موافقتنامه قریبالوقوع نمایانگر یک تغییر ساختاری عظیم در ژئوپولیتیک جهانی است و نشان میدهد که چگونه یک درگیری محلی به سرعت تجارت بینالمللی را دگرگون میکند. این توافق تاریخی ایران و ایالات متحده تعادلهای دیپلماتیک را فراتر از خلیج فارس تنظیم مجدد خواهد کرد و ابرقدرتهای منطقهای و متحدان غربی را وادار به بازنگری استراتژیهای امنیتی اصلی خود خواهد کرد. این توافق قطعی ایران و ایالات متحده بهطور بنیادین ایمنی دریایی و وابستگیهای تجاری را در چندین کریدور قارهای تغییر میدهد.
توافق ایران و ایالات متحده باعث تغییرات منطقهای میشود
این موضوع بزرگتر از هر دو کشور است. این هفته، ایالات متحده و ایران یک موافقتنامه (MOU) امضا خواهند کرد که انتظار میرود تنگه هرمز را دوباره باز کند و آتشبس حاصلشده را که هفتاد روز پیش به توافق رسیدند، تقویت کند. این توافق دوجانبه پیامدهای گستردهای برای سایر کشورها در خاورمیانه و فراتر از آن خواهد داشت. در زیر، کارشناسان شورای آتلانتیک تأثیرات این توافق را بر چندین منطقه و کشور تحت تأثیر بررسی میکنند.
کشورهای خلیج فارس
کشورهای خلیج فارس مشتاقانه منتظر پایان عدمقطعیت ناشی از جنگ نادرست علیه ایران و همچنین بازگشایی تنگه هرمز به ترافیک دریایی عادیتر هستند. این کشورها تحت حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفتهاند، صادرات نفت و گاز آنها به دلیل محاصره دوگانه تنگه مختل شده و در نتیجه جنگ، تلفات انسانی—در برخی موارد، کشتهها—را متحمل شدهاند. از نظر آنها، توافق بین ایالات متحده و ایران نمیتوانست زودتر از این به وقوع بپیوندد. برخی از اعضای شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، بهویژه قطر، نقش مهمی در میانجیگری برای دستیابی به این توافق ایفا کردهاند.
کشورهای GCC از جمله بازندگان اصلی این درگیری بودهاند. پیشبینی رشد اقتصادی آنها کاهش یافته و نرخ تورم افزایش یافته است. همچنین، اعتماد به مدل اقتصادی آنها کاهش یافته و تعداد کارگران و گردشگران مقیم خارجی کاهش یافته است. در برخی موارد—مانند کارخانه گاز طبیعی مایع راس لافان قطر—آسیبهای قابل توجهی به زیرساختهایی که اقتصاد به آن وابسته است، وارد شده و ممکن است سالها طول بکشد تا به طور کامل بهبود یابد.
واکنشها در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به این درگیری متفاوت بوده است، از مخالفت کامل با جنگ از همان ابتدا (عمان و قطر) تا رویکردهای مبهمتر (عربستان سعودی و امارات متحده عربی). اما در این مرحله، در آستانه امضای یک توافق اولیه، به نظر میرسد شکافها بین کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به طور قابل توجهی کاهش یافته است.
به جلو نگاه کنیم، به نظر نمیرسد که کشورهای خلیج فارس به زودی به وضعیت عادی بازگردند. اعتماد به قابلیت اطمینان واشنگتن به عنوان یک متحد احتمالاً کاهش یافته است، هرچند کشورهای خلیج فارس همچنان به پیشبرد امنیت سخت ایالات متحده از پایگاههای موجود در کشورهای خود برای تضمین دفاعشان وابسته هستند.
با وجود درخواست رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، مبنی بر گسترش و تعمیق توافقات ابراهیم، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به احتمال زیاد این موضوع را در اولویت قرار نخواهند داد، زیرا با دولتی اسرائیلی (که از نظر افکار عمومی حمایت میشود) مواجه هستند که به نظر میرسد مصمم است توافق را تضعیف کرده و درگیری را دوباره تشدید کند. احتمال بیشتری وجود دارد که شورای همکاری خلیج فارس از مذاکره برای یک توافق پایدار و بلندمدت که به طور جامع به قابلیت هستهای ایران و اقدامات مخرب آن در منطقه از طریق نمایندگان پاسخ میدهد، حمایت کند—یعنی نوعی برنامه جامع اقدام مشترک–پلاس.
