استراتژی دفاعی کویت در حال تجربه تغییرات بنیادیترین خود در دهههای اخیر است، که نه به دلیل تحول دکترین بلکه به خاطر حسابهای خشن یک جنگ که کشور را در عرض چند ماه به بیش از ۱,۳۰۰ حمله کینتیک دچار کرد، به وجود آمده است. درگیری ایران در سال ۲۰۲۶ محدودیتهای اتکا به بازدارندگی خارجی و منوی نازک از سامانههای رهگیر با هزینه بالا را نمایان کرد، در حالی که جغرافیا هیچ حاشیهای ارائه نمیدهد. برای کشوری که در کمتر از ۱۸,۰۰۰ کیلومتر مربع فشرده شده و تمام زیرساختهای حیاتی آن در فاصله چند دقیقهای از نقاط پرتاب ایرانی قرار دارد، بقا نیازمند یک معماری لایهای، با هزینه معقول و یکپارچه در حوزههای مختلف است که پیش از جنگ وجود نداشت.
خرید سریع NASAMS، سامانههای ضد پهپاد Roadrunner-M و Anvil از Anduril، مجموعههای جنگ الکترونیک و قابلیتهای جدید نبرد دریایی نمایانگر یک تغییر قاطع از دفاع هوایی مجزا به یک موضع دفاعی کاملاً مشترک است. این بازپیکربندی یک خرید واکنشی نیست؛ بلکه یک جذب محاسبهشده از درسهای تاکتیکی از یک درگیری است که در آن پهپادها دو سوم از تمام تهدیدات ورودی را تشکیل میدادند و سامانههای رهگیر پاتریوت سریعتر از آنکه تولید شوند، مصرف میشدند. استراتژی دفاعی کویت اکنون حول مدلی از فرسایش مقیاسپذیر، معقولیت هزینه رهگیرها و تابآوری چند حوزهای شکل میگیرد و یک مطالعه موردی آموزنده برای قدرتهای متوسطی است که با همان زمانبندیهای اشباع شده از پهپاد و هایپرصوت مواجه هستند که حاشیههای سنتی هشدار و ایمنی را از بین برده است.
چرا کویت به سرعت در حال تسلیح مجدد است
از زمان آغاز جنگ ایران در فوریه ۲۰۲۶، کویت اعلام کرده است که یک سری از خریدهای عمده دفاعی را انجام داده است، از جمله یک قرارداد یک میلیارد دلاری برای سامانه موشکی سطح به هوای پیشرفته ملی (NASAMS)، یک بسته ۱.۹۸ میلیارد دلاری تأیید شده توسط ایالات متحده که بر روی سامانههای ضد پهپاد Roadrunner-M و Anvil از Anduril متمرکز است، همکاریهای گسترشیافته با بریتانیا در زمینه فناوریهای پهپاد و ضد پهپاد، و ابتکارات جدید مدرنیزاسیون دریایی. این تحولات به چیزی بزرگتر از تأمین مالی نظامی روتین اشاره دارند؛ آنها نشاندهنده تلاش کویت برای سازگاری موضع دفاعی خود با درسهای ناشی از جنگ هستند.

استراتژی دفاعی کویت در میان تغییرات منطقهای
این درگیری نشان داد که فرضیات سنتی درباره بازدارندگی، عمق استراتژیک و تضمینهای امنیتی خارجی به طور فزایندهای در عصری که با جنگهای پهپادی، اشباع موشکی و زمانهای واکنش فشرده تعریف میشود، دشوارتر از همیشه قابل حفظ است. در حالی که کویت همچنان به شدت به شراکت استراتژیک خود با ایالات متحده وابسته است و برخی از مهمترین تأسیسات نظامی واشنگتن را در منطقه میزبانی میکند، رویدادهای اخیر نیاز به تقویت قابلیتهای ملی برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی در برابر طیف فزایندهای از تهدیدات هوایی را برجسته کرده است.
پاسخ کویت بازتابدهنده یک ارزیابی مجدد وسیعتر در سرتاسر خلیج فارس است، جایی که دولتها به طور فزایندهای در معماریهای دفاعی چندلایه سرمایهگذاری میکنند که شامل دفاع موشکی، سیستمهای ضد پهپاد، جنگ الکترونیک و قابلیتهای صنعتی داخلی است. به طرق مختلف، کویت یکی از واضحترین نمونههای این تغییر را ارائه میدهد.
