در آغوش گرفتن نخستوزیر جدید عراق توسط واشنگتن نشاندهنده یک ریسک بزرگ بر روی یک فرد غیرسیاسی برای قطع ارتباطات عمیق بغداد با ایران است، اما نیروهایی که علی الزیدی را به قدرت رساندند—از جمله میليشیاهای تحت حمایت ایران—این واقعیت را تضمین میکنند که این روابط جدید ایالات متحده و عراق با مقاومت ساختاری از درون دولت مواجه خواهد شد. دولت انتظار دارد که خلع سلاح سریع و یک چرخش استراتژیک صورت گیرد، اما نامزدی الزیدی توسط همان ائتلاف شیعهای که پیشینیان او را به قدرت رساند، به این معناست که روابط جدید ایالات متحده و عراق همچنان در گرو سیاستهای سهمیهای ریشهدار و چنگال اقتصادی تهران باقی میماند.
روابط جدید ایالات متحده و عراق به میليشیاها وابسته است
کشمکش بر سر تشکیل دولت در عراق در تاریخ ۲۷ آوریل به پایان شگفتانگیزی رسید، زمانی که چارچوب هماهنگی (CF)، ائتلاف سیاسی اصلی شیعه، با نامزدی علی فلاح الزیدی برای رهبری یک دولت جدید عراقی، یک بنبست پنجماهه را شکست. ظرف چند روز، الزیدی تماس تبریکآمیزی از رئیسجمهور دونالد ترامپ دریافت کرد و دعوتی به واشنگتن. در تاریخ ۳۱ مه، ترامپ تام باراک را به عنوان نماینده ویژه به عراق منصوب کرد. باراک بدون اتلاف وقت، در تاریخ ۱۵ ژوئن با الزیدی در بغداد ملاقات کرد و از او دعوت کرد تا در اواسط ژوئیه به واشنگتن بیاید. به نظر میرسد دولت ایالات متحده انتظارات زیادی از نخستوزیری الزیدی دارد. اما این انتظارات باید تعدیل شوند.

ظهور علی الزیدی
برای ماهها پس از انتخابات نوامبر ۲۰۲۵ عراق، نخستوزیر مستعفی محمد السودانی و نخستوزیر پیشین نوری المالکی برای تصدی نخستوزیری رقابت کردند و این کشمکش قدرت، CF را به مرز شکاف نزدیک کرد. زمانی که رئیسجمهور ترامپ نارضایتی خود را بهطور علنی از المالکی (و احتمالاً بهطور کمتر علنی از السودانی) اعلام کرد، احزاب بهطور مناسب نامزدهای جایگزین را پیشنهاد کردند، اما هیچکدام موفق به کسب رأی اکثریت نشدند. به عنوان پدرخوانده ائتلاف سیاسی اصلی شیعه، ایران از احتمال شکاف نگران بود. این پیام را از طریق اسماعیل قاآنی، رئیس نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، منتقل کرد: به هر قیمتی باید کنار هم بمانید.
در پاسخ، اعضای CF یک کاندیدای سازشکار به نام زیدی پیدا کردند. تحت فشار بیسابقه ایالات متحده، او در آوریل 2026 مورد تأیید اکثریت ائتلاف قرار گرفت. زیدی سابقه سیاسی ندارد، اما به نظر میرسد که با نخبگان سیاسی ارتباط خوبی دارد، با توجه به استقبال سریع و گستردهای که از سوی رهبران شیعه، سنی و کرد دریافت کرد. نخستوزیر جدید در اوایل چهل سالگی از یک طبقه نوظهور از بازرگانان جوان میآید که از طریق قراردادهای دولتی، تجارت و کارآفرینی ثروت و شهرت کسب کردهاند.
او بنیانگذار و رئیس بانک اسلامی الجنوب بود که در فوریه 2024 توسط بانک مرکزی عراق از انجام معاملات با دلار آمریکا منع شد، هرچند که این بانک هرگز تحت تحریمهای ایالات متحده قرار نگرفت. زیدی دارای منافع تجاری متعددی است، از جمله قراردادهایی با وزارتخانههای عراقی مانند وزارت تجارت برای تأمین مواد غذایی برای سهمیههای توزیع شده توسط دولت. روند نامزدی او همچنان مبهم باقی مانده است. گزارشها ادعا میکنند که او توسط فائق زیدان، رئیس قوه قضائیه عراق، و قیس الخزعلی، رهبر میلیشیاهای تحت حمایت ایران، یعنی عصائب اهل الحق (AAH) معرفی شده و مذاکرات پشت پردهای با ایالات متحده قبل از نامزدی انجام شده است.
