فرآیند صلح لیبی، که اکنون در مسیرهای موازی تحت رهبری سازمان ملل و ایالات متحده تجلی یافته است، به مکانیزمی تبدیل شده که قدرت نخبگان را تقویت میکند به جای اینکه تکهتکه شدن لیبی را از بین ببرد. در زیر ساختار رسمی میانجیگری، الگویی شکل گرفته است: شناسایی بینالمللی، دسترسی دیپلماتیک و قراردادهای تجاری میان یک دایره محدود از شبکههای نظامی-تجاری مبادله میشود، در حالی که چارچوبهای انتخاباتی و بازسازی نهادها همچنان متوقف ماندهاند. نقشه راه ۲۰۲۵ UNSMIL و ابتکار بولوس هر دو وعده انتقالهای متوالی را میدهند، اما خروجیهای قابل مشاهده آنها—قراردادهای هوانوردی بوئینگ، ورود مجدد شِورون به شیل لیبی و بازدیدهای پرمخاطب از واشنگتن—نشان میدهد که سودهای واقعی فرآیند صلح لیبی به طور نامتناسبی به incumbents مستقر میرسد.
این دینامیک اعتماد عمومی را تضعیف میکند، زیرا لیبیاییهای عادی مشاهده میکنند که بازیگران نخبگان از دیپلماسی صلح به عنوان صحنهای برای مشروعیت نمایشی و گسترش کسبوکار استفاده میکنند. دو مسیر میانجیگری، که ظاهراً مکمل یکدیگر هستند، اکنون برای نفوذ رقابت میکنند و به جناحهای رقیب این امکان را میدهند که حمایت خارجی را بدون concessions در اصلاحات حکومتی استخراج کنند. در غیاب مکانیزمهایی که انباشت خصوصی را به نهادهای دولتی پاسخگو وابسته میکند، فرآیند صلح لیبی در معرض خطر تبدیل شدن به یک ویژگی دائمی از بحرانی است که برای حل آن طراحی شده است.
هر دور گفتوگو توصیههایی تولید میکند که فاقد قدرت الزامآور هستند، در حالی که مذاکرات واقعی بر سر امتیازات نفتی و شراکتهای امنیتی خارج از چارچوبهای رسمی انجام میشود. فاصله بین دیپلماسی رویهای و تقسیم واقعی قدرت افزایش مییابد و رأیدهندگان را به عنوان ناظر به فرآیندی رها میکند که به طور فزایندهای شبیه یک بازار مدیریتشده برای منافع نخبگان است.
چرا فرآیند صلح لیبی همچنان شکست میخورد
از سال ۲۰۱۱ و مرگ معمر قذافی، سیاستمداران لیبی به طور مکرر به مردم لیبی وعده دادهاند که به سمت ساخت دولت، عدالت، آشتی ملی و شکوفایی کار خواهند کرد تا لیبی را به “دبی دیگری” تبدیل کنند. به همین ترتیب، تلاشهای بینالمللی برای تسهیل ساخت دولت و یک لیبی متحد به بیش از یک دهه پیش برمیگردد، با دو ابتکار موازی که در حال حاضر در لیبی در حال انجام است تا به میانجیگری بین اردوگاههای سیاسی رقیب شرقی و غربی کشور کمک کند. نقشه راه ۲۰۲۵ یونسمیل، مأموریت حمایت سازمان ملل در لیبی، و ابتکار بولوس، که توسط مشاور امور عربی ایالات متحده، مسعد بولوس در آوریل پیشنهاد شده، جدیدترین تلاشها برای پل زدن این شکاف بین نخبگان لیبی از شرق و غرب است.

