نیروی نظامی در خلیج فارس به بنبست رسیده است و واشنگتن را وادار کرده تا با واقعیت مواجه شود که حملات هوایی به تنهایی نمیتوانند تنگه هرمز را دوباره باز کنند. تدوین یک استراتژی خروج قابل قبول از ایران اکنون نیازمند مذاکره درباره دسترسی دریایی با تهران است، نه تحمیل شرایط از عرشه یک ناو. بدون یک استراتژی خروج از ایران منسجم، افزایش قیمتهای نفت و انزوای دیپلماتیک فزاینده تهدیدی برای اهداف اقتصادی داخلی دولت به شمار میرود.
استراتژی خروج از ایران نیازمند گزینههاست
جنگ ایالات متحده در ایران به شدت به تفکر جدید نیاز دارد.
با وجود حملات جدید ایالات متحده در روز چهارشنبه پس از هشدار رئیسجمهور دونالد ترامپ مبنی بر اینکه ایران به زودی یک “تنبیه” دیگر خواهد دید، او هنوز نتوانسته است نشان دهد که میتواند تهران را به مذاکرات بازگرداند.
اما دیپلماسی که او به عنوان آوردن صلح تاریخی به خاورمیانه ستایش کرده بود، نیز زمانی که یک یادداشت تفاهم به طور مبهمی شکست خورد، ناکام ماند.
و گزینههای او برای تغییر معادله — به خطر انداختن جان صدها سرباز آمریکایی در یک جنگ زمینی یا به رسمیت شناختن کنترل تهران بر تنگه هرمز — به قدری ناخوشایند است که عبارت “هیچ گزینه خوبی” به یک کلیشه تبدیل شده است.
“ما واقعاً در یک وضعیت دشوار هستیم,” گفت لایل گلدستین، مدیر تعاملات آسیایی در اندیشکده دفاع اولویتها مستقر در ایالات متحده.
هزینههای جنگ ایران محدود به شرکتکنندگان نیست. واکنشهای سیاسی و اقتصادی در خاورمیانه و اروپا در حال افزایش است — فشاری فزاینده بر طرفهای خارجی برای تلاش به احیای دیپلماسی.
اگر تنگه همچنان برای اکثر کشتیهای غیرنظامی ممنوع باشد، عواقب جدی جنگ بدتر خواهد شد، زیرا ذخایر جهانی نفت کاهش مییابد، قیمت محصولات نفتی مانند گازوئیل و کود افزایش مییابد و کمبود احتمالی گاز طبیعی مایع در اروپا در زمستان پیش رو به وجود میآید. ظهور کشورهای حاشیه خلیج فارس به عنوان مقاصد گردشگری لوکس و پناهگاههای مهاجران توسط جنگ نابود شده است. دولتهای ضعیف اروپایی به دلیل افزایش هزینههای زندگی مرتبط با جنگ مجازات میشوند.
در ایالات متحده، جنگ تهدیدی برای تعریف دوره دوم ترامپ است. یک نظرسنجی جدید از CNN/SSRS که روز چهارشنبه منتشر شد، نشان داد که میزان تأیید عمومی از سیاستهای او در مورد ایران و قیمتهای گاز کمتر از ۳۰ درصد است. چنین ارقامی میتواند برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر فاجعهبار باشد و توافقی را که ترامپ با رأیدهندگان در سال ۲۰۲۴ برای ارزانتر کردن زندگی انجام داد، رد کند.

چگونه استراتژی خروج از ایران شکل میگیرد
پایان بازی در تنگه قابل مشاهده است — رسیدن به آن دشوار است
هنر دیپلماسی، زمانی که بهطور کلاسیک انجام میشود، در باز کردن فضا، ارائه مشوقها و شناسایی لحظهای است که ممکن است دشمنان متقاعد شوند که عقبنشینی کنند.
همانطور که در بسیاری از وضعیتهای درگیری، چارچوب نهایی مورد نیاز برای خاموش کردن جنگ و باز کردن راه برای گفتگو در مورد بنیادیترین مسائل، مانند برنامه هستهای ایران، قابل تصور است. در اینجا، ممکن است شامل یک توافق باشد که در آن ایالات متحده بتواند از پذیرش شکست استراتژیک خود از طریق کنترل مؤثر ایران بر تنگه اجتناب کند و ایران بتواند ادعا کند که اصلیترین دستاورد خود را از جنگی که رهبران و نظامیاش را ویران کرد، حفظ کرده است.
اما ساختن یک مسیر سیاسی و دیپلماتیک به آن نقطه خطرناک خواهد بود. و فرآیند کاهش تنش نیاز به یک برنامه برای مدیریت آینده تنگه و احتمالاً مشارکت قدرتهای خارجی برای تضمین ایمنی ترافیک دریایی غیرنظامی خواهد داشت.
در یک لحظه دیپلماتیک بیثمر، دو نشانه امید وجود دارد.
