درگیری میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران به بنبست طولانیمدتی رسیده است که بهطور فزایندهای به نفع واشنگتن و به ضرر تهران است. بنبست جنگ ایران اکنون شش ماه پس از آغاز خصومتها، چشمانداز استراتژیک را تعریف میکند، در حالی که هر دو طرف محاصرههای متقابل را در اطراف تنگه هرمز و بنادر ایران حفظ کردهاند. هیچیک نمیتواند به یک پیشرفت نظامی قاطع دست یابد و تلاشهای دیپلماتیک به شکست انجامیده است. با این حال، هزینههای این بنبست بهطور قابل توجهی نامتقارن است.
ایالات متحده بیشتر از مقداری که مصرف میکند، نفت تولید میکند، میتواند از ذخایر انرژی داخلی فراوان بهرهبرداری کند و تنها اختلال اقتصادی اندکی را متحمل شده است. در مقابل، ایران تقریباً تمام درآمد صادرات نفت خود را از دست داده است که پایهگذار ذخایر ارز سخت آن است. نرخ تورم در ایران به بالای ۸۰ درصد افزایش یافته، ارز آن به سرعت در حال کاهش است و شکافهای سیاسی داخلی در حال ظهور است. بنابراین، بنبست جنگ ایران بهعنوان یک کمپین فشار کند عمل میکند که ظرفیت ایران را تضعیف کرده و در عین حال انعطافپذیری استراتژیک آمریکا را حفظ میکند. چالش واشنگتن نه شکستن بنبست، بلکه حفظ آن در حالی است که تهران را از تشدید به یک جنگ منطقهای وسیعتر که میتواند شرکای خلیج فارس را بیثبات کند و مهمات باقیمانده ایالات متحده را خسته کند، بازدارد.
بنبست شکلدهنده درگیری
شش ماه پس از آغاز، جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران به بنبست رسیده است. نه واشنگتن و نه تهران نمیتوانند به یک پیروزی نظامی یا دیپلماتیک واضح دست یابند. در عوض، دو طرف خود را در محاصره متقابل نفت و سایر محمولهها از طریق تنگه هرمز و به بنادر ایران قفل کردهاند، بدون اینکه راه واضحی برای تغییر وضعیت موجود وجود داشته باشد. هزینههای پذیرش خواستههای طرف مقابل برای پایان دادن به بنبست بهقدری بالا است و هزینههای بنبست بهقدری پایین است که محاصره متقابل بهعنوان کمهزینهترین گزینه برای هر دو ایالات متحده و ایران در آینده قابل پیشبینی به وجود آمده است.
این وضعیت ممکن است برای واشنگتن ایدهآل نباشد، اما از هر دو شکست و تشدید جلوگیری میکند. همچنین به نفع ایالات متحده در طول زمان عمل میکند: با ادامه محاصره، موقعیت تهران احتمالاً سریعتر از موقعیت واشنگتن تضعیف خواهد شد.
ایالات متحده منابع نفتی کافی برای استفاده دارد، در حالی که تقریباً تمام صادرات نفت ایران—و بنابراین بخش عمدهای از ارز سخت آن—قطع شده است. یک محاصره مداوم که به تدریج فشار بر ایران را افزایش میدهد، میتواند تهران را در مذاکرات با ایالات متحده انعطافپذیرتر کند و به توافقی منجر شود که واشنگتن بتواند آن را بپذیرد. چالش این است که اطمینان حاصل شود تهران به جای پاسخ به وضعیت بدتر خود با تشدید حملات و آغاز یک درگیری منطقهای دیگر که ایالات متحده را درگیر کند، اقدام نکند.

بنبست جنگ ایران به استراتژی تبدیل میشود
سیاست ایالات متحده باید بر جلوگیری از بدترین شرایط مخرب، بهویژه تشدید ایران، تمرکز کند و به حفظ محاصرههای دوگانه بهطور نامحدود راضی باشد. اگر ایران حاضر به concessions نباشد، واشنگتن میتواند به تدریج اقتصاد ایران و نظامی آن را تضعیف کند در حالی که اطمینان حاصل میکند که تهران نمیتواند موقعیت قوی منطقهای که قبل از حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ داشت، بازسازی کند. در این مرحله، حفظ موضع کنونی ایالات متحده مؤثرترین راه برای مبارزه—و پیروزی—در این جنگ است.
بهترین از بدترینها
در ژوئن، واشنگتن و تهران بر سر یک یادداشت تفاهم توافق کردند تا ابتدا آتشبس برقرار کنند و تنگه هرمز را باز کنند و سپس ظرف ۶۰ روز یک توافق دائمی برای حل مسائل بلندمدت در روابط دوجانبه، از جمله محدود کردن برنامه هستهای ایران و حذف تحریمهای ایالات متحده و بینالمللی و سایر مجازاتهای مالی علیه ایران امضا کنند.