شبکههای خانوادگی دولت را به گروگان میگیرند
با این حال، لیبی همچنان به نظر میرسد که عرصهای است که در آن کسبوکارهای خانوادگی رقیب هر کدام ادعا میکنند که منافع مردم لیبی، ذینفعان واقعی کشور را نمایندگی میکنند، در حالی که در واقع آنها را از این فرآیندها کنار میزنند. برای اکثر لیبیاییها، ملموسترین جنبه این فرآیندها، جلسات بینالمللی سطح بالا است که در آنها شرکت میکنند و اغلب به عنوان نشانههایی از پیشرفت به سمت وحدت در خودشان ارائه میشوند. به طور فزایندهای، لیبیاییها این درگیری نخبگان در ابتکارات میانجیگری بینالمللی را به عنوان نمایشی بیشتر از سازنده میبینند. علاوه بر این، آنها درک میکنند که نخبگان از تمرکز بر سرمایهگذاری بینالمللی در ابتکار بولوس به طور شخصی سود میبرند.
اگر بحثها درباره آینده کشور توجه عمومی را بر روی مجموعهای از توافقها و معاملات تجاری بین خانوادههای قدرتمند، شبکههای سیاسی و واسطههای بینالمللی متمرکز کند، به جای پیشرفت ملموس به سمت نهادهای منتخب یا مشارکت مردمی، اعتماد عمومی به این تلاشهای بینالمللی برای یک لیبی متحد همچنان کاهش خواهد یافت.
دو مسیر، یک بازی قدرت
نقشه راه UNSMIL که در آگوست ۲۰۲۵ اعلام شد، از سوی جامعه بینالمللی، از جمله ایالات متحده و شورای امنیت سازمان ملل حمایت میشود. این نقشه راه که به رهبری هانا تته، نماینده ویژه دبیرکل (SRSG) برای لیبی انجام میشود، هدف آن پایان دادن به انتقال سیاسی طولانیمدت لیبی از طریق یک رویکرد سهپایهای و توالیدار است که باید در مدت دوازده تا هجده ماه اجرا شود: ۱) تصویب یک چارچوب انتخاباتی فنی و سیاسی قابل قبول برای انتخابات ریاستجمهوری و پارلمانی؛ ۲) بازسازی نهادهای تقسیمشده لیبی با ایجاد یک دولت موقت جدید و یکپارچه با مأموریتی زمانبندیشده برای آمادهسازی کشور برای انتخابات؛ و ۳) گفتوگوی ساختاری گستردهای که شامل بازیگران سیاسی، جامعه مدنی، زنان، جوانان و دیگر ذینفعان باشد تا به مسائل حکمرانی، امنیت، اصلاحات اقتصادی و آشتی ملی بپردازد.
اکنون در کنار نقشه راه UNSMIL، ابتکار عمل بولو که بهتازگی اعلام شده است، بخشی از تلاشهای او برای میانجیگری در یک توافق تقسیم قدرت میان جناحهای رقیب لیبی و جذب سرمایهگذاری بینالمللی، بهویژه از سوی شرکتهای آمریکایی است. بولو این ابتکار را بهعنوان یک نقشه راه کوتاهمدت که توسط ایالات متحده تسهیل میشود، توصیف کرده است که هدف آن تکمیل فرآیند UNSMIL به جای جایگزینی آن است.
سوالی درباره مشروعیت
از یک سو، نقشه راه UNSMIL از حمایت شخصیتهای کلیدی سیاسی لیبی که در نسخههای قبلی فرآیند میانجیگری سازمان ملل شرکت کردهاند، برخوردار است. این افراد شامل محمد منفی، رئیس شورای ریاستجمهوری لیبی (PC)؛ آگیلا صالح، رئیس مجلس نمایندگان (HOR)؛ و محمد تکالا، رئیس شورای عالی دولت (HSC) هستند.
با این حال، این فرآیند از زمان اعلام آن در سال گذشته با چالشهایی مواجه شده است، عمدتاً از سوی مقامات سیاسی رقیب لیبی و تکهتکه شدن سیاسی گستردهتر، در حالی که حامیان خارجی نیز به تقویت مقاومت در برابر فرآیند تحت رهبری سازمان ملل پرداختهاند. دو مرحله اول نقشه راه به دلیل منافع متضاد و نفوذ سیاسی محدود UNSMIL در میدان متوقف شده است. این امر باعث شده است که SRSG دو مرحله اول—”نهادهای دولت یکپارچه” و “چارچوب انتخاباتی”—را نادیده بگیرد و بهطور مستقیم به مرحله “گفتوگوی ساختاری” منتقل شود تا در تلاش برای دستیابی به نتیجهای قبل از تاریخ پایان نقشه راه اقدام کند.