آزمایش یک مدل جدید از روابط ایالات متحده و عراق
در ماه مه گذشته، زیدی برنامه دولتی خود و فهرستی از 19 کاندیدای وزارتی (از مجموع 23 نفر نهایی) را به پارلمان ارائه داد. این برنامه بلندپروازانه و گسترده بود. بر خلاف برنامه پیشینیانش که با نیازهای اقتصادی و اجتماعی آغاز میشد، بخش اول برنامه زیدی به کنترل دولت بر سلاحها و اجرای حاکمیت قانون پرداخته است.
بخش دوم به سیاست خارجی مربوط میشود و بر لزوم تقویت روابط با کشورهای خلیج فارس تأکید دارد. اما به عنوان یک احتیاط در برابر انتقادات، برنامه همچنین به طور مبهم به توسعه قابلیتها و تعریف نقش نیروهای بسیج مردمی (PMF)، که یک گروه umbrella از میلیشیاهای عمدتاً تحت حمایت ایران است، در چارچوب امنیتی عراق اشاره کرده است. مانند برنامههای نخستوزیران قبلی، این برنامه آرزومندانه است، اما زیدی در زمانی که واشنگتن با دقت نظارت میکرد، اولویتهای خود را نشان میداد.
علاوه بر مخالفت با نوری المالکی، نخستوزیر پیشین، ایالات متحده خطوط قرمزی در خصوص تشکیل دولت تعیین کرد: هیچ وزیری نباید به میليشیاهای مسلح مرتبط باشد. این به معنای کنار گذاشتن چندین شریک در ائتلاف CF بود، از جمله حامی زایدی، AAH. از ۱۹ نامزد ارائهشده به پارلمان، تنها ۱۴ نفر در یک جلسه پرتنش تأیید شدند. رأیگیری باعث نارضایتی و احتمالاً خصومت چندین حزب شد. وقتی دو نامزد المالکی رد شدند، حامیان او زایدی و همپیمانش، قیس الخزعلی، را به خیانت، نقض توافقات قبلی و توطئه برای حذف خود متهم کردند.
شریکهای میليشیا در CF نیز حداقل برای این مدت کنار گذاشته شدهاند. دو وزیر پیشنهادی از ائتلاف سنی عزم، به رهبری مثنّى السامرائی، نیز رد شدند، همچنین یک نامزد از حزب دموکرات کردستان به رهبری مسعود بارزانی. زایدی هنوز باید پستهای حساس وزارت کشور و دفاع را پر کند که بهطور سنتی به یک شیعه و یک سنی تعلق دارد. تشکیل جنجالی دولت جدید چالشهایی را که زایدی باید برای تحقق اهداف اصلی خود در محدود کردن سلاحها، اعمال حاکمیت قانون و بهبود روابط با همسایگان عرب برطرف کند، پیشبینی میکند.

محدودیتهای سیاسی بر روابط جدید ایالات متحده و عراق
شاید واشنگتن بهطور کامل زایدی را پذیرفته است زیرا او یک تاجر عملگرا است که درک خوبی از معاملهگری دارد. علاوه بر این، واشنگتن بهطور قطع او را به همان اندازه به خاطر آنچه که نیست، حمایت کرده است: یک فرد قدیمی و آلوده. تجربه با مقامات قبلی برای ایالات متحده ناامیدکننده بوده است. با وجود تلاشهای آمریکایی برای دور کردن عراق از ایران، رهبران شیعه تحت تأثیر تهران باقی ماندهاند و میليشیاهای وابسته به ایران در حال قویتر و جسورتر شدن هستند.
تقاضاهای مکرر ایالات متحده برای کنترل، خلع سلاح یا انحلال میليشیاها بینتیجه بوده است. انتظار ایالات متحده به نظر میرسد این است که یک نخستوزیر جدید که نسبتاً خارج از سیستم باشد، ممکن است بتواند بهتر عمل کند — حتی اگر تحت سرپرستی فائق زایدان، یک شخصیت قدرتمند و عملگرا که همچنین یکی از ارکان مهم نفوذ ایران در کشور است، باشد.