یکی مفهوم نوظهوری برای یک نهاد بینالمللی است که تحت آن کشورهای خلیج فارس، از جمله ایران، در نهایت بهطور مشترک تجارت را مدیریت و درآمدزایی میکنند، اما بهگونهای که قیمتهای جهانی نفت را تثبیت کند. بهطور طعنهآمیز، راه پیش رو ممکن است در دیدرس در یادداشت تفاهم لغو شدهای پنهان باشد که از ایران و عمان خواسته بود “مدیریت آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز را در گفتگو با سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس تعریف کنند.”
data-path-to-node=”18″>دیگر گشایش احتمالی ممکن است از خارج از ایالات متحده نیز ناشی شود. طرحی که این هفته برای برگزاری یک کنفرانس بینالمللی به میزبانی بریتانیا به منظور بحث درباره حفاظت از کشتیها در تنگه مطرح شد، به واقعیت نپیوست. اما ایده کلی گسترش دیپلماسی احتمالاً دوباره به میان خواهد آمد، نهتنها به این دلیل که کشورهای ثالث، بهویژه آنهایی که در اروپا و شرق آسیا هستند، از وضعیت موجود چیزهای زیادی برای از دست دادن دارند.
تدوین استراتژی خروج از ایران
تنها دیپلماسی عمومی اعلامشده در روزهای اخیر، مذاکرات در سطح معاون وزارت امور خارجه بین ایران و عمان، که همچنین در مرز تنگه قرار دارد، درباره راههای بالقوه مدیریت ترافیک دریایی در صورت بازگشایی آن بوده است.
سیانان این هفته گزارش داد که عمان در برابر تحمیل هزینههای ترانزیت برای نفتکشها در تنگه، که مورد حمایت تهران است، مقاومت کرده و به این دلیل که قوانین بینالمللی عبور آزاد و ایمن از تنگههایی که برای ناوبری بینالمللی استفاده میشوند را مقرر میکند، به این موضوع اعتراض کرده است. اما دولت در حال تبلیغ یک مصالحه است که پیشبینی میکند هزینهای برای “خدمات دریایی” در نظر گرفته شود که ممکن است یک راهحل جایگزین ارائه دهد.

قیمتگذاری بر روی ناوبری آزاد
ایده “هزینه هرمز” در مقالهای که توسط اندیشکده مستقر در لندن، بنیاد بورس و بازار منتشر شده است، بررسی میشود. این ایده بهعنوان عوارضی برای استفاده از تنگه برای حملونقل دریایی نیست، بلکه بهعنوان مشارکتی برای مدیریت آبراه توسط کشورهای دارای سواحل خلیج فارس در نظر گرفته شده است. یکی از مدلها مشابه ترتیبات موجود در تنگه مالاکا خواهد بود که اقیانوس هند را به اقیانوس آرام متصل میکند و شامل سنگاپور، اندونزی و مالزی است.
این مقاله همچنین به هزینههایی که بندر روتردام در هلند دریافت میکند، اشاره میکند تا دامنه ممکن درآمدها را مدلسازی کند. در آنجا، بزرگترین نفتکشها مشمول هزینه “پایداری” حدود ۰.۰۸ دلار برای هر تن متریک ناخالص بار هستند. اگر هزینه مشابهی در خلیج فارس وضع شود، نهاد جدید حدود ۲۶ میلیون دلار در سال درآمد خواهد داشت، بهگفته نویسندگان. این ایده ممکن است عملی باشد، حتی اگر ایران خواستار بازگشتهای بسیار بالاتری باشد، زیرا حتی اضافه کردن چند دلار به ازای هر بشکه نفت از نظر اقتصادی به نوسانات قیمت نفت — که فقط در روز چهارشنبه نزدیک به ۸.۰٪ افزایش یافت و به بالای ۹۰ دلار در هر بشکه رسید — ترجیح داده میشود.
اسفندیار باتمانقلیچ، یکی از نویسندگان مقاله، گفت تهران ممکن است در مورد پتانسیل مالی چنین طرحی نسبت به آنچه برخی خارجیها تصور میکنند، انعطافپذیرتر باشد. او گفت: “تا جایی که ایران به وضعیت اقتصادی خود اهمیت میدهد، اهداف بسیار بزرگتری وجود دارد تا اینکه بخواهد هزینهای در تنگه هرمز وضع کند.” هرگونه گشایش دیپلماتیک با ایالات متحده میتواند منجر به لغو تحریمها شود، به عنوان مثال، یا جریان آزاد صادرات نفت ایران.
باتمانقلیچ همچنین پیشنهاد کرد که این توافق میتواند به تهران یک تقویت استراتژیک ارائه دهد و “نقطهای را مطرح کند که تنگه به وضعیت قبل از جنگ بازنخواهد گشت، به عنوان راهی برای تأکید بر اینکه شکست نخورده است و توانسته است از طریق درگیری با ایالات متحده، استقلال و قدرت خود را حفظ کند.”