پذیرش ترتیبات جدیدی که عبور از تنگه هرمز را تنظیم میکند، ممکن است قیمتی باشد که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به طور reluctant آماده پرداخت آن هستند تا یک توافق پایدار را تضمین کرده و از بسته شدنهای آینده این آبراه جلوگیری کنند.
کشورهای خلیج فارس، که به طور مستقیم تحت تأثیر پاسخ بیسابقه ایران به تهاجم ایالات متحده و اسرائیل قرار گرفتهاند، به نظر نمیرسد به زودی روابط نزدیکی با تهران برقرار کنند. با این حال، احتمالاً تلاش خواهند کرد تا تعامل دیپلماتیک را افزایش دهند به امید کاهش تهدید درگیری مجدد.
—نیکلاس هاپتون یک پژوهشگر ارشد غیر مقیم در ابتکار امنیت خاورمیانه اسکواکرافت در برنامههای خاورمیانه شورای آتلانتیک است. او به عنوان سفیر بریتانیا در لیبی (۲۰۱۹–۲۰۲۱)، ایران (۲۰۱۵–۲۰۱۸)، قطر (۲۰۱۳–۲۰۱۵) و یمن (۲۰۱۲–۲۰۱۳) خدمت کرده است.
چگونه اسرائیل به پیامدهای توافق ایالات متحده و ایران نگاه میکند
اسرائیل
اورشلیم—اسرائیل جنگ ایالات متحده و ایران را باخت. این دیدگاه غالب در میان اسرائیلیهاست، که تنها ۱۸ درصد از آنها از توافقی که ترامپ با ایرانیها به دست آورده است، حمایت میکنند.
data-path-to-node=”11″>شوق ترامپ برای پایان دادن سریع به درگیری—در اول مارس، او تخمین زد که حمله ایالات متحده تنها برای “چهار تا پنج هفته” ادامه خواهد داشت—و تغییر جهت به سمت توافقی با ایران هرگز با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، که مفهوم سازش با حاکمان اسلامی ایران را رد میکند، مشترک نبود. خطوط کلی در حال ظهور از یادداشت تفاهم (MOU) بدترین ترسهای اسرائیل را تأیید میکند. به جز تسلیم آن برای بازگرداندن عبور از تنگه هرمز، تهران به نظر میرسد که هیچ چیز ملموسی در ازای تعهد ترامپ برای کاهش نیروهای آمریکایی واگذار نکرده است.
اورشلیم نگرانیهای متعددی دارد. در مورد برنامه هستهای ایران—که بهعنوان محرک ظاهری عملیات خشم حماسی شناخته میشود—یادداشت تفاهم تنها با وعدههای بیانی کافی است و مکانیزمهای واقعی جلوگیری از دستیابی ایران به ظرفیت تسلیحات هستهای را به تأخیر میاندازد، بدون هیچ تضمینی برای توافق در مورد آن موضوع حیاتی. به نظر میرسد یادداشت تفاهم هیچ اشارهای به زرادخانه موشکی بالستیک ایران یا حمایت آن از نمایندگان تروریستی ندارد و اسرائیل—”تومور سرطانی”، به گفته رهبر عالی ایران—باید با آن تهدیدات اضافی نیز مقابله کند. در همین حال، رژیم تئوکراتیک ایران به احتمال زیاد مشروعیت تازهای به دست خواهد آورد و داراییهای قابل توجهی که تقریباً قطعاً در ارتقاء قابلیتهای تهاجمی و دفاعی خود سرمایهگذاری خواهد کرد، به دست خواهد آورد.
وضعیت روابط اسرائیل با نزدیکترین متحدش نیز برای اسرائیل نگرانکننده است. ترامپ از به اشتراکگذاری متن اولیه یادداشت تفاهم با نتانیاهو خودداری کرد، قضاوت او را—با استفاده از چندین فحش—زیر سؤال برد، در حالی که در عین حال، میانجیگران ایرانی را بهعنوان “افراد بسیار منطقی [که] … با آنها خوب بود کار کردن” توصیف کرد. دولت، خودمختاری اسرائیل را نه تنها در برابر ایران بلکه همچنین در لبنان محدود کرده است، جایی که ترامپ پیشنهاد میدهد که “بگذارید سوریه با حزبالله کنار بیاید” به جای آن.