با این حال، زیدی کاملاً خارج از سیستم نیست و با موانع داخلی نیروهای سیاسی که او را به مقام خود رساندهاند، مواجه است. او توسط همان ائتلاف سیاسی شیعه که پیش از او سودانی را نامزد کرده بود، نامزد شده است و به همین ترتیب، به آنها پاسخگو است. رهبران مهم در داخل ائتلاف، مانند مالکی، از نامزدی او ناراضی هستند و سعی خواهند کرد او را تضعیف کنند. برای آشتی با مخالفانش، زیدی احتمالاً از هشت یا نه پست کابینه باقیمانده، بهویژه وزارت کشور و دفاع، برای راضی کردن آنها استفاده خواهد کرد، اما ممکن است هزینه سیاسی برای این امتیازات وجود داشته باشد و در هر صورت، نخستوزیر باید خطوط قرمز ایالات متحده را در انتصابات خود مد نظر داشته باشد.
علاوه بر این، اکثر وزرای جدید او به انتخاب او نبودهاند بلکه توسط احزاب شیعه، سنی و کردی نامزد شدهاند که منافع این وزرا باید مورد توجه قرار گیرد. کابینه تحت همان سیستم محاصصه (سهمیه سیاسی) قرار دارد که از حداقل سال ۲۰۱۰ بر عراق حاکم بوده و در برخی موارد، از سال ۲۰۰۳. کابینه جدید، که نماینده احزاب و منافع سیاسی مستقر است، احتمالاً تفکر جدیدی در زمینه اصلاحات سیاسی یا اقتصادی که وضعیت موجود و تسلط ائتلاف را در زندگی سیاسی عراق مختل کند، ارائه نخواهد داد.
برآورده کردن انتظارات ایالات متحده
از طرف خود، ایالات متحده میخواهد عراق به سمت غرب، دور از گرایش کنونیاش به سمت ایران و چین، متمایل شود و نهادها و سیاستها را تغییر دهد. برای دستیابی به این هدف، دولت ترامپ سه هدف اصلی و مرتبط دارد. مهمترین آنها خلع سلاح و غیرنظامیسازی میليشیاهای الحشد الشعبی است که نیاز به یک اقدام پارلمانی دارد. روشهای خلع سلاح و غیرنظامیسازی هنوز تعریف نشدهاند، اما مشکل اصلی تا کنون عدم وجود اراده و شجاعت سیاسی لازم برای خلع سلاح گروههایی است که به سلاحهای خود برای نمایش قدرت، ترساندن دولت و کسب منافع اقتصادی تکیه دارند.
اعلامیه اخیر مبنی بر اینکه کتائب حزبالله، سَرايا السلام مقتدی صدر و گروههای کوچکتر امام علی در حال آمادهسازی برای تحویل سلاحهای خود به دولت هستند، یک گام به جلو است. با این حال، سایر گروههای میليشیا قدرتمند و جنگطلب وفادار به ایران، مانند کتائب حزبالله و حرکة النجباء، از این کار امتناع کرده و سلاحهای خود را “مقدس” میدانند و برای رویارویی بیشتر با ایالات متحده آماده میشوند. این میليشیاها تنها در صورتی سلاحهای خود را زمین خواهند گذاشت که از سوی ایران دستور داده شود یا تحت فشار بسیار بیشتری از سوی ایالات متحده قرار گیرند.
فرض واشنگتن این است که انحلال شبهنظامیان تأثیر زنجیرهای بر گرایش عراق خواهد داشت. شبهنظامیان از سلاحهای خود برای حفاظت از منافع ایران در عراق و حمله به داراییهای ایالات متحده و غرب استفاده میکنند. خلع سلاح آنها باعث میشود که شرکتهای آمریکایی با ایمنی بیشتری در عراق فعالیت کنند و توانایی آنها برای اجرای برنامههای ایران کاهش یابد. ایالات متحده میخواهد تصمیمگیریهای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک عراق از نفوذ ایران آزاد شود، اما فرض زنجیرهای ممکن است معتبر نباشد. حداقل در کوتاهمدت، خلع سلاح یا انحلال شبهنظامیان به معنای آزادی از نفوذ سیاسی ایران نخواهد بود. نخستوزیر جدید ممکن است با مقاومت حتی بیشتری در برابر برکناری نفوذ دیرینه طرفدار ایران در وزارتخانهها، پارلمان و بخش اقتصادی مواجه شود.
