نقضهای مکرر اسرائیل و حزبالله، آسیبپذیری یادداشت تفاهم تازهامضای ایالات متحده و ایران را نمایان میسازد و تهدیدی برای فروپاشی آتشبس لبنان قبل از تثبیت آن به شمار میرود. یک آتشبس معنادار اسرائیل و لبنان بیش از جوهر نیاز دارد؛ این آتشبس به فشار ایالات متحده برای توقف عملیات تهاجمی و ایجاد مناطق آزمایشی که آزمایش خویشتنداری متقابل باشد، نیازمند است. بدون این موارد، پنجره دیپلماتیک برای یک آتشبس معنادار اسرائیل و لبنان در میان حملات متقابل رو به افزایش ناپدید خواهد شد.
آتشبس معنادار اسرائیل و لبنان به ایالات متحده وابسته است
مواجهه بین اسرائیل و حزبالله در لبنان خطر تضعیف یادداشت تفاهم به تازگی به امضا رسیده بین ایالات متحده و ایران را به همراه دارد، درست همانطور که آن درگیری قبل از رسیدن به توافق، تهدیدی برای آن بود. در ۱۹ ژوئن، مذاکرات سطح بالا در سوئیس برای تنظیم پروتکلهای اجرای توافق به طور ناگهانی به تعویق افتاد، که گفته میشود به دلیل تبادلهای جدید آتش در لبنان در شب قبل بوده است.
درگیریها در لبنان تلاشها برای پایان دادن به منازعه ایالات متحده و ایران را به مدت چند هفته پیچیده کرده است، با وجود اعلام آتشبس دیگری در ۳ ژوئن که توسط ایالات متحده میان اسرائیل و لبنان میانجیگری شده بود. درگیریها در روزهای بعد شدت گرفت؛ در ۷ ژوئن، در پاسخ به شلیک راکت به سمت شمال اسرائیل که آن را به حزبالله نسبت داد، اسرائیل یک ساختمان آپارتمانی در حومه جنوبی بیروت را بمباران کرد که ادعا میکرد محل فرماندهی گروه مسلح لبنانی است.
سپس، با توجه به هشدار قبلی خود مبنی بر اینکه هر حمله به پایتخت لبنان، آتش مستقیم ایران را به سمت اسرائیل جلب خواهد کرد، جمهوری اسلامی چندین بار شلیک موشکی به سمت سرزمینهای اسرائیل انجام داد. اسرائیل نیز در روز بعد به چندین محل در ایران حمله کرد که منجر به حمله موشکی دیگری از تهران شد.
اگرچه آن تبادل خاص پس از آنکه ایالات متحده از هر دو طرف خواست تا متوقف شوند، پایان یافت، آتشبس ایران و اسرائیل همچنان ناپایدار باقی ماند. ایران تهدید به تلافی در برابر حملات جدید اسرائیل به لبنان کرد و اسرائیل به بمباران لبنان ادامه داد، حتی در حالی که ایالات متحده و ایران به توافق نزدیکتر میشدند. در ۱۴ ژوئن، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، به شدت اسرائیل را به خاطر حمله دوباره به حومه جنوبی بیروت سرزنش کرد، درست در زمانی که واشنگتن و تهران در آستانه نهایی کردن توافق خود بودند. بار دیگر، مداخله ترامپ برای متقاعد کردن ایران به عدم پاسخگویی، ممکن است با تغییر برخی از مفاد یادداشت تفاهم به نفع تهران، انجام شده باشد.
شک و تردیدها آتشبس معنادار اسرائیل و لبنان را تحت تأثیر قرار میدهد
بر اساس نسخهای که ایالات متحده به اشتراک گذاشته است، یادداشت تفاهم امضا شده در تاریخ ۱۴-۱۵ ژوئن “پایان فوری و دائمی عملیاتهای نظامی در تمام جبههها، از جمله در لبنان” را “اعلام میکند” و “تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین میکند”. تفسیرهای این بندها به شدت متفاوت است. وزیر دفاع اسرائیل، اسرائیل کاتز، به سرعت تأکید کرد که کشورش از مناطقی که در جنوب لبنان اشغال کرده است، عقبنشینی نخواهد کرد؛ ایران و حزبالله هر دو پیشنهاد کردند که ادامه اشغال، نقض توافق خواهد بود.
