهای را تهدید کرده، در شبکههای تروریستی جهانی سرمایهگذاری کرده و به مدت چند دهه مردم خود را مورد آزار و اذیت قرار داده است، از جمله در کشتارهای جمعی اخیر در ژانویه.
آرزوهای هستهای ایران با تأخیر مواجه شده اما برنامه هنوز حل نشده است. ایران خسارات قابل توجهی به برنامه هستهای خود وارد کرده است، اما درست مانند جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵، سوالات عمدهای درباره وضعیت اجزای کلیدی، از جمله صدها کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا باقی مانده است. خطرات منطقهای ناشی از قابلیتهای نظامی ایران کاهش یافته اما از بین نرفته است.
یک کمپین هوایی چند هفتهای از سوی آمریکا و اسرائیل آسیبهای قابل توجهی به زیرساختهای نظامی ایران وارد کرد، اما ایران پیش از جنگ به طور متعارف از آمریکا و شرکایش ضعیفتر بود و تهدید اصلی که ایجاد میکرد نامتقارن بود. حملات ایران علیه آمریکا و شرکای منطقهایاش، به ویژه امارات متحده عربی، در طول هفته گذشته ادامه داشته است. عدم قطعیتهای جدیدی درباره تنگه هرمز ایجاد شده است.
رژیم در ایران کنترل و نفوذ بر این گلوگاه کلیدی جهانی برای انرژی و تجارت را به دست آورد و ترکیب مانورهای نظامی و مذاکرات دیپلماتیک هنوز این کنترل را تضعیف نکرده است. رویدادهای سریع در ایران و خاورمیانه، همراه با zigzagهای تقریبا روزانه رئیسجمهور ترامپ در سیاست و اظهارات جنجالی، درک بالینی و جامع از وضعیت بحران منطقهای و جهانی که به عنوان نتیجه جنگ شکل گرفته را دشوار میسازد.
در طول بحران، موسسه خاورمیانه چندین رویداد برگزار کرده است، از جمله دو وبینار با مقامات ارشد سابق آمریکایی که در دولتهای ترامپ، بایدن و اوباما خدمت کردهاند: به ویژه، جان فاینر، معاون سابق مشاور امنیت ملی بایدن، ویکتوریا کاتس، معاون سابق مشاور امنیت ملی ترامپ، و همچنین مارا کارلین، مقام ارشد پنتاگون در دولت بایدن و دیوید شِنکر، دیپلمات ارشد خاورمیانه ترامپ در دوره اول.
این گفتگوها مجموعهای متنوع از دیدگاهها را ارائه داد و در تبادل این نظرات، برخی نکات کلیدی درباره تأثیر جنگ ایران بر ترازنامه کلی سیاست خارجی آمریکا مطرح شد.
نخست، ایالات متحده و شرکای منطقهای آن برتری نظامی متعارف قویتری نسبت به ایران دارند و خسارات جدی به قابلیتهای دریایی، نیروی هوایی و پرتاب موشکهای آن وارد کردهاند.
علاوه بر این، جنگ نشاندهنده اثربخشی و کارایی شراکتهای نظامی آمریکا در سراسر منطقه، بهویژه با اسرائیل بود. با این حال، استفاده ایران از جنگ نامتقارن — از جمله استفاده از سلاحهای ارزانتری مانند پهپادها — به آن این امکان را داده است که فراتر از وزن خود عمل کند و به ایالات متحده و شرکای منطقهای آن آسیب وارد کند.
معیار موفقیت رژیم ایرانی در این درگیری نظامی بسیار پایینتر است: آن تنها به دنبال بقا است. با اینکه آمریکا از نظر نظامی بسیار قویتر است، اما برخی از زرادخانههای کلیدی سلاحهای خود را در جنگ مصرف کرده است که این موضوع در دیگر جبههها، مانند اروپا و آسیا، اثرات زنجیرهای دارد و به تنشهای موجود در پایگاه صنعتی دفاعی آمریکا افزوده است.
عرصه کلیدی دوم در این جنگ اقتصاد است — و مانند نیروهای نظامی متعارف ایران، کشور از نظر اقتصادی بسیار ضعیفتر است و از جنگ و محاصره بنادرش آسیبهای زیادی دیده است. یکی از جنبههای دیرینه سیاست ایران ترامپ از زمان دوره اول ریاستجمهوریاش این بوده است که تا حد ممکن به رژیم و مردم ایران آسیب اقتصادی وارد کند تا منابعی را که ایران برای به چالش کشیدن آمریکا و شرکایش در منطقه دارد، تخلیه کند.