چشمانداز تشدید بیشتر در حال ظهور است. “بهتر است مراقب باشید، وگرنه خیلی زود به تنهایی خواهید بود”، ترامپ به نتانیاهو هشدار داد. در گفتن به کابینه امنیتی خود در تاریخ 9 ژوئن که اسرائیل ممکن است مجبور شود “تنها با ایرانیها کنار بیاید”، نتانیاهو نشان داد که او نیز همینطور فکر میکند.
—شالوم لیپنر، پژوهشگر ارشد غیرمقیم در ابتکار امنیتی خاورمیانه اسکواکرافت شورای آتلانتیک است که پیش از این در سیاست خارجی و دیپلماسی عمومی در زمان خود در دفتر نخستوزیری در اورشلیم کار کرده است، جایی که او در دولتهای هفت نخستوزیر اسرائیلی متوالی خدمت کرده است.
لبنان پیامدهای توافق ایالات متحده و ایران را مدیریت میکند
لبنان
بیروت—واکنش در لبنان نسبت به پایان یک یادداشت تفاهم بین ایالات متحده و ایران، سردرگمی و عدم قطعیت است. نشتهای مربوط به چهارده بند این یادداشت تفاهم نشان میدهد که جنگ در لبنان به پایان خواهد رسید، اما هیچ اشاره خاصی به خروج نیروهای اسرائیلی از خاک لبنان نشده است. روز سهشنبه، وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، گفت که ایران معتقد است این توافق شامل خروج نیروهای اسرائیلی از منطقهای است که در حال حاضر اشغال کردهاند. با این حال، وزیر دفاع اسرائیل، اسرائیل کاتز، گفته است که نیروهای اسرائیلی در خاک لبنان باقی خواهند ماند.
روز دوشنبه، حزبالله به طور موقت حملات خود به نیروهای اسرائیلی را متوقف کرد و دهها هزار آواره جنوبی تلاش کردند به خانههای خود بازگردند. با این حال، نیروهای اسرائیلی به بمباران بخشهایی از جنوب لبنان ادامه دادند، چندین فرد نزدیک به خطوط خود را هدف قرار دادند و به پرواز پهپادها بر فراز بیروت ادامه دادند. حزبالله از آن زمان چندین حمله انجام داده است، اما به طرز قابل توجهی این حملات را به طور رسمی در بیانیههای روزانه اعلام نکرده است.
در همین حال، حزبالله از این درگیری به شکلی قویتر و تحت کنترل بیشتری از سوی ایران نسبت به هر زمان دیگری از زمان تأسیس خود بیش از چهل سال پیش، بیرون میآید.
همچنین اکنون بر حفظ سلاحهای خود اصرار بیشتری دارد، حال آنکه روایت «مقاومت» آن با اشغال جدید اسرائیل در جنوب لبنان دوباره جان گرفته است. دولت لبنان که با تحقیر مذاکره ایران با ایالات متحده به نمایندگی از خود مواجه است، با چالش بزرگتری در پیگیری خلع سلاح حزبالله روبرو است، اما به نظر میرسد مصمم به ادامه مذاکرات مستقیم با اسرائیل که در واشنگتن برگزار میشود، باشد.
نشانههایی وجود دارد که حزبالله، که به شدت با مذاکرات دولت لبنان با اسرائیل مخالف است، ممکن است به دنبال سرنگونی دولت باشد و آن را با دولتی جایگزین کند که پروژه خلع سلاح را متوقف کند. نتانیاهو به دلیل یادداشت تفاهم با انتقادات شدید داخلی مواجه است و باید در دوره چهار ماهه قبل از انتخابات تصمیم بگیرد که آیا ترامپ را نادیده بگیرد و در لبنان تشدید کند، با تمام عواقب آن، یا به منافع ایالات متحده در یادداشت تفاهم پایبند باشد و عواقب داخلی احتمالی را تحمل کند.
در سی و دو سالی که در لبنان زندگی کردهام، فکر نمیکنم هرگز چنین آشفتگی بزرگ و عواقب غیرقابل پیشبینی بیشتری را دیده باشم.
