روابط پاکستان و ایالات متحده به نقطه عطفی شگفتانگیز رسیده است، زیرا اسلامآباد به عنوان حامی اصلی ثبات منطقهای ظاهر شده است. این ارتقاء ناگهانی روابط پاکستان و ایالات متحده به عنوان پلی بین واشنگتن و تهران بسیاری از تردیدکنندگان را غافلگیر کرده است.
در حالی که بسیاری به دوام روابط پاکستان و ایالات متحده شک داشتند، دیپلماسی شاتل کنونی نشان میدهد که این پیوند در حال تحول است. در نهایت، جهان نظارهگر این است که چگونه روابط پاکستان و ایالات متحده آینده دهه آینده امنیت خاورمیانه را تعریف خواهد کرد.
دوره ترامپ و روابط پاکستان و ایالات متحده
پاکستان با ارتقاء ناگهانی خود در ماه گذشته به عنوان واسطه دیپلماتیک بین واشنگتن و تهران، هم حامیان و هم تردیدکنندگان را شگفتزده کرد. این کشور که در طول جنگ افغانستان با شک و تردید از سوی سیاستگذاران آمریکایی مورد بررسی قرار گرفته بود، اکنون بهطور موقت به عنوان یک واسطه ضروری در تلاشها برای کاهش تنشهای جنگ ایران بازتعریف میشود.
حتی در حالی که مذاکرات رسمی به بنبست رسیده است، پاکستان به ارسال پیامها بین دو طرف ادامه میدهد و بر مرکزیت غیرمنتظره خود در یک درگیری که در آن کانالهای قابلاعتماد کمی باقی مانده است، تأکید میکند. با این حال، این تغییر به نظر میرسد که کمتر نتیجه یک تغییر ساختاری عمیق باشد و بیشتر ناشی از همزمانی خوششانس رویدادها باشد: بروز جنگ بین ایالات متحده و ایران با تغییر موضع دیپلماتیک پاکستان در برابر واشنگتن همزمان شده است.
اسلامآباد بهطور سیستماتیک روابط خود را با دولت ترامپ از طریق اقدامهای غیرمتعارف مانند نامزدی رئیسجمهور دونالد ترامپ برای جایزه صلح نوبل و بررسی شراکتهای مرتبط با منافع تجاری خانواده ترامپ پرورش داده بود. روابط موازی پاکستان با واشنگتن و تهران بهطور ناگهانی وزن بیشتری پیدا کرد و فرصتی برای این کشور ایجاد کرد تا خود را به عنوان یک واسطه معرفی کند.
علاقه ترامپ به رئیس ستاد ارتش پاکستان، مارشال اسیم منیر—که او بهطور عمومی از او تمجید کرده و در یک شکاف از پروتکل در کاخ سفید از او پذیرایی کرده است—در طی سال گذشته به گرم شدن روابط دوجانبه کمک کرده است. این همزمانی از پیشرفتهای دیپلماتیک و درگیری کنونی در نهایت پاکستان را به عنوان یک واسطه بین واشنگتن و تهران قرار داد و آن را به کانون توجه جهانی کشاند.
دیدگاههای کنگره درباره روابط پاکستان و ایالات متحده
تلاشهای پاکستان برای پیشبرد مذاکرات در پسزمینه ادامه دارد. اما آنچه در سیاست کلی ایالات متحده نسبت به پاکستان در آینده خواهد آمد، هنوز یک سوال باز است. اینکه آیا این احیای دیپلماتیک میتواند به یک بازتنظیم گستردهتر در روابط ایالات متحده و پاکستان که فراتر از دولت کنونی باشد و آغازگر فصل جدیدی در نحوهی دیدگاه واشنگتن به پاکستان باشد، بسیار کمتر از آنچه که تصور میشود، قطعی است.
شک و تردید در کنگره نسبت به پاکستان به عنوان یک متحد قابل اعتماد درازمدت وجود دارد. قانونگذاران در هر دو حزب به طور کلی از نقش پاکستان در تلاش برای کاهش تنشها استقبال میکنند، اما نسبت به هرگونه تغییر استراتژیک گستردهتر محتاط هستند. سناتور تد کروز (R-TX)، یکی از نزدیکان ترامپ و عضو کمیته روابط خارجی سنا، به نشریه The National Interest گفت که او نسبت به قابلیت اطمینان پاکستان به عنوان یک شریک درازمدت محتاط است. کروز گفت: “من مدتهاست که پاکستان را به عنوان یک متحد مشکلساز توصیف کردهام. آنها یک متحد هستند، اما چالشهایی وجود دارد که ما با آنها دست و پنجه نرم میکنیم.” او افزود: “تا جایی که ملاهای ایرانی به رهبران پاکستان گوش دهند… این مفید است.” کروز همچنین گفت: “رئیسجمهور ترامپ در پایان روز از رهبری پاکستان به خاطر مشارکتشان تشکر کرده است.”
