استراتژی ژئوپلیتیک هیدروکربنی ترکیه در سومالی به نقطه کانونی سیاست خارجی تبدیل شده و به طور قابل توجهی توازن قدرت در شاخ آفریقا را تغییر داده است. از طریق این استراتژی، آنکارا به دنبال تأمین آینده انرژی خود و گسترش پایگاه نظامی خود در سرتاسر دریای سرخ است.
استراتژی ژئوپلیتیک هیدروکربنی ترکیه در سومالی و منافع منطقهای
فراوانی ذخایر نفتی در سومالی توجه ترکیه را جلب کرده است و رابطه موگادیشو-آنکارا را عمیقتر کرده است.
در آگوست ۲۰۱۱، رئیسجمهور ترکیه رجب طیب اردوغان و خانوادهاش در میان قحطی شدید به موگادیشو سفر کردند و به اولین رئیسجمهور غیرآفریقایی تبدیل شدند که در تقریباً دو دهه به سومالی سفر میکند.
تکامل استراتژی ژئوپلیتیک هیدروکربنی ترکیه در سومالی
جمعآوری حمایتهای انسانی، سفر اردوغان باعث بروز محبت زیادی به ترکیه شد و هلال و ستاره سفید بر روی زمینه قرمز به طور گستردهای در کشور به نمایش درآمد. برخی از کودکان سومالی حتی به نام رهبر ترکیه نامگذاری شدند. حالا نزدیک به پانزده سال بعد، بخش عمدهای از چشمانداز سیاسی منطقهای و جهانی تقریباً غیرقابل شناسایی تغییر کرده است – همانطور که منافع ژئوپلیتیک ترکیه در سومالی نیز تغییر کرده است.
آنچه که پس از آن رخ داد، تحولی در نوع و مقیاس بود که شامل پایگاههای نظامی و اکنون کشتیهای حفاری عمیقدریا میشود و در یک رقابت ژئوپلیتیک گستردهتر برای خلیج عدن و دریای سرخ قرار دارد.
مشارکت آنکارا در طول سالها از چندین مرحله متمایز عبور کرده است، از قدرت نرم و دیپلماسی انسانی تا مدیریت زیرساختها و اکنون به عنوان مهمترین ally خارجی موگادیشو تبدیل شده است. از زمان سفر اردوغان، قدرت نرم ترکیه گسترش یافته و هزاران دانشجوی سومالی در استانبول یا آنکارا، نخبگان موگادیشو در حال تعطیلات در ترکیه و برندهای ترکیهای مانند Enza Home به نمادهای آرزوهای طبقه متوسط در پایتخت تبدیل شدهاند. در عین حال،
شرکتهای ترکیهای کنترل مدیریت بندر و فرودگاه موگادیشو را بر عهده گرفتهاند، در حالی که اردوگاه TURKSOM – بزرگترین پایگاه نظامی خارجی آنکارا – از سال ۲۰۱۷ به آموزش هزاران نیروی ویژه گورگور کمک کرده است.
رقابتهای منطقهای و شاخ آفریقا
در طول این مدت، ترکیه حمایت خود را بهطور انحصاری از طریق دولت فدرال در موگادیشو هدایت کرده است، رویکردی که آن را از امارات متحده عربی – رقیب ژئو استراتژیک آنکارا در شاخ آفریقا – و اتیوپی متمایز میکند، که هر دو روابطی با ادارات منطقهای نیمهخودمختار سومالی در Puntland و Jubaland و همچنین Somaliland برقرار کردهاند.
امروز، ریاض و ابوظبی در حال رقابت برای تسلط بر دریای سرخ هستند، اما در سال ۲۰۱۷، تنشهای نهفته در شورای همکاری خلیج فارس بهطور علنی بروز کرد، با ائتلافی به رهبری عربستان سعودی و امارات که به دنبال محاصره قطر بود، که با ترکیه همپیمان شده بود، به دلیل روابط ادعاییاش با ایران و جنبشهای اسلامی مختلف. اگرچه بهطور عمومی بیطرف بود، موگادیشو در پی این بحران با قطر و ترکیه همپیمان شد که این امر امارات را خشمگین کرد و در نتیجه، حمایت مالی و نظامی قابل توجه خود را بهطور گستردهای از موگادیشو دور کرد. با این حال، در این دوره، آنکارا بهطور کلی بهعنوان «شریک کوچک» در سومالی برای دوحه در نظر گرفته میشد و به هدایت حمایت و کمک به نمایندگی از قطر کمک میکرد.