—نیکلاس بلنفورد پژوهشگر ارشد غیرمقیم در برنامههای خاورمیانه شورای آتلانتیک مستقر در بیروت، لبنان است.
عراق
عراق یکی از بزرگترین بازندگان جنگ ایران بود که تحت تأثیر چندین طرف درگیر در این منازعه قرار گرفت و در آستانه بحران اقتصادی قرار دارد. وزیر امور خارجه عراق، فؤاد حسین، بهتازگی اذعان کرد که اگر تنگه هرمز دوباره باز نشود، عراق قادر به پرداخت حقوق دولتی در ماه ژوئیه نخواهد بود. بازگشایی تنگه هرمز به عراق یک شریان اقتصادی ارائه میدهد و به این کشور اجازه میدهد تا صادرات نفتی را که دولت به بیش از 90 درصد درآمد خود وابسته است، از سر بگیرد.
حتی با پایان جنگ که تسکین اقتصادی خوشایندی به همراه دارد، این امر رژیم ایران را برنمیدارد و تأثیر آن را در عراق تضعیف نمیکند. در طول جنگ، شبهنظامیان تحت حمایت ایران قدرتهای کینتیک و سیاسی خود را به نمایش گذاشتند و بهطور مؤثری امیدهای محمد شیعه السودانی، نخستوزیر سابق عراق، برای دوره دوم را به پایان رساندند و یادآوری قوی از توانایی ایران در بیثبات کردن کشور را به نمایش گذاشتند. نخستوزیر جدید عراق، علی الزیدی، با چشمانداز چالشبرانگیزتری مواجه خواهد بود زیرا سعی میکند با ایالات متحدهای که قصد دارد کنترل ایران بر کشورش را بشکند و رژیم ایرانی که آماده است از یک دارایی ارزشمند محافظت کند، همکاری کند.
—ویکتوریا جی. تیلور مدیر ابتکار عراق شورای آتلانتیک است. او اخیراً بهعنوان معاون دستیار وزیر امور خارجه برای عراق و ایران در دوران ریاستجمهوری بایدن و ترامپ خدمت کرده است.
توافق آمریکا و ایران مسیرهای نفتی سوریه را تغییر میدهد
سوریه
سوریه در این که از تأثیرات کمعمق درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران رنج ببرد، خوششانس بوده است. این کشور بهطور فزایندهای از این که یکی از مسیرهای جایگزین به مدیترانه برای کشورهایی باشد که از سطح وابستگی خود به صادرات نفت و گاز از طریق تنگه هرمز ناراضی هستند، بهرهمند خواهد شد. بهعنوان مثال، عراق از قبل شروع به حمل نفت از طریق سوریه به سواحل مدیترانه کرده است. و ممکن است علاقه بیشتری از سوی عراق و کشورهای خلیج فارس به بازسازی و گسترش شبکه لولهکشی در سراسر سرزمین سوریه وجود داشته باشد.
سوریه به اندازه کافی بر بازسازی دولت و اقتصاد خود متمرکز خواهد بود که نتواند در درگیری اسرائیل با حزبالله در لبنان دخالت کند. اگر اسرائیل تصمیم بگیرد که مواضع نظامی خود را در لبنان و سوریه محدود و تثبیت کند، ممکن است فرصتی برای توافق امنیتی سوریه با اسرائیل فراهم شود. با این حال، بدون چنین توافقی و بدون اینکه سوریه تحت شرایط یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران قرار گیرد، خطر این وجود دارد که اسرائیل همچنان عاملی بیثباتکننده در سوریه باقی بماند.
به طور کلی، سوریه از بازگشت به صلح شکننده در منطقه بهرهمند خواهد شد. اما در غیاب یک توافق امنیتی با اسرائیل، سوریه در معرض خطر قرار خواهد گرفت، زیرا اسرائیل ممکن است به عنوان طرفی در یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران نباشد و در صورت ادامه عملیات نظامی در خاک سوریه برای تقویت امنیت ملی خود، تهدیدی برای سوریه باشد.