حزبالله همچنین هشدار خود را تکرار کرد که اگر اسرائیل به حملات خود به خاک لبنان ادامه دهد، این عملیاتها بیپاسخ نخواهد ماند. در تاریخ ۱۸ ژوئن، نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، دوباره تأکید کرد که اسرائیل آنچه را که به عنوان “نوار امنیتی” در جنوب لبنان توصیف میکند، حفظ خواهد کرد. در همین حال، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، جی دی ونس، از اسرائیل خواست تا “به روند صلح احترام بگذارد” و رئیسجمهور ترامپ اعلام کرد که ایالات متحده “انتظار یک آتشبس کامل در تمام جبههها، از جمله لبنان، حزبالله و اسرائیل” را دارد. با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا ایالات متحده قصد دارد بر اسرائیل فشار وارد کند تا از لبنان عقبنشینی کند.
تمام این موارد دلیلی اضافی برای نجات پیشنهاد ۳ ژوئن به عنوان یک راهحل ممکن از درگیری لبنان فراهم میکند، هرچند که به تنظیمات جدی نیاز دارد. این توافق شامل عناصری است که خلاقانهتر و عملیتر از آنچه در گذشته مطرح شده، به نظر میرسد؛ بهویژه، پیشنهاد میکند که اسرائیل به تدریج از جنوب لبنان عقبنشینی کند و نیروهای مسلح لبنان جایگزین سربازان اسرائیلی شوند.
اما در اینجا واقعگرایی به پایان میرسد. متأسفانه، بخش عمدهای از بقیه، یادآور پیشنهادات صلح قدیمی و ناموفق است، بهویژه شرطی که اسرائیل تنها در صورتی حملات خود را متوقف خواهد کرد که حزبالله بهطور کامل آتشبس کند و بهطور کامل از مناطق جنوبی رودخانه لیتانی عقبنشینی کند – که این گروه به سرعت آن را رد کرد. با امتناع حزبالله از عقبنشینی در حالی که اسرائیل هنوز در حال حمله است، نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، از ارجاع پیشنهاد ۳ ژوئن به کابینه امنیتی اسرائیل برای تأیید خودداری کرد.
نجات یک آتشبس معنادار اسرائیل-لبنان
برای پیشبرد این پیشنهاد، ایالات متحده، مطابق با یادداشت تفاهم، نیاز دارد که یک توقف قطعی بر عملیات نظامی تهاجمی اسرائیل در لبنان اعمال کند، که این اقدام باید از سوی حزبالله نیز پاسخ داده شود، حتی در غیاب یک خروج فوری اسرائیل. اجرای سریع و بعدی “منطقههای آزمایشی” پیشنهادی – مناطقی که نیروهای اسرائیلی به ارتش لبنان واگذار خواهند کرد – سپس یک توجیه دیگر برای انجام حملات از سوی حزبالله را از بین خواهد برد؛ مشروعیت دولت لبنان را تقویت خواهد کرد؛ و فرآیند خروج تدریجی اسرائیل به مرزهای بینالمللی را آغاز خواهد کرد.
اسرائیل به شدت در برابر درخواستها برای پایان دادن به عملیات خود مقاومت کرده است، که این امر با دکترین امنیتی اصلی آن پس از حملات 7 اکتبر 2023 که ارتش آن باید فاصله فیزیکی بین مرزهای اسرائیل و هر تهدیدی، واقعی یا ادراک شده، را حفظ کند، در تضاد است. با این حال، پذیرش این شرایط بسیار مؤثرتر خواهد بود – و البته هزینه کمتری برای مردم لبنان خواهد داشت – نسبت به یک کمپین نظامی طولانیمدت اسرائیل، که به شدت بعید است به هدف از بین بردن حزبالله و به دنبال آن تأمین امنیت پایدار برای ساکنان شمال اسرائیل دست یابد. برای ایالات متحده، آتشبس به این شکل مزیت اضافی جلوگیری از تشدید درگیری در لبنان و ایجاد درگیریهای جدید در سراسر منطقه و به خطر انداختن دیپلماسی با ایران را خواهد داشت.
