بنبست فزاینده در جنگ خاورمیانه موجب ایجاد یک تغییر بنیادین در ساختار امنیتی منطقهای شده است. توافق دفاع مکه که به تازگی بین عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان امضا شده، ناامیدی عمیقی از تضمینهای استراتژیک آمریکا را به تصویر میکشد.
برای دههها، سلطنتهای خلیج فارس دفاع خود را به ایالات متحده وابسته کرده و پایگاههای آن را میزبانی کرده و به چتر بازدارندگی آن اعتماد داشتند. حملات سنگین بمباران آمریکایی علیه ایران و رفتارهای دیپلماتیک نامنظم رئیسجمهور ترامپ این اعتماد را از بین برده و قدرتهای کلیدی مسلماننشین را به سمت ایجاد یک مکانیزم امنیت جمعی مستقل سوق داده است. این توافق سهجانبه که در مکه امضا شده، بهطور صریح یک بند دفاع متقابل «همه برای یکی» را مطرح میکند که در آرزو به ماده ۵ ناتو شباهت دارد. ریاض نیروی اقتصادی را تأمین میکند، آنکارا بزرگترین ارتش ناتو پس از ایالات متحده را دارد و اسلامآباد زرادخانه هستهای خود را ارائه میدهد—ترکیبی قوی که برای پر کردن خلأ ناشی از درک یک عقبنشینی آمریکایی طراحی شده است.
بنابراین، توافق دفاع مکه بیشتر از یک توافق کاغذی است؛ این توافق یک رد استراتژیک از هژمونی خارجی و یک شرطبندی جسورانه، هرچند ناپایدار، بر خودکفایی منطقهای است. ظهور آن نشانهای از تجزیه شتابان نظم پس از جنگ سرد است، جایی که قدرتهای میانه دیگر منتظر اجازه واشنگتن برای ساخت قطبهای امنیتی خود نیستند. در حالی که ضد حملات ایرانی تجارت را فلج کرده و شکنندگی بازدارندگی گسترشیافته آمریکا را نمایان میسازد، این اتحاد نشانهای از چرخش قطعی به دور از Pax Americana است که از زمان آزادی کویت در سال ۱۹۹۱ بر خلیج فارس حاکم بوده است.
تعهد اصلی توافق دفاع مکه
جنگ بنبست خاورمیانه هفته گذشته زاییده یک اتحاد دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان بود که واکنشی زنده به شکستهای بمباران سنگین آمریکا علیه ایران و دیپلماسی ناگهانی رئیسجمهور دونالد ترامپ برای پایان دادن به این درگیری است.
این توافق روز جمعه در عربستان سعودی امضا شد، کشوری که یکی از کشورهای غنی از سوختهای فسیلی در خلیج فارس است و به شدت تحت تأثیر نیروی فیزیکی و اقتصادی ضد حملات ایران قرار دارد. تهران حملات خود را بر اساس سیاست خارجی عربستان سعودی که با ایالات متحده همراستا است، توجیه میکند.
رهبر سعودی، محمد بن سلمان، رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان و نخستوزیر پاکستان، شهباز شریف، این توافقنامه را امضا کردند. عبارت کلیدی، وعده متحدان ناتو برای دفاع از یکدیگر را بازتاب میدهد: “این توافق به منظور تقویت بازدارندگی جمعی در برابر هر گونه عمل تجاوز طراحی شده و تصریح میکند که هر حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور به عنوان حملهای به همه آنها تلقی خواهد شد.”
پایان نمادین امنیت تحت رهبری ایالات متحده
محل برگزاری مراسم امضا که در نام سند گنجانده شده است – این توافقنامه به نام توافقنامه دفاع مشترک مکه شناخته میشود – نشانهای غیرمستقیم بود که این گروه به هیچ وجه وابسته به غرب نیست. بلکه، این توافق نشاندهنده خروج از یک ویژگی کلیدی امنیت خلیج فارس در طول دهههاست: رهبری ایالات متحده.
یک نمونه بارز، آزادسازی کویت در سال 1990 توسط آمریکاییها از ارتش مهاجم صدام حسین در عراق بود. از آن زمان، عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس میزبان پرسنل نظامی، دریایی و هوایی ایالات متحده در سرزمین خود بودهاند.

نقطه شکست برای امنیت خلیج فارس
در این اتحاد، ریاض قدرت اقتصادی را تأمین میکند در حالی که ترکیه دومین ارتش بزرگ ناتو و پاکستان بیطرف یک زرادخانه هستهای را فراهم میآورد. توافق آنها به نظر میرسد که نقطه شکست را نشان میدهد.
“نمادگرایی سیاسی این اجلاس قابل توجه است”، گفت عبدالزیز ساگر، که ریاست مرکز تحقیقات خلیج فارس را بر عهده دارد، مؤسسهای مستقر در عربستان سعودی. “سه کشور تأثیرگذار جهان اسلام در لحظهای از عدم قطعیت فزاینده گرد هم آمدهاند و تمایل فزایندهای را در میان قدرتهای منطقهای و میانه برای هماهنگی نزدیکتر در مسائل امنیتی نشان میدهند.”
