مشکلات اوراق قرضه خزانهداری که اکنون بازارهای درآمد ثابت ایالات متحده را در بر گرفته است، ناشی از برخورد بین حسابداری مالی و اعتماد سرمایهگذاران خارجی است. رئیسجمهور دونالد ترامپ از وزیر خزانهداری اسکات بسنت خواسته است تا بازدهی بلندمدت را محدود کند در حالی که به طور همزمان تحریمهای ثانویه علیه شرکای تجاری ایران و افزایش تعرفهها علیه کانادا را ترویج میدهد.
این اقدامات درک این موضوع را تضعیف میکند که واشنگتن همچنان یک همتای قابل اعتماد برای صندوقهای ثروت ملی و بانکهای مرکزی است که بیش از نه تریلیون دلار اوراق قرضه خزانهداری در اختیار دارند. تناقض در سیاستهای دولت به وضوح مشهود است: این دولت از طلبکاران خارجی میخواهد که حجمهای روزافزونی از بدهی جدید را جذب کنند در حالی که همزمان از فشار مالی استفاده میکند که داراییهای موجود را آسیبپذیر نشان میدهد. بسنت باید هر سه ماه یک بار حدود چهار و نیم تریلیون دلار از تعهدات سررسید شده را مدیریت کند، که این کار با تغییر بازار به سمت طلا و ابزارهای کوتاهمدت پیچیدهتر شده است.
بازدهی بلندمدت برای اولین بار از سال 2007 به بیش از پنج درصد رسیده است، که نشان میدهد دارندگان اوراق قرضه اکنون خواهان جبران بیشتری برای ریسک سیاسی هستند. بدون یک تغییر سیاست معتبر، مشکلات اوراق قرضه خزانهداری ادامه خواهد داشت و نرخهای وام مسکن را افزایش داده و هزینههای سرمایهگذاری در اقتصاد واقعی را کاهش میدهد. مسئله عمیقتر تنها حسابداری نیست، بلکه اعتماد نهادی است، دارایی که به سرعت در زمانی که دیپلماسی اقتصادی غیرقابل پیشبینی میشود، deteriorates.
آیا بسنت میتواند این معما را حل کند؟
رئیسجمهور دونالد ترامپ به نظر میرسد که بسنت را به مأموریتی بیهوده فرستاده است. او از بسنت خواسته است تا از افزایش بیشتر بازدهی اوراق قرضه بلندمدت ناشی از کسری بزرگ بودجه کشور جلوگیری کند. با این حال، همزمان او بسنت را موظف کرده است که از تحریمهای ثانویه کشور علیه حامیان ایران و جنگ تجاری با کانادا حمایت کند. با تضعیف بیشتر اعتبار ایالات متحده در میان دارندگان اوراق قرضه خارجی به عنوان یک شریک اقتصادی قابل اعتماد، این اقدامات تأمین مالی کسری بودجه را حتی دشوارتر خواهد کرد. در نتیجه، این ممکن است نرخهای بهره بلندمدت را به بالاترین رکوردهای جدید برساند.