به طور کلی، یک طرح چندملیتی برای مدیریت تنگه میتواند به سوال فزایندهای در منطقه خلیج فارس پاسخ دهد: دولتها چگونه به چالش ناشی از ایران مطمئنتر پس از جنگ پاسخ خواهند داد و هرگونه صلح احتمالی را تقویت خواهند کرد؟
استراتژی خروج ایران نیاز به اتحادها دارد
با این حال، بازگشت ترامپ به حمله به ایران به این معنی است که دیپلماسی معنادار همچنان در حالت تعلیق خواهد ماند. و حتی یک توافق برای تثبیت تنگه تنها به یک بحران جدید ناشی از جنگ پاسخ خواهد داد و به نگرانیهای ایالات متحده در مورد برنامههای هستهای و موشکی ایران نزدیک نخواهد شد.
اما گلدستین گفت کمبود گزینههای ترامپ ممکن است به این معنی باشد که یک مصالحه اجتنابناپذیر میشود با وجود معایب قابل توجه آن.
او گفت: “این دردناکترین مصالحه از همه خواهد بود، بهویژه به این دلیل که ما به عنوان یک ملت، ما در غرب، به عنوان قدرتهای پیشرو جهان برای مدت بسیار طولانی بر این نکته تأکید کردهایم که آزادی ناوبری یکی از اصول امضایی ما بوده است.”
مردم در حال عبور از یک بیلبورد ضد آمریکایی که رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ و تنگه هرمز را به تصویر کشیده است، در تهران، ایران، در تاریخ 30 مه 2026. مجید-Asgaripour/Wana News Agency/Reuters
چرا استراتژی خروج ایران مهم است
بیشتر روسایجمهور مدرن به دنبال کمک از متحدان ایالات متحده در مورد ایران بودهاند تا فشار دیپلماتیک را گسترش دهند. اروپا، به عنوان مثال، محرک حیاتی دیپلماسی بود که به توافق هستهای دولت اوباما منجر شد. این کشور روابط دیپلماتیکی دارد که ایالات متحده پس از انقلاب اسلامی در سال 1979 قطع کرد.
اما ترامپ به شدت به اتحاد فراآتلانتیک آسیب زده و به متحدان دیرینه خود مانند رقبایی با حملات تعرفهای و توهینها برخورد کرده است. او قبل از آغاز جنگی که متحدان آمریکایی آن را غیرقانونی و نادرست میدانستند، از مشورت با بسیاری از آنها خودداری کرد. اما او همچنین آنها را به خاطر عدم پیوستن به اقدام نظامی آمریکا سرزنش کرد.
نتیجه این است که رهبران سیاسی ضعیف اروپایی اکنون انگیزه کمی برای کمک به او دارند. و محدودیتی برای اقداماتی که متحدان ناتو میتوانند انجام دهند وجود دارد. پیشنهادات قدرتهای اروپایی برای استقرار داراییهای قابل توجه پاکسازی مین خود در تنگه، به پایان همه خصومتها مشروط شده است.
اما هر ابتکار اروپایی در خاورمیانه نیز با همان مانع مواجه خواهد شد که عمان با آن روبرو است — یک استراتژی دیپلماتیک بیثبات و گیجکننده از یک ابرقدرت که به نظر میرسد سیاست خارجیاش با تغییرات روحی ترامپ تغییر میکند.

“درخواست از اروپا برای کمک با یک استراتژی توافق شده یک چیز است، اما هیچ استراتژی توافق شدهای وجود ندارد. در واقع، در حال حاضر مشخص نیست که استراتژی آمریکایی چیست”، ایان لسر، پژوهشگر برجسته در بنیاد مارشال آلمان ایالات متحده که در بروکسل مستقر است، گفت.
عدم اعتماد مشابه به انگیزههای آمریکایی نیز میتواند دیپلماسی را مختل کند.
“گفتوگوهای من با ذینفعان در تهران نشان میدهد که آنها این پیشنهادی را که عمان مطرح کرده رد نمیکنند”، باتمانقلیچ گفت. اما او افزود که ایران نگران از دست دادن کنترل بر تنگه در حالی است که آمریکا هنوز در حال تشدید است. “ایران احتمالاً در یک مقطع اجازه خواهد داد که تنگه به حالت عادی برگردد. این در منافع آنهاست که این کار را انجام دهند. آنها احتمالاً این کار را در یک قالب منطقهای انجام خواهند داد، اما تا زمانی که فکر نکنند آمریکاییها درس خود را گرفتهاند، این کار را نخواهند کرد.”
مانند عمان، سایر کشورهای خلیج فارس و قدرتهای اروپایی نیز بهای سنگینی برای ناتوانی ترامپ در پایان دادن به جنگ خود پرداخت میکنند. اگر واشنگتن و تهران نتوانند به زودی از چرخه ویرانگر خود تقویتکننده فرار کنند، دیگران چارهای جز کمک به آنها نخواهند داشت.

