چرخش استراتژیک سودان به دور از سلاحهای ایرانی نشاندهنده یک ریسک محاسبهشده برای جلب حمایت ایالات متحده است، اما این اقدام پارادوکسی عمیقتر در محاسبات جنگ خارطوم را نمایان میسازد. در حالی که نیروهای مسلح سودان در تلاشند تا به عنوان یک شریک قابلقبول آمریکایی خود را معرفی کنند، وابستگی مداوم به فناوری پهپاد خارجی نشان میدهد که چگونه سلاحهای ایرانی به بخشی جداییناپذیر از بقای رژیم تبدیل شدهاند. تصمیم به توقف خریدها یک اقدام سیاسی ضروری است، اما جدا کردن وابستگی عملیاتی ارتش به سلاحهای ایرانی بسیار دشوارتر از آن خواهد بود که هر بیانیه دیپلماتیک نشان میدهد.
سلاحهای ایرانی حمله خارطوم را هدایت میکنند
جنگ داخلی سودان، که اکنون در سال چهارمش قرار دارد، به یکی از نخستین جنگهای پهپادی آفریقا تبدیل شده است.
با این حال، پهپادهای غالب در این میدان جنگ به طور عمده خارجی هستند. از حدود ۳۰۰۰ مایل دورتر، ایران به نیروهای مسلح سودان (SAF) پهپادهایی را که توسط صنایع هوایی قدس تولید شدهاند، تأمین کرده است؛ نهادی که از سال ۲۰۱۳ تحت تحریمهای ایالات متحده قرار دارد.
بین دسامبر ۲۰۲۳ و ژوئیه ۲۰۲۴، حداقل هفت پرواز باربری بین ایران و سودان انجام شده است که احتمالاً پهپادها و قطعاتی را حمل کردهاند. در آوریل ۲۰۲۶، یک مقیم ایرانیتبار ایالات متحده در فرودگاه بینالمللی لس آنجلس به اتهام واسطهگری در یک قرارداد ۷۰ میلیون دلاری برای تأمین سیستمهای مهاجر-۶ و سایر تجهیزات برای وزارت دفاع سودان دستگیر شد که نشان میدهد انتقالات همچنان ادامه دارد.
واشنگتن به دنبال جلب سودان در میان سلاحهای ایرانی
اکنون، گزارشها حاکی از آن است که SAF خرید سلاحهای ایرانی را متوقف کرده است به امید جلب واشنگتن به عنوان حامی در مذاکرات آتشبس. با این حال، این یک شرط ضروری اما ناکافی برای حمایت واشنگتن از SAF است.
علاوه بر این، حتی اگر SAF به این اقدام ادامه دهد، فاصلهگیری از تهران تضمینی برای ناپدید شدن سلاحهای ایرانی از میدان جنگ نیست. حوثیها، که خود دریافتکنندگان همان سیستمهای پهپادی هستند، نمایانگر یک کانال جایگزین هستند که از طریق آن خارطوم میتواند به تأمین فناوری دو منظوره ادامه دهد بدون اینکه معامله مستقیمی با تهران داشته باشد.
ضربات دقیق به سلاحهای ایرانی وابستهاند
تهران به طور مشهور پهپادهای خود را در شبکه نیابتی خود مستقر کرده و آنها را به حزبالله و حوثیها برای عملیات علیه اسرائیل و حمل و نقل در دریای سرخ و به روسیه برای استفاده علیه اوکراین از سال 2022 تأمین کرده است.
برای نیروهای مسلح سودان (SAF)، پهپادهای ایرانی به آنها این امکان را دادهاند که حملات دقیقی انجام دهند که نیروهای کمتر پیشرفته نمیتوانند به آنها پاسخ دهند و به تلاشهای آنها برای تصرف اراضی کلیدی، به ویژه در اطراف خارطوم، کمک کرده است.
برای ایران، سودان هم یک بازار و هم یک پایگاه است. فروش سلاح درآمدی برای رژیم تحت فشار تحریمها ایجاد میکند. در عین حال، دسترسی به SAF به تهران موقعیتیابی در کریدور دریای سرخ را میدهد و دامنه نفوذ آن را به سمت باب المندب و نقاط کلیدی تحت کنترل حوثیها فراتر میبرد.
سلاحهای ایرانی با رقابت نیابتی منطقهای مواجه هستند
تحولات میدان نبرد در سودان باعث درگیری عمیقتر منطقهای شده است. مصر بیثباتی در سودان را به عنوان یک تهدید مستقیم امنیت ملی میبیند، به ویژه در مورد مرز جنوبی و امنیت آبهای نیل. قاهره برای حداقل شش ماه یک پایگاه هوایی در مرز مشترک خود با سودان راهاندازی کرده و از آن برای انجام حملات به نیروهای پشتیبانی سریع (RSF)، که یک گروه شبهنظامی تحت تحریمهای ایالات متحده است و با SAF میجنگد، استفاده کرده است. در همین حال، عربستان سعودی با مصر همراستا شده و از SAF حمایت میکند و این ارتش را به عنوان یک سپر قابل اعتمادتر در برابر تجزیه و ظهور افراطگرایی میبیند.
در مقابل، امارات متحده عربی حمایت قابل توجهی از RSF ارائه داده است و رهبری اماراتی، فرمانده RSF، محمد حمدان دقلو، معروف به حمدتی، را به عنوان یک واسطه کلیدی برای صادرات طلا از سودان و مسیری به سوی آرزوهای اماراتی برای توسعه بندر در دریای سرخ میبیند. ترکیه نیز پایگاه خود را در سودان گسترش داده و گزارشها حاکی از آن است که شرکتهای ترکیهای به هر دو SAF و RSF سلاح میفروشند که این امر نقض تحریمهای ایالات متحده است.
واشنگتن بر متحدان خود فشار میآورد تا بر سلاحهای ایرانی تمرکز کنند
تصمیم SAF برای فاصلهگیری از سلاحهای ایرانی یک سیگنال سازنده اما ناقص است. نفوذ واشنگتن در سودان تنها از طریق SAF نمیگذرد. بازیگران خارجی که این جنگ را حمایت میکنند — به ویژه ایران، امارات متحده عربی و ترکیه — همچنان نقاط فشار باقی میمانند.
واشنگتن باید تلاش کند تا متحدان منطقهای مانند مصر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و ترکیه را حول هدف مشترک اصلی جلوگیری از تبدیل سودان به یک مرکز برای شبکههای اسلامی همراستا کند. در عین حال، واشنگتن باید زنجیرههای تأمین و شبکههای مالی که حمایتهای خارجی را ممکن میسازند، به ویژه انتقال سلاحهایی که به درازا کشیدن این درگیری کمک کردهاند، هدف قرار دهد.
خواستن از نیروهای مسلح سودان برای قطع تمامی روابط خارجی، خطر ایجاد مزیت میدانی برای نیروهای واکنش سریع را به همراه دارد. رویکرد صحیح شامل فشار خارجی هماهنگ بر تمامی بازیگران مداخلهگر در سودان، همراستایی دیپلماتیک، تحریمهای هدفمند و تهدید معتبر به انزوا برای کسانی است که به ادامه جنگ کمک میکنند.

