سقوط نفوذ هرمز ایران نمایانگر یک تغییر استراتژیک است تا یک شکست موقتی تاکتیکی. عملیاتهای Midnight Hammer و Epic Fury پایههای استراتژی قهری انرژی تهران را قبل از آنکه محاصره دائمی شود، نابود کردند.
رژیم بدون پوشش هستهای، عمق موشکی یا ظرفیت نیابتی، نقطه گلوگاه خود را فعال کرد و ایران را در معرض فشار نظامی و اقتصادی مداوم قرار داد. این توالی فرضیات درباره تنگه هرمز به عنوان یک سلاح غیرقابل نفوذ ایرانی را معکوس میکند. نفت همچنان از این آبراه عبور میکند، در حالی که کشورهای خلیج فارس شبکههای لولهکشی را که بهطور کامل آن را دور میزنند، تسریع میکنند. ایالات متحده از طریق تولید داخلی، واردات ونزوئلا و زیرساختهای جدید صادراتی، برتری خود را تحکیم میکند.
در این پیکربندی، قهری ایران به طور فزایندهای توخالی میشود و چین به عنوان بازنده اصلی استراتژیک به جای واشنگتن ظاهر میشود. رژیم اکنون با هزینههای فزاینده ناشی از یک تحریم با مدت محدود و اثر کاهنده مواجه است. شکست نفوذ هرمز موقعیت منطقهای ایران را تضعیف کرده و ظرفیت آمریکاییها برای شکلدهی به جریانهای انرژی را تقویت میکند. فشار مداوم، به جای توافق مذاکرهای، واضحترین مسیر برای خنثیسازی دائمی باجخواهی ژئوپولیتیکی ایران را ارائه میدهد.
نفوذ هرمز ایران ناپدید میشود
تمام سر و صداها در مورد تسلط ادعایی ایران بر عرضههای نفتی که از تنگه هرمز عبور میکنند، نکته اصلی را نادیده میگیرد.
واقعیت این است که ترکیب عملیاتهای Midnight Hammer و Epic Fury امیدهای رژیم برای تبدیل هرمز به یک گروگان دائمی را بر هم زد.
روحانیون حاکم اکنون بهای فعالسازی یک محاصره بدون مهمترین کارتهای بیمه خود را خواهند پرداخت — شاید زودتر از آنچه که فکر میکنند.
اگر رژیم تهران به طرح رهبر عالی سابق ایران، علی خامنهای، عمل میکرد — برنامه هستهای خود را به سلاح تبدیل میکرد، انباری از هزاران موشک بالستیک میانبرد و بینقارهای و صدها هزار پهپاد میساخت و نیابتیهای منطقهای خود را به یک نیروی حتی قویتر تبدیل میکرد — آنگاه محاصره هرمز احتمالاً دائمی میبود.
این نوع قدرت میتوانست اقدامهای آمریکایی و اسرائیلی را بازدارنده کند و اقتصاد ایران را به یک قدرت بزرگ انرژی جهانی تبدیل کند.
در عوض، پس از چندین ماه حملات هوایی مداوم از سوی ایالات متحده و اسرائیل، برنامههای هستهای و موشکی ایران به شدت آسیب دیده و اقتصاد آن به دلیل محاصره و تحریمهای تحمیل شده توسط ایالات متحده در حال فروپاشی است.