اما این توافق قبل از رسیدن به یک توافق نهایی بهطور عمده به دلیل عدم باز کردن کامل تنگه از سوی ایران به هم خورد. با عدم موفقیت راهحلهای دیپلماتیک، اکنون هر دو واشنگتن و تهران امیدوارند که فشار اقتصادی که هر یک میتوانند بر دیگری وارد کنند—و در مورد ایران، بر اقتصاد جهانی—همتای خود را به میز مذاکره بازگرداند به شرایطی که محاصره را به نفع خود حل کند.
یک محاصره هزینههایی برای واشنگتن به همراه دارد. بسته نگهداشتن تنگه باعث افزایش قیمت گاز و افزایش تورم در ایالات متحده میشود، موضوعی که بهویژه با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای نوامبر حساسیت بیشتری پیدا میکند. قیمتها ممکن است بیشتر افزایش یابد اگر ایران راهی برای محدود کردن میلیونها بشکه نفتی که از محاصرهاش عبور میکنند و روزانه از تنگه هرمز منتقل میشوند، پیدا کند. و ایالات متحده در حال حاضر بسیاری از مهمات حیاتی را مصرف کرده و نیروهایش را در منطقه با ادامه جنگ تحت فشار قرار داده است.
محاصره نسبتاً مقرون به صرفه است
اما این عملیات نسبت به درگیریهای گذشته نسبتاً مقرون به صرفه بوده است. ایالات متحده هزاران جان را در افغانستان و عراق از دست داد و تریلیونها دلار هزینه کرد، در حالی که درگیری جاری با ایران منجر به کشته شدن ۱۸ نظامی آمریکایی شده و احتمالاً دهها میلیارد دلار هزینه داشته است. (تا اواسط ژوئیه، برآوردها از ۳۷.۵ میلیارد دلار تا بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار متغیر بود.) مهمتر از همه، محاصره متقابل مزیت این را دارد که برای رهبران سیاسی در واشنگتن نسبت به هر گزینه جایگزین دیگری قابل قبولتر است.
خروج و تشدید هر دو شکست میخورند
خروج کامل ایالات متحده از تنگه هرمز بدون بهدست آوردن امتیازاتی از ایران، از جمله پایان محاصرهاش، حتی برای دولت غیرمتعارف ترامپ نیز غیرقابل تصور خواهد بود. این امر به ایران اجازه میدهد تا پیروزی کامل خود را جشن بگیرد و به رژیم تهران یک تقویت روانی قوی بدهد که بسیاری از پیشرفتهایی را که ایالات متحده و اسرائیل در سه سال گذشته در نابود کردن شبکههای نیابتی ایران به دست آوردهاند، معکوس خواهد کرد.
و احتمالاً این امر به ایران منجر نخواهد شد که تنگه هرمز را برای عبور آزاد باز کند—تهران احتمالاً بر نصب نوعی سیستم عوارض بهطور دائمی اصرار خواهد داشت. با عقبنشینی واشنگتن، ایران همچنین میتواند برنامه هستهای خود را احیا و بازسازی کند که این یک شکست چشمگیر برای ایالات متحده خواهد بود.
تشدید نظامی گزینهای حتی کمتر جذاب برای واشنگتن است. رژیم ایرانی قبلاً یک حمله هوایی گسترده را پشت سر گذاشته است؛ یک حمله جدید و حتی تهاجمیتر میتواند بسیاری از قابلیتهای نظامی باقیمانده ایران و زیرساختهای انرژی، حمل و نقل و ارتباطات آن را نابود کند، اما چنین حملهای نمیتواند تضمین کند که تهران شرایط آمریکاییها را برای باز کردن تنگه یا محدود کردن برنامه هستهایاش بپذیرد.
پس از تحمل حملات متعدد برای کاهش قدرت خود، رهبری باقیمانده ایران که در جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ یاد گرفت سختیها را تحمل کند، بعید است که از حملات بیشتر ترسیده و عقبنشینی کند. علاوه بر این، ممکن است با هدف قرار دادن زیرساختهای کشورهای عرب خلیج فارس و کاهش موشکهای دفاع هوایی باقیمانده ایالات متحده، تلافی کند که این امر هزینههای جنگ را برای ایالات متحده و شرکایش افزایش خواهد داد.

حمله زمینی از گزینهها خارج است
گزینه دیگر برای ایالات متحده، حمله زمینی با هدف برکناری اجباری رژیم ایران است. این امر نیازمند تلاش نظامی به اندازه عملیات طوفان صحرا در سال ۱۹۹۱ خواهد بود که شامل بیش از ۵۰۰,۰۰۰ سرباز آمریکایی بود. چنین عملیاتی خطر از دست دادن قابل توجهی از جان آمریکاییها، هزینههای هنگفت برای غیرنظامیان ایرانی و بینظمی در سراسر منطقه را به همراه دارد. دولت ترامپ که به طور مداوم به جنگهای “همیشگی” ایالات متحده در خاورمیانه انتقاد کرده است، به نظر میرسد که این گزینه را ماهها پیش کنار گذاشته است.
