مواجهه فزاینده در خاورمیانه فرضیات امنیتی سنتی را در هم شکسته و قاهره را وادار کرده است تا در یک چشمانداز ژئوپلیتیکی بهطور فزایندهای خطرناک حرکت کند. با تغییرات سریع در دینامیکهای منطقهای، حفظ یک توازن استراتژیک معتبر به اصلیترین دغدغه دیپلماسی مصر تبدیل شده است، حتی در حالی که فشارهای خارجی تهدید به نابودی این دکترین دیپلماتیک دیرینه میکنند. این توازن استراتژیک حساس به شدت تحت فشار تقاضاهای متضاد برای بقا اقتصادی و حفظ استقلال استراتژیک حاکمیتی در یک نظم منطقهای تکهتکه شده قرار دارد.
توازن استراتژیک تحت فشار طوفانهای منطقهای
جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران مصر را در موقعیت دشواری قرار داده است. از یک سو، دولت مصر میخواهد جنگ هر چه زودتر پایان یابد. این کشور نگران است که یک ایران ضعیف یا فروپاشیده چه معنایی برای ثبات خاورمیانه و امنیت خود خواهد داشت، و از اسرائیل جسور در مرز شمالشرقی خود نگران است و از عواقب اقتصادی این درگیری مضطرب است.
این نگرانیها باعث شده است که مصر خود را در کنار پاکستان و ترکیه به عنوان میانجی در این درگیری قرار دهد. (عربستان سعودی، که همچنین بخشی از این گروه است، بهطور گستردهای درک میشود که با دیگر کشورهای عرب خلیج فارس بهطور نزدیک هماهنگ است.) مقامات مصری به شیوههای متعددی اشاره میکنند که در آنها همدردی و حمایت خود را از شرکای عرب خلیج فارس ابراز کردهاند، اما موضع قاهره همچنان در این پایتختها خشم ایجاد میکند. کشورهای خلیج فارس جنگ را به عنوان تهدیدی وجودی برای اقتصادهای خود میبینند و با وجود داشتن دیدگاههای متفاوت درباره نحوه نزدیک شدن به مذاکرات برای یک توافق، تقریباً بهطور یکسان معتقدند که مصر و دیگر همسایگان عرب آنها باید بهطور محکمتری در کنار آنها قرار گیرند.
منافع اقتصادی این وضعیت را برای مصر بهویژه خطرناک میکند. سرمایهگذاری کشورهای عرب خلیج فارس به یک رکن اصلی اقتصاد مصر تبدیل شده و در واقع دولت را در حالی که با بدهی و دیگر مشکلات دیرینه دست و پنجه نرم میکند، solvent نگه میدارد.
عربستان سعودی و کویت به ترتیب ۵.۳ میلیارد دلار و ۴ میلیارد دلار در بانک مرکزی مصر سپردهگذاری کردهاند، در حالی که امارات متحده عربی ۳۵ میلیارد دلار از طریق یک خرید عمده املاک به کشور تزریق کرده و قطر نیز متعهد به سرمایهگذاری ۲۹.۷ میلیارد دلار در یک معامله بزرگ ملکی دیگر شده است. با توجه به نفوذی که این سرمایهگذاریها به کشورهای خلیج فارس میدهد، فضای موجود برای مصر برای ادامه رویکرد متعادل در قبال این درگیری ممکن است محدود شود. با این حال، اگر انتقادات کشورهای خلیج فارس از توازن قاهره به فشار تبدیل شود و ثبات مصر را به خطر بیندازد، نتیجه میتواند بسیار غیرمؤثر باشد.
تنگنای ژئوپلیتیکی و ضرورت توازن استراتژیک قاهره
میانجیگری و “توازن استراتژیک” از زمانی که ایالات متحده و اسرائیل جنگ خود را با ایران آغاز کردند، مصر به دنبال یک راه خروج بوده است. قاهره از کانالهای دیپلماتیک و اطلاعاتی برای کمک به برقراری ارتباط غیرمستقیم بین واشنگتن و تهران استفاده کرده است، که طرفین از آن برای انتقال خطوط قرمز، پیامها و پیشنهادات کاهش تنش استفاده کردهاند. تلاشهای میانجیگری آن بخشی از تلاشهای یک بلوک بهطور غیررسمی هماهنگ شده است که شامل ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی میشود و به دنبال یک توافق آتشبس پایدار است که برای هر دو طرف قابل قبول باشد. به درخواست تهران، اسلامآباد به عنوان واسطه اصلی ظاهر شده و میزبان مذاکرات و پیشنهاددهنده چارچوبهای آتشبس بوده است، در حالی که قاهره و آنکارا حمایت سیاسی ارائه داده و بین طرفین رفت و آمد کردهاند.
