بستن تنگه هرمز یک حقیقت بنیادی را نمایان کرد: امنیت انرژی دیگر تابع اصول بازار نیست بلکه تابع آسیبپذیریهای ژئوپلیتیکی است و چشمانداز پس از بحران نیازمند یک کالیبراسیون دائمی ریسک است. در حالی که دولتها و سرمایهگذاران شوک را هضم میکنند، ضرورت تنوع در مسیرهای تأمین و تقویت زیرساختها غیرقابل اجتناب شده است. این بحران هرمز محاسبات استراتژی انرژی جهانی را به طور دائمی تغییر داده است و بحران هرمز تصمیمات سرمایهگذاری را برای یک دهه آینده تحت تأثیر قرار خواهد داد.

آسیبپذیری بحران هرمز نمایان شد
آسیبپذیری مهمترین گلوگاه انرژی جهان به وضوح نمایان شده است و تغییراتی را به راه انداخته که احتمالاً از این درگیری فراتر خواهد رفت.
توافق اولیهای که بین ایالات متحده و ایران به دست آمد ممکن است به پایان خصومتها منجر شده و به طور موقتی تنگه هرمز را دوباره باز کرده باشد، اما تعداد کمی از شرکتکنندگان در کنفرانس دیپلماسی پترو که در ۸ ژوئن در مؤسسه کشورهای حاشیه خلیج عربی برگزار شد، معتقد بودند که چنین توافقی میتواند منطقه را به وضعیت عادی بازگرداند. در عوض، اجماع بر این بود که این درگیری به طور بنیادی نحوه دیدگاه دولتها، شرکتها و سرمایهگذاران نسبت به امنیت انرژی را تغییر داده است. حتی اگر ترافیک نفتکشها به حالت عادی بازگردد، آسیبپذیری مهمترین گلوگاه انرژی جهان به وضوح نمایان شده است و تغییراتی را به راه انداخته که احتمالاً از این درگیری فراتر خواهد رفت.
این کنفرانس که پیش از اعلام یادداشت تفاهم واشنگتن و تهران در ۱۷ ژوئن برگزار شد، تحت تأثیر اختلال بیسابقهای بود که ناشی از بسته شدن مؤثر تنگه هرمز بود. قطع صادرات خلیج فارس بیش از ۱ میلیارد بشکه نفت خام و حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی گاز طبیعی مایع را از بازار خارج کرد و باعث شد که آژانس بینالمللی انرژی آن را بزرگترین بحران انرژی در تاریخ توصیف کند.
اگرچه درگیریها کاهش یافته است، شرکتکنندگان استدلال کردند که سوالات ژئوپلیتیکی که توسط این درگیری نمایان شدهاند، همچنان بدون پاسخ ماندهاند. ایران همچنان بر این نکته تأکید دارد که تنها مرجع تعیین مسیرهایی است که نفتکشها میتوانند از طریق تنگه استفاده کنند و با عمان، که آبهای سرزمینی آن نیز شامل بخشی از تنگه است، در مورد مدیریت آینده آن گفتگوهایی داشته است. ادعای ایران نشان میدهد که آزادی ناوبری ممکن است همچنان منبع تنش باقی بماند.
بیشتر از همه، بحران آسیبپذیری یک نقطه تنگه را نمایان کرد که بهطور معمول حدود یکپنجم از عرضههای نفت جهانی و تمام صادرات LNG از قطر و امارات متحده عربی از آن عبور میکند. سخنرانان توافق کردند که درس این بحران تنها این نیست که بازارهای انرژی همچنان در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی آسیبپذیر هستند، بلکه دولتها دیگر نمیتوانند به شدت به یک کریدور استراتژیک واحد تکیه کنند.