—جان ویلکس یک پژوهشگر برجسته در شورای آتلانتیک است و به پروژه ترنساطلس مرکز رفیق حریری مشاوره میدهد. او سفیر بریتانیا در قطر، عراق، عمان و یمن بوده و همچنین نماینده ویژه این کشور در سوریه است. او همچنین مشاور ارشد شورای کسبوکار سوریه و بریتانیا است.
پاکستان
پاکستان یکی از بزرگترین برندگان این توافق است. بخشی از این موضوع به این دلیل است که این کشور به طور قابل توجهی در معرض خطرات ناشی از درگیریهای منطقهای قرار دارد و از هر کشور دیگری خارج از خاورمیانه آسیبپذیرتر است: پاکستان مرز طولانی و پرتنشی با ایران دارد. این کشور دومین جمعیت بزرگ شیعه در جهان را دارد. به شدت به واردات انرژی از خاورمیانه وابسته است. و چندین میلیون expatriate پاکستانی در منطقه خلیج عرب زندگی میکنند.
اما این توافق همچنین پیروزیهای استراتژیک برای پاکستان به همراه داشته است، با توجه به نقش اصلی آن در میانجیگری. پاکستان به طور قاطع تلاشهای طولانیمدت هند برای تضعیف، اگر نه انزوای پاکستان در صحنه جهانی را رد کرده است. این کشور نفوذ خود را در خاورمیانه افزایش داده است، منطقهای که از نظر استراتژیک برای اسلامآباد اهمیت زیادی دارد. پاکستان همچنین تصویر جهانی خود را به طور قابل توجهی تقویت کرده است: برداشتها از پاکستان به مدت طولانی منفی بوده است، عمدتاً به دلیل مشکلات تروریسم و بحران اقتصادی آن. اکنون به عنوان یک بازیگر جهانی تأثیرگذار و صلحساز مورد تحسین قرار گرفته است.
با این حال، از منظر داخلی، جنبه تاریکتری به این داستان وجود دارد: رهبران مدنی و نظامی پاکستان، که به خاطر تحسین جهانی جسور شدهاند و مطمئن هستند که تحت فشار یا واکنش منفی از سوی جامعه بینالمللی قرار نخواهند گرفت، ممکن است سرکوبها و فشارهای خود را در داخل کشور تشدید کنند که موجب خشم بخش زیادی از مردم شده است.
—مایکل کوگلمن، پژوهشگر ارشد مقیم در شورای آتلانتیک برای جنوب آسیا است.
واکنش ابرقدرتهای جهانی به تأثیرات توافق آمریکا و ایران
روسیه
توافق آمریکا و ایران برای روسیه هم پیامدهای مثبت و هم منفی دارد. توانایی ایران در مسدود کردن جریان نفت از طریق تنگه هرمز به دو طریق به مسکو سود رسانده است: با افزایش قیمتهایی که روسیه میتوانست نفت خود را بفروشد و از طریق کاهش تحریمها علیه فروش نفت روسیه در دوران دولت ترامپ به منظور جلوگیری از افزایش بیشتر قیمتهای نفت. فقط از زمان اعلام توافق آمریکا و ایران در روز یکشنبه، قیمتهای نفت کاهش یافته و درآمدی که روسیه از آن بهرهمند بود، کاهش یافته است.
برخی بر این باورند که درگیری در خلیج فارس به نفع روسیه بوده است زیرا توجه دولتهای غربی را از جنگ روسیه علیه اوکراین منحرف کرده است. اگر توافق آمریکا و ایران برقرار بماند، این وضعیت به پایان خواهد رسید.
حملات پهپادی ایران به همسایگانش باعث شده است که چندین کشور عربی به اوکراین برای حمایت از دفاع هوایی روی آورند. تمایل اوکراین به ارائه این حمایت، به این کشورها سهم بیشتری در بقای اوکراین نسبت به گذشته داده است—چیزی که به نفع روسیه نیست. اگر توافق آمریکا و ایران واقعاً منجر به پایان حملات ایران به همسایگانش شود، مسکو میتواند امیدوار باشد که همکاری کشورهای خلیج فارس با اوکراین افزایش نیابد. این همچنین تنشهایی را که بین روسیه و کشورهای عربی مختلف به دلیل ارائه اطلاعات هدفگیری به ایران برای حملاتش به وجود آمده بود، کاهش خواهد داد.