قاهره تصمیم گرفته است خود را به عنوان یک میانجی قرار دهد تا سه هدف را پیش ببرد: مهار بحران؛ حمایت از متحدان عرب خلیج فارس؛ و تقویت همبستگی درون عربی که میتواند تعادل را در برابر اسرائیل برقرار کند. با این حال، قاهره به شدت از احتمال فروپاشی جمهوری اسلامی تحت فشار میترسد، هرچند این سناریو در حال حاضر چندان محتمل به نظر نمیرسد، زیرا نگران است که این امر منجر به سالها بیثباتی در خاورمیانه شود، امنیت ملی مصر را آسیب بزند و اسرائیل را بیشتر به دنبال اهداف توسعهطلبانهای که قاهره آن را میبیند، سوق دهد.
Cairo همچنین برنامهای در قبال تهران دارد. پس از دههها بیاعتمادی، مصر و ایران پیش از آغاز جنگ شروع به نزدیک شدن به یکدیگر کرده بودند – حتی اگر هنوز روابط دیپلماتیک کامل را احیا نکرده بودند. به عنوان بخشی از این نزدیکی، قاهره در اواخر سال 2025 گفتگوهایی بین ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره برنامه هستهای تهران تسهیل کرد.
سیاستگذاران مصری این رویکرد را به عنوان یک ضرورت استراتژیک به جای نشانهای از همراستایی تلقی کردند. تعامل با تهران به قاهره دسترسی به تلاشهای کاهش تنش منطقهای را فراهم میکند که در غیر این صورت از آن محروم میماند، از جمله تلاشهایی که شامل بازیگران غیردولتی وابسته به ایران مانند حزبالله در لبنان و حوثیها در یمن میشود. داشتن کانالهای خود برای نفوذ و بینش به ویژه برای قاهره مهم است، با توجه به آنچه که آنها به عنوان عدم انسجام در رویکرد پایتختهای خلیج فارس و واشنگتن به تهران و مشتریان غیردولتی آن میبینند.
موقعیت مصر تحت تأثیر آگاهی از محدودیتهای نفوذش قرار دارد. این کشور عربی با جمعیتی بیش از 118 میلیون نفر در سال 2025 و واقع در نقطه تلاقی آسیا و آفریقا، به اندازهای بزرگ و مرکزی است که نمیتواند از هرج و مرج اطراف خود غافل باشد. اما همچنین به اندازهای دچار کمبود مالی است که نمیتواند قدرت خود را در امور منطقهای به نمایش بگذارد. بر خلاف برخی از شرکای عرب خلیج فارس، ترکیه یا ایالات متحده، این کشور از نظر مالی و سیاسی یا قدرت نظامی، فاقد اهرمهایی است که بتواند رفتار بازیگران غیردولتی را از طریق تشویق، همپیمانی یا اجبار شکل دهد. ارزیابی واقعبینانه از این محدودیتها، ترجیح قاهره را برای دیپلماسی محتاطانه به عنوان مؤثرترین ابزار در دیپلماسی تقویت میکند.
در عین حال، جزء جداییناپذیر آنچه قاهره به عنوان دکترین “تعادل استراتژیک” خود توصیف میکند، اجتناب از اتحادهایی است که دیگر طرفها را بیگانه میکند و در عین حال تنوع بخشیدن به شرکای خود است. در عمل، این استراتژی به هدف ایزوله کردن کشور از شوکهای خارجی و پرهیز از پیگیری درگیری نظامی طراحی شده است، حتی زمانی که تحت فشار از سوی شرکای نزدیک برای پیوستن به آنها در ائتلافها قرار دارد. قاهره به طور کلی به این رویکرد پایبند بوده است، حتی زمانی که این کار روابطش با حامیان اقتصادی حیاتی را تحت فشار قرار داده است. به عنوان مثال، در سال 2015، عربستان سعودی بینتیجه برای استقرار نیروهای مصری به منظور تقویت کمپین نظامیاش در یمن – که هدف آن برکناری حوثیها بود – فشار آورد، حتی در حالی که همچنان به دولت مصر یک خط اعتباری اقتصادی ارائه میداد.