این مرحله شامل بیش از 120 شرکتکننده لیبیایی بود و تقریباً 600 توصیه خاص در زمینههای حکمرانی، امنیت، اقتصاد و آشتی ملی تولید کرد. اگرچه حکمرانی در 600 توصیه مورد توجه قرار گرفت، اما دستیابی به اجماع کامل دشوار بود و این توصیهها با مخالفت مواجه شد نه تأیید یکپارچه. به عنوان مثال، یکی از توصیههای حکمرانی شامل پیشنهاد ایجاد یک نهاد اجرایی واحد جدید به جای ساختارهای اجرایی “انتقالی” تقسیمشده موجود در 18 تا 24 ماه آینده بود.

آیا هر ابتکاری میتواند جناحها را به هم پیوند دهد؟
اما شرکتکنندگان بر سر اینکه آیا ایجاد یک توافق انتقالی دیگر تنها به طولانیتر شدن انتقال لیبی منجر خواهد شد یا به تحقق هدف اصلی نقشهراه که پایان دادن به مرحله انتقالی در لیبی است، اختلاف نظر داشتند.
شرکتکنندگان در گفتوگو بعداً نگرانیهایی درباره نقشهراه ابراز کردند و بیان کردند که توصیهها نشان میدهد که تته به طور جدی به دنبال توسعه راهحلهای قابل اجرا نیست، زیرا از شرکتکنندگان در گفتوگو توافق نهایی یا اجماعی را درخواست نکرده است و این توصیهها بدون وزن واضح و تنها به سمت نوع جدیدی از دولت انتقالی به جای پایان دادن به دولتهای انتقالی که چارچوب در ابتدا وعده داده بود، پیش میرود.
از زمان اعلام ابتکار بولو در ژوئن، منتقدان همچنین استدلال کردهاند که تته خود را در بنبست یافته است به دلیل توجه گسترده به ابتکار بولو و به جای آن از گفتوگو برای رقابت با آن استفاده کرده است.
ابتکار بولو همچنین از سوی چندین بازیگر سیاسی کلیدی در لیبی، از جمله خلیفه حفتر، که آن را یک توسعه “منحصر به فرد” توصیف کرد، مورد تأیید قرار گرفته است. وزنی که به نتایج این ابتکار در داخل داده میشود، نقش حیاتی ایالات متحده را نشان میدهد با توجه به تأثیر آن. اما وضعیت آن به عنوان یک ابتکار دیپلماتیک ایالات متحده به این معنی است که فاقد مأموریت بینالمللی نقشهراه UNSMIL است و هیچ تأیید رسمی از سوی شورای امنیت سازمان ملل ندارد. وجود آن همچنین به عنوان چالشی برای چارچوب SRSG درک شده است، با وجود اظهارات بولو در غیر این صورت، که فشار بر روی فرآیند را افزایش میدهد.
علاوه بر این، هنوز از هر دو طرف درگیری حمایت ندارد: در حالی که طرف حفتر به طور علنی از تلاش این ابتکار برای یکپارچهسازی نهادهای دولتی استقبال کرده و آن را منحصر به فرد میداند، صالح با آن مخالفت کرده و میگوید که این ابتکار نهادهای قانونگذاری را دور میزند. علاوه بر این، اعضای شورای عالی دولتی (HSC) در مورد این ابتکار تقسیم شدهاند. از آنجا که هر دو مجلس نمایندگان (HOR) و شورای عالی دولتی (HSC) دارای صلاحیت قانونی برای تصویب قوانین انتخاباتی و تشکیل یک دولت یکپارچه هستند، توافق آنها برای تضمین مشروعیت هر توافق یا ابتکار سیاسی در سطح ملی ضروری است. این پیچیدگیها به ابراز تردید عمومی لیبیاییها نسبت به مشروعیت هر دو ابتکار کمک کرده است.
