آتشبس اسرائیل-لبنان تحت فشار فزایندهای قرار دارد زیرا حملات تاکتیکی جایگزین آرامش واقعی شده و نیاز به تغییر از آتشبسهای نمادین به اجرای عملی دارد. برای نجات آتشبس اسرائیل-لبنان، ذینفعان باید از مکانیزم نظارتی موجود بهرهبرداری کنند و به دنبال توافقهای بزرگ غیرقابل دستیابی نباشند. این رویکرد به طبیعت شکننده آتشبس اسرائیل-لبنان اذعان میکند در حالی که زمان بیشتری برای دیپلماسی بلندمدت فراهم میآورد.
بررسی واقعیت آتشبس اسرائیل-لبنان
آتشبس بین اسرائیل و حزبالله که در ۱۶ آوریل اعلام شد، خبر خوشایندی بود، اما در واقعیت، درگیری هرگز به طور کامل متوقف نشده است. تبادل آتش در واقع بلافاصله پس از اعلام تمدید سههفتهای آتشبس توسط رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در ۲۳ آوریل، در حاشیه مذاکرات میزبانی شده توسط ایالات متحده بین اسرائیل و لبنان – نخستین گفتوگوهای مستقیم از بیش از ۴۰ سال پیش – تشدید شد. در روزهای بعد، اسرائیل چندین هدف را در لبنان مورد حمله قرار داد و حزبالله مسئولیت چندین حمله به مواضع اسرائیلی را بر عهده گرفت. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گفت که او دستور داده است تا نیروهای اسرائیلی به طور «قوی» به حزب شیعه و شبهنظامی در لبنان که مورد حمایت ایران است، حمله کنند. اگر اوضاع به همین منوال ادامه یابد، درگیریهای تمامعیار ممکن است بازگردد.
هنوز ممکن است فرصتی برای متوقف کردن سقوط به دور جدیدی از جنگ تمامعیار وجود داشته باشد و به جای آن به سمت توقف پایدار خشونت که زمان بیشتری برای یافتن راهحل پایدار فراهم کند، حرکت کرد. به این منظور، ابزاری که نادیده گرفته شده و بهطور ناکافی استفاده شده است، میتواند مفید باشد: مکانیزم نظارتی که توسط توافق آتشبس قبلی، که توسط ایالات متحده در نوامبر ۲۰۲۴ میانجیگری شده، ایجاد شده است. ایالات متحده ریاست این نهاد نظارتی را بر عهده داشته است، اما بدون اینکه وزن کافی را پشت آن قرار دهد تا بتواند نقش معناداری در تبدیل اقدام نظامی به استثنا به جای قاعده ایفا کند.

الگوی شکسته آتشبس اسرائیل-لبنان
تبدیل مکانیزم نظارتی به چیزی قویتر کار دشواری خواهد بود. در سال اول آتشبس پس از نوامبر ۲۰۲۴، اسرائیل حدود ۱۲,۰۰۰ حمله به آنچه که ادعا میکرد داراییها یا جنگجویان حزبالله که تهدیدی قریبالوقوع هستند، انجام داد و نزدیک به ۳۵۰ لبنانی را به قتل رساند.
به جز یک مورد، حزبالله از پاسخ به این حملات خودداری کرد. اما در تاریخ ۲ مارس – دو روز پس از آنکه ایالات متحده و اسرائیل جنگی با ایران آغاز کردند و رهبر عالیقدر جمهوری اسلامی، علی خامنهای را کشتند – حزبالله به اسرائیل حمله کرد که در پاسخ با یک حمله هوایی و زمینی شدید به لبنان واکنش نشان داد. حدود ۲۵۰۰ لبنانی کشته شده و بیش از یک میلیون نفر آواره شدهاند؛ تلفات اسرائیلیها شامل دو غیرنظامی و نزدیک به بیست نظامی است.
طرفین به تبادل آتش ادامه میدهند، در حالی که ارتش اسرائیل ادعا میکند عملیاتش برای حفاظت از شمال اسرائیل و نیروهایی که در لبنان مستقر کرده، ضروری است و حزبالله ادعا میکند که در حال عقبنشینی و عزم خود را برای بیرون راندن اسرائیل از خاک لبنان اعلام کرده است. در حالی که هدف اخیر به وضوح فراتر از ظرفیتهای این گروه است، به ویژه پس از حملات تنبیهی اسرائیل که در اواخر ۲۰۲۴ آنها را کاهش داد، این دینامیکها تهدیدی برای هرگونه امید به پایبندی به آتشبس ایجاد میکند، بهویژه اگر حملات حزبالله به جوامع در شمال اسرائیل منجر به تلفات غیرنظامی شود.
نجات آتشبس اسرائیل-لبنان
برای جلوگیری از چنین دور باطلی از تشدید، ایالات متحده باید بر اسرائیل فشار آورد تا نگرانیها و شکایات خود را به مکانیزم نظارتی منتقل کند قبل از آنکه به اقدام نظامی متوسل شود، و بازیگرانی که کانالهایی به حزبالله دارند (مانند نزدیکترین متحد آن، نبیه بری، رئیس جنبش امل، دومین حزب در “دوگانه شیعه” لبنان، و همچنین وزرای دولت لبنان) باید همین کار را با حزبالله انجام دهند. این مکانیزم سپس ارزیابی میکند که آیا فعالیتهای تأیید شده به لحاظ ماهیت تشدیدکننده هستند و در صورت مثبت بودن، دستور توقف آنها را صادر میکند.
به عنوان مثال، در مواجهه با شواهد ارائه شده توسط اسرائیل، ممکن است نتیجهگیری کند که حزبالله باید از انباشت داراییها در نزدیکی مناطق غیرنظامی یا آمادهسازی برای پرتاب موشک و پهپاد از مرز خودداری کند. به همین ترتیب، ممکن است ارزیابی کند که اسرائیل باید از تخریب روستاها یا حمله به غیرنظامیان به طور غیرمتمایز خودداری کند. اگر رئیسجمهور ترامپ آماده باشد به طور مستقیم با نتانیاهو صحبت کند، همانطور که بلافاصله پس از اعلام آتشبس اولیه انجام داد، این ممکن است اسرائیل را محدود کند؛ در عین حال، ایالات متحده باید نشان دهد که تنها در صورتی چنین نقشی را ایفا خواهد کرد که حزبالله نیز به همین ترتیب عمل کند.
علاوه بر حمایت واشنگتن، برخی تغییرات در مکانیزم نظارت میتواند به آن در انجام این وظایف کمک کند. منابع آشنا با عملکرد این نهاد تا به امروز پیشنهاد میکنند که تبدیل آن به یک انجمن مؤثر برای مهار درگیری و جلوگیری از تشدید مجدد، نیاز به افزودن پرسنل دیپلماتیک دارد. این افراد میتوانند به مکانیزم در مواجهه با چالشهای سیاسی کمک کنند و تخصص فنی رئیس فعلی آن، ژنرال جوزف کلرفیلد از ایالات متحده را تکمیل کنند. گسترش نمایندگی با دعوت از حداقل یک کشور خاورمیانه به پیوستن به این نهاد نیز میتواند به آن اعتبار و مشروعیت بیشتری ببخشد و به این ترتیب به آن کمک کند تا نفوذ بیشتری پیدا کند.