یک دولت فشرده با خطرات وجودی مواجه است
برای دههها، استراتژی امنیتی کویت بر اساس ترکیبی از روابط نزدیک با ایالات متحده، سرمایهگذاری قابل توجه در دفاع هوایی و موشکی و سیاست خارجی که به طور کلی به دیپلماسی و کاهش تنشها تمایل داشت، استوار بود. حضور تأسیسات نظامی عمده ایالات متحده این تصور را تقویت کرد که کشور از یک چتر بازدارندگی قوی برخوردار است، با وجود اندازه نسبتاً کوچک آن.
با این حال، درگیری اخیر واقعیتی را برجسته کرد که جغرافیا همیشه بر کویت تحمیل کرده است. بر خلاف عربستان سعودی که از عمق سرزمینی وسیع بهرهمند است، یا حتی امارات متحده عربی که میتواند زیرساختهای حیاتی را در یک سرزمین بزرگتر پراکنده کند، کویت به طور استثنایی فشرده و در معرض خطر است. این کشور با پوشش کمتر از ۱۸,۰۰۰ کیلومتر مربع، بخش عمدهای از جمعیت، زیرساختهای انرژی، تأسیسات نظامی، بنادر و نهادهای دولتی خود را در یک منطقه نسبتاً کوچک متمرکز کرده است.
نزدیکی کویت به ایران این آسیبپذیری را بیشتر میکند. شهر کویت کمتر از ۱۰۰ کیلومتر از خاک ایران در آن سوی خلیج شمالی فاصله دارد و این امر به مدافعان زمان هشدار بسیار محدودی در برابر برخی دستههای تهدیدات میدهد. در طول درگیری، چندین ارزیابی امنیتی منطقهای به سناریوهایی اشاره کردند که در آنها مدافعان ممکن بود کمتر از یک دقیقه بین شناسایی و تأثیر زمان داشته باشند.

اشباع موشکی نقاط ضعف حیاتی را نمایان میکند
مقیاس چالش در طول جنگ به طور فزایندهای نمایان شد. تا ۹ ژوئیه، مقامات کویتی گزارش دادند که ۳۸۶ موشک بالستیک، ۱۶ موشک کروز و ۹۱۶ پهپاد که توسط ایران و بازیگران مرتبط با ایران شلیک شده بودند، رهگیری کردهاند که مجموعاً ۱,۳۱۸ حمله کینتیک را شامل میشود. این امر کویت را به دومین کشور هدف قرار گرفته در شورای همکاری خلیج فارس در طول درگیری بعد از امارات متحده عربی تبدیل کرد. به طور قابل توجهی، تقریباً دو سوم تهدیدات شامل پهپادهای حمله یکطرفه بودند. اگرچه اکثریت قریب به اتفاق آنها با موفقیت رهگیری شدند، اما حجم خود چالشهایی را که کویت در دفاع از زیرساختهای حیاتی متمرکز در برابر یک کمپین پایدار حملات موشکی و پهپادی با آن مواجه است، نمایان کرد.
این ارقام همچنین تعدادی از حوادث با پروفایل بالا را که جنگ را به طور مستقیم به خاک کویت کشاند، پنهان میکند. در ۳ ژوئن، موشکها و پهپادهای ایرانی به فرودگاه بینالمللی کویت حمله کردند که منجر به کشته شدن یک نفر و زخمی شدن ۶۳ نفر دیگر شد و این یکی از مهمترین حملات به خاک کویت در دههها بود. حملات بیشتری که به پایگاههای هوایی علی السالم و احمد الجابر در ۱۰ و ۱۱ ژوئن هدف قرار گرفتند، شدت وضعیت را حتی در حالی که درگیری شروع به کاهش میکرد، برجسته کرد.
جنگ همچنین فرضیه دیرینهای را به چالش کشید که حضور نیروهای آمریکایی به طور خودکار کویت را از تبدیل شدن به هدف محافظت میکند. با وجود میزبانی تقریباً ۱۳,۰۰۰ نظامی آمریکایی و خدمت به عنوان یکی از مراکز لجستیکی اصلی واشنگتن در خاورمیانه، کویت بارها خود را در معرض حملات مرتبط با رابطه استراتژیک خود با ایالات متحده یافت. در واقع، نقش آن در معماری امنیتی منطقهای آمریکا بازدارندگی را تقویت کرد در حالی که به طور همزمان جذابیت آن را به عنوان هدفی برای انتقامجویی ایرانی افزایش داد.