هزینه انسانی بحران هرمز
برای مجید جعفر، مدیرعامل شرکت Crescent Petroleum، این بحران بهطور عمیق شخصی بود. در حین یک گفتوگوی غیررسمی، او چالش حفاظت از خانوادهاش در امارات متحده عربی را توصیف کرد که تحت حملات مکرر موشکی و پهپادی ایران قرار گرفت، در حالی که باید ایمنی کارکنان شرکت در عراق را نیز تضمین میکرد. او گفت: “ما درباره سیستمها، زنجیرههای تأمین، بازارها و امنیت زیاد صحبت میکنیم. اما وقتی چیزی مانند این اتفاق میافتد، اول از همه به مردم آسیب میزند؛ اول از همه به خانوادهها آسیب میزند؛ اول از همه به جوامع آسیب میزند؛ و سپس تأثیر آن بر اقتصادها نمایان میشود.”
جعفر به شرکتکنندگان یادآوری کرد که قبل از این درگیری، حدود 20 میلیون بشکه در روز نفت خام و محصولات نفتی از تنگه هرمز عبور میکرد که بیش از 80% آن به آسیا، “موتور اقتصاد جهانی” اختصاص داشت. با این حال، نفت تنها بخشی از داستان است.
این آبراه همچنین تا یکسوم تجارت کودهای شیمیایی جهان، حدود 40% از عرضههای جهانی هلیوم مورد استفاده در تجهیزات پزشکی و تولید نیمههادیها و طیف وسیعی از مواد اولیه صنعتی را حمل میکند. او گفت: “فقط زمانی که این اتفاق افتاد، وابستگی جهانی به این نقطه تنگه حیاتی را درک کردیم. وقتی که مسدود میشود، تنها بازارهای انرژی تحت تأثیر قرار نمیگیرند؛ بلکه غذا روی میز شما، هواپیماهای در آسمان، و تراشههای در تلفن شما نیز تحت تأثیر قرار میگیرند.”
هزینههای اقتصادی همچنان در حال افزایش است. جعفر برآورد کرد که خسارت مستقیم به زیرساختهای انرژی خلیج فارس بیش از 60 میلیارد دلار بوده است، در حالی که درآمد صادراتی از دست رفته و تجارت مختل شده قبلاً از 150 میلیارد دلار فراتر رفته است.
با وجود مقیاس اختلال، قیمتهای نفت به مراتب کمتر از آنچه بسیاری از تحلیلگران نگران بودند، افزایش یافت. سخنرانان این تابآوری را به اصول نسبتاً سالم بازار قبل از آغاز درگیری، رشد تقاضای کمتر از حد انتظار و در دسترس بودن موجودیهایی که به کاهش شوک اولیه کمک کرد، نسبت دادند. چندین شرکتکننده تأکید کردند که این موجودیها، که شامل مخازن تجاری، استراتژیک و احتیاطی است، اکنون به طور عمده کاهش یافتهاند.
تیموتی هس، مدیر محصول در “چشمانداز انرژی کوتاهمدت” اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، تخمین زد که بین آوریل و مه حدود 10 میلیون بشکه در روز تا 11 میلیون بشکه در روز نفت خام و 3 میلیون بشکه در روز دیگر مایعات از بازار خارج شده است، در حالی که موجودیهای جهانی با نرخ 8 میلیون بشکه در روز تا 9 میلیون بشکه در روز کاهش مییافت. اگرچه قیمتها به طور موقت بالای 100 دلار در هر بشکه افزایش یافت، اما نتوانستند به سطوحی که بسیاری از تحلیلگران پیشبینی کرده بودند، برسند زیرا تقاضا سریعتر از حد انتظار ضعیف شد. واردات چین به شدت کاهش یافت، در حالی که چندین دولت آسیایی اقداماتی برای صرفهجویی معرفی کردند که باعث کاهش تقاضای جهانی به میزان تقریبی 1.5 میلیون بشکه در روز در سه ماه اول درگیری شد.

کمیتسنجی بحران هرمز
مِیسون همیلتون، معاون رئیسجمهور اقتصاد و تحقیقات در انجمن نفت آمریکا، تلاش کرد تا اختلال را در چشمانداز قرار دهد. از دست دادن تا 16 میلیون بشکه در روز نفت خام و مایعات بیشتر از کل تولید نفت ایالات متحده بود، در حالی که از دست دادن بیش از 10 میلیارد فوت مکعب در روز LNG معادل واردات روزانه گاز چین بود.
حتی پس از آزادسازی موجودیهای اضطراری و افزایش صادرات از طریق خطوط لولهای که تنگه هرمز را دور میزد، بازار هنوز با کمبود عرضهای بین 11 میلیون بشکه در روز و 13 میلیون بشکه در روز مواجه بود. همیلتون مشاهده کرد: “ما قادر به کمیتسنجی تمام تأثیرات عرضه هستیم. آنچه که در حال حاضر نمیتوانیم کمیتسنجی کنیم، کاهش تقاضا است، و این چیزی است که در حال حاضر مانند یک جعبه سیاه بزرگ بر سر ما سایه افکنده است.”
فیلیپ کورنل، مدیر در Economist Impact، استدلال کرد که چین به طور غیرمنتظرهای به یکی از نیروهای اصلی تثبیتکننده در بازار تبدیل شد. سقوط واردات چین حدود سهچهارم کاهش جهانی تقاضا را شامل میشد و “یک حائل بزرگ” ایجاد کرد که از کمبود شدیدتر عرضه جلوگیری کرد. با این حال، در سایر نقاط آسیا، عواقب بلافاصله نمایان شد. کمبود گاز مایع نفتی بر خانوارها در کشورهایی مانند هند تأثیر گذاشت، اختلالات در تولید کود تهدیدی برای تولید غذا ایجاد کرد و دولتها مجبور شدند یارانهها را افزایش دهند تا مصرفکنندگان را از افزایش قیمتها محافظت کنند.
بازار در نهایت بیشتر از آنچه بسیاری از تحلیلگران انتظار داشتند، مقاوم بود. با این حال، نتیجهگیری کلی کنفرانس این بود که دولتها بعید است از این نتیجه احساس راحتی کنند. در عوض، بحران تنگه هرمز عزم تولیدکنندگان و مصرفکنندگان را برای کاهش وابستگی به مسیرهای آسیبپذیر تأمین از طریق سرمایهگذاری بیشتر در خطوط لوله جایگزین، ذخیرهسازی استراتژیک و زیرساختهای انرژی مقاومتر تقویت کرده است.
میراث ماندگار بحران هرمز
همانطور که جعفر نتیجهگیری کرد، “چرخه بزرگ سرمایهگذاری بعدی نه تنها توسط عرضه جدید بلکه توسط تابآوری هدایت خواهد شد.” اگر این درست باشد، ماندگارترین میراث بحران تنگه هرمز ممکن است نه بشکههایی باشد که در طول درگیری از دست رفتهاند، بلکه زیرساختهایی باشد که به خاطر آن ساخته میشود.