سراب بازدارندگی ایالات متحده
کاهش اعتماد به بازدارندگی فرضی ناشی از حضور نظامی ایالات متحده یک انگیزه مهم است، به گفته ناظران. ایران به کشورهای همپیمان ایالات متحده حمله کرده و بخشهایی از اقتصاد جهانی را به حالت نزدیک به توقف درآورده است. پیام استراتژیک: حفاظت ایالات متحده بیارزش است و متحدان آمریکایی باید ترامپ را متقاعد کنند که جنگ را متوقف کند.
شاید در میان حکام عرب خلیج فارس درک نادرستی درباره سطح دفاعی که ایالات متحده ارائه میدهد وجود داشته باشد. زمانی که ایران شروع به بمباران سرزمینهای همپیمان کرد، واشنگتن صدها نفر از پرسنل نظامی خود را از پایگاههای خلیج فارس خارج کرد و رهبران آنجا را در این فکر فرو برد که آیا بازدارندگی ایالات متحده یک سراب است.
“بسیاری از این کشورهای خلیج فارس به ما نگاه میکنند و فکر میکنند: صبر کنید. ما فکر میکردیم شما این پایگاهها را برای حفاظت از ما ساختهاید.” کِن روگاف، اقتصاددان دانشگاه هاروارد، در یک برنامه تلویزیونی وال استریت ژورنال درباره تأثیر احتمالی جنگ بر نفوذ جهانی ایالات متحده این را بیان کرد. “نمیدانستم که شما این مجموعههای نظامی مختلف را در کشورهای ما ساختهاید تا ما هدف تمرین باشید.”
آنچه توافق دفاع مکه کم دارد
این توافق نشاندهنده ایجاد یک “پیمان دفاع متقابل” آماده به عمل نیست، گفت اوزگور اونلوهیسارسیلیک، کارشناس سیاست خارجی ترکیه در دفتر آنکارا بنیاد مارشال آلمان، یک اندیشکده آمریکایی. او به تلویزیون الجزیره مستقر در قطر گفت که این یک “چارچوب برای هماهنگی نزدیکتر استراتژیک، نظامی و صنعتی دفاعی” است. در هر صورت، جدایی کامل بعید به نظر میرسد: همه کشورها تسلیحات کلیدی را از ایالات متحده خریداری میکنند، وابستگی که نمیتواند یک شبه از بین برود.
پاسخ رسمی ایران هم همزمان تحقیرآمیز و دلسوزانه بود. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، گفت که جستجوی گروه مکه برای امنیت نادرست است. نیروهای مسلح ایران “آمادگی، قابلیت و قدرت” خود را در مقابله با “گرانترین ارتش جهان” به نمایش گذاشتهاند، عراقچی به این موضوع افتخار کرد. “زمانی که مسلمانان در کنار هم بایستند، میتوانیم با هر چالشی از سوی بیگانگان بدخواه بهطور مستقیم روبرو شویم. وقت آن است که فقط به خودمان تکیه کنیم و برادری واقعی را در آغوش بگیریم.” او این را بهصورت آنلاین نوشت.
ابراهیم رضایی، عضو مجلس ایران، لحن تندتری را اضافه کرد. “سعودیها باید بدانند که یک توافق کاغذی با ترکیه و پاکستان به آنها امنیت نخواهد داد، درست مانند سالها وابستگی یکطرفه به آمریکاییها که به آنها امنیت نداد.” او این را بهصورت آنلاین نوشت. “سیاستهای خود را اصلاح کنید تا نیازی به التماس برای امنیت از دیگران نداشته باشید.”

چرخش شرقی ریاض و اسلامآباد
فراتر از جستجوی فوری برای یک معماری امنیتی جدید، همانطور که ناظران نظامی غربی بیان کردند، جنگ نیازها و فرصتهای جانبی برای شرکا را منعکس کرد:
عربستان سعودی
برای چندین سال، عربستان سعودی در تلاش بوده است تا دیپلماسی را برای آرام کردن منطقه خود و همچنین گسترش نفوذ خود در سطح جهانی دنبال کند.
<p
در سال ۲۰۲۳، مقامات ارشد ایرانی و سعودی در پکن ملاقات کردند و از ازسرگیری روابط دیپلماتیک که در سال ۲۰۱۶ پس از حمله یک گروه ایرانی به سفارت سعودی در تهران قطع شده بود، خبر دادند. این توافق نه تنها کاهش تنشها را نشان داد، بلکه پیشنهاد میکرد که سعودیها ممکن است به دنبال دوستیهای دیپلماتیک جدید فراتر از واشنگتن باشند: این توافق توسط وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، میانجیگری شد.
سعودیها پیش از این با روسیه همکاری طولانیمدتی داشتهاند تا قیمتهای نفت را بالا نگه دارند، حتی در حالی که دولتهای مختلف ایالات متحده خواستار کاهش آن بودند.