ساخت صلح نمایشی
روشهایی که نخبگان لیبی در این فرآیندها دخالت میکنند، به ویژه جنجالی و بیاعتبارکننده است. اولین نگرانی عمده، جنبه نمایشی دخالت نخبگان در این فرآیندها است. هر دو طرف در تعاملات خود بسیار مشهود بودهاند؛ ژنرال صدام حفتر، معاون فرمانده کل ارتش ملی لیبی، از ابتدای سال 2026 به اردن، آلمان، فرانسه، ترکیه و ایالات متحده سفرهای رسمی داشته است، در حالی که نخستوزیر عبدالحمید دبیبه به ترکیه، ایتالیا، قطر و امارات متحده عربی سفر کرده است. با این حال، این سفرها فاقد دستاوردهای ملموس یا امتیازاتی از نخبگان لیبی در مسائل کلیدی حکمرانی هستند.
در عوض، آنها جریانی مداوم از عکسهای به دقت صحنهسازی شده و ویدیوهای حرفهای ویرایش شده برای کانالهای رسانهای شرکتکنندگان لیبیایی تولید میکنند تا یک بازدید دیگر “موفق” با یک شخصیت بینالمللی بزرگ را جشن بگیرند. با توجه به اینکه گفتمان سیاسی لیبی به طور فزایندهای از طریق رسانههای اجتماعی میانجیگری میشود—منبع اصلی برای روزنامهنگاران، سیاستمداران، تحلیلگران، ایستگاههای تلویزیونی و رادیویی و رسانههای خبری آنلاین—مقامات در بنغازی و طرابلس به طور فعال در رقابت هستند که چه کسی میتواند بزرگترین دسترسی بینالمللی را نشان دهد. این بازدیدهای بسیار عمومی بنابراین عمدتاً به نخبگان لیبیایی سود میرساند و به آنها اجازه میدهد قدرت خود را نشان دهند، حامیان را مطمئن کنند و رقبای خود را دلسرد کنند در حالی که ظاهری از مشروعیت را به ناظران بینالمللی ارائه میدهند.
این بازدیدها همچنین بر روند وحدت تأثیر میگذارد، بهطوریکه سفر ۲۹ ژوئن صدام حفتر به واشنگتن، دیسی، نمونهای از این موضوع است. واشنگتن همچنان مهمترین منبع شناسایی سیاسی خارجی در لیبی به شمار میرود. ملاقاتهای حفتر با مقامات ارشد مختلف ایالات متحده به دعوت بولس—بهویژه ملاقات عمومی او با مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده—به بسیاری از لیبیاییها این پیام را منتقل کرد که صدام حفتر رئیسجمهور بعدی لیبی خواهد بود، با توجه به عدم وجود سفر مشابهی از سوی دبیبه.
ملاقات بعدی دبیبه با رئیسجمهور امارات، شیخ محمد بن زاید آل نهیان در ابوظبی بهطور کلی بهعنوان تلاشی در آخرین لحظه برای دریافت کمک از کشورهای خلیج فارس در پاسخ به سفر حفتر تفسیر شد. این موضوع باعث شده است که تعداد فزایندهای از لیبیاییها زیر این پستهای رسانههای اجتماعی پیام دهند: “چه کاری برای ما انجام دادهاید؟” زیرا بهطور فزایندهای روشن میشود که پاسخگویی به مشکلات متعدد لیبی و نظارت بر نهادها از این ملاقاتها بهطور عمده غایب است.