بنبست جنگ ایران به نفع صبر واشنگتن است
محاسبه واشنگتن این است که محاصره به هر گزینه دیگری ترجیح دارد. محاصره به عنوان یک کمپین فشار کند عمل میکند تا یا ایران را به میز مذاکره بازگرداند تا به توافقی مشابه آنچه در یادداشت تفاهم ژوئن آمده است، برسد یا به تدریج قدرت اقتصادی و نظامی جمهوری اسلامی و در نهایت ثبات داخلی آن را تضعیف کند. این نوع کمپین سابقهای مختلط دارد، اما در سال ۱۹۸۸ زمانی که پس از هشت سال جنگ با عراق و یک رویارویی دریایی ناموفق با ایالات متحده در خلیج فارس، ایران با خروج نیروهای خود از عراق به خصومتها پایان داد، مؤثر بود.
تا کنون، هزینههای محاصره متقابل برای ایالات متحده قابل تحمل بوده است. با وجود شش ماه تحریم تقریباً مداوم نفت و گاز طبیعی خلیج فارس توسط ایران، اقتصاد جهانی آسیب چندانی ندیده است. در ماه ژوئیه، پنج ماه پس از آغاز جنگ، صندوق بینالمللی پول پیشبینیهای رشد تولید ناخالص داخلی جهانی خود برای سال ۲۰۲۶ را تنها ۰.۱ درصد کاهش داد – از ۳.۱ درصد به ۳.۰ درصد – “با شواهد محدود از اثرات دور دوم” شوک نفتی.
قیمت بنزین در آمریکا در طول جنگ حدود ۳۸ درصد افزایش یافته است، اما نرخ رشد اقتصادی کشور همچنان ثابت باقی مانده است. کمبودهای عمیقتر میتواند قیمت بنزین را بالاتر ببرد، اما از آنجا که ایالات متحده اکنون بیشتر از مقداری که مصرف میکند نفت تولید میکند، واشنگتن میتواند در بازار مداخله کند تا قیمتها را پایین نگه دارد. در این زمینه، ایالات متحده میتواند محاصره متقابل را با هزینه نسبتاً کمی ادامه دهد.
در میانه با شما گیر کردهایم
رهبران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تا کنون به قدرت چسبیدهاند و به نظر میرسد که آمادهاند برای مدت نامحدودی در قدرت بمانند. آنها ایران را به یک اقتصاد بحرانزده منتقل کردهاند، کنترل خود را بر جمعیت تنگتر کرده و برنامههای نظامی خود را به هزینه مردم ایران محافظت میکنند. آنها نمیخواهند به شرایطی مانند آنچه در یادداشت تفاهم آمده است، تن دهند زیرا این کار آخرین سلاح بزرگ آنها—توانایی بستن تنگه—را از آنها میگیرد و آنها را با محدودیتهای جدید ممکن بر برنامه هستهایشان مواجه میکند. (به عنوان مثال، در یادداشت تفاهم ژوئن، تهران تنها به طور مبهم متعهد شد که اورانیوم غنیشده خود را رقیق کند، که این اولویت واشنگتن در کاهش تهدید هستهای ایران است.)
زمان به آرامی علیه تهران کار میکند
با این حال، ایالات متحده زمان را به نفع خود دارد. اگر واشنگتن محاصره خود را تا انتخابات نوامبر حفظ کند، ارزش استراتژیک این بسته شدن برای ایران کاهش خواهد یافت زیرا پروازها و سفرهای توریستی از اوج تابستان کاهش مییابد و کشورها با یافتن تأمینکنندگان انرژی جایگزین، استراتژیهای مقابله خود را بهبود میبخشند. و در ایران، اثرات محاصره بر صادرات نفت آنها در حال حاضر احساس میشود.
نرخ تورم در ماه اوت به بیش از ۸۰ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته و ارزش ارز به سرعت در حال کاهش است. رهبری ایران ممکن است به خاطر جنگ سختتر شده باشد، اما اقتصاد کشور در نهایت به صادرات نفت و کاهش تحریمها برای بقا نیاز خواهد داشت. فشار اقتصادی برخی از رهبران سیاسی، از جمله رئیسجمهور مسعود پزشکیان، را به پیشنهاد بازگشت به شرایط یادداشت تفاهم با ایالات متحده سوق داده است.