همچنین، ناامیدی از ترامپ در دوران نخستوزیری او وجود داشت. در سال ۲۰۱۹، او نتوانست به دلیل حملات ایرانی به نفتکشهای تحت پرچم سعودی در خلیج فارس، مجازاتی برای ایران در نظر بگیرد، حتی زمانی که یک حمله پهپادی تحت حمایت ایران از یمن به یک تأسیسات پردازش نفت سعودی ضربه زد.
عربستان سعودی اکنون خود را در یک چشمانداز ژئوپلیتیکی به شدت متفاوت میبیند: چین و روسیه با تهران همپیمان هستند و ایالات متحده تا کنون نتوانسته است ایران را شکست دهد. آیا ترکیه و پاکستان میتوانند شرکای امنیتی قابل اعتمادتری باشند؟
پاکستان
پاکستان در تلاش است تا از دو قید و بند ناشی از اختلاف مرزی طولانیمدت با هند و مداخلاتش در افغانستان فرار کند تا بتواند بهتر با جهان خارج ارتباط برقرار کند.
مانند عربستان سعودی، پاکستان نیز به چین روی آورده است تا ارزش ژئوپلیتیکی خود را افزایش دهد. این کشور به ابتکار جهانی «یک کمربند، یک جاده» چین پیوسته است – به پکن اجازه داده است تا بزرگراهی از غرب دور چین به سواحل اقیانوس هند پاکستان بسازد، جایی که چین یک بندر نزدیک به ورودی خلیج فارس را مدیریت میکند.
تلاش اسلامآباد برای میانجیگری در یک توافق صلح بین ایالات متحده و ایران تا کنون شکست خورده است، اما دوستی با واشنگتن را حفظ کرده است. شراکت با ترکیه دسترسی به تولید نظامی و فناوری آنکارا را فراهم میکند.
به دست آوردن نقشی در دیپلماسی خاورمیانه، نقشی برای پاکستان در منطقهای فراهم میکند که تأثیر یا نفوذ چندانی نداشته است.

میراث عثمانی ترکیه دوباره ظهور میکند
ترکیه
اردوغان کشورش را به نوعی امپراتوری عثمانی سبک با منافع مهمی که باید محافظت شود و مسئولیتهای تاریخی که باید در خاورمیانه و همچنین آسیای مرکزی بر عهده گرفته شود، میداند. (عثمانیها در پی جنگ جهانی اول اخراج شدند: به “لورنس عربستان” مراجعه کنید.)
همپیمانی با عربستان سعودی آنکارا را در مرکز ژئوپولیتیک منطقه قرار میدهد؛ ارجاع اسلامی که توسط سهگانه مکه اتخاذ شده نیز جوی از رستگاری تاریخی را فراهم میآورد.
مزایای اقتصادی وجود دارد. عربستان سعودی در حال حاضر در صنعت فناوری پیشرفته ترکیه سرمایهگذاری میکند. ترکیه یک بازیگر اصلی در برنامهریزی، ساخت و امنیت در توسعه نئوم، یک “شهر بزرگ” فناوری پیشرفته به ارزش پانصد میلیارد دلار است که در حال حاضر در نزدیکی سواحل شمال غربی دریای سرخ عربستان سعودی در حال ساخت است.
ترکیه احتمالاً کاهش تعرفهها بر صادرات خود به عربستان سعودی را به دست خواهد آورد و بازار سودمندی برای صادرات مصرفی ترکیه باز خواهد شد.
در حوزه نظامی، ترکیه تجهیزات پیشرفته پهپاد و نوسازی دریایی را به عربستان سعودی ارائه میدهد. علاوه بر این، ممکن است در باز کردن راه ورود به دریای سرخ که توسط متحد یمنی ایران بسته شده است، کمک کند.
ترکیه یک پایگاه دریایی در سومالی نزدیک موگادیشو، پایتخت دارد. این کشور در حال ساخت یک پایگاه موشکی در سواحل اقیانوس هند است تا موشکهایی با بردهای تا ۱,۲۵۰ مایل را در خود جای دهد. این امر موشکهای ترکیه را در برد کل شبه جزیره عربستان، مسیرهای دریایی دریای سرخ و تنگه هرمز قرار میدهد، جایی که ایرانیها در حال حاضر دسترسی به خلیج فارس را مسدود کردهاند.
آرزوهای ترکیه چالشهایی برای آرزوهای اسرائیل ایجاد میکند. پس از جنگ غزه، اسرائیلیها به نظر میرسید که مصمم به ایجاد یک Pax Israeliana در سراسر خاورمیانه از طریق فتح نظامی هستند. ترکیه تلاشهای اسرائیل برای تصرف تمام مناطق فلسطینی، تسلط بر لبنان و سرنگونی حکومت اسلامی در ایران را به عنوان عناصر یک طرح واحد میبیند.
“با عمیقتر شدن درگیری ترکیه در امور منطقهای، منافع آن به طور فزایندهای با منافع اسرائیل در تضاد قرار گرفت”، مرکز مطالعات الجزیره، یک اندیشکده مرتبط با شبکه خبری الجزیره، مینویسد. بنابراین، تحرکات نظامی اسرائیل “عواقب مستقیم برای امنیت و منافع اقتصادی ترکیه دارد.”