در دوران دوم ریاستجمهوری حسن شیخ محمود، این ترکیه است که به جلو آمده است، با چشمانداز اخیر استخراج هیدروکربنها که بزرگترین گسترش روابط سومالی-ترکیه تا به امروز را نشان میدهد. اگرچه ترکیه عضو ناتو است، اما بهطور همزمان رویکردی بهطور فزایندهای قاطع در خاورمیانه، شمال آفریقا و بهتازگی شاخ آفریقا اتخاذ کرده است. و بهعنوان بخشی از این سیاست خارجی مستقل، آنکارا همچنین تلاش کرده است تا وابستگی خود به واردات هیدروکربن از آذربایجان، عراق، قزاقستان و روسیه را متنوع کند و ظرفیت استخراج داخلی خود را در سالهای اخیر بهطور قابل توجهی گسترش دهد.
پتانسیل هیدروکربن تحت ژئو استراتژی هیدروکربن سومالی ترکیه
در نتیجه، وعده چند دههای نفت و گاز – در خشکی و دریا – در سومالی برای آنکارا بهویژه جذاب بوده است، با این دو کشور که در اوایل سال ۲۰۲۴ توافق سریعی برای بهرهبرداری ترکیه از منابع نهفته سومالی منعقد کردند. برای حامیان آن در سومالی، این تحقق یک رویای دیرینه است، با نشتهای نفتی که نخستین بار بهطور رسمی توسط زمینشناسان بریتانیایی و ایتالیایی در دوران استعمار شناسایی شد.
توافقات با شرکتهای Chevron و Shell در دهه ۱۹۵۰ هرگز به استخراج رسمی تبدیل نشد و فروپاشی دولت سومالی در اوایل دهه ۱۹۹۰ – که منجر به دههها بیثباتی و درگیری مداوم شد – ذخایر را بدون بهرهبرداری باقی گذاشت. و برآورد میشود که این ذخایر قابل توجه هستند، با مطالعات لرزهنگاری اخیر که نشان میدهد حدود ۳۰ میلیارد بشکه، حدود یکچهارم ذخایر نفت خام اثباتشده کنونی امارات متحده عربی است.
data-path-to-node=”36″>چنین منطقی از سوی ترکیه احتمالاً در میان آتشسوزی در خاورمیانه بیشتر خواهد شد، در حالی که ساختار انرژی خلیج فارس در حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران به آتش کشیده شده است. پیامدهای این جنگ – و محاصره انتخابی تنگه هرمز – برای سالها در شبکههای جهانی انرژی و تجارت طنینانداز خواهد شد و بر جستجوی آنکارا برای خودکفایی فوریت تازهای خواهد بخشید.
پیامدهای اقتصادی و توافقات دوجانبه
با این حال، تعدادی از انتقادات از سوی احزاب سومالی به این توافق ناعادلانه وارد شده است، به ویژه اینکه این توافق بدون بررسی در پارلمان سومالی به سرعت تصویب شد. این توافق در حالی به امضا رسید که موگادیشو در تلاش بود تا متحدان خارجی خود را علیه توافقی که بین اتیوپی و سرزمینداری برای شناسایی حاکمیتی در ازای دسترسی به دریا وعده داده شده بود، بسیج کند.
اگرچه آدیس در نهایت پس از مذاکرات میانجیگری ترکیه با موگادیشو از توافق خود با سرزمینداری عقبنشینی کرد، آنکارا هنوز مجاز است تا 90 درصد هزینه نفت یا گاز سومالی که قبل از هر گونه تقسیم سود تولید شده است، بازپسگیرد و شرکت نفت دولتی آن از پاداشهای تولید معاف است.
از سوی دیگر، حق امتیازهای سومالی به 5 درصد محدود شده است. در کشوری به شدت فقیر مانند سومالی، هیجان قابل توجهی در مورد چشمانداز تزریق تحولآفرین پول نفت وجود دارد، اما ماهیت تعاملات دوجانبه آنکارا – که اغلب پنهانی است – با ویلا سومالی نیز نگرانیهای فزایندهای را به وجود آورده است. علاوه بر این، دولت فدرال سومالی به طور مکرر به انحصار و سیاسیسازی منابع مالی متهم شده و از حمایت از جوبالند و پلانتلند پس از قطع روابط به دلیل برنامه انتخاباتی خود خودداری کرده است.