فراتر از محدودیتهای کنونی خود، مصر همچنین با اشاره به تروماهای گذشته، خودداری خود را توجیه میکند. مقامات اغلب درباره میراث مداخله نظامی پرهزینه در یمن در دهه ۱۹۶۰ و جنگهای متوالی با اسرائیل صحبت میکنند. برای رهبری مصر، این تجربیات محدودیتهای قدرت نظامی کشور در شکلدهی به نتایج منطقهای را برجسته میکند و همچنین به مخاطبان خارجی یک توجیه قابل فهم برای سیاست دروننگر خود ارائه میدهد.
بدون شک، قاهره گاهی اوقات رویکردی مداخلهجویانهتر اتخاذ کرده است، به ویژه زمانی که تهدیدات مستقیم به امنیت ملی مصر را احساس کرده است، بهویژه در امتداد مرزهایش. در لیبی و سودان، مصر بهطور قاطع عمل کرده و تهدید به اقدام نظامی کرده است تا با یک ضدحمله ترکیه علیه متحدانش در شرق لیبی در سال ۲۰۲۰ مقابله کند و بهطور ادعایی حملات پهپادی برای حمایت از ارتش سودان انجام داده است. در میان تنشها با آدیس آبابا، همچنین شایعاتی غیررسمی درباره حملات هوایی احتمالی مصر به سد بزرگ اتیوپیایی مطرح کرده است. اما اینها استثنائاتی بر قاعدهای بوده که عمدتاً غیرمداخلهگر بوده است.
تعادل استراتژیک محافظت شده از نوسانات داخلی و شوکهای مالی
ملاحظات داخلی این وضعیت کلی خودداری را تقویت میکند. مصریها بهطور کلی با دخالت در جنگ کنونی که بیشتر آن را به تهاجم ایالات متحده و اسرائیل نسبت میدهند، مخالف هستند. اما در حالی که احساسات ضد اسرائیلی در سطح وسیعی وجود دارد و در برخی محافل با ابراز همدردی غیرمعمول با ایران همراه است، این نگرانیهای اقتصادی است که بر نگرانیهای عمومی غالب است.
افزایش قیمت سوخت، تورم مداوم و ترس از وخامت بیشتر وضعیت اقتصادی بر جامعه مصری به مراتب سنگینی بیشتری نسبت به همراستاییهای ژئوپلیتیکی دارد. جنگ به اقتصادی آسیب میزند که نشانههای احتیاطی از بهبودی از رکود ناشی از COVID-19 و پیامدهای جنگها در اوکراین و غزه را نشان میداد. در تیر تا آذر ۱۴۰۴، رشد واقعی تولید ناخالص داخلی ۵.۳ درصد بود که نسبت به ۳.۹ درصد در همین دوره در سال ۱۴۰۳ افزایش یافته است؛ تورم در دی ۱۴۰۵ به ۱۱.۹ درصد کاهش یافت که از اوج ۳۸ درصد در شهریور ۱۴۰۲ پایینتر بود؛ درآمدهای گردشگری به رکورد بالای ۱۶.۷ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۴ رسید؛ و ذخایر ارزی به ۵۳.۸ میلیارد دلار در اسفند ۱۴۰۵ رسید که نسبت به ۴۰.۳ میلیارد دلار در اسفند ۱۴۰۴ افزایش یافته است.
اکنون، با این حال، چشمانداز به نظر میرسد که در حال بدتر شدن است. درآمدهای کانال سوئز در سهماهه اول سال ۲۰۲۶ به دلیل از سرگیری کوتاهمدت حملات حوثیها به حمل و نقل در دریای سرخ و باب المندب که در طول جنگ غزه انجام دادند، ۳۸ درصد کاهش یافته است. بسیاری از گردشگران احتمالاً از سفر به مصر خودداری خواهند کرد، زیرا از نزدیک شدن به منطقه جنگی در اطراف خلیج هراس دارند. همچنین، ارسالهای مالی از مصریهایی که در خلیج کار میکنند به دلیل اختلالات اقتصادی در آنجا ممکن است کاهش یابد.
