اولین تغییرات عمده امنیتی رهبر معظم، مجتبی خامنهای، پس از آغاز جنگ ایران و آمریکا، نشاندهنده توزیع عمدی قدرت میان اردوگاههای رقیب است. ارتقای محسن رضایی به رهبری شورای عالی امنیت ملی، به همراه حفظ سعید جلیلی به عنوان صدای تندرو، تقابل با واشنگتن را در مرکز سیاستهای فactional ایران قرار میدهد.
این توسعه، بحث درباره یادداشت تفاهم ایران و آمریکا را حل نمیکند؛ بلکه بلوکی را تقویت میکند که با امتیازات دیپلماتیک مخالفت میکند در حالی که دولت هنوز با فشار اقتصادی شدید ناشی از محاصره دریایی مواجه است. تأیید همزمان خامنهای از احمد وحیدی به عنوان فرمانده سپاه پاسداران و درخواست او برای عملیات تهاجمی نشان میدهد که آمادگی در زمان جنگ همچنان اولویت دارد.
در عین حال، رهبران پارلمانی و رئیسجمهور مسعود پزشکیان همچنان به دنبال کاهش تنش هستند، که تنش حلنشدهای را در سیاستهای فactional ایران ایجاد میکند. استراتژی انتصاب به نظر میرسد به گونهای تنظیم شده است که از تجمیع کنترل توسط هیچ یک از جناحها جلوگیری کند، الگوی آشنایی در مدیریت نخبگان جمهوری اسلامی. با این حال، پیامدهای بلندمدت ممکن است فراتر از درگیری کنونی باشد و ظرفیت ایران را برای بازگشت به دیپلماسی منطقهای و تأمین کاهش تحریمها پس از جنگ شکل دهد.

چگونه سیاستهای فactional ایران حرکات خامنهای را شکل میدهد
با ادامه جنگ ایران و آمریکا، رهبر معظم ایران، مجتبی خامنهای، مجموعهای از انتصابات سیاسی و نظامی ارشد را اعلام کرده است.
این تغییرات در میان تلاشهای مداوم برای احیای یادداشت تفاهم ایران و آمریکا (MoU) و بازگرداندن هر دو طرف به میز مذاکره صورت میگیرد.
در این زمینه، انتصابات نشانهای اولیه از چگونگی تکامل سیاستهای فactional ایران تحت رهبری جدیدش ارائه میدهد – و اینکه چگونه این تغییرات میتواند رویکرد کشور را به جنگ و فراتر از آن شکل دهد.
تغییر توازن قدرت
مقامات ایرانی در روزهای اخیر چندین انتصاب سیاسی جدید را اعلام کردهاند که به نظر میرسد تغییرات در سیاستهای جناحی ایران را رسمی میکند. در تاریخ 9 اوت، محسن رضایی – که به مدت 16 سال فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود – به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران منصوب شد.
فرمانی از رهبر معظم مهدی خامنهای در همان روز رضایی را به عنوان یکی از نمایندگان رسمی خود در شورای عالی امنیت ملی منصوب کرد.
این انتصابات نخستین مداخله عمده رهبر معظم مهدی خامنهای در چشمانداز سیاسی ایران از زمان آغاز جنگ را نشان میدهد و به نظر میرسد بخشی از آن برای متعادل کردن قدرت بین جناحهای رقیب طراحی شده است.
این نوع اقدامات متعادلکننده – که هدف آن جلوگیری از تسلط یک جناح خاص بر نهادهای سیاسی و امنیتی ایران است – مدتهاست که بخشی از مدیریت نخبگان در جمهوری اسلامی بوده است.
در این مورد، انتصاب محسن رضایی به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی پایاندهنده دوره چهار ماهه محمد باقر ذوالقدری است که به گفته منابع نزدیک به محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران و یکی از چهرههای کلیدی در مذاکرات ایران و آمریکا، نزدیک بوده است.
با این حال، ذوالقدری به عنوان مشاور سیاسی رهبر معظم مهدی خامنهای حفظ شده است که نشان میدهد برکناری او از شورای عالی امنیت ملی نمایانگر بازتوزیع نفوذ است، نه حاشیهنشینی کامل او.
مواجهه مجدد آمریکا و ایران
فراتر از متعادل کردن قدرت، انتصاب محسن رضایی نشان میدهد که رهبر جدید ایران ممکن است تمایل بیشتری به دادن وزن به چهرههایی داشته باشد که از موضعی تقابلی در برابر آمریکا حمایت میکنند.
فرمانده پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مخالفت خود را با یادداشت تفاهم ایران و آمریکا ابراز کرده و هفته گذشته اعلام کرد که ایران “هرگز اجازه باز شدن یک کریدور دوم در تنگه هرمز را نخواهد داد”.
چنین موضعی، اگر در تهران رعایت شود، احتمالاً تلاشهای جاری عمانی، قطری و پاکستانی برای بازگرداندن ایران و ایالات متحده به میز مذاکره را پیچیدهتر خواهد کرد.