طی دو دهه، ایران شبکههایی از منافع مالی در عراق از طریق قراردادها، پولشویی، قاچاق نفت و معاملات مالی ایجاد کرده است که به نوبه خود به وابستگی سیاسی گستردهای تبدیل شده است. این روابط محدود به شبهنظامیان شیعه نیست، بلکه در میان احزاب کرد و سنی نیز وجود دارد و نه تنها به نفع ایران بلکه به نفع شرکای تجاری عراقی آن نیز است. جدا کردن عراق از این درهمتنیدگیهای اقتصادی و سیاسی به زمان و اقدام جسورانه از سوی زیدی نیاز دارد.
اولویت مرتبط برای دولت ترامپ ایجاد محیطی مناسب برای شرکتهای آمریکایی فعال در عراق و تضمین ایمنی آنها است. در طول جنگ اخیر ایالات متحده-اسرائیل-ایران، شرکتهای نفتی آمریکایی و اروپایی در کردستان و بصره به طور مکرر هدف شبهنظامیان قرار گرفتند که منجر به توقف تولید و تخلیه کارکنان خارجی شد. ایالات متحده نه تنها به دنبال حفاظت بلکه به دنبال گسترش مشارکت شرکتهای آمریکایی در رشد اقتصاد عراق است.
روابط عراق با کشورهای خلیج فارس باید به طور طبیعی از خلع سلاح شبهنظامیان و disengagement از ایران ناشی شود. همانطور که سوریه از سلطه ایران آزاد شده و به سمت خلیج رفته است، ایالات متحده میخواهد ببیند که عراق از زیر چتر ایران خارج شده و به محیط عربی، از جمله با سوریه، ادغام شود.
با این حال، صدها حمله گروههای شبهنظامی عراقی به عربستان سعودی و کویت به نفع ایران، روابط را تیره کرده و به جای آن خشم و بیاعتمادی ایجاد کرد. قطع رابطه با خلیج فارس هم امنیت و هم اقتصاد عراق را آسیبپذیر میکند و طرحهای ایالات متحده را ناکام میگذارد. بازگرداندن اعتماد کشورهای عربی کار دشواری خواهد بود، زیرا بسیاری از احزاب شیعه، و نه تنها شبهنظامیان همپیمان با ایران، بهطور تاریخی با روابط نزدیکتر با همسایگان عرب (سنی) مقاومت کرده و به ایران به عنوان یک حافظ جامعه نگاه کردهاند.
فرصتی برای اقدام؟
پس از دیدار آنها در بغداد در ۱۵ ژوئن، سفیر باراک و نخستوزیر زیدی بیانیه مشترکی صادر کردند که آرزوی آنها برای یک “عراق مستقل، امن و شکوفا” را که میتواند “مزایای ملموسی برای آمریکاییها و عراقیها به ارمغان آورد” بیان کرد. این بیانیه “فوری بودن” “تضمین خلع سلاح کامل و انحلال تمام گروهها و تشکیلات مسلحی که خارج از اختیار و کنترل دولت عراق فعالیت میکنند” را ابراز کرد. این بیانیه همچنین “تعهد مشترک به افزایش همکاری تجاری ایالات متحده و عراق” را تأکید کرد، بهویژه در بخش انرژی. باراک نقشه راهی بلندپروازانه برای زیدی ترسیم کرد که به نظر میرسد نخستوزیر مایل به پیروی از آن است. با این حال، چشمانداز سیاسی درجه و سرعت موفقیت را نامشخص میسازد.
نتیجه جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران و نتیجه مذاکرات بعدی ایالات متحده و ایران تأثیر مهمی بر رویدادها در عراق خواهد داشت. اگر ایران معتقد باشد که در جنگ پیروز شده و اگر متحدانش این باور را داشته باشند، تهران بر حفظ داراییهای خود در عراق اصرار بیشتری خواهد داشت و از نفوذ خود در آنچه که به عنوان منطقه منافع حیاتی خود میداند، دست نخواهد کشید.