در عین حال، هزینههای انرژی افزایش یافته و دولت را مجبور کرده است که قیمت سوخت را افزایش دهد و تدابیر صرفهجویی، از جمله قطع برق و محدودیت در ساعات کاری کسبوکارها را اتخاذ کند، که شهرهای پرجنبوجوش را به تاریکی نگرانکنندهای فرو برده است. پوند مصری تحت فشار جدیدی قرار گرفته و از حدود ۴۸ به ۵۵ به دلار از زمان آغاز جنگ به شدت کاهش یافته است و این امر هزینه واردات را افزایش داده است. نتیجه ممکن است یک دور جدید از تورم باشد. ذخایر ارز خارجی همچنان تحت فشار هستند، در حالی که مصر با مشکل تأمین انرژی مواجه است و این امر منجر به تلاش برای واردات نفت، به عنوان مثال از لیبی همسایه، شده است.
با این حال، بزرگترین نگرانیهای اقتصادی ممکن است هنوز در راه باشند و توانایی مصر برای مدیریت آنها تا حد زیادی به حمایت از کشورهای خلیج فارس بستگی دارد، برخی از آنها از نحوه موضعگیری قاهره در این درگیری قدردانی نمیکنند، با وجود تلاشهای آن برای نشان دادن همبستگی بدون گرفتار شدن در این موضوع. مقامات مصری بر زحماتی که برای ابراز همدردی با شرکای عرب خلیج فارس که تحت حملات پهپادها و موشکهای ایرانی قرار دارند، کشیدهاند، تأکید میکنند.
به این منظور، رئیسجمهور عبدالفتاح السیسی در ماه مارس به چندین پایتخت خلیج فارس سفر کرد، در حالی که به گفته مقامات مصری، وزیر امور خارجه از زمان آغاز جنگ، هفت سفر به این منطقه داشته است. بیانیههای وزارت امور خارجه و ریاستجمهوری به طور مکرر به حملات ایران به عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر و دیگران انتقاد کرده و در عین حال «همبستگی کامل» مصر با کشورهای خلیج فارس و نگرانیاش از امنیت آنها را تأیید کردهاند.
مصر به همراه مراکش همچنین جنگندهها و پرسنل را به خلیج فارس ارسال کرده است – هرچند در جنگی که تهدید اصلی به شکل پهپادها و موشکهای بالستیک است، این اقدام ممکن است بهعنوان حرکتی نمادین تلقی شده باشد. در تلاشی ظاهری برای بهبود روابط با ابوظبی – که حمایت مالیاش بهویژه برای قاهره مهم بوده است – السیسی در ماه مه به امارات متحده عربی رفت و در کنار رئیسجمهور امارات در مقابل جنگندههای مصری عکس گرفت.
اما احساسات منفی همچنان باقی است. چندین تحلیلگر برجسته عرب خلیج فارس و افراد در دایرههای سیاسی شکایاتی را مطرح کردهاند که به موضع قاهره اشاره دارد. در واقع، و با وجود اینکه امارات متحده عربی پرصداترین بوده است، از دیدگاه اکثر اعضای شورای همکاری خلیج فارس، هرچند به درجات مختلف، موضع مصر در بهترین حالت مبهم به نظر میرسد. بهویژه در آغاز جنگ، زمانی که ایران صدها موشک و پهپاد به کشورهای خلیج فارس، از جمله سایتهای غیرنظامی، شلیک کرد، پایتختهای خلیج فارس انتظار داشتند که قاهره خشم خود را بیشتر به سمت تهران (که برخی مقامات مصری اقدامات آن را «تلافیجویانه» توصیف کردند) معطوف کند تا به سمت ایالات متحده و اسرائیل (که قاهره آنها را به تحریک جنگ متهم کرد).