بازده تجاری فرآیند صلح لیبی
اعلامیههایی که از این فرآیندها منتشر شدهاند نیز تحت سؤال قرار گرفتهاند. تمرکز ابتکار بولس بر تولید نفت لیبی نگرانیهای خاصی را بهدنبال داشته است، با توجه به سطح کنترلی که نخبگان بر منابع نفتی و اقتصاد لیبی بهطور کلی دارند. در شرق و جنوب لیبی، نهتنها خلیفه حفتر، پسرانش و نزدیکانشان قدرت نظامی و سیاسی را در دست دارند؛ بلکه همچنین کنترل تمام کسبوکارهای بزرگ را نیز در اختیار دارند.
علاوه بر این، خانواده حفتر کنترل قوی بر میادین نفتی در سرزمینهای تحت کنترل خود دارند. بهطور مشابه، در غرب لیبی، بخشهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی حول دبیبه، اعضای خانوادهاش و دایره وفاداران entrenched او میچرخد. آنها کنترل بسیاری از مهمترین نهادهای کشور، از جمله بانک مرکزی، شرکت ملی نفت و کمیسیون عالی انتخابات ملی را در دست دارند.
بنابراین، یادداشتهای تفاهمی که از ابتکار بولوس به وجود آمدهاند، زیرمتنهای سیاسی دارند. در اوایل سال 2026، دولت وحدت ملی لیبی یک توافق همکاری استراتژیک با بوئینگ برای نوسازی بخش هوانوردی غیرنظامی کشور امضا کرد. این توافق شامل حمایت از خرید هواپیماهای مدرن، تقویت همکاریهای فنی و فناوری، ارتقاء زیرساختهای هوانوردی به استانداردهای بینالمللی و پیشبرد برنامهها برای یک حامل ملی جدید به عنوان بخشی از یک مشارکت اقتصادی گستردهتر میان ایالات متحده و لیبی است.
علاوه بر این، لیبی و چورون در ژانویه امسال توافقی امضا کردند که بازگشت این شرکت به بخش انرژی لیبی را پس از بیش از یک دهه نشان میدهد. این توافق شامل یک یادداشت تفاهم با شرکت ملی نفت لیبی (NOC) برای ارزیابی پتانسیل نفت و گاز شیل غیرمتعارف لیبی است که برآورد میشود حدود 123 تریلیون فوت مکعب گاز و 18 میلیارد بشکه نفت باشد. در فوریه، چورون یک بلوک اکتشافی در حوضه سرت در اولین دور مجوزدهی بینالمللی لیبی از سال 2007 دریافت کرد.
لیبیها به طور فزایندهای این تحولات—و دولت ایالات متحده به عنوان یک همبسته—را به عنوان تسهیلکننده یک سیستم سیاسی میبینند که قدرت را از طریق شناسایی بینالمللی، قراردادهای تجاری و دسترسی، به جای حکمرانی موفق، اعطا میکند. طبق زبان ابتکارات میانجیگری، این فرآیندها برای تسهیل انتخابات، پاسخگویی و ساخت دولت در لیبی طراحی شدهاند. با این حال، اگر لیبیها نتوانند پیشرفتی در این مسائل حکمرانی مشاهده کنند در حالی که نخبگان سیاسی کشور از مزایای این تلاشها بهرهمند میشوند، حمایت عمومی از آنها همچنان کاهش خواهد یافت. به عبارت دیگر، ادامه تعاملات بینالمللی با وضعیت سیاسی موجود لیبی عمدتاً به نفع کسانی است که بیشترین علاقه را به باقی ماندن در قدرت و گسترش فرصتهای تجاری با شرکای خارجی دارند.
تا زمانی که نخبگان لیبی به دسترسی سطح بالا به جامعه بینالمللی ادامه دهند و از مسئولیتهای حکمرانی فرار کنند، آنها به کسب اکسیژن سیاسی ادامه خواهند داد در حالی که واقعیتی غیرقابل دسترس را به مردم لیبی میفروشند. و اگر این مسیر ادامه یابد، تلاشهای میانجیگری بینالمللی در معرض خطر تشویق به ادامه بحران لیبی به جای ارائه یک راهحل قرار دارد.