بنابراین، توافق آمریکا و ایران پیامدهای مثبت و منفی برای روسیه دارد.
—مارک ن. کاتز، دکترای تخصصی، پژوهشگر ارشد غیرمقیم در برنامههای خاورمیانه شورای آتلانتیک و استاد دولت و سیاست در مدرسه سیاست و دولت شارج دانشگاه جرج میسون است.
چین
چین نسبت به بحران ایران از بسیاری از کشورها بیشتر ایزوله است. نفت و گاز حدود سهچهارم از کل مصرف انرژی در ایالات متحده را تشکیل میدهند، در حالی که این رقم در چین کمتر از یکسوم است. در مقابل، زغالسنگ همچنان منبع اصلی انرژی چین است و بیش از نیمی از مصرف را به خود اختصاص میدهد، در حالی که انرژیهای تجدیدپذیر حدود یکپنجم تا یکچهارم را تأمین میکنند. پکن همچنین دارای ذخایر عظیم نفت است که میتواند در صورت مواجهه کشور با کمبود جدی عرضه، آنها را آزاد کند.
پکن یک تنگه هرمز باز را به یک تنگه بسته ترجیح میدهد، اما چین هنوز به نقاط درد اقتصادی واقعی در این بحران نرسیده است. نگرانی اصلی آن ثبات اقتصادی جهانی است. اکثر دیگر کشورها به جریانهای نفتی از طریق تنگه هرمز بیشتر از چین وابسته هستند، اما همه آنها نیز صادرات چین را خریداری میکنند و درد اقتصادی جهانی در نهایت به درد چین تبدیل میشود. در نتیجه، تمرکز اصلی پکن بر روی تثبیت بازار نفت جهانی بوده است، که این کار را با کاهش واردات خود انجام داده و عرضه بیشتری را در سطح جهانی در دسترس قرار داده و قیمتها را پایینتر از آنچه که ممکن بود باشد، نگه داشته است.
در روز چهارشنبه، وزیر امور خارجه ایران، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه چین، وانگ یی، را در جریان توافق جدید قرار داد. تا کنون، وضعیت به نظر میرسد که یک پیروزی برای پکن باشد. از نظر اقتصادی، اگر تنگه هرمز باز شود، این امر واردات نفت و گاز را برای چین (و کشورهایی که محصولات چین را خریداری میکنند) با نرخهای پایینتر آسانتر میکند. این واقعیت که توافق به ایران اجازه میدهد پس از شصت روز از کشتیهای تجاری هزینههای ترانزیت دریافت کند، نشان میدهد که تجارت انرژی ممکن است به زودی با یک سیستم قیمتگذاری مواجه شود و چین قطعاً انتظار دارد که نرخهای مطلوبتری نسبت به ایالات متحده دریافت کند.
از نظر دیپلماتیک و نظامی، به چشم پکن، درگیری ایران محدودیتهای قدرت نظامی ایالات متحده را نشان داد. ایالات متحده میلیاردها دلار در جنگ ایران هزینه کرد، ذخایر تسلیحاتی خود را کاهش داد و منابع را از منطقه آسیا-پاسیفیک منحرف کرد. نتیجه: بازگشت به وضعیت موجود، و احتمالاً وضعیتی کمتر مطلوب برای ایالات متحده اگر ایران هزینههای ترانزیت دریافت کند و به استفاده از تنگه برای نفوذ سیاسی ادامه دهد، و اگر واشنگتن واقعاً کمکهای مالی به ایران ارائه دهد.
در طول تماس خود در روز چهارشنبه، وزیر امور خارجه چین، وانگ یی، به همتای ایرانی خود گفت که پکن از این توافق استقبال میکند. در نهایت، ممکن است چین بزرگترین بهرهبردار از این توافق باشد، نه ایران و نه ایالات متحده. و برای دستیابی به این هدف میلیاردها دلار هزینه نکرده و ذخایر نظامی خود را کاهش نداده است.
—ملانی هارت مدیر ارشد مرکز جهانی چین در شورای آتلانتیک است. او پیش از این در وزارت امور خارجه ایالات متحده کار کرده و به عنوان مشاور ارشد چین در دفتر معاون وزیر برای رشد اقتصادی، انرژی و محیط زیست خدمت کرده است.