ارزیابی شکافهای آینده در پارادایم تعادل استراتژیک مصر
قاهره و شرکای عرب خلیج فارس در طول سالها تنشهای دیگری نیز داشتهاند، اما فاصله در مواضع در حال حاضر برای قاهره نگرانکننده است، که در دهه گذشته به حمایت خلیج فارس برای عبور از یک سری بحرانها تکیه کرده است.
data-path-to-node=”19″>این وابستگی به طور قابل توجهی به دلیل بحران بدهی و نقدینگی دلار که از سال 2022 آغاز شد، عمیقتر شد، زمانی که شوکهای ناشی از حمله تمامعیار روسیه به اوکراین وابستگی قاهره به سرمایه خارجی برای تأمین مالی کسری ساختاری حساب جاری و بدهی عمومی را نمایان کرد و منجر به خروج مالی عمدهای شد. کاهش نرخ ارز منجر به افزایش شدید تورم شد که قدرت خرید بسیاری از مصریها را کاهش داد. ضربه دیگری با آغاز جنگ غزه در اکتبر 2023 وارد شد که درآمدهای ناشی از صادرات گاز طبیعی، گردشگری و (به دلیل نگرانی از حملات حوثیها) عوارض عبور از کانال سوئز را تحت تأثیر قرار داد.
این بحرانها میتوانستند کاتالیزورهایی برای اصلاحات اقتصادی باشند. در واقع، زمانی که مصر برای اولین بار در سال 2022 به صندوق بینالمللی پول (IMF) برای کمک فوری مراجعه کرد، سعی داشت شرایطی را تحمیل کند که کشور را به سمت این مسیر سوق دهد.
اما قاهره این شرایط را از نظر سیاسی بسیار پرهزینه دانست – به ویژه به الزامی که خواستار کاهش نفوذ اقتصادی بزرگ ارتش بود، اعتراض کرد، که این امر میتوانست به یکی از پایگاههای کلیدی سیسی آسیب برساند. سپس جنگ غزه آغاز شد و وضعیت دوباره تغییر کرد. با شروع صحبتهای اسرائیل درباره جابجایی میلیونها فلسطینی از نوار غزه به مصر، قاهره کمپینی پرشور و تا حدی مؤثر را برای متقاعد کردن اهداکنندگان و سرمایهگذاران به حمایت از خود برای چنین احتمالی آغاز کرد. فشار صندوق بینالمللی پول برای انجام اصلاحات اقتصادی کاهش یافت. ترس از مهاجرت انبوه به اروپا باعث شد اتحادیه اروپا با یک بسته 7.4 میلیارد یورویی برای قاهره، شامل وامها، کمکها و سرمایهگذاریها، وارد عمل شود.
کمکهای بزرگتری نیز از سوی کشورهای عرب خلیج فارس که نگران بیثباتی مصر بودند، ارائه شد. با این حال، برخلاف گذشته، کمکهای آنها به شکل سرمایهگذاری مستقیم و نه سپردههای نقدی در بانک مرکزی یا سایر کمکهای مالی بود. با تردید در اینکه قاهره بتواند اقتصاد خود را اصلاح کند و ترس از آنچه ممکن است برای پول آنها در صورت ارائه آن برای حمایت از بودجه عمومی اتفاق بیفتد، آنها سرمایهگذاری را در پروژههایی قرار دادند که فکر میکردند ممکن است بازدهی داشته باشد.
توسعه املاک و مستغلات در مقیاس بزرگ در سواحل مدیترانه و دریای سرخ، و همچنین پروژههای زیرساختی در سراسر کشور در کانون توجه قرار گرفت. یک نمونه بارز، توافق سرمایهگذاری اماراتی در سال 2024 به ارزش 35 میلیارد دلار برای یک تفریحگاه بزرگ مدیترانهای بود. اندازه و سرعت تزریق نقدینگی به اندازهای بود که به سرمایهگذاران اطمینان دهد که خطر ورشکستگی کاهش یافته است، با وجود عدم وجود اصلاحات اقتصادی. با این حال، این امر همچنین وابستگی بیشتری به سرمایهگذاران عرب خلیج فارس را پرورش داد و عدم تعادل را تقویت کرد که انحراف آشکار از مواضع سیاسی کشورهای عرب خلیج فارس برای قاهره خطر بیشتری به همراه دارد.
