تصویب توافقنامه دفاعی کویت با پاکستان نشاندهنده یک تغییر آرام اما مهم در تفکر امنیتی خلیج فارس است. توافقنامه دفاعی کویت، که در اواخر ژوئیه رسمی شد، بر پایه دههها روابط نظامی دوجانبه بنا شده است، اما با توجه به حملات ایرانی به زیرساختهای کویت و سوالاتی که درباره قابلیت اطمینان ایالات متحده مطرح شده، به فوریت جدیدی دست یافته است. این چارچوب بر آموزش، تمرینات، اشتراکگذاری اطلاعات و همکاریهای نهادی تأکید دارد و نه بر استقرارهای نظامی یا دفاع متقابل خودکار.
این طراحی دقیق نشاندهنده تمایل کویت به تنوع بخشیدن به شراکتهای امنیتی خود بدون جایگزینی واشنگتن به عنوان ضامن اصلیاش است. حملات ایرانی به پالایشگاهها، بنادر، فرودگاهها و تأسیسات ایالات متحده در کویت، خطرات وابستگی بیش از حد به یک محافظ واحد را نمایان کرده است، به ویژه در شرایطی که سیاستهای دولت ترامپ عدم قطعیت منطقهای را ایجاد کرده است.
پاکستان منبعی مقرون به صرفه از تخصص نظامی و پلی دیپلماتیک به تهران ارائه میدهد، نقشی که اسلامآباد با وجود تاریخ تنشآلود خود با ایران پرورش داده است. بنابراین، توافقنامه دفاعی کویت هم به عنوان یک پوشش عملی و هم به عنوان یک بیانیه سیاسی درباره نظم منطقهای در حال تغییر نمایان میشود. اینکه آیا این توافق به تعهد استراتژیک عمیقتری تبدیل خواهد شد، بستگی به این دارد که جنگ ایران چگونه معماری امنیتی خلیج فارس را شکل میدهد و آیا پاکستان میتواند تعادل ظریف خود را بین شرکای خلیج و تهران حفظ کند.
توافقنامه دفاعی کویت روابط قدیمی را رسمی میکند
تصویب توافقنامه همکاری دفاعی پاکستان و کویت در اواخر ژوئیه آخرین گام در یک رابطه دفاعی دوجانبه است که به دهه ۱۹۸۰ باز میگردد. در میان آتشبسهای گاه و بیگاه بین ایالات متحده و ایران و همچنین حملات تهران به کویت و سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، زمانبندی این توسعه حیاتی است. تصویب رسمی این توافقنامه در راستای تلاشهای کویت برای تنوع بخشیدن به اتحادها و شراکتهای امنیتی خود فراتر از ایالات متحده در زمانی که سیاست خارجی دولت دونالد جی. ترامپ باعث احساس آسیبپذیری فزاینده متحدان عرب واشنگتن در برابر پیامدهای بینظم اقداماتش در منطقه شده است، قرار دارد.

توافقنامه چه مواردی را شامل میشود
این توافق که در تاریخ ۱۱ ژوئن ۲۰۲۳ در کویت امضا شد، چارچوب وسیعی برای تقویت همکاریهای دفاعی دوجانبه در زمینههایی از جمله آموزش و تعلیم نظامی، تمرینات مشترک، تبادل پرسنل و کارشناسان، همکاریهای علمی و فناوری، لجستیک و اطلاعات ایجاد میکند. این توافق به منظور تقویت همکاریهای نهادی بین دو ارتش طراحی شده است و به استقرار نیروها یا خرید تسلیحات نمیپردازد. اجرای آن از طریق پروتکلهای اجرایی سالانه و تحت نظارت یک کمیته نظامی مشترک انجام خواهد شد، با provisions برای تبادلهای رسمی، حفاظت از اطلاعات طبقهبندی شده و حل و فصل اختلافات از طریق مشاورههای دوجانبه.
این توافق به جای ایجاد یک شراکت استراتژیک جدید، روابط دفاعی دوجانبهای را که طی دههها شکل گرفته است، به صورت رسمی در میآورد و سازوکارهای ساختاری، از جمله کمیتههای مشترک، برنامههای هماهنگ و همکاریهای منظم را برای تعمیق پیوندهای امنیتی دوجانبه برقرار میکند. این توافق با توافقنامه تاریخی دفاع متقابل استراتژیک که در سپتامبر ۲۰۲۵ بین عربستان سعودی و پاکستان امضا شد و توافقنامه دفاع مشترک مکه که عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه در اوت امضا کردند، متفاوت است. توافق کویت با پاکستان عمدتاً چارچوبی برای همکاری دفاعی است و اسلامآباد را ملزم به دفاع خودکار از کویت یا استقرار نیروها در پاسخ به هر حمله نمیکند.
