هدفگیری تأمین آب بهوسیله جنگ شناختی در حال عادیسازی است. باید اقدامات بیشتری برای معکوس کردن این روند انجام شود.
دستکاری استراتژیک در ادراک عمومی نسبت به زیرساختهای حیاتی غیرنظامی وارد مرحلهای خطرناک شده است که بهوضوح توسط پیوند آب و جنگ شناختی تعریف میشود.
این شکل سازمانیافته از درگیری هدف دارد تا بهطور سیستماتیک ممنوعیتهای هنجاری علیه هدفگیری سیستمهای حیاتی پشتیبانی زندگی را تضعیف کند و اعتراض جهانی را قبل از آغاز عملیاتهای کینتیک خنثی کند. با در نظر گرفتن ذهن انسان بهعنوان میدان اصلی نبرد، بازیگران دولتی از آب و جنگ شناختی بهرهبرداری میکنند تا مخاطبان بینالمللی را به پذیرش تخریب منابع ضروری بهعنوان یک پیامد اجتنابناپذیر از تنشهای ژئوپولیتیکی مدرن آماده کنند.
عادیسازی آب و جنگ شناختی
در ۷ مارس ۲۰۲۶، وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، عملیات اطلاعاتی تسهیلکننده را برای ایجاد شرایط لازم برای اقدام تهاجمی آینده علیه هدفی که باید غیرقابل نفوذ باشد – آب شیرینکن – آغاز کرد و در X نوشت که ایالات متحده به یک تأسیسات شیرینسازی آب در جزیره قشم حمله کرده است و سپس روایت کلیدی برای رویدادهای آینده را مطرح کرد: «ایالات متحده این پیشفرض را تعیین کرد، نه ایران.»
هر دو ایالات متحده و اسرائیل هرگونه حمله به قشم را رد کردند. هیچ تصویر ماهوارهای، عکسی یا تأیید مستقل از حمله ادعایی منتشر نشده است. ادعای قشم، دو ماه بعد، همچنان یک ادعای منبع واحد از سوی دولت ایران باقی مانده است.
data-path-to-node=”5″>روز بعد، یک پهپاد ایرانی به یک تأسیسات آب شیرینکننده در بحرین حمله کرد که این اقدام به وضوح نشانهای از ارتباطات استراتژیک (STRATCOM) بود. هیچگونه تلفات جانی وجود نداشت و ظرفیت پشتیبان حفظ شد، اما نمایش قدرت واضح بود. این اقدام تاکتیکی، نیروی مضاعفی بود که عملیات اطلاعاتی ایران برای تقویت پیام استراتژیک خود به آن نیاز داشت. در عرض ۴۸ ساعت، ایران یک آسیبپذیری استراتژیک از کشورهای حاشیه خلیج فارس را برای هدفگیری کینتیک در نظر گرفت و نیت، فرصت و توانایی خود را برای انجام این کار نشان داد. این اقدام چارچوبی روایتی ایجاد کرد که در آن حمله به زیرساختهای آب شیرینکننده خلیج فارس از یک عمل ممنوع تحت پروتکل اضافی اول، ماده ۵۴ به یک پاسخ متناسب و توجیهپذیر به یک حمله پیشدستانه آمریکایی تبدیل شد.

تغییر ادراکات با آب و تاکتیکهای جنگ شناختی
حمله به بحرین در خلأ صورت نگرفت. این اقدام بخشی از یک روند رو به رشد و مشکلساز است که در آن زیرساختهای آب بهطور عمدی هدف قرار میگیرند. ممنوعیت هنجاری هدف قرار دادن زیرساختهای آب غیرنظامی بهطور سیستماتیک از طریق عملیات اطلاعاتی که بهطور موازی با کمپینهای کینتیک اجرا میشوند، از بین رفته است. در زیر سه مثال اخیر که توسط یک بازیگر دولتی انجام شده است، آورده شده است (کمپین داعش به دلیل عدم ادعای خود برای عمل در چارچوب هنجارهای بینالمللی کنار گذاشته شده است).
روسیه: الگوی پرچم دروغین. در اکتبر ۲۰۲۲، موسسه مطالعات جنگ گزارش داد که روسیه احتمالاً در حال «ایجاد شرایط اطلاعاتی» برای یک حمله پرچم دروغین به سد کاخوفکا بود، در حالی که ارتش روسیه بهطور عمومی هشدار داد که اوکراین قصد دارد به این تأسیسات حمله کند. رئیسجمهور زلنسکی خواستار یک مأموریت نظارتی بینالمللی شد تا دقیقاً از این امر جلوگیری کند.