ایران به راحتی پاداشهای سیاسی و اقتصادی قابل توجهی را که در طول دو دهه در عراق به دست آورده است، رها نخواهد کرد. در شرایطی که ایران جسورتر شده است، احتمالاً شبهنظامیان متعهدتر و تهاجمیتر از حشد الشعبی از دادن سلاحهای خود یا وفاداری سیاسی خود امتناع خواهند کرد و سعی خواهند کرد نقش خود را به عنوان نگهبانان تسلط ایران بر عراق تقویت کنند.
یک عامل متقابل، توجه و حمایت مستمر دولت ترامپ در باقیمانده دوره ریاستجمهوریاش خواهد بود. تغییرات پیشنهادی، اگر قرار باشد که اصلاً اتفاق بیفتند، به زمان نیاز دارند. ایالات متحده و عراق باید بر سر شاخصهای پیشرفت در اهداف اصلی توافق کنند و موانع را بهطور مشترک برطرف کنند. اولین مورد، انحلال شبهنظامیان، دشوارترین است و نیاز به تأیید قابل اندازهگیری دارد.
تصمیم شورای عالی قضایی عراق (به رهبری قاضی زایدان) برای گسترش قانون ضد تروریسم به “هر کسی که پهپادهایی را برای مقاصدی خلاف قانون تولید، استفاده یا نگهداری کند” گامی در مسیر درست است و نشاندهنده این است که نخستوزیر زایدی ممکن است از آن برای کنترل شبهنظامیان استفاده کند، هرچند که اثبات این موضوع در اجرای آن خواهد بود.
ایالات متحده باید مشوقهایی به گروههایی که بالهای نظامی خود را منحل میکنند، سلاحها را به دولت تحویل میدهند و به احزاب سیاسی بهتعریف قانون اساسی تبدیل میشوند، ارائه دهد. این مشوقها میتوانند شامل حذف تحریمها یا سایر تعیینها باشند که فعالیتهای آنها را محدود کرده و مانع از ورود آنها به سیاست رسمی میشود. اما همچنین باید اقدامات تنبیهی مستقیم علیه گروهها و افرادی که پیشنهاد خلع سلاح را رد کرده و خارج از کنترل دولت باقی میمانند، وجود داشته باشد.
سؤال عمیقتر، وسیعتر و بههمان اندازه دشوار درباره نفوذ ایران در سیستم دولتی نیازمند غیرفعال کردن شبکههای اقتصادی، مالی و سیاسی تهران در درون نهادهای دولتی خواهد بود. در اینجا زایدی، به عنوان یک تازهوارد سیاسی، با چالشهای بیشتری در مانور دادن در پیچیدگیهای اتحادهای سیاسی، شبکههای فساد و قوانین محاصصه مواجه خواهد بود. اگر اصلاحات منجر به منافع ملموس برای عموم عراقیها شود و اگر عراقیها بتوانند ببینند که این تحول به نفع آنهاست، او به شدت کمک خواهد شد. ایالات متحده میتواند در ایجاد شرایط برای یک سناریوی پیروزمندانه کمک کند.
دولتهای متوالی عراق اعلام کردهاند که تمایل دارند روابط خوبی با هر دو ایالات متحده و ایران داشته باشند. در عمل، این به معنای تمایل به سمت ایران بوده است. چنین ابهامی دیگر برای دولت ترامپ قابل قبول نیست. ایالات متحده از دولت جدید استقبال گرمی کرده و انتظار دارد تغییراتی در حکمرانی مشاهده کند که حاکمیت و استقلال عراق را تقویت کند، در حالی که در عین حال آن را به ایالات متحده و کشورهای عربی همسایه دوستانهتر کند. اگر همه چیز به خوبی پیش برود و نخستوزیر زایدی در ماه ژوئیه به دیدار رئیسجمهور ترامپ در واشنگتن برود، او تحت نظارت خواهد بود. حتی با فرض بهترین نیتهای زایدی، ایالات متحده و عراقیها باید صبور باشند و قضاوت را فعلاً به تأخیر بیندازند.