یک آتشبس واقعی همچنین میتواند به تقویت اعتبار رئیسجمهور لبنان، جوزف عون، کمک کند، که هرگونه ارتباط بین سرنوشت کشورش و مذاکرات ایالات متحده و ایران را رد کرده بود و اکنون مجبور است توافقی را که این ارتباط را تأیید میکند، خوشامد بگوید. عون که توافق آتشبس 3 ژوئن را به عنوان “آخرین شانس” برای پایان دادن به جنگ توصیف کرده است، نیاز دارد نشان دهد که این توافق میتواند موفق باشد تا نشان دهد لبنان میتواند از طریق دیپلماسی از خود دفاع کند، برخلاف رویکرد حزبالله که بر مقاومت مسلحانه و حمایت ایران تکیه دارد.
آتشبس معنادار اسرائیل-لبنان با نقصهای قدیمی مواجه است
با جدیدها؟
آخرین پیشنهاد آتشبس لبنان نشاندهنده درجهای از تفکر نوآورانه و عملی است که میتواند در صورت اجرای عاقلانه، به کاهش درگیری کمک کند. بیانیه سهجانبه لبنان-اسرائیل-ایالات متحده موضع دیرینه اسرائیل را تکرار کرد که امنیت و تمامیت ارضی آن “فقط از طریق خلع سلاح حزبالله قابل دستیابی است”.
با این حال، این توافقنامه برخلاف ترتیبات قبلی، مراحل قابل دستیابیتری را برای تحقق تدریجی این هدف ترسیم میکند. این توافق به ایجاد “منطقههای آزمایشی” توسط اسرائیل و لبنان تحت هدایت ایالات متحده اشاره دارد که در آن ارتش لبنان کنترل را برقرار خواهد کرد و حزبالله و سایر بازیگران مسلح غیر دولتی را مستثنی میکند. این توافق مشخص نمیکند که آیا ارتش اسرائیل باید از چنین مناطقی خارج شود یا خیر، هرچند که بازگشت آرامش در غیر این صورت دشوار به نظر میرسد.
این پیشنهاد این مراحل را به عنوان ضروری برای اطمینان از پیشرفت به سمت “یک توافق جامع صلح و امنیت” بین دو کشور توصیف میکند. بهویژه، یک خروج مرحلهای اسرائیل باید به کاهش بحران جابجایی جمعی در لبنان کمک کند که ناشی از تهاجم گسترده زمینی و بمباران هوایی اسرائیل بوده و صدها هزار نفر را از خانههایشان مجبور به ترک کرده است. اکثریت جابجاشدگان شیعه هستند و بسیاری از آنها گزینههای امنی برای مسکن ندارند، چه برسد به افق واقعی برای بازگشت به خانه.
مهمترین جنبه خوشایند این رویکرد، شناسایی ضمنی آن است که درخواست از ارتش لبنان برای خلع سلاح حزبالله و برچیدن ساختارهای نظامی آن – خواستهای که مقامات اسرائیلی و آمریکایی و حتی برخی منتقدان لبنانی حزبالله بهطور دورهای مطرح کردهاند – غیرواقعی است، حداقل در آینده نزدیک. در واقع، چنین تلاشی احتمالاً نه تنها ناموفق خواهد بود، بلکه بسیار خطرناک نیز خواهد بود، همانطور که رهبران لبنان بهطور مکرر تأکید کردهاند.
آنها نگرانند که این موضوع میتواند منجر به درگیریهای داخلی مرگبار شود و شاید حتی باعث شود ارتش در خطوط فرقهای شکسته شود، بهطوری که بسیاری از سربازان شیعه فرار کنند یا به حزبالله بپیوندند. در مقابل، طبق پیشنهاد فعلی، ارتش لبنان میتواند سرزمینی را که حزبالله از آن عقبنشینی کرده، دوباره به دست آورد و بر روی تأکید بر اقتدار مرکزی دولت بر سرزمینهای حاکمیتی لبنان تمرکز کند و خود را تقویت کند بدون اینکه موجب درگیری مستقیم داخلی در لبنان شود.