در برخی جنبهها، تنش بین مصر و کشورهای عرب خلیج فارس در مورد جنگ ایران با تنشهایی که قاهره در گذشته با این شرکا داشته، متفاوت است، زمانی که روابط به نظر میرسید در برابر اختلافات مقاومتر است. از جمله، قاهره از ارسال نیرو به حمایت از مداخله تحت رهبری عربستان سعودی در یمن خودداری کرد و خود را از حمایت خلیج فارس از شورشیان که در روزهای اولیه جنگ سوریه به دنبال برکناری بشار اسد بودند، دور نگه داشت. همچنین، مصر نسبت به تعامل عربستان سعودی و قطر با رهبری جدید اسلامی سوریه که با شک و تردید به آن نگاه میکند، تردید نشان داده است.
بهویژه، مصر و امارات متحده عربی از زمان آغاز جنگ داخلی در سودان در سال 2023 با یکدیگر در تضاد بودهاند: قاهره با ارتش سودان تحت رهبری عبدالفتاح البرهان همراستا شده و آن را به عنوان یک حائل در برابر فروپاشی دولت میبیند، در حالی که ابوظبی به طور معتبر گزارش شده است (هرچند که این موضوع را انکار میکند) که از نیروهای شبهنظامی حمایت سریع (RSF) به رهبری محمد حمدان دقلو حمایت میکند، که پیشتر در کنار نیروهای اماراتی در یمن جنگیده بودند. با این حال، در تمام این موارد، قاهره و همتایان خلیجیاش رابطه گستردهتری را از این اختلاف محافظت کردهاند.

جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران تهدیدی برای تغییر این الگو است. این اختلاف بیشتر از قبل در شبکههای اجتماعی قابل مشاهده است و نشان میدهد که تنشها در حال گسترش و عواقب بیشتری دارند. به عنوان مثال، انور قرقاش، مشاور سیاست خارجی رئیسجمهور امارات، پستی در X منتشر کرد که به طور گستردهای به عنوان اشارهای به ناکافی بودن حمایت مصر از کشورهای خلیج فارس درک شد.
بهویژه، او نوشت که “برخی از کشورهای برادر و دوستانه با مواضع حمایت قاطع خود را متمایز کردهاند در حالی که دیگران با بیانیههای توخالی راضی بودهاند”. به همین دلیل، او در پستی بعدی گفت که ابوظبی نیاز دارد تا “روابط منطقهای و بینالمللی خود را با دقت زیادی ارزیابی کند”، عبارتی که هنوز هم طنینانداز است، هرچند که او بعداً به نظر میرسد که با ستایش حمایت مصر از امارات، نظرات خود را پس گرفت.
درباره اینکه چرا این وضعیت از گذشته متفاوت است، هسته پاسخ این است که شرکای عرب خلیج فارس مصر، منافع را به عنوان وجودی میبینند. احتمال اینکه ایران از جنگ با کنترل بر عبور از تنگه هرمز خارج شود، مدل سیاسی-اقتصادی اساسی آنها را به خطر میاندازد و آنها مصمم هستند که سعی کنند از وقوع این امر جلوگیری کنند.
data-path-to-node=”24″>آنها به شدت نگران توانایی ایران هستند که نه تنها میتواند زیرساختهای حیاتی را هدف قرار دهد، بلکه همچنین میتواند گردشگری و سرمایهگذاری خارجی را کاهش دهد و تهدیدی که به ادعای آنها، ناشی از سلولهای خوابیده ایرانی است. حتی اگر جنگ به زودی پایان یابد، کشورهای خلیج فارس با درک تهدیدات به مراتب بیشتری نسبت به ایران از آن خارج خواهند شد. در این زمینه، فشاری که بر قاهره وارد میکنند تا موضع خود را به سمت مخالفت قاطعتر با ایران تغییر دهد، تنها احتمالاً تشدید خواهد شد.
مصر این موضوع را میداند. در قاهره به وضوح متوجه شدهاند که ابوظبی از پاکستان، که نقش پیشرو در میانجیگری را بر عهده گرفته است، خواسته تا به سرعت وام ۳.۵ میلیارد دلاری اماراتی را بازپرداخت کند و تهدید کرده که این کار میتواند ذخایر بانک مرکزی را تخلیه کرده و نجات مالی توافق شده با صندوق بینالمللی پول در سال ۲۰۲۴ را به خطر بیندازد. در حالی که مقامات پاکستانی هرگونه ارتباط بین درخواست بازپرداخت و جنگ را رد میکنند، بسیاری در اسلامآباد این موضوع را به عنوان مجازاتی برای انتخاب پاکستان به عنوان میانجی میدانند.