اما دههها تحریم، «اقتصاد مقاومتی» را به وجود آورده و توانایی ایران را برای تحمل درد تقویت کرده است. اما در این عرصه اقتصادی، ایران با تلاش برای تحمیل هزینههای اقتصادی و سیاسی بالا به آمریکا و در سطح جهانی از طریق کنترل تنگه هرمز و حملات مکرر به زیرساختهای انرژی خلیج فارس پاسخ داده است. این هزینههای اقتصادی رو به رشد، به رئیسجمهور ترامپ در داخل آسیب میزند و رژیم ایرانی سالهاست که میداند چگونه از اهرم خود برای بهرهبرداری از شکافهای سیاسی داخلی آمریکا به نفع خود استفاده کند.
جنگ اقتصادی و استراتژیهای تسلط اطلاعاتی
آخرین و نه کماهمیت، عرصه سومی که رقابت برای قدرت و نفوذ را شکل میدهد، جنگهای اطلاعاتی و روایتی است، چیزی که رئیسجمهور ترامپ بهطور روزانه در سیاست داخلی و خارجی با نسخه منحصر به فرد خود از قدرت تروئل درگیر است.
اما تا کنون با ایران، ترامپ نتوانسته است برتری را به دست آورد، بخشی به دلیل اظهارات عمومی همیشه در حال تغییر و اغلب گیجکننده دولت او درباره جنگ و آنچه در خطر است. رژیم ایرانی و حامیان و تبلیغکنندگان آن نیز ویدیوهای با کیفیتی را با استفاده از لگوها و شوخیهایی که گاهی با یهودیستیزی آمیخته شدهاند، در نوع خود به عنوان جنگ شناختی به کار گرفتهاند.
در معرض خطر: موقعیت جدید آمریکا در جهان تعیین اینکه جنگ ایران در سال 2026 چه تأثیری بر موقعیت آمریکا در جهان خواهد داشت، مدتی طول خواهد کشید. برخی صداها استدلال میکنند که جنگ ایران، همراه با عملیات ترامپ در ونزوئلا در ابتدای سال، در نهایت موقعیت آمریکا را در برابر رقبای استراتژیک مانند چین تقویت خواهد کرد، زیرا کنترل بیشتری بر منابع کلیدی که پکن برای رشد اقتصادی و افزایش حضور خود در صحنه جهانی نیاز دارد، به واشنگتن میدهد: نفت و گاز طبیعی.
استدلال دیگری این است که جنگ ایران سلطه پترو دلار را گسترش خواهد داد؛ و در زمانی که آمریکا به بدهی ملی خود میافزاید، مزیت استراتژیک دلار آمریکا بر سیستم اقتصادی جهانی از اهمیت بیشتری برخوردار است. علاوه بر این، اثرات طولانیمدت رابطه چین با ایران به نفع آمریکا در خاورمیانه خواهد بود، زیرا کشورهای بیشتری به دلیل حمایت پکن از ایران و محور مقاومت، از چین دور خواهند شد، این طرف استدلال حفظ میکند.
پیامدهای جهانی برای سیاست خارجی آمریکا
در طرف دیگر استدلال درباره تأثیر جنگ ایران بر سیاست خارجی ایالات متحده، کسانی هستند که میگویند دولت ترامپ زمان، پول و داراییهای نظامی ارزشمندی را صرف کرده است تا در واقع به یک نتیجه منفی خالص در از دست دادن آزادی ناوبری در تنگه هرمز دست یابد و دستاورد کمی در برنامه هستهای ایران و ادامه توانایی آن برای ایجاد بیثباتی در سراسر منطقه و ترساندن مردم خود داشته باشد.
علاوه بر این، برخی از رقبای آمریکا مانند روسیه از افزایش قیمت انرژی و کاهش تحریمها علیه مسکو توسط ترامپ، به همراه رویکرد منفعل و نامشخص او در مورد اوکراین، منابع اضافی کسب کردهاند. همچنین، تأثیر این درگیری بر اقتصاد آمریکا و تقسیمات شدیدتر در سیاست داخلی آن، همگی به آسیبپذیریهای استراتژیک آمریکا که به واسطه جنگ ایران بدتر شده، میافزاید.
نشست آینده بین ترامپ و شی در چین سیگنالهای اولیه مهمی درباره موقعیت آمریکا در جهان به عنوان نتیجه جنگ ایران ارائه خواهد داد. این نشست همچنین به عنوان یادآوری از محدودیتهای تلاش برای تغییر یا متعادل کردن تمرکز استراتژیک آمریکا از یک منطقه به منطقه دیگر عمل خواهد کرد، در حالی که آنچه واقعاً مورد نیاز است، تغییر مؤثرتر بین مسائل استراتژیک متعدد به طور همزمان است.