اسرائیل نیز از کاهش حضور نظامی خود در لبنان بهرهمند خواهد شد. از ۲ مارس، این کشور عملیاتهای ویرانگری را با هدف کاهش قابلیتهای حزبالله انجام داده است، عمدتاً از طریق بمباران هوایی شدید، تخریب خانهها و تصرف بخشهایی از سرزمین لبنان، با هدف اعلام شده تشکیل “منطقه امنیتی”. در این فرآیند، اسرائیل بسیاری از عوامل حزبالله را کشته و بسیاری از داراییهای نظامی آن را نابود کرده است.
اما حتی کنار گذاشتن تلفات شگفتانگیز مرگها، جراحات و آوارگی که حملات بر غیرنظامیان لبنانی تحمیل کردهاند، این اقدامات تهاجمی نتوانستهاند به اهداف ادعایی خود دست یابند. به دور از سرکوب حزبالله، این اقدامات باعث شدهاند که حزبالله استفاده از پهپادهای “دید اول” کنترلشده با فیبر نوری را افزایش دهد که منجر به افزایش تلفات در میان نیروهای اسرائیلی شده است. به موازات آن، حزبالله به پرتاب راکتها به شمال اسرائیل ادامه داده و زندگی غیرنظامیان در آنجا را مختل کرده است.
شواهد نشان میدهد که ادامه و حتی تشدید کمپین نظامی، همانطور که اسرائیل هشدار داده است، بعید است که منجر به فروپاشی گروه لبنانی شود. در عوض، این خطر وجود دارد که حملات مرزی از هر دو طرف افزایش یابد و درگیری بیشتری با ایران که تهدید کرده است در پاسخ به حملات به لبنان تلافی خواهد کرد، به وجود آید.
تحولات اولیه در میدان نشاندهنده مزایای این “منطقههای آزمایشی” است. در ۴ ژوئن، اسرائیل نیروهای خود را از روستای جنوبی دبّین خارج کرد و بدین ترتیب به ارتش لبنان و نیروهای حافظ صلح سازمان ملل اجازه داد تا یک جاده حیاتی بین جنوب و دره بقاع را دوباره باز کنند و همچنین ارتباطات با روستاهای نزدیک که مردم همچنان در آنجا زندگی میکنند، برقرار شود.
در حالی که این خروج بهطور گزارششدهای به توافق ۳ ژوئن یا طرح “منطقه آزمایشی” مربوط نبود، اما میتواند بهعنوان اثبات اولیهای از مفهوم عمل کند. اگر این روند گسترش یابد بهطوریکه برخی از ساکنان آواره لبنانی از جنوب بتوانند بهطور ایمن به منطقههای آزمایشی بازگردند، رهبران سیاسی کشور میتوانند بهحق ادعا کنند که دیپلماسی تحت رهبری دولت به شیوههایی کار کرده است که مقاومت مسلحانه نتوانسته است.
با این حال، طرفها به وضوح هنوز نیاز دارند که بر روی تعدادی از جزئیات حیاتی توافق کنند تا منطقههای آزمایشی به درستی عمل کنند. نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان و میانجی کلیدی بین حزبالله و قدرتهای خارجی، این ابتکار را به این دلیل رد کرد که الزامی قوی بر اسرائیل برای حفظ آتشبس در لبنان تحمیل نمیکند.
سفیر ایالات متحده در لبنان، میشل عیسی، بعداً به خبرنگاران گفت که با بری دیدار کرده است تا برخی ابهامات در بیانیه سهجانبه را روشن کند، بهویژه اینکه ساکنان آواره میتوانند به مناطق آزمایشی بازگردند، اسرائیل حملات خود را در آنجا متوقف خواهد کرد و بازسازی میتواند آغاز شود. لبنان بهطور طبیعی به دنبال تضمینهایی خواهد بود که اسرائیل مناطق آزمایشی را بهعنوان مناطق خالی از سکنه تلقی نکند که ساکنان حق بازگشت به آنجا را نداشته باشند. با وجود مداخله عیسی، در ۱۶ ژوئن، بری بار دیگر رویکرد مناطق آزمایشی را رد کرد و ابراز نگرانی کرد که این امر به اشغال طولانیمدت اسرائیل منجر خواهد شد نه به خروج.