مشکلات اوراق قرضه خزانهداری فشار مالی را تشدید میکند
گفتن اینکه بسن با چالش مالی عمومی مواجه است، بسیار کماهمیت است. او نه تنها باید کسری بودجهای به ارزش سالانه ۲.۱ تریلیون دلار را تأمین مالی کند، بلکه سال آینده ممکن است این رقم بهطور قابل توجهی به دلیل افزایش هزینههای دفاعی فراتر برود. او همچنین باید هر سه ماه حدود ۴.۵ تریلیون دلار بدهی سررسید شده را تمدید کند، زیرا کشور بیشتر به وامگیری کوتاهمدت برای تأمین کسری خود وابسته است.
وابستگی خارجی، بازدهها را شکننده نگه میدارد
یک آسیبپذیری کلیدی در اقتصاد ایالات متحده، وابستگی شدید آن به اوراق قرضه خزانهداری ایالات متحده متعلق به خارجیها است. در واقع، خارجیها بیش از ۹ تریلیون دلار، یا حدود ۳۰ درصد از کل اوراق قرضه خزانهداری ایالات متحده را در اختیار دارند. برای جلوگیری از افزایش نرخهای بهره بلندمدت، بسن باید نه تنها خارجیها را متقاعد کند که اوراق قرضه خزانهداری خود را تمدید کنند، بلکه همچنین بهطور قابل توجهی به این داراییها اضافه کند تا کسری بودجه ۲.۱ تریلیون دلاری خود را تأمین مالی کند.
نرخهای ۳۰ ساله به بالاترین سطح پس از ۲۰۰۷ رسید
افزایش شدید اخیر در نرخهای اوراق قرضه دولتی بلندمدت ایالات متحده، اهمیت حفظ حمایت دارندگان اوراق قرضه خارجی را نشان میدهد. با وجود تلاشهای بسن برای تأثیرگذاری بر بازار و افزایش خریدهای دولت ایالات متحده از اوراق قرضه بلندمدت، نرخ اوراق قرضه ۳۰ ساله خزانهداری به بیش از ۵ درصد افزایش یافته است. این بالاترین نرخ ثبت شده از سال ۲۰۰۷ است و بهطور حتم به عنوان یک مانع بزرگ برای بهبود اقتصادی عمل خواهد کرد و نرخهای وام مسکن را افزایش داده و سرمایهگذاری را دلسرد میکند.
بانکهای مرکزی به طلا روی میآورند
در سالهای اخیر، به نظر میرسد بانکهای مرکزی خارجی تمایل خود را به اوراق قرضه خزانهداری ایالات متحده از دست داده و به سمت طلا روی آوردهاند. در واقع، برآورد میشود که طلا اکنون به ۲۷ درصد از داراییهای ذخیره بینالمللی بانکهای مرکزی خارجی رسیده است، در حالی که سهم دلار به کمی بیش از ۴۰ درصد کاهش یافته است. این امر باعث شده است که خزانهداری ایالات متحده بیشتر از قبل به صندوقهای پوشش ریسک و صندوقهای بازار پول برای تأمین کسری خود وابسته باشد.

مالی تسلیحشده تقاضای ذخیره را کاهش میدهد
یکی از دلایل اینکه بانکهای مرکزی خارجی تمایل کمتری به خرید اوراق قرضه خزانهداری ایالات متحده دارند، افزایش تسلیحاتی شدن سیاست مالی ایالات متحده و نگرانیها از اینکه دولت ترامپ یا دولتهای آینده ممکن است سعی کنند با افزایش تورم از مشکلات بدهی خارج شوند، است. مسدود کردن داراییهای دلاری ایران و روسیه و سیاست تعرفهای آشفته ترامپ، نگرانی بانکهای مرکزی خارجی را افزایش داده است که ممکن است آنها نیز در صف بعدی چنین اقداماتی قرار بگیرند.
آنها باید در مورد حکمت نگهداری داراییهایی که در دسترس یک دولت غیرقابل پیشبینی و غیرقابل اعتماد ایالات متحده هستند، تردید داشته باشند. در عین حال، ترس خارجیها از تورم به دلیل مسیر غیرقابل تحمل مالی عمومی ایالات متحده و حملات مداوم ترامپ به استقلال فدرال رزرو تشدید شده است.

مشکلات اوراق قرضه خزانهداری بر بسننت تأثیر میگذارد
آخرین چیزی که بازار اوراق قرضه دولتی ایالات متحده به آن نیاز دارد، هرگونه تضعیف بیشتر اعتماد سرمایهگذاران خارجی به اوراق قرضه ایالات متحده است. با این حال، به نظر میرسد که این چیزی است که باید از تهدید ترامپ برای اعمال تحریمهای ثانویه بر هر کشوری که به ایران در دور زدن تحریمهای ایالات متحده کمک کند، انتظار داشته باشیم. همچنین باید انتظار مشابهی از تعرفه ۵۰ درصدی ترامپ بر برخی واردات کانادایی و همچنین از کاهش حمایت نظامی او از متحدان کلیدی ایالات متحده مانند کره جنوبی داشته باشیم.
گفته میشود که کسانی که با شمشیر زندگی میکنند، با شمشیر میمیرند. بسننت شهرت خود را به همراه جورج سوروس به عنوان معاملهگر اوراق قرضه و ارز خارجی که بهطور موفقیتآمیز بانک انگلستان را در بحران مکانیزم نرخ ارز در سال ۱۹۹۲ (چهارشنبه سیاه) شکست، به دست آورد. او اکنون به نظر میرسد که در سمت دریافتکننده آن بازارها قرار دارد، زیرا ترامپ از او میخواهد که هم بودجه کسری بزرگ را تأمین کند و هم سیاستهایی را تشویق کند که به احتمال زیاد سرمایهگذاران اوراق قرضه ایالات متحده را بیشتر بیگانه کند.