توسعه زیرساخت و امنیت دریایی
اما توافق هیدروکربنی در حال پیشرفت است و در آوریل، جدیدترین کشتی حفاری عمیق ترکیه، Çağrı Bey – که اولین بار خارج از آبهای سرزمینی ترکیه مستقر شده است – به بندر موگادیشو رسید و با تشریفات و سر و صدای زیادی همراه بود. حفاریهای اکتشافی انتظار میرود در هفتههای آینده در محل چاه Curad-1، واقع در 370 کیلومتری موگادیشو و در عمق 7500 متری آغاز شود. زیرساختهای قابل توجهی هنوز باید ساخته شود، اما آنکارا در حال پیشرفت است.
منافع نظامی رو به رشد ترکیه
در دو سال گذشته، ابعاد نظامی روابط سومالی-ترکیه به طور همزمان رشد کرده است و برخی آنها را به عنوان ضامن منافع تجاری آنکارا در نظر میگیرند. جنگندهها، پهپادها، هلیکوپترها، کشتیهای جنگی و موارد دیگر در ماههای اخیر در موگادیشو ظاهر شدهاند و فناوری نظامی بومی ترکیه را به نمایش گذاشتهاند. این حمایت هوایی نیز در عملیات علیه الشباب، شورش جهادی و وابسته به القاعده که به مدت دو دهه جنگی فرسایشی علیه دولت سومالی به راه انداخته، نقش داشته است.
رقابت ژئوپلیتیکی در دریای سرخ
با این حال، اراده سیاسی دولت سومالی بیشتر مورد سوال است. با تقویت حمایت متحدان خارجی خود، ویلا سومالی به طور انحصاری به دنبال تحکیم قدرت در داخل کشور بوده و با نادیده گرفتن موانع تاریخی، بخشهای زیادی از قانون اساسی موقت را در اوایل سال 2026 تحت عنوان احیای دموکراسی مستقیم بازنویسی کرده است. به طور همزمان، نفوذ تدریجی منافع و مشاوران ترکیه به بخشهایی از دولت سومالی قابل توجه شده است، که در حزب عدالت و توسعه جدید با طعم اسلامی در موگادیشو تجلی یافته و بر اساس جنبش خود اردوغان مدلسازی شده است.
علاوه بر این، کاهش تدریجی کادر دیپلماتیک خسته – به ویژه ایالات متحده و سازمان ملل – از سومالی فضایی برای چنین تحکیمی باز کرده است. در ماه مارس، در حین برکناری خشونتآمیز یک رهبر منطقهای در جنوب سومالی پس از اینکه از برنامه انتخاباتی دولت جدا شد، آنکارا به تسهیل برکناری او با حمایت نظامی و مالی متهم شد.
چنین نقشی قاطع در سیاست داخلی پرتنش سومالی دقیقاً نمایانگر نوعی استقرار داخلی است که منتقدان آن مدتها نسبت به آن هشدار داده بودند و ممکن است هنوز نشاندهنده تمایل آنکارا به حمایت از ماجراجوییهای جنجالی ویلا سومالی در داخل باشد.
در رقابت منطقهای اما سومالی به هیچ وجه محدودیت جاهطلبیهای آنکارا در منطقه نیست، بلکه یک بستر وسیعتر برای آنهاست.
این تصادفی نبود که اولین سفر رئیسجمهور حسن شیخ پس از شناسایی یکجانبه اسرائیل از سومالیلند در اواخر دسامبر 2025 – یک توسعه بمبافکن که توسط امارات متحده عربی تسهیل شده بود – به آنکارا بود. توافقات انجام شده در طول سفر او و اکنون که به وضوح بیشتری در حال شکلگیری است، شامل برنامههایی برای یک پایگاه نظامی ترکیه در لاس قورای، واقع در یک منطقه مورد مناقشه در خلیج عدن است، آبراه استراتژیک و باریکی که دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل میکند و حدود 12 درصد از تجارت جهانی از آن عبور میکند.
پایگاه لاس قُرای به عنوان پاسخی مستقیم به حضور فزاینده اسرائیل و امارات در سومالیلند، در امتداد سواحل عمل خواهد کرد. هرچند احتمال وقوع یک درگیری مسلحانه مستقیم بین آنکارا و تل آویو بعید به نظر میرسد، اما عرصههایی که منافع ژئو استراتژیک آنها در آنها متفاوت است – از سومالی تا سوریه و مدیترانه شرقی – در حال افزایش است.
