ایران پس از جنگ به سمت انزوا نمیرود بلکه به طور فعال در حال آزمایش این است که آیا پایتختهای منطقهای پذیرای یک معماری امنیتی و اقتصادی بازنگری شده که توسط تهران شکل گرفته، خواهند بود. رقابت در حال ظهور تنها بین دیدگاه containment واشنگتن و بلاغت همکاری ایران نیست؛ بلکه این یک مبارزه بر سر این است که چه کسی منطقه را تعریف میکند زمانی که خصومتهای مستقیم کاهش یابد.
دولتهای خلیج فارس، عراق و ترکیه به پیشنهادات ایران با احتیاط، رقابت و تعامل انتخابی پاسخ میدهند. تأکید تهران بر ادغام اقتصادی و گفتوگوی امنیتی راهی برای بازگشت به یکپارچگی ارائه میدهد، اما نفوذ مداوم بر گروههای مسلح در عراق، لبنان و یمن هر توافق پایداری را پیچیده میکند. بنابراین، ایران پس از جنگ باید تنش بنیادی را مدیریت کند: ارائه شراکت به کشورهای خلیج فارس در حالی که شبهنظامیانی را حفظ کند که همان کشورهای خلیج فارس آنها را تهدید میدانند.
ترتیب در حال مذاکره بسیار نابرابر است و با اولویتهای متفاوت سعودی و اماراتی، فرصتطلبی ترکیه و سوالات حلنشده درباره خودمختاری شبهنظامیان مشخص میشود. کشورهای منطقه به طور کامل ایران را رد نمیکنند، اما همچنین آماده نیستند که وابستگی امنیتی به واشنگتن را با تضمینهای نامشخص از تهران مبادله کنند. همکاری اقتصادی، امنیت دریایی و اصلاحات در بخش امنیتی تعیین خواهد کرد که آیا این نظم تثبیت میشود یا بیشتر تکهتکه میشود.
ایران پس از جنگ به دنبال نقش جدید است
در ماههای اخیر، هم رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ و هم مقامات ارشد ایرانی از دیدگاههای متضاد درباره یک نظم سیاسی و امنیتی جدید در خاورمیانه صحبت کردهاند.
در یک دیدار در ماه ژوئیه با نخستوزیر جدید عراق، علی الزیدی، رئیسجمهور ترامپ اظهار داشت که “خاورمیانه به گونهای به هم نزدیک میشود که هرگز قبل از این نزدیک نشده است” به دلیل کاهش نفوذ ایران در منطقه.
یک ماه بعد، در جریان یک سفر رسمی به عراق، رئیس مجلس ایران، محمد باقر قالیباف گفت که تهران هدف دارد “نظم جدید در منطقه” را تقویت کند و “همکاری بین تمام کشورهای منطقه بدون دخالت خارجی” را تسریع بخشد.
در این زمینه، تهران در تلاش است چه نوع معماری سیاسی، امنیتی و اقتصادی بسازد و دیگر پایتختهای منطقهای چه میزان به این موضوع پاسخگو هستند؟
از انزوا به ادغام محتاطانه
در جریان سفر رسمی خود به عراق، رئیس مجلس محمد باقر قالیباف اظهار داشت که “کشورهای اسلامی منطقه باید به دنبال تعاملات و روابط امنیتی عمیق باشند” که “از طریق همکاری اقتصادی پایدار میشود”. او افزود که ایران “آماده” برای هر دو مورد است.
اگرچه به درجات مختلف، پایتختهای منطقه به نظر میرسد که آمادهاند با این چارچوب درگیر شوند. این در تضاد با تلاشهای برخی از کشورهای خلیج فارس برای انزوا و مهار ایران در دوران نخستوزیری ترامپ است.
واضحترین مثال از چنین همکاری، مذاکرات جاری عمان و ایران درباره نحوه مدیریت تنگه هرمز است.
برای سایر کشورها، هم ماهیت و هم مقیاس چنین همکاریای هنوز مشخص نیست.