ساخت یک معماری دفاعی جدید
مقیاس و ماهیت حملات تجربه شده در طول جنگ، برنامهریزان کویتی را به بازنگری در نحوه مقابله با تهدیدات واداشته است. در حالی که کویت در حال حاضر از باتریهای MIM-104 Patriot PAC-3 به عنوان ستون فقرات معماری دفاع هوایی دوربرد خود استفاده میکند، تصمیمات اخیر در زمینه تأمین تجهیزات نشاندهنده درک فزایندهای است که درگیریهای آینده به احتمال زیاد تنها به موشکهای بالستیک محدود نخواهد بود.
این کشور در حال حاضر دارای سیستمهای دفاع هوایی Skyguard طراحی شده توسط سوئیس است که به موشکهای ایتالیایی Aspide 2000 مسلح شدهاند و گزینهای مقرون به صرفهتر نسبت به Patriot PAC-3 برای برخی تهدیدات با ارتفاع پایین ارائه میدهند، به طوری که هر یک از این موشکهای رهگیر تقریباً 100,000 دلار هزینه دارد. با این حال، کارایی آنها در برابر مقیاس و پیچیدگی حملات مشاهده شده در طول جنگ ایران هنوز مشخص نیست و نیاز به یک تلاش گستردهتر برای نوسازی را تقویت میکند.
در عوض، جنگ نشان داد که ماهیت کمپینهای هوایی مدرن به طور فزایندهای یکپارچه است، جایی که موشکهای بالستیک، موشکهای کروز، پهپادهای حمله یکطرفه، مهمات معلق و سیستمهای بدون سرنشین با هزینه پایین به طور همزمان برای غلبه بر شبکههای دفاعی، خسته کردن موجودیهای رهگیر و بهرهبرداری از شکافهای پوشش راداری عمل میکنند. برای کشورهای خلیج فارس، چالش این است که تهدیدات ورودی را به روشی پایدار و اقتصادی در طول زمانهای طولانی رهگیری کنند.

چگونه پهپادها استراتژی دفاعی کویت را شکل میدهند
تصمیمات اخیر کویت در زمینه خرید تجهیزات، این بازنگری در سیستمهای دفاع هوایی را منعکس میکند. در تاریخ 5 ژوئن، ایالات متحده فروش بالقوهای به ارزش 1.98 میلیارد دلار از سیستمهای مقابله با پهپادهای غیرمجاز را تأیید کرد که بر روی پهپاد رهگیر Roadrunner-M شرکت Anduril، رهگیر کینتیک Anvil، سیستمهای جنگ الکترونیک Pulsar، برجهای نظارتی Sentry و معماری فرماندهی و کنترل Lattice متمرکز است. این بسته به منظور ایجاد یک اکوسیستم یکپارچه ضد UAS طراحی شده است که قادر به شناسایی، ردیابی، اختلال و نابود کردن پهپادهای متخاصم از طریق هر دو روش الکترونیکی و کینتیک باشد.
انتخاب سیستمها نشاندهنده نکات مهمی است. برخلاف موشکهای سطح به هوا سنتی، Roadrunner-M به عنوان یک رهگیر قابل استفاده مجدد طراحی شده است که قادر به برخاستن و بازیابی عمودی در صورت لغو درگیری است و این امر هزینههای عملیاتی و هدر رفت رهگیرها را کاهش میدهد. Anvil به بخش متفاوتی از طیف تهدید میپردازد و بهطور خودکار پهپادهای کوچک را از طریق برخورد کینتیکی رهگیری میکند و در عین حال آسیب جانبی به زیرساختهای حساس را محدود میسازد. این سیستم به همراه سیستمهای جنگ الکترونیک Pulsar و معماری فرماندهی و کنترل Lattice، نشاندهنده یک تغییر گستردهتر به سمت دفاع ضد پهپاد توزیعشده و مقرون به صرفه است، به جای تکیه صرف بر رهگیرهای موشکی.
این سیستم به یک آسیبپذیری فزاینده در خاورمیانه میپردازد: دشواری استفاده از رهگیرهای موشکی پیشرفته در برابر تعداد زیادی از پهپادهای نسبتاً ارزانقیمت. در حالی که باتریهای Patriot برای دفاع در برابر موشکهای بالستیک و تهدیدات پیشرفتهتر ضروری باقی میمانند، استفاده از رهگیرهای PAC-3 که اکنون هر کدام تا 10 میلیون دلار هزینه دارند، در برابر پهپادهایی که ارزش کمتری دارند، نسبت هزینه-فایدهای نامطلوب ایجاد میکند.