موضع رضایی به نظر میرسد که منعکسکننده موضع سعید جلیلی، دیگر نماینده رهبر معظم در شورای عالی امنیت ملی (SNSC) باشد. جلیلی، چهرهای برجسته در جبهه پایداری، به طور تاریخی با هرگونه مذاکره با ایالات متحده مخالف بوده و به نظر میرسد هر نوع امتیاز به غرب را خط قرمز میداند.
شایان ذکر است که رسانههای دولتی ایران گزارش دادهاند که جلیلی تنها عضو شورای ۱۳ نفره SNSC بوده که به امضای یادداشت تفاهم در ماه ژوئن رأی منفی داده است.
فرماندهی سپاه پاسداران برای عملیات تهاجمی آماده میشود
پس از انتصاب رضایی، رهبر معظم، مجتبی خامنهای همچنین شش فرمانده ارشد را در نیروهای امنیتی ایران منصوب کرد.
این شامل تأیید احمد وحیدی به عنوان فرمانده کل سپاه پاسداران، که به طور رسمی جانشین محمد پاکپور شد، است که در فوریه در آغاز جنگ ایران-اسرائیل-ایالات متحده کشته شد.
در نشانهای دیگر از اینکه تهران جنگ را همچنان ادامهدار میداند، خامنهای در حکم انتصاب خود همچنین از وحیدی خواسته است تا برای انجام “عملیات تهاجمی قدرتمند علیه دشمن” آماده شود.
آیا فشار اقتصادی میتواند مذاکرات را بهوجود آورد؟
با این حال، جنگ تمامعیار دوباره با ایالات متحده نتیجهای قطعی نیست. مقامات ایرانی، از جمله رئیسجمهور مسعود پزشکیان و محمد باقر قالیباف، خواستار کاهش تنش و از سرگیری مذاکرات با ایالات متحده شدهاند.
این دو نفر به نظر میرسد که این را برای حل وضعیت وخیم اقتصادی ایران و حفظ ثبات داخلی ضروری میدانند.
علاوه بر این، ادامه محاصره ایالات متحده بر بنادر ایران و کاهش درآمدهای نفتی میتواند تأثیر اقتصادی به اندازهای داشته باشد که حتی افراد تندرو بیشتری را به میز مذاکره بکشاند.
تأثیر محاصره تا کنون به قدری شدید بوده است که مجیدرضا حریری، رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و چین، گفته است که تأثیر ادامه محاصره میتواند از رژیم تحریمهای چند سالهای که بر کشور تحمیل شده است، فراتر رود.
در کوتاهمدت، این ممکن است تهران را به سمت جستجوی توافقی با واشنگتن سوق دهد که پایان محاصره دریایی را تأمین کند و برخی از فشارهای اقتصادی بر ایران را کاهش دهد، بدون اینکه نقاط اختلاف وسیعتر بین دو طرف را حل کند.
[caption id="attachment_34752" align="alignleft" width="1155"]
تقویت صداهای تندرو در درون دستگاه سیاسی و امنیتی ایران میتواند پیامدهایی داشته باشد که فراتر از درگیری فوری با ایالات متحده و اسرائیل باشد. [Getty]
بقا تاکتیکی یا رژیم جدید؟
باید دید که آیا انتصاب این افراد در آمادهسازی برای یک درگیری کوتاهمدت با ایالات متحده است یا نمایانگر دیدگاه بلندمدت مجتبی خامنهای برای جمهوری اسلامی میباشد.
با این حال، تمایز ممکن است به طور فزایندهای دشوار شود. حتی اگر این انتصابات عمدتاً پاسخی به چشمانداز تجدید درگیری تمامعیار باشد، تقویت صداهای تندرو در درون دستگاه سیاسی و امنیتی ایران میتواند پیامدهایی داشته باشد که فراتر از درگیری فوری باشد.
سیاستهای جناحی ایران پس از جنگ
پیامدها میتواند به ویژه برای روابط خارجی ایران قابل توجه باشد. سناریویی که شامل حملات تجدید شده و پایدار به کشورهای خلیج فارس و بسیج بیشتر گروههای مرتبط با ایران در یمن، لبنان و حتی عراق باشد، به ویژه پس از جنگ، توافق دیپلماتیک و اقتصادی با کشورهای خلیج فارس را دشوارتر میکند.
به همین ترتیب، دورهای بیشتر درگیری پایدار با ایالات متحده، به ویژه اگر مسائل کلیدی حل نشده باقی بمانند، احتمالاً توانایی ایران برای دستیابی به کاهش تحریمهای ایالات متحده در میانمدت را تضعیف خواهد کرد.
ادامه انزوا در سطح بینالمللی تنها بحران اقتصادی ایران را تشدید خواهد کرد و ممکن است نارضایتی عمومی بیشتری را به دنبال داشته باشد.