آسیبپذیریهای مصر در نظم منطقهای پس از جنگ تنشها بین قاهره و شرکای خلیجی آن ادامه دارد، حتی اگر موضع اکثر این کشورها نسبت به درگیری به سمت تمایل بیشتری برای پایان دادن به جنگ تکامل یافته باشد.
در حالی که دیدگاههای مختلفی درباره چگونگی پایان دادن به جنگ وجود دارد – از کسانی که از دیپلماسی برای متوقف کردن هر چه سریعتر درگیری حمایت میکنند (قطر، عربستان سعودی، عمان و کویت) تا کسانی که نسبت به آتشبس مذاکره شده که به طور جامع تهدیدات ایران به خلیج را مورد توجه قرار نمیدهد، بسیار بدبینتر هستند (بحرین و امارات) – در کشورهای خلیج فارس توافق وجود دارد که یک کشور عربی بزرگ مانند مصر باید به طور صریحتری از آنها حمایت کند. بنابراین، مصر خود را در وضعیتی دشوار میبیند، همچنان به این باور است که موضع میانجیگری آن بهترین خدمت را به منافعش در این درگیری میکند، اما همچنین آگاه است که وابستگیاش به سرمایهگذاریهای خلیج فارس تواناییاش را برای دور شدن از ترجیحات شرکایش محدود میکند.
اگر درگیری ادامه یابد یا بیشتر تشدید شود، مصر ممکن است با دشواری بیشتری در حفظ موضع کنونی خود مواجه شود. ناامیدی خلیج میتواند به فشار سیاسی بیشتری تبدیل شود و حتی حمایت مالی از جمله از امارات را متوقف کند. در عین حال، یک اقتصاد ضعیف میتواند نارضایتی داخلی را برانگیزد.
مصر ممکن است نتواند از درگیری دور بماند اگر آتشبس کنونی فرو بپاشد و در پی تشدید آن، حوثیها باب المندب را ببندند – که این امر پیامدهای عظیمی برای ترافیک کانال سوئز خواهد داشت – یا ایران ضربات بیشتری به کشورهای عرب خلیج فارس وارد کند که منجر به تلفات انبوه یا خسارات عمده به زیرساختهای حیاتی شود. در یکی از این سناریوها، ممکن است مصر تحت فشار قرار گیرد تا به یک ائتلاف نظامی علیه ایران و/یا حوثیها بپیوندد.
[caption id="attachment_20249" align="alignleft" width="1200"]
باب المندب، به معنای ‘دروازه اشکها’، یک کریدور دریایی باریک است که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند. (تصویر: منبع)
حتی اگر آتشبس کنونی برقرار بماند، پیامدهای جنگ ممکن است مصر را در موقعیتی آسیبپذیرتر قرار دهد. روابط تیره با امارات متحده عربی و دیگر شرکای عرب خلیج فارس، مشکلات اقتصادی مداوم و انحراف سرمایههای خلیج به سمت بازسازی در داخل کشور میتواند پیامدهای طولانیمدتی برای قاهره و در سراسر منطقه داشته باشد. استراتژیای که قاهره برای جلوگیری از درگیری اتخاذ کرده است – احتیاط، ابهام و انعطافپذیری – خطر این را دارد که آن را بدون حمایتی که احتمالاً برای مقابله با طوفانهای پیش رو نیاز دارد، رها کند.
اما کشورهای عرب خلیج فارس باید در مورد پیامدهای فشار به مصر دوباره فکر کنند. کاهش شدید حمایت آنها از مصر میتواند عواقبی داشته باشد – از آشفتگی سیاسی تا فروپاشی اقتصادی – که منجر به بیثباتی قابل توجه داخلی و منطقهای میشود. این امر خطر بسیار بزرگتری برای امنیت خلیج نسبت به موضع “تعادل استراتژیک” قاهره خواهد بود. در عوض، پایتختهای خلیج باید ارزش استراتژیک یک کشور عرب بزرگ را که کانالهای ارتباطی را با همه طرفها باز نگه میدارد و سعی در میانجیگری برای پایان جنگ دارد، شناسایی کنند.