محدودیتهای آتشبس اسرائیل-لبنان پذیرفته شده است
اسرائیل احتمالاً از محدود شدن آزادی عمل خود در لبنان به وسیله چنین مکانیزم قدرتمندی ناراضی خواهد بود و نگران است که حزبالله از این فرصت برای ادامه تسلیح مجدد و تبدیل شدن به یک تهدید جدی دیگر استفاده کند.
اما در حالی که این خطر نمیتواند نادیده گرفته شود، توانایی حزبالله برای جایگزینی مهمات یا به دست آوردن سلاحهای جدید به وضعیت خود ایران محدود است – مالیات و دامنه نظامی آن به دلیل جنگ و از دست دادن یک متحد در سوریه پس از سقوط بشار اسد، کاهش یافته است. در همین حال، ادامه در مسیر فعلی به نظر میرسد که باعث اختلالات مکرر در زندگی روزمره در شمال اسرائیل و یک ریزش مداوم و خورنده تلفات در میان نیروهای اسرائیلی مستقر در لبنان شود، بدون هیچ سناریوی معتبر برای یک نتیجه قاطع.
از سوی دیگر، لبنانیهایی که مخالف حزبالله هستند، از اینکه این گروه پس از درگیریای که خود آغاز کرده است، با اراده عمومی زنده بماند، ناامید خواهند شد، در حالی که مردم لبنان باید با خسارات عظیم ناشی از این درگیری زندگی کنند.
اما نه دولت لبنان که به خلع سلاح گروه متعهد شده اما از عهده آن برنمیآید، و نه اسرائیل که با وجود برتری تسلیحاتیاش نتوانسته است این گروه را بهطور نظامی شکست دهد، نمیتوانند راهحلی فوری ارائه دهند که به نفع لبنانیها باشد، جز اینکه آتشبس کنونی را به کار گیرد. اگر بیروت بخواهد با اعزام ارتش لبنان بهمنظور خلع سلاح سریع گروه، به این کار اقدام کند، خطر قابل توجهی وجود دارد که لبنان را به گرداب درگیریهای داخلی سوق دهد که شکافهای سیاسی و فرقهای کشور را عمیقتر کند.

کار در چارچوب آتشبس اسرائیل-لبنان
با گرم شدن اوضاع در جنوب لبنان، ایالات متحده ممکن است وسوسه شود که تسلیم شود و به اسرائیل چراغ سبز بدهد تا حزبالله و لبنان را بیشتر تحت فشار قرار دهد. این از منظر انسانی و همچنین از دیدگاه منافع واشنگتن در رسیدن به توافق با ایران، اشتباه خواهد بود.
بهتر است که بیشتر در آرام کردن جبهه لبنان سرمایهگذاری شود. در حالی که آتشبس پایدارتر، اشغال اسرائیل را در حال حاضر دستنخورده باقی میگذارد، میتواند به لبنانیهای آوارهای که از مناطق غیر تحت کنترل اسرائیل هستند، اجازه بازگشت به خانه را بدهد، در حالی که ساکنان شمال اسرائیل نیز میتوانند به نوعی زندگی عادی بازگردند.
بدیهی است که آتشبس طولانیمدت جذابیت توافق صلح جامع که به مسئله حزبالله میپردازد و خروج اسرائیل از لبنان را شامل میشود، را ندارد. اما در حال حاضر، شرایط برای چنین ترتیبی به نظر نمیرسد که فراهم باشد. در این میان، هدف باید نجات جانها باشد در حالی که هرج و مرج و رنج را با اقدام در چارچوب محدودیتهای غمانگیز آنچه که قابل دستیابی است، کاهش دهیم.