جریانهای دیگر
همپیمانان تروریستی آن در سراسر منطقه، از حوثیها در یمن تا حزبالله در لبنان، دیگر تهدیدی مانند ۷ اکتبر ۲۰۲۳ — روز حمله مرگبار اسرائیل توسط حماس مورد حمایت ایران — نیستند.
به سادگی، ایران ضعیف کارت هرمز خود را خیلی زود بازی کرد.
هر روزی که میگذرد، رژیم آن بیشتر در معرض فشارهای نظامی و اقتصادی شدید قرار میگیرد.
نتایج آنها در حال حاضر قابل مشاهده است.
جریانهای پنهان در برابر دادههای عمومی؟
به گفته کریس رایت، وزیر انرژی ایالات متحده، به طور متوسط ۹ میلیون بشکه نفت روزانه از هرمز عبور میکند، در حالی که بین ۵ میلیون تا ۷ میلیون بشکه از طریق “لولههای جدید و تأسیسات صادراتی بهبود یافته” به مصرفکنندگان میرسد.
اعداد رایت توسط تحلیلگران صنعت نفت و دیگر مفسران مورد چالش قرار گرفته است.
بسیاری از آنها بر این باورند که تعداد واقعی بشکهها بسیار کمتر است و همچنین استدلال میکنند که وضعیت پرتنش در هرمز به این معنی است که صادرات نفت به صورت قطرهای ادامه خواهد یافت نه به صورت سیلاب.
اما آنچه نادیده گرفته میشود این است که بسیاری از کشتیها به طور پنهانی از هرمز با کمک ایالات متحده عبور میکنند و توسط تحلیلگرانی که تنها به دادههای منبع باز تکیه میکنند، شمارش نمیشوند.
این همچنین تحولی شگفتانگیز در مسیر صادرات نفت را که در حال حاضر در حال انجام است، نادیده میگیرد.
لولهها از تنگه عبور میکنند
امارات متحده عربی در حال تسریع در ساخت یک لولهکشی جدید از غرب به شرق به الفجیره است که در خارج از تنگه قرار دارد.
شرکت ملی نفت ابوظبی در ماه مه اعلام کرد که ساخت این پروژه حدود ۵۰٪ پیشرفت داشته و عملیات آن انتظار میرود سال آینده آغاز شود.
<p
این بدان معناست که امارات متحده عربی به زودی میتواند با حداقل هزینه از هرمز عبور کند.
عربستان سعودی نیز در همین راستا حرکت میکند و در تلاش است تا ۱ میلیون تا ۲ میلیون بشکه در روز به ظرفیت شبکه شرق-غرب خود که به دریای سرخ میرسد، اضافه کند.
واشنگتن میتواند گزینههای جایگزین را تأمین مالی کند
ایالات متحده اکنون باید به طور فعال با متحدان خود در خلیج فارس همکاری کند تا ایران را بیشتر تحت الشعاع قرار دهد.
شرکت تأمین مالی توسعه ایالات متحده که دارای ۲۰۵ میلیارد دلار ظرفیت سرمایهگذاری است، به طور منحصر به فردی قادر به تسهیل مسیرهای صادراتی است که از هرمز دور میشوند.
این همچنین میتواند سهم قابل توجهی از سهام این کنسرسیوم در حال رشد را درخواست کند، با منافع منتقل شده به مالیاتدهندگان آمریکایی.

به مسیر ادامه دهید
وضعیت در دوردستها نیز به نفع آمریکا عمل میکند، زیرا ایالات متحده به تولید و صادرات نفت و گاز رکوردهای جدیدی را ادامه میدهد.
صادرات نفت ونزوئلا در ماه ژوئیه به حدود ۱.۱۶ میلیون بشکه در روز رسید که تقریباً ۷۸۶,۰۰۰ بشکه از آن به ایالات متحده میرفت — بالاترین حجم صادرات به ایالات متحده در هفت سال اخیر.
همانند خلیج فارس، سرمایهگذاری بیشتر در اینجا میتواند تولید را به طور قابل توجهی افزایش دهد.
بازنده واقعی در اینجا ایالات متحده نیست بلکه چین است که به نفت خاورمیانه به مراتب بیشتر از ایالات متحده وابسته است.
مسیرهای جایگزین خارج از منطقه به همراه نفت غیر خاورمیانهای، بر تسلط ایالات متحده بر بازارهای انرژی افزوده و در عین حال نفوذ چین و ایران را کاهش خواهد داد.

نفوذ هرمز باید دفن بماند
بنابراین، آنچه در حال شکلگیری است، صرفاً یک پیروزی بر ایران نیست.
<p
اگر این تحولات به سرانجام برسند، زمینهساز یک قرن جدید آمریکایی خواهند بود که در آن جریان انرژی — هم نفت و هم گاز طبیعی مایع — از دستکاری کشورهای سرکش مانند رژیم ایران آزاد خواهد شد.
این همان مسیری است که در آن حرکت میکنیم، اما هنوز به مقصد نرسیدهایم.
به همین دلیل است که رئیسجمهور ترامپ باید بر عزم خود بیفزاید و وسوسهی توافق با ایران که کنترل آن بر هرمز را مشروعیت میبخشد، را رد کند.
بهتر است بر حاشیهنشینی ایران تمرکز کنیم تا تهدیدات آن تهدیدات توخالی باشند.
این واقعاً یک میراث برای نسلهای آینده خواهد بود.