و شکافهای بحرانی برای آتشبس معنادار اسرائیل-لبنان
خروج از قدیم؟
بهجز مفهوم مناطق آزمایشی، بقیه پیشنهاد شامل همان نقصهایی است که توافقات آتشبس قبلی را تحت تأثیر قرار داده است. بهویژه، بیانیه سهجانبه خواستار توقف کامل عملیات نظامی حزبالله و تخلیه تمام جنگجویان آن از منطقه جنوبی رود لیتانی است، بدون اینکه هیچ الزام فوری و معادلی بر اسرائیل تحمیل کند. در واقع، بلافاصله پس از انتشار این پیشنهاد، وزیر دفاع کاتز اعلام کرد که شرایط آن به کشورش “آزادی عمل” مداوم برای حمله به داراییهای ادعایی حزبالله بهعنوان دفاع از خود در هر زمان و مکان میدهد.
اسرائیل از این موضع از توافق آتشبس نوامبر ۲۰۲۴ با لبنان که بهظاهر جنگ قبلی اسرائیل-حزبالله را به پایان رساند، پیروی کرده است. با این حال، در پانزده ماه بعدی، حملات مداوم اسرائیلیها حدود ۴۰۰ لبنانی را کشته و بیش از هزار نفر را زخمی کردند. در این مدت، حزبالله به حملات هوایی تقریباً روزانه اسرائیل به اهدافی در لبنان یا اشغال چندین منطقه در جنوب کشور پاسخ نداد. این سیاست احتیاط در ۲ مارس، پس از آغاز جنگ ایالات متحده-اسرائیل با ایران و کشته شدن آیتالله علی خامنهای، رهبر عالیرتبه جمهوری اسلامی، در ۲۸ فوریه به پایان رسید.
با توجه به این تاریخچه اخیر، پیشبینی اینکه گروه لبنانی پیشنهاد ۳ ژوئن را رد کند، آسان بود. در ۴ ژوئن، دبیرکل آن، نعیم قاسم، بهطور عمومی این پیشنهادات را “بیفایده و تحقیرآمیز” خواند و افزود که “آتشبس باید جامع باشد… بدون اینکه دشمن اسرائیلی آزادی کشتن داشته باشد”. منابعی در حزب و نزدیک به آن میگویند که آنها مطمئن هستند که به محض اینکه تهدیدهایی که برای نیروهای اسرائیلی و شهرهای شمال اسرائیل ایجاد میکنند، حذف شوند، اسرائیل به تعهدات خود بیتوجهی خواهد کرد یا حتی به عدم رعایت ادعایی حزبالله و ارتش لبنان استناد خواهد کرد تا به نفوذ بیشتری به خاک لبنان دست یابد.
علاوه بر این، آنها اعتماد به نفس بالایی در توانایی خود برای وارد کردن آسیب کافی به دشمنشان پیشبینی کردند تا اشغال را غیرقابل تحمل سازند و استدلال کردند که انتقامجویی مستقیم ایران، اسرائیل را از تشدید وسیع بازخواهد داشت. برای این گروه، مذاکرات اسرائیلی-لبنانی یک نمایش جانبی بود، صرفنظر از اظهارات خوشبینانه دولت لبنان. از نظر آنها، تمایل ترامپ برای خارج شدن از درگیری با ایران، انگیزه واقعی دخالت واشنگتن در لبنان بود.
این موضع در تضاد شدید با دیدگاههای دولتهای اسرائیل و لبنان قرار داشت که با هر توافقی بین ایالات متحده و ایران که شامل آتشبس در لبنان باشد، مخالف بودند. دولت اسرائیل مصمم بود که هیچگونه اختیاری به ایران در این منطقه ندهد، در حالی که دولت لبنان این تصور را رد کرد که ایران میتواند به نمایندگی از لبنان مذاکره کند. در واقع، بیانیه سهجانبه – که شامل محکومیت همه طرفها از “فعالیتهای جاری تهران که ثبات در سراسر خاورمیانه را تضعیف میکند” بود – بهصراحت به دنبال جلوگیری از هرگونه نقش برای ایران بود. در تاریخ ۵ ژوئن، رئیسجمهور عون ادعا کرد که ایران از لبنان به عنوان “ابزار چانهزنی” استفاده میکند و تأکید کرد که دولت او به مذاکره مستقل با اسرائیل برای پایان دادن به جنگ متعهد است.