تقسیم کشورهای خلیج فارس در تعامل
“عربستان سعودی و امارات متحده عربی همچنان دو قدرت عربی تأثیرگذار در خلیج فارس هستند، اما آنها به دنبال دیدگاههای نسبتاً متفاوتی از نظم منطقهای هستند. عربستان سعودی بر کاهش تنش با ایران تمرکز کرده و در عین حال در حال سرمایهگذاری در ترتیبات امنیتی جدید از طریق پیمان مکه با شرکایی مانند ترکیه و پاکستان است”، نیل کویلیام، پژوهشگر همکار در چتم هاوس، به روزنامه The New Arab گفت.
“امارات متحده عربی همچنان به دنبال رویکردی شبکهای است و روابط نزدیک خود را با ایالات متحده حفظ کرده و روابط خود را با اسرائیل عمیقتر میکند در حالی که کانالهای ارتباطی با سایر بازیگران منطقهای را حفظ میکند”، او افزود.
ترکیه نیز به نظر میرسد که به چشمانداز ادغام مجدد منطقهای ایران پاسخ مثبت میدهد. در یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک در استانبول با نخستوزیر پاکستان، شهباز شریف، در ۴ ژوئیه، رئیسجمهور ترکیه رجب طیب اردوغان از یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران استقبال کرد و استدلال کرد که “هیچ راهحلی که از اراده و مشارکت کشورهای منطقه قوت نگیرد نمیتواند دائمی باشد”.
با این حال، آنکارا یکی از اصلیترین بهرهبرداران از کاهش نفوذ ایران بوده و در سوریه و عراق فضای مانور بیشتری به دست آورده است.

“روابط آنکارا با تهران نوعی بیطرفی محتاطانه است که بهدقت رقابت استراتژیک را با منافع مشترک متعادل میکند.”، طارق آتا، مدیر Geopol Report، به The New Arab گفت.
“ترکیه نمیخواهد ایران سقوط کند، بلکه به دنبال تهران ضعیف و مهار شده است که نتواند بر منطقه تسلط یابد. در عین حال، آنکارا به دنبال بهرهبرداری از خلأ استراتژیک ناشی از این وضعیت برای پیشبرد اهداف منطقهای و انرژی خود است.”
آنچه به نظر میرسد در حال ظهور است، کمتر یک چشمانداز مشترک از نظم منطقهای و بیشتر یک اجماع رو به رشد است که قدرتهای منطقهای باید نقش بیشتری در شکلدهی به آن ایفا کنند، حتی در حالی که همچنان بر سر توزیع نفوذ درون آن سیستم رقابت میکنند.
سوال میليشیا
آینده گروههای مرتبط با ایران در منطقه، مسیر جنگ ایران و ایالات متحده را شکل داده و تقریباً بهطور قطع، نظم منطقهای پس از جنگ را نیز شکل خواهد داد.
ماده 1 یادداشت تفاهم ایران و ایالات متحده که در 18 ژوئن به امضا رسید تا چارچوبی برای پایان دادن به جنگ فراهم کند، بهطور صریح خواستار پایان دائمی عملیات نظامی در تمام جبههها، از جمله در لبنان است.
با این حال، ایران توافقی را که بعداً با حمایت ایالات متحده بین اسرائیل و لبنان برای خلع سلاح حزبالله به امضا رسید، بهعنوان نقض یادداشت تفاهم محکوم کرد و نشان داد که تهران به تلاشها برای برچیدن شبکه منطقهای متحدان مسلح خود ادامه میدهد.
در همین راستا، در سفر اخیر خود به عراق، قالیباف بر اهمیت پایدار “مقاومت” – اشاره به گروههای مسلح مرتبط با ایران در آنجا – تأکید کرد.
این گروهها نه تنها دیدگاه واشنگتن را درباره نظم منطقهای پس از جنگ پیچیده میکنند، بلکه تلاشهای تهران برای تعمیق روابط با کشورهای حاشیه خلیج فارس را نیز تحت تأثیر قرار میدهند، جایی که گروههای مسلح مرتبط با ایران به عنوان بازیگران غیردولتی بیثباتکننده تلقی شدهاند.