اما اگر فشار بر اقتصاد تهران را ناامید کند، رهبران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نهایت تصمیمگیرنده هستند، ممکن است تصمیم بگیرند که وضعیت را تشدید کنند به جای اینکه به دنبال مصالحه باشند. ایران میتواند بر هرگونه تلاش ایالات متحده برای فشار به کشتیها در تنگه بیشتر سرکوب کند، از جمله با قرار دادن مینهای جدید (همانطور که در حال آماده شدن برای انجام آن در ۳۰ اوت بود، که منجر به حمله ایالات متحده شد) و میتواند تلاش کند تا خطوط لوله سعودی و اماراتی که تنگه را دور میزنند و روزانه میلیونها بشکه نفت از خلیج منتقل میکنند، تعطیل کند.
بهطور جایگزین، علاوه بر حملات پراکنده کنونی، تهران میتواند یک حمله نظامی بزرگ را آغاز کند و با استفاده از ذخایر باقیمانده موشکها و پهپادهای خود، بخش عمدهای از زیرساختهای کشورهای عرب خلیج فارس را نابود کند، به پایگاهها و کشتیهای آمریکایی آسیب برساند و حتی به اسرائیل حمله کند. اگر چنین حملهای موفقیتآمیز باشد، نیاز کشورهای عرب خلیج فارس به حفظ سرمایهگذاریهای کلان زیرساخت نفتی خود میتواند آنها را از ائتلاف غیررسمی آمریکایی خود خارج کند یا واشنگتن را وادار به پذیرش شرایط ایران برای بازگشایی تنگه کند.
بازدارندگی، بنبست را پایدار نگه میدارد
اگر ایران به این شکل تشدید کند، دولت ترامپ باید بهطور نظامی تلافی کند، با وجود تمایل کم به این کار. به گفته منابع نظامی خارجی، ایالات متحده و اسرائیل در اوایل اوت برنامهریزی کرده بودند که چنین حمله هوایی وسیعی را انجام دهند که بسیار بزرگتر و آسیبزنندهتر از بمبارانهای قبلی بود. اما واشنگتن این حمله را بهخاطر نگرانی کشورهای عرب خلیج فارس درباره تلافی احتمالی لغو کرد.
هر یک از سناریوها ممکن است. ایران بهطور سنتی انتخاب کرده است که تشدید کند، اما با توجه به اینکه اقتصاد و نمایندگان آن از سال 2023 به شدت آسیب دیدهاند، ممکن است که حاضر به مذاکره باشد تا تسلیم نشود. با ادامه بنبست و اگر واشنگتن تغییر موضع ندهد، رهبری ایران در نهایت باید تصمیم بگیرد که کدام یک از سه گزینه موجود را دنبال کند: مذاکره برای یک توافق مشابه یادداشت تفاهم، افزایش ریسک با اقدام تهاجمی، یا prolonging the blockade while finding itself in an increasingly disadvantageous position.
پیروزی از طریق بنبست
زمانی که ایالات متحده و اسرائیل حمله خود به ایران را در فوریه آغاز کردند، نمیتوانستند پیشبینی کنند که شش ماه بعد نتیجه آن دو محاصره در تنگه هرمز خواهد بود. رهبران اسرائیلی و آمریکایی احتمالاً فکر میکردند که رژیم را نابود کرده یا تهران را مجبور به سازش خواهند کرد. اما اکنون، با توجه به گزینهها، پذیرش بنبست بهترین گزینه ممکن برای ایالات متحده است. ایالات متحده نتوانست به سرعت ایران را شکست دهد، اما همچنان بهتر میتواند هزینههای محاصره کنونی را در حالی که اقتصاد ایران به آرامی تحت فشار خم میشود، تحمل کند.

بزرگترین خطر برای یک بنبست جاری این است که ایران تصمیم به تشدید بگیرد. واشنگتن باید ایران را از عواقب شدید ناشی از آغاز یک حمله بزرگ یا از سرگیری برنامه هستهای خود آگاه کند. تنها قدرت آمریکایی میتواند ایران را بازدارد. بنابراین، واشنگتن باید به بنبست ادامه دهد اما آماده پاسخگویی با یک ضدحمله واقعاً ویرانگر باشد اگر ایران ریسک را افزایش دهد. با قویتر شدن موقعیت ایالات متحده در طول زمان، تنها مزایای واقعی ایران در این است که به اندازه کافی عقبنشینی کند تا از تحریک چنین پاسخی از سوی ایالات متحده جلوگیری کند.
یک بنبست همراه با تهدیدهای مناسب میتواند استراتژیای برای نه تنها پیروزی در جنگ بلکه همچنین برای تحکیم و ساختن بر دستاوردهای اساسی باشد که واشنگتن در درگیری سهساله بزرگتر خود با ایران و نمایندگان آن به دست آورده است. این به تنهایی خاورمیانه را تغییر نخواهد داد، اما با قرار دادن ایران در موقعیتی ضعیفتر، میتواند از تهران بازدارندگی مورد نیاز را تشویق کند.