این دیدگاه ابزاری—نگاه کردن به پاکستان به عنوان یک ضرورت در لحظه کنونی، اما با احتیاط در مورد هرگونه تعامل عمیقتر—در کنگره به طور گستردهای مشترک است.
سناتور کوری باکر (D-NJ) نگرانیهای مشابهی را ابراز کرد و به سابقه پاکستان در زمینه تروریسم اشاره کرد. باکر، که همچنین عضو کمیته روابط خارجی سنا است، گفت: “چیزهای زیادی وجود دارد که توجه من را جلب میکند—که قبل از اعتماد به آنها، باید تأیید کنیم.”
یک پست اخیر در شبکههای اجتماعی از وزیر دفاع پاکستان که به اسرائیل انتقاد کرده بود، نگرانیهایی را برای سناتور ریک اسکات (R-CA) به وجود آورد، که خواستار آن شد که این کشور نشان دهد که در “نیت خوب” عمل میکند. اسکات به نویسنده گفت که با این حال، از تلاشهای میانجیگری اسلامآباد قدردانی میکند—حتی در حالی که در مورد جدیت تهران برای رسیدن به توافق سوالاتی دارد.
اتهامات تروریسم و روابط پاکستان و ایالات متحده
در رویدادی که در تاریخ ۲۲ آوریل در کنگره ایالات متحده به مناسبت سالگرد حمله تروریستی مرگبار ۲۰۲۵ در پاهالگام، کشمیر، که منجر به کشته شدن ۲۶ غیرنظامی شد و در ماه بعدی یک درگیری کوتاه اما شدید با پاکستان را به دنبال داشت، برگزار شد، نماینده برد شرمن (D-CA) پاکستان را به ادامه پناه دادن به گروههای شبهنظامی متهم کرد. او استدلال کرد که گروه شبهنظامی ضد هند لشکر طیبه (LeT) هنوز با پناهگاهی در داخل کشور فعالیت میکند.
شرمن در این رویداد گفت: “در حالی که جهان بر روی اسلامآباد تمرکز کرده است، جایی که مذاکرات [ایران] در حال انجام است، یا در حال انجام نیست، یا ممکن است در حال انجام باشد، ما باید از این فرصت استفاده کنیم تا از دولت پاکستان بخواهیم که بر روی LeT و JeM [جیش محمد] فشار بیاورد.”
این دیدگاهها نشان میدهد که لحظه دیپلماتیک پاکستان هنوز نتوانسته است تصویر آن را در واشنگتن نرم کند. دیدگاه غالب، حداقل در کنگره، این است که تعامل با پاکستان مشروط و مقطعی است و نه نشانهای از اعتماد ساختاری. به گفته کریستین فیر، استاد مطالعات امنیتی در دانشگاه جورجتاون، هیچ نشانهای وجود ندارد که اهمیت تازهبهدستآمده پاکستان بهطور قابل توجهی آینده روابط آن با واشنگتن را بازتعریف کند.
او در یک مصاحبه تلفنی گفت: “روابط ایالات متحده و پاکستان بر یک پایه بنا شده است و آن پایه به هر موضوعی که در آن روز خاص مطرح است، مربوط میشود.” فیر استدلال کرد که بر خلاف شراکت عمیقاً نهادینهشده واشنگتن با هند، روابط با پاکستان از حمایتهای گسترده بوروکراتیک یا سیاسی برخوردار نیست.
او گفت: “زمانی که منافع مشترکی وجود داشته باشد، ایالات متحده و پاکستانیها با هم کار میکنند. زمانی که این منافع وجود نداشته باشد، آنچه به چشم میآید، سیاستهای پاکستان است که واشنگتن را به شدت آزار میدهد.”
واقعگرایی استراتژیک در روابط پاکستان و ایالات متحده
با این حال، برخی تحلیلگران بر این باورند که پاکستان میتواند فراتر از بحران کنونی، اهمیت خود را گسترش دهد. الیزابت ترلکلد، مدیر برنامه جنوب آسیا در مرکز استیمسون، اشاره کرد که اسلامآباد توانسته است خود را در دیپلماسی با ریسک بالا وارد کند به گونهای که در واشنگتن طنینانداز شود.
او در یک مصاحبه تلفنی گفت: “پاکستان راههایی یافته است تا خود را برای این دولت مرتبط کند که فراتر از تلاشهای دیپلماتیک کنونی است.” حتی اگر توافقی بین ایالات متحده و ایران همچنان دور از دسترس باشد، ترلکلد افزود که نقش پاکستان نشان داده است که میتواند “به طور معناداری” در صحنه جهانی مشارکت کند.