نقش پاکستان در استراتژی تنوع دفاعی کویت
محیط امنیتی رو به وخامت کویت پس از حملات ایرانی به خاک این کشور، تصمیم به تصویب توافق با پاکستان را به دنبال داشت. با وجود اینکه حملات اولیه ایران در طول جنگ عمدتاً بر امارات متحده عربی متمرکز بود، از ژوئن تمرکز اهداف خلیج فارس به سمت کویت و بحرین تغییر کرد. از تاریخ ۲۸ فوریه، ایران صدها موشک و پهپاد به سمت کویت شلیک کرده است که زیرساختهای حیاتی از جمله پالایشگاه مینا ال-ahmadi، تأسیسات برق و آب شیرینکن، فرودگاه بینالمللی کویت و بنادر الشویخ و مبارک الکبیر و همچنین تأسیسات نظامی ایالات متحده را هدف قرار داده است. در میان این تهدیدات فزاینده، کویت به شدت ترغیب شده است تا شراکت دفاعی خود را با پاکستان رسمی و نهادینه کند.
کویت در حال بررسی مجدد استراتژی دفاعی خود و تسریع تلاشها برای تنوع بخشیدن به شراکتهای امنیتی خود بدون کاهش نقش مرکزی ایالات متحده است. اگرچه حملات ایرانی نگرانیهای زیادی را در کویت در مورد وابستگی بیش از حد به چتر امنیتی واشنگتن افزایش داده است، مقامات کویتی، مانند همتایان خود در سایر نقاط خلیج فارس، میدانند که هیچ قدرت دیگری در حال حاضر ظرفیت یا تمایل جایگزینی ایالات متحده به عنوان ضامن اصلی امنیت کشور را ندارد. با این حال، اگرچه پاکستان نمیتواند به نقش واشنگتن به عنوان شریک اصلی دفاعی کویت نزدیک شود، این توافق یک لایه اضافی از تنوع امنیتی برای کویت فراهم میکند.
پاکستان تعادل بین ایران و شرکای خلیج فارس را حفظ میکند
پس از امضای توافقهای دفاعی با کویت و عربستان سعودی و همچنین پیوستن به توافق مکه، پاکستان با ملاحظات استراتژیک مهمی در مدیریت روابط خود با هر دو کشور شورای همکاری خلیج فارس و ایران مواجه است. چالش اصلی حفظ تعادل ظریف است که به پاکستان اجازه میدهد تا روابط امنیتی خود را با شرکای عرب خلیج فارس که از سوی ایران تهدید میشوند، عمیقتر کند در حالی که از همراستایی با بلوکها یا ائتلافهای بهطور صریح ضد تهران اجتناب کند.
بهطور تاریخی، سیاست خارجی پاکستان بر روی مسائل پاناسلامی و همبستگی میان کشورهای مسلماننشین تأکید داشته است. رقابتهای استراتژیک اصلی آن عمدتاً شامل بازیگران غیرمسلمان بوده است، از جمله ارمنستان، هند، اسرائیل و، قبلاً، اتحاد جماهیر شوروی. اسلامآباد بهطور کلی در درگیریهای بین کشورهای مسلمان تلاش کرده است تا بیطرفی را حفظ کند، همانطور که در موضع خود در طول جنگ ایران و عراق ۱۹۸۰-۱۹۸۸، امتناع از پیوستن به ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی علیه حوثیهای مورد حمایت ایران در یمن در سال ۲۰۱۵، و موضع محتاطانهاش در طول تحریم قطر در سالهای ۲۰۱۷-۲۰۲۱ نشان داده است. امروزه، اگرچه پاکستان به سرعت حملات ایرانی به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را محکوم کرده است، اسلامآباد دلایل زیادی برای اجتناب از بیگانه کردن تهران دارد.

دلایل احتیاط اسلامآباد در مورد ایران
پس از تبادل حملات موشکی و پهپادی میان پاکستان و ایران در ژانویه ۲۰۲۴، اسلامآباد تلاش کرده است تا روابط پایدار و همکاریآمیز خود را با تهران حفظ کند. در میان نگرانیها درباره شکلگیری پیوندی میان اسرائیل و هند، اسلامآباد همچنین سعی کرده است تا از نتیجه جنگ ایران جلوگیری کند که ممکن است قدرت اسرائیل را بیشتر تقویت کند و حس محاصره استراتژیک پاکستان را افزایش دهد. در همین حال، در حالی که ارتش پاکستان با گروههای مسلح در بلوچستان، بهویژه ارتش آزادیبخش بلوچستان و طالبان پاکستانی مواجه است، اسلامآباد نمیخواهد خلاء قدرتی در مرز ایران ایجاد شود که چالشهای امنیتی را در این استان تاریخی ناآرام تشدید کند. ملاحظات داخلی نیز به شدت تأثیرگذار است، با توجه به عناصر طرفدار تهران در اقلیت شیعه پاکستان.