این مسئله پس از یک درگیری که به گزارشها بیش از 1,200 رهگیر Patriot را در سراسر منطقه مصرف کرده است، حتی حادتر شده است—که بهطور قابل توجهی بالاتر از سطح تولید سالانه است. سیستمهایی مانند Roadrunner-M و Anvil بهطور خاص برای پر کردن این شکاف طراحی شدهاند و لایه دفاعی با هزینه پایینتری را فراهم میکنند که قادر به جذب حملات روزمره پهپادها است و در عین حال داراییهای پیشرفتهتر را برای تهدیدات استراتژیک حفظ میکند.
در عین حال، کویت به پیشرفت در خرید NASAMS ادامه میدهد که لایه میانی مهمی را در معماری دفاعی در حال تحول این کشور اشغال خواهد کرد. این سیستم که توسط RTX و Kongsberg نروژ توسعه یافته است، نسخه NASAMS 3 ترکیبی از رهگیرهای AIM-120 AMRAAM، AIM-120 AMRAAM-ER و AIM-9X Sidewinder را با رادارهای AN/MPQ-64 Sentinel و شبکههای کنترل آتش توزیعشده ترکیب میکند. این سیستم بهویژه در برابر هواپیماها، موشکهای کروز و برخی دستههای سیستمهای بدون سرنشین مؤثر است و به پر کردن شکاف بین معماری Patriot سطح بالای کویت و قابلیتهای نوظهور ضد پهپاد آن کمک میکند.
تأکید کویت بر پهپادها فراتر از سیستمهای دفاعی است. در آوریل، این کشور همکاری خود را با بریتانیا در زمینه توسعه مشترک پهپادها و ضد پهپادها گسترش داد و بر پایه دههها همکاری نظامی بین دو کشور، از جمله استقرار اخیر قابلیت دفاع هوایی Rapid Sentry در عملیاتهای دفاع موشکی منطقهای، بنا شد. گزارشها حاکی از آن است که بحثها بر روی سیستمهای بدون سرنشین و فناوریهای نظامی نوظهور متمرکز بوده است که نشان میدهد برنامهریزان کویتی به طور فزایندهای پهپادها را هم به عنوان تهدیدی برای مقابله و هم به عنوان قابلیتی برای توسعه میبینند.
به طور کلی، معماری ضد UAS پاتریوت، NASAMS و Anduril به ظهور یک مدل دفاعی لایهای اشاره دارد که برای مقابله با تهدیدات در ارتفاعات، بردها و دستههای هزینهای مختلف طراحی شده است. چنین رویکردی منعکسکننده درسهایی است که از درگیریهایی گرفته شده است که در آنها جنگ پهپادی و حملات اشباع به طور فزایندهای مفاهیم دفاع هوایی سنتی را به چالش کشیدهاند.

تقویت تابآوری در حوزههای مختلف
تلاشهای مدرنیزاسیون کویت فراتر از حوزه هوایی است. در ماه مه، پیمانکار دفاعی ایتالیایی لئوناردو قراردادی به ارزش ۳۷۰ میلیون دلار برای تأمین و یکپارچهسازی سیستمهای جنگی برای برنامه قایق موشکی Al Dorra نیروی دریایی کویت به دست آورد که جزء کلیدی تلاشهای گستردهتر مدرنیزاسیون دریایی کشور است. این پروژه به ویژه مهم است زیرا برخلاف نیروی دریایی سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، ناوگان کویت در حال حاضر فاقد قابلیت موشکی سطح به هوای اختصاصی است.
از طریق یکپارچهسازی سیستمهایی مانند توپ دریایی ۷۶ میلیمتری Super Rapid و ایستگاههای تسلیحاتی ۳۰ میلیمتری از راه دور که برای مقابله با تهدیدات سطحی و هوایی طراحی شدهاند و هر دو در برابر پهپادها و موشکهای حوثیها در دریای سرخ اثربخشی خود را ثابت کردهاند، برنامه Al Dorra به تقویت حفاظت از رویکردهای دریایی، زیرساختهای انرژی فراساحلی و مسیرهای حیاتی کشتیرانی در خلیج شمالی میپردازد.
این ابتکار به خرید قایقهای موشکی کویت که از طریق همکاری با مهندسی ST سنگاپور توسعه یافتهاند، تکمیل میکند و به یک تلاش وسیعتر برای بهبود تابآوری در چندین حوزه اشاره دارد، به جای اینکه به طور انحصاری به ضمانتهای امنیتی خارجی تکیه کند. نتیجه، یک معماری امنیتی متنوعتر است که برای مقابله با محیط تهدیدی طراحی شده است که در آن حملات پهپادها، موشکها و زیرساختهای حیاتی به طور فزایندهای در هم تنیده شدهاند.