در این زمینه، دشوار است که زنجیره اخیر حوادث – ابتدا، مداخلات مکرر ترامپ برای متوقف کردن حملات اسرائیلی، سپس گنجاندن لبنان در یادداشت تفاهم، و اکنون تعلیق مذاکرات ایالات متحده و ایران درباره اجرای آن – به جز تأیید موضع حزبالله، به گونهای دیگر دیده شود.
بهطور قابل توجهی، در تاریخ ۱۵ ژوئن، این گروه بر “اصرار ایران بر گنجاندن لبنان در هر توافقی که منجر به توقف جنگ شود” تأکید کرد. اگر ایالات متحده بخواهد به دولت لبنان فرصتی برای ابراز وجود در برابر ایران و حزبالله بدهد، باید به سرعت یک مسیر واقعگرایانه به سمت آتشبس پایدار و خروج اسرائیل را پیش ببرد که دولت لبنان بتواند مالکیت آن را ادعا کند. به نظر میرسد اجرای فرآیند آتشبس ۳ ژوئن، محتملترین مسیر برای رسیدن به این هدف باشد.
سؤال رهبری ایالات متحده
اگر اسرائیل و حزبالله به حال خود رها شوند، تقریباً مطمئناً به رویارویی متقابل خود ادامه خواهند داد. اسرائیل به تهدید مداوم حزبالله استناد میکند تا اشغال و حملات به داراییهای ادعایی حزبالله را توجیه کند و این امر به حزبالله دلیلی برای ادامه مقاومت میدهد. در چهار روز اول پس از اعلام توافق آمریکا و ایران، حملات اسرائیلی بیش از ۱۵۰ نفر را در لبنان کشته و صدها نفر دیگر را زخمی کردند. در ۱۹ ژوئن، جنگجویان حزبالله چهار سرباز اسرائیلی را در خاک لبنان کشتند که این امر موجب شد وزیر راستگرای اسرائیل، ایتمار بنگویر، خواستار آن شود که “تمام لبنان باید بسوزد”. برای متوقف کردن این چرخه vicious و پیشگیری از تشدید بیشتر، نیاز به دخالت قویتر و مستمر ایالات متحده است.
به این منظور، واشنگتن باید ابتدا اطمینان حاصل کند که پیشنهاد آتشبس، بهطور متمایز از پیشینیان خود و مطابق با یادداشت تفاهم، از هر دو طرف حزبالله و اسرائیل میخواهد که عملیات نظامی خود را متوقف کنند تا یک آتشبس واقعی و متقابل برقرار شود.
حزبالله نشان داده است که در حالی که هیچ توافق یکجانبهای را نمیپذیرد، اما اگر اسرائیل نیز آتشبس را رعایت کند و فرآیند قابل اعتمادی برای خروج آغاز شود، حاضر است آتش خود را بهطور کامل متوقف کند. برای اطمینان از رعایت روزانه آتشبس، ایالات متحده میتواند از حمایت مکانیزمی که برای نظارت بر توافق آتشبس نوامبر ۲۰۲۴ ایجاد شده است، بهرهبرداری کند که واشنگتن در حال حاضر ریاست آن را بر عهده دارد. تا به امروز، این نهاد نتوانسته است طرفین متخاصم را مهار کند. با این حال، فرانسه و سازمان ملل، که در حال حاضر بخشی از این مکانیزم هستند، آمادگی خود را برای کمک به طرفین در اطمینان از برقراری آتشبس نهایی اعلام کردهاند.