حملات سعودیها روابط ایران را آزمایش میکند
این تنش بهویژه در اواخر ژوئیه مشهود شد. در ۲۹ ژوئیه، عربستان سعودی به همراه ایالات متحده حملات هوایی مشترکی را علیه مواضع میليشای مرتبط با ایران در عراق آغاز کرد، پس از آنکه ریاض اعلام کرد گروههای مسلح عراقی به تأسیسات نفتی سعودی حمله کردهاند.
این حملات در حالی انجام شد که عربستان سعودی همچنین با فشارهای جدیدی از سوی جنبش حوثی یمن مواجه بود، که اوایل همان ماه، محاصره دریاییای را هدفگذاری کرده بود که صادرات نفت سعودی را از طریق دریای سرخ تحت تأثیر قرار میداد.
ایران میخواهد به دنبال ادغام عمیقتر اقتصادی و امنیتی باشد، اما برای کشورهای منطقه، هم ماهیت و هم مقیاس چنین همکاریای هنوز مشخص نیست. [Getty]
سؤال این است که کشورهای منطقه تا چه حد حاضرند روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود را با ایران تعمیق کنند در حالی که این گروهها از استقلال نظامی قابل توجهی از دولتهایی که در آن فعالیت میکنند برخوردارند.
بههمین اندازه، هنوز مشخص نیست که تهران تا چه حد آماده است اصلاحات در بخش امنیتی – بهویژه آنهایی که در حال حاضر در عراق در حال انجام است – را بپذیرد، اصلاحاتی که میتواند نفوذ آن را بر گروههای مسلح که مدتها بخشی مهم از آنچه تهران میگوید قابلیت بازدارندگیاش است، کاهش دهد.
همکاری اقتصادی
اظهارات اخیر قالیباف در بغداد نشان میدهد که ایران ادغام اقتصادی منطقهای را به عنوان ضامنی برای همکاری امنیتی بلندمدت در سراسر منطقه میبیند.
اینکه آیا سایر کشورهای منطقه به این مدل پاسخ مثبت خواهند داد یا خیر، هنوز مشخص نیست و احتمالاً تعامل در سراسر خلیج فارس یکنواخت نخواهد بود.
با ادامه جنگ ایالات متحده و ایران، برخی از کشورهای خلیج فارس مخالفت خود را با اقدامات اقتصادی بیشتر ایالات متحده که به هدف انزواي ایران طراحی شدهاند، ابراز کردهاند. سخنگوی وزارت امور خارجه قطر، ماجد الانصاری، در تاریخ ۲۵ اوت گفت که این تحریمها «یکجانبه» هستند و آنها را با تعهد دوحه به کاهش تنشها مقایسه کرد.

ایران پس از جنگ با موانع اقتصادی مواجه است
در همین حال، امارات متحده عربی در تاریخ ۱۸ اوت اعلام کرد که تمام همکاریهای تجاری و بانکی خود با جمهوری اسلامی را «بهطور نامحدود» متوقف خواهد کرد، یک روز قبل از اینکه ترامپ در شبکه اجتماعی Truth Social هشدار دهد که کشورهایی که به ارائه خطوط اقتصادی به ایران ادامه دهند، با «عواقب اقتصادی فوقالعاده» مواجه خواهند شد که او آن را «روز D اقتصادی» نامید.
«تحرکات اخیر امارات برای تعلیق روابط تجاری و مالی با ایران نشان میدهد که نگرانیهای امنیتی در حال شروع به غلبه بر برخی از منافع اقتصادی تعامل هستند»، کیلیام گفت.
در نهایت، به نظر میرسد که توسعه این مدل به این بستگی دارد که ایران چه امتیازات امنیتی حاضر است ارائه دهد و آیا اعتماد بین تهران و پایتختهای خلیج فارس میتواند دوباره برقرار شود یا خیر.