این رقابت بخشی از یک بازسازی وسیع و شتابان نفوذ در دو سوی دریای سرخ است؛ یک تئاتر وسیع و درهم تنیده که در آن سرنوشت کشورهای ساحلی تحت تأثیر رقابت بین اسرائیل، قطر، عربستان سعودی، ترکیه و امارات شکل میگیرد.
هر کشور منافع خود را در سواحل و مناطق داخلی شاخ آفریقا دنبال کرده است، که ناشی از ترکیبی از الزامات، از جمله تأمین بنادر و آبراهها، کاهش وابستگی به هیدروکربنها و دیدگاههای متفاوت در مورد نقش اسلام سیاسی است.
تا به امروز، چنین سیاستهای خارجی تراکنشی و نظامیسازی شده آسیبهای زیادی به شاخ آفریقا وارد کرده است، شکافها و ترکهای موجود را عمیقتر کرده و از ساختار شکننده صلح و امنیت چندجانبه منطقه کاسته است.
از سال 2023، کانون این تحولات جنگ در سودان بوده است، که به طور مؤثر یک درگیری نیابتی است که امارات، که عمدتاً از نیروهای پشتیبانی سریع حمایت میکند، را در برابر عربستان سعودی و مصر، که از ارتش سودان حمایت میکنند، قرار داده است، با مجموعهای از کشورهای آفریقایی و عربی که پشت هر یک از طرفین قرار دارند. در درون سومالی تقسیم شده، دولت Puntland متهم به اجازه دادن به ابوظبی برای قاچاق سلاح از طریق فرودگاه بوصاصو شده است، در حالی که اطلاعات نظامی سودان از حمایت شبهنظامیان برای موگادیشو تسهیل کرده است.
حتی پیش از جنگ جاری بین ایالات متحده/اسرائیل و ایران، اقیانوس هند غربی و خلیج عدن با ناوهای رقیب و منافع مختلف پر شده بود، که از حوثیهای مورد حمایت ایران در یمن تا عملیات آتالانتا، مأموریت اتحادیه اروپا برای مبارزه با دزدی دریایی را شامل میشود.
و یک تأسیسات ترکیهای در لاس قُرای به تأسیسات تحت مدیریت چین، فرانسه، ایتالیا، ژاپن و ایالات متحده در جیبوتی همسایه ملحق خواهد شد، که تمرکز قدرت نظامی خارجی در نزدیکی باب المندب، نقطه تنگه حیاتی بین خلیج عدن و دریای سرخ را عمیقتر میکند، که اهمیت استراتژیک آن در درگیری ایران به شدت نمایان شده است. به موازات نفت، ارزش املاک کنترل بر این تنگههای حیاتی در هفتههای اخیر به شدت افزایش یافته است.
منافع ترکی در سومالی بیانگر تاریخ طولانیتری است؛ ترکیب منافع تجاری و امنیتی از طریق این آبراههای اصلی قرنهاست که وجود دارد، چه از طریق ناوهای جنگی نیروی دریایی سلطنتی و چه از طریق ناوهای هواپیمابر آمریکایی. آنچه تغییر کرده، فروپاشی چارچوب چندجانبهای است که زمانی درجهای از ساختار، هرچند ناقص، را برای رقابت پس از جنگ سرد و دوران در حال مرگ «صلح لیبرال» فراهم میکرد. به جای آن، منطقی به شدت معاملهگرایانه و جغرافیایی-غارتگرانه به جلو آمده است که در آن رقابت برای انرژی سیاستها را در سرتاسر جهان شکل میدهد.
بیش از بسیاری از کشورهای شاخ آفریقا، موقعیت جغرافیایی شبهجزیره سومالی برای هزارهها تجارت، دین و تبادل فرهنگی را با خاورمیانه و فراتر از آن جذب کرده است. جداسازی سیاست یا فرهنگ سومالی از منطقه وسیعتر غیرممکن است، بهویژه با توجه به اینکه بسیاری از قبایل سومالی خود را «عربی» به جای «آفریقایی» میدانند.
سؤال برای سومالی و شاخ بهطور کلی این است که آیا دولتهای آن میتوانند رقابتها از آن سوی دریای سرخ را از منبع بیثباتی به اهرم مثبت برای کشورهای خود تبدیل کنند. اینکه آیا سرمایهگذاریهای ژئو استراتژیک در حال افزایش ترکیه در سومالی مدل تحولآفرینی از تعامل را ارائه میدهد یا صرفاً ادامه همان ناامنیهای خارجی خواهد بود، باید دید، اما نشانهها بههیچوجه مثبت نیستند.