بهطور کلی، حزبالله همچنین خواستار یک جدول زمانی مشخص برای خروج سریع و کامل اسرائیل به مرز بینالمللی است – سناریویی مطلوب، اما در حال حاضر غیرمحتمل. با این حال، ارزش آزمایش این موضوع وجود دارد که گروه لبنانی چگونه واکنش نشان میدهد اگر اسرائیل حملات خود را متوقف کند و مناطق آزمایشی برقرار شود، حتی در غیاب یک جدول زمانی ثابت برای خروج. آیا این گروه میخواهد فرآیندی را که به ارتش لبنان اجازه میدهد تا سرزمینهایی را در جنوب لبنان بازپسگیرد، مسدود کند، بهویژه اگر این امر همچنین چشمانداز بازگشت صدها هزار لبنانی آواره را فراهم کند که بیشتر آنها از همان جامعه شیعهای هستند که این گروه نیز از آنجا میآید؟
برای اینکه این آزمایش به وقوع بپیوندد، طرفین هنوز باید جزئیات توافق مربوط به مناطق آزمایشی را روشن کنند، از جمله حق بازگشت آوارگان و آغاز بازسازی. تحت آتشبس قبلی، اسرائیل بهطور مکرر تجهیزات ساختمانی مانند بولدوزرها را در جنوب لبنان هدف قرار داد و ادعا کرد که حزبالله از این ماشینآلات برای مقاصد نظامی استفاده کرده یا خواهد کرد.
تشویق هر دو کشور اسرائیل و لبنان به اجرای سریع مناطق آزمایشی پیشنهادی، تحت این شرایط واضح و مورد توافق، میتواند برای گسترش هرگونه توقف واقعی در خصومتها حیاتی باشد. واشنگتن باید بر این نکته تأکید کند که در دیدارهای دوجانبه بعدی خود، که برای هفته آغازین ۲۲ ژوئن برنامهریزی شده، دو کشور بر روی یک طرح در مورد اولین منطقه آزمایشی توافق کنند.
آمریکا و دیگران همچنین باید به دنبال ایجاد رویههای تأیید معتبر و قوی باشند تا تأیید کنند که این مناطق از مبارزان مسلح حزبالله خالی هستند و در حین پیشرفت فرآیند، همچنان این وضعیت حفظ شود. در گذشته، اسرائیل و آمریکا اغلب عدم اعتماد خود را به نظارت انجام شده توسط ارتش لبنان و یونیفل، نیروی صلحkeeping بینالمللی مستقر در جنوب لبنان از سال ۱۹۷۸، ابراز کردهاند. با این حال، با اراده سیاسی کافی از سوی همه طرفها و با دولتی لبنانی که مایل به تأکید بر اقتدار خود است، نظارت بر مناطق کوچک باید بسیار قابل دستیابیتر باشد.
کلید موفقیت، دستیابی به نتایج ملموس و زودهنگام خواهد بود: آتشبس معنادار در هر دو طرف مرز، واگذاری مناطق آزمایشی به ارتش لبنان، بازگشت افراد آواره (حتی اگر در ابتدا به تعداد کم) و حمایت از بهبود اقتصادی در این مناطق. اگر این موارد محقق شود، غیرنظامیان در هر دو کشور میتوانند شروع به بازگشت به نوعی از عادیسازی کنند؛ دولت لبنان تقویت خواهد شد؛ و حزبالله برای توجیه اختلال در این فرآیند بسیار دشوارتر خواهد بود و در صورت انتخاب این مسیر، هزینه سیاسی بسیار بیشتری را متحمل خواهد شد.
اجرای اعلامیه ۳ ژوئن میتواند به شروع ترسیم یک مسیر جدید بین لبنان و اسرائیل کمک کند و اجازه دهد توافق گستردهتری بین آمریکا و ایران برقرار شود. اما بدون دخالت مستقیم و قوی آمریکا، پیشنهاد آتشبس لبنان احتمالاً به سرنوشت بسیاری از پیشینیان خود دچار خواهد شد و خطر این که اسرائیل و حزبالله دوباره درگیری خود را تشدید کنند، افزایش مییابد. جنگ دوباره هزینههای بیشتری برای غیرنظامیان به همراه خواهد داشت و تلاشهای آمریکا برای نهایی کردن توافق با ایران را پیچیدهتر خواهد کرد و شاید حتی جنگی در سراسر خاورمیانه را دوباره شعلهور کند.