این عوامل، به همراه روابط روزافزون مثبت پاکستان با دولت ترامپ، به توضیح علاقه اسلامآباد به حفظ نقش میانجیگری خود در بحران آمریکا-ایران کمک میکند. با این حال، حفظ این موقعیت نیازمند آن است که پاکستان از اتخاذ هرگونه موضعی که تهران بتواند آن را ضدایرانی تفسیر کند، خودداری کند. تا کنون، توافق دفاعی سعودی-پاکستانی، پیمان دفاعی کویت و توافق دفاعی مشترک مکه با رویکرد کلی اسلامآباد نسبت به ایران سازگار باقی ماندهاند.
این تعادل ممکن است در صورتی که شراکتهای امنیتی با کویت یا سایر کشورهای هدفگیری شده توسط ایران به تعهداتی شامل استقرار نیروهای نظامی پاکستانی تبدیل شود، مورد آزمایش قرار گیرد. در حال حاضر، همکاری با کویت احتمالاً بر آموزش، آموزش نظامی، تبادلها، مشاوران و سازوکارهای نهادی متمرکز خواهد بود و از ورود به هر بلوک بهطور صریح ضدایرانی خودداری خواهد کرد. با این حال، با توجه به مشکلات شدید اقتصادی پاکستان، سرمایهگذاریهای گستردهتر کویتی، همکاری در زمینه انرژی یا حمایت مالی ممکن است در نهایت انگیزهای برای روابط دفاعی عمیقتر ایجاد کند و سوالات دشواری درباره آینده روابط اسلامآباد با تهران مطرح کند.
پاکستان چه چیزی میتواند واقعاً ارائه دهد
از دیدگاه کویت، سوال کلیدی این است که پاکستان چه چالشهای امنیتی را میتواند به طور معنادار حل کند که شرکای موجود آن در ناتو، اوکراین و جهان عرب نمیتوانند. مزایای نسبی پاکستان ممکن است در همکاریهای اطلاعاتی، همکاریهای صنعتی دفاعی و آموزش نظامی نهفته باشد، هرچند محدودیتهای آن نسبت به شرکایی مانند ترکیه نیز باید مد نظر قرار گیرد. در نهایت، پاکستان احتمالاً به عنوان یک منبع مقرون به صرفه از تخصص نظامی و ظرفیتسازی عمل خواهد کرد که مکمل، نه جایگزین، شبکه وسیعتری از متحدان و شرکای کویت است.

ارزش پاکستان فراتر از همکاریهای دفاعی
شراکت عمیقتر با پاکستان ممکن است برای کویت و کشورهای همسایه شورای همکاری خلیج فارس ارزش دیپلماتیک بیشتری نسبت به ارزش نظامی ارائه دهد. توانایی اثباتشده پاکستان در تسهیل گفتوگو میان غرب، کشورهای عربی و ایران، نقش مهمی در میان بحرانهای منطقهای به آن میدهد.
در نهایت، اهمیت پیمان دفاعی کویت با پاکستان کمتر در هرگونه تحول نظامی فوری و بیشتر در آنچه که درباره چشمانداز امنیتی در حال تحول خلیج فارس شش ماه پس از آغاز جنگ کنونی ایالات متحده و اسرائیل با ایران نشان میدهد، نهفته است.
برای کویت، این توافق نشاندهنده تلاشی عاقلانه برای تنوع بخشیدن به شراکتهای استراتژیک در حالی که واشنگتن را به عنوان ضامن اصلی امنیت خود حفظ میکند، است. برای پاکستان، این یک فرصت برای تعمیق روابط با یک کشور کلیدی شورای همکاری خلیج فارس است، تلاشی که به خوبی با تلاشهای امنیتی متمرکز بر عربستان سعودی اسلامآباد همخوانی دارد و در عین حال محدودیتهای استراتژی متعادلسازی دیرینهاش نسبت به ایران را آزمایش میکند. اینکه آیا این چارچوب کویت به یک وسیله برای همکاریهای نهادی باقی میماند یا به چیزی با اهمیت بیشتر تبدیل میشود، به شدت به تحولات غیرقابل پیشبینی در معماری امنیتی منطقه بستگی خواهد داشت.