فرصت از دست رفته پاکستان تاکنون نشانههای محدودی از نهادینه کردن یا بهرهبرداری از این لحظه در واشنگتن نشان داده است.
وزیر دارایی آن ماه گذشته در پایتخت برای جلسات بهاری سالانه صندوق بینالمللی پول (IMF) و بانک جهانی حضور داشت—تعاملاتی که از قبل از کسب اهمیت دیپلماتیک کنونی پاکستان برنامهریزی شده بود. این سفر فرصتی بهموقع برای گسترش ارتباطات با جامعه تجاری ایالات متحده و معرفی پاکستان به عنوان مقصد سرمایهگذاری در میان افزایش دیدهبانی فراهم کرد.
با این حال، این سفر عمدتاً طبق برنامه اصلی پیش رفت و نشانهای از این که به منظور انعکاس نقش جدید اسلامآباد به عنوان یک واسطه دیپلماتیک تنظیم یا گسترش یافته باشد، وجود نداشت. الگوی مشابهی در موضع عمومی سفارت پاکستان مشهود است، که پیامهای آن عمدتاً بازتابدهنده مواضع رسمی اسلامآباد بوده و شواهد محدودی از تلاشهای موازی در واشنگتن برای گسترش تعامل با جامعه سیاستگذاری یا شکلدهی به برداشتهای وسیعتر در لحظهای از توجه بیشتر وجود دارد.
موانع اقتصادی برای روابط پاکستان و ایالات متحده
فرصتها برای بازتعریف نقش پاکستان، از یک مسئولیت امنیتی به یک بازیگر دیپلماتیک که به دنبال میانجیگری در منازعات است، به طور کامل در تلاشهای عمومی مورد استفاده قرار نگرفته است. رویداد اخیر سفارت هند در کنگره، که شامل اتهامات جدیدی درباره دخالت پاکستان در تروریسم بود، عمدتاً بدون چالش از سوی مقامات پاکستانی باقی ماند—حتی در حالی که پاکستان به خاطر تلاشهایش برای میانجیگری در صلح بین ایران و ایالات متحده مورد ستایش عمومی قرار میگیرد.
عدم موفقیت ظاهری پاکستان در تبدیل دیدگاه دیپلماتیک کنونیاش به یک تلاش پایدار برای تغییر تصویر خود یا ایجاد شتاب ماندگار در واشنگتن، ویژگی مرکزی این رابطه را تقویت میکند: این رابطه همچنان واکنشی است و نه نهادینه شده، و به شدت به روابط شخصی بین رهبریهای دو کشور وابسته است.
در نهایت، برای اینکه این فرصت دیپلماتیک فراتر از بحران کنونی ادامه یابد، پاکستان نیاز دارد که به واشنگتن بیشتر از میانجیگری ارائه دهد—به ویژه فرصتهای معتبر تجاری و سرمایهگذاری. با این حال، اسلامآباد در حال حاضر در موقعیتی برای انجام این کار نیست. چشمانداز اقتصادی شکنندهاش و چالشهای امنیتی مداوم همچنان جذابیت آن را به عنوان یک شریک تجاری محدود میکند.
این واقعیت دوباره در روز سهشنبه زمانی که وزارت امور خارجه اعلام کرد که کنسولگری عمومی ایالات متحده در پیشاور به دلیل نگرانیهای امنیتی به تدریج تعطیل خواهد شد، مورد توجه قرار گرفت. “این تصمیم نشاندهنده تعهد ما به ایمنی پرسنل دیپلماتیک و مدیریت کارآمد منابع است”، در بیانیهای کتبی آمده است.
حتی در بخشهایی که ایالات متحده دوباره به آنها علاقهمند شده است، مانند مواد معدنی حیاتی، جو سرمایهگذاری همچنان بسیار نامشخص است.
بخش عمدهای از ثروت معدنی پاکستان در بلوچستان قرار دارد، استانی که با شورش دست و پنجه نرم میکند و گروههای مسلح به طور مکرر به زیرساختها و پروژههای حمایتشده خارجی حمله کردهاند. این خطرات امنیتی شک و تردید عمیقی را در میان سرمایهگذاران و سیاستگذاران آمریکایی تقویت میکند.
در نتیجه، با وجود اهمیت ژئوپولیتیکی موقتیاش، به نظر میرسد پاکستان به عنوان یک مقصد سرمایهگذاری معتبر یا شریک تجاری درازمدت دیده نخواهد شد. در دولتی که روابط به طور بنیادی معاملاتی است، این فاصله سوالات جدی را درباره اینکه چقدر طول میکشد تا لحظه دیپلماتیک پاکستان در واشنگتن واقعاً ادامه یابد، به وجود میآورد.