هشت ماه بعد، روسیه سد را از داخل اتاق ماشین خود تخریب کرد. یک مطالعه از بنیاد مارشال آلمان نشان داد که در هفته پس از تخریب، حسابهای دیپلماتیک و رسانهای روسی در شبکه اجتماعی توییتر بیش از ۱,۳۰۰ بار درباره سد پست گذاشتند و نزدیک به ۲۰۰,۰۰۰ بار بازنشر دریافت کردند. حجم این پستها از تولید اطلاعات روسی درباره بوچا و نورد استریم فراتر رفت. وزیر امور خارجه اوکراین رسانههای بینالمللی را به خاطر ارائه اولیه ادعاهای روسی و اوکراینی بهعنوان ادعاهای بهیکاندازه معتبر مورد انتقاد قرار داد و گفت که این «حقایق و تبلیغات را در یک سطح قرار داد.»
data-path-to-node=”9″>الگوی کاخوفکا کتابدرسی بود: پیشپوزیشنگذاری روایت متقابل قبل از حمله، اجرای حمله، و سپس inundate کردن محیط اطلاعاتی با انحراف اتهام به حجمای که زمانهای تحلیلهای جنایی را تحتالشعاع قرار دهد. این فضا را در حوزه شناختی ایجاد کرد تا اثرات در حوزه فیزیکی به وجود آید: بهویژه تخریب زیرساختهای ملی حیاتی اوکراین و ایجاد یک مانع فیزیکی برای جلوگیری از تحرک قبل از ضدحمله اوکراین به سمت کریمه.

اشباع استراتژیک آب و جنگ شناختی را محو میکند
اسرائیل/فلسطین: نرمالسازی از طریق حجم. تا فوریه 2026، تقریباً 90% از زیرساختهای آبشیرینکن و تصفیه آب غزه آسیب دیده یا تخریب شده بود. گزارش دسامبر 2024 دیدهبان حقوق بشر، تخریب را عمدی توصیف کرد. در لبنان، آکسفام آسیب به بیش از 45 شبکه آب را مستند کرد. دیوان کیفری بینالمللی احکام بازداشت را به دلیل محرومیت از آب صادر کرد. درخواست دیوان عدالت بینالمللی آفریقای جنوبی بهطور صریح به تخریب زیرساختهای آب اشاره کرد.
با این حال، پوشش رسانهای حوادث متوالی کاهش یافت نه افزایش. یک مطالعه از پوشش CNN و MSNBC نشان داد که در 100 روز اول هر درگیری، هر مرگ کودک اوکراینی 16.1 بار در آنتن ذکر شد؛ در حالی که هر مرگ کودک غزهای 0.36 بار. اثر اطلاعاتی فریب نیست بلکه اشباع است: وقتی تخریب زیرساختهای آب به یک رویداد روزمره تبدیل میشود، دیگر خبر نیست. نرمالسازی آنچه که از نظر اخلاق و قانون یک جنایت جنگی واضح است، بهطور کامل در حوزه شناختی جنگ مدرن قرار دارد.
پیشینههای آب و جنگ شناختی
ایران: پیشینهای ساختهشده. روایت قشم عراقیچی به دنبال انحراف اتهام و نرمالسازی تخریب بود و پیشینهای برای تلافیجویی ایجاد کرد. ادعای اینکه ایالات متحده ابتدا حمله کرد، هدفگیری ایران از تأسیسات آبشیرینکن خلیج را بهعنوان متقابل، متناسب و مشروع تحت قوانین درگیری مسلحانه بازتعریف میکند. چه حمله قشم رخ داده باشد یا نه، این روایت وجود دارد.
data-path-to-node=”13″>گزارشهایی از سوی رسانههای بینالمللی معتبر منتشر شده است. این گزارشها توسط Bulletin of the Atomic Scientists، Foreign Policy و CSIS نقل شدهاند. اما بهطور بحرانی، این موضوع چارچوب شناختی ملاحظات امنیتی کشورهای حاشیه خلیج فارس را شکل داده است: زیرساختهای آبی همواره یک آسیبپذیری شناختهشده برای یک منطقه دچار کمبود آب بوده است، اما اکنون یک دشمن با نیت، فرصت و توانایی برای حمله به این آسیبپذیری حیاتی، یک کمپین ارتباطات استراتژیک واضح را آغاز کرده است که دقیقاً همین را نشان میدهد و باعث تفکر در مورد چگونگی همکاری کشورهای خلیج فارس با ایالات متحده میشود.
[caption id="attachment_20973" align="alignleft" width="1920"]
برج آب الخبر واقع در کورنیش الخبر، عربستان سعودی. (گتی ایمیجز)
تحلیل مکانیزمهای جنگ آب و جنگ شناختی
این سه کمپین دارای یک ساختار اطلاعاتی مشترک هستند. هر یک از آنها یک توالی چهار مرحلهای را دنبال میکند.
پیشموقعیتسازی: بازیگر قبل از وقوع عمل کینتیک، یک چارچوب روایتی برای مخاطب مورد نظر خود ایجاد میکند. روسیه ماهها قبل از تخریب کخوفکا، از نیت اوکراین برای حمله به آن هشدار داد. ادعای قشم ایران کمتر از ۲۴ ساعت قبل از حمله به بحرین مطرح شد.

